پرش به محتوای اصلی

غلامی در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: بندگی
معادل پنج‌حرفی و مستقیمِ «غلامی» است.

برای سرنخ کوتاه «غلامی»، واژهٔ بندگی دقیق‌ترین انتخاب است. این دو کلمه در معنای «بنده بودن» و «خدمت و فرمان‌برداری» به یکدیگر می‌رسند؛ افزون بر آن، صورت ذخیره‌شدهٔ پاسخ نیز همین واژه است. بنابراین اگر جدول پنج خانه دارد، می‌توان پاسخ را با اطمینان از راست به چپ وارد کرد.

چرا «بندگی» درست می‌نشیند؟

«غلامی» اسمِ حالت و وضعِ غلام بودن است. «بندگی» نیز از «بنده» ساخته شده و هم حالت بنده بودن را می‌رساند و هم خدمت، اطاعت و فرمان‌برداری را. در یک سرنخ واژگانی که توضیح اضافی ندارد، این هم‌پوشانی معنایی سبب می‌شود «بندگی» از پاسخ‌های تخصصی‌تر یا با بار معنایی محدودتر مناسب‌تر باشد.

رابطهٔ این دو تنها یک شباهت دور نیست: در فرهنگ‌های فارسی، «غلامی» از معنی‌های روشنِ «بندگی» شمرده شده است. پس سرنخ و جواب، مانند دو صورت از یک مفهوم عمل می‌کنند.

دقت مهم دربارهٔ تعداد خانه‌ها: نوشتار «بندگی» پنج حرف دارد. اگر جدول شما پنج خانه در اختیار می‌گذارد، پاسخ کاملاً منطبق است. اگر تعداد خانه‌ها متفاوت باشد، باید به گزینه‌های هم‌معنی و تقاطع‌ها توجه کرد؛ خودِ پاسخ اصلی همچنان «بندگی» است.

دامنهٔ معنایی بندگی

«بندگی» در فارسی یک واژهٔ چندلایه است. در کاربرد تاریخی می‌تواند وضع کسی را نشان دهد که در اختیار یا خدمت دیگری بوده است. در زبان اداری و درباری قدیم، گاه از آن برای اظهار فروتنیِ خدمتگزار در برابر صاحب‌منصب استفاده می‌شد. در شعر عاشقانه، عاشق با گفتن بندگیِ معشوق شدت دلبستگی و تسلیم خود را بیان می‌کند. در زبان دینی و عرفانی نیز بندگی به رابطهٔ آگاهانهٔ انسان با خدا، همراه با اطاعت و پرستش، اشاره دارد.

همین گستردگی، علت خوبی برای انتخاب این جواب در جدول است: سرنخ «غلامی» بدون قید تاریخی، حقوقی یا مذهبی آمده و «بندگی» عمومی‌ترین معادل آن است. پاسخ نه بیش از اندازه تخصصی است و نه فقط یک کاربرد خاص را پوشش می‌دهد.

نقشهٔ معنایی واژهٔ بندگیبندگی در مرکز و ارتباط آن با غلامی، خدمت، اطاعت و کاربرد عرفانی نمایش داده شده است. بندگیپاسخ اصلی سرنخ غلامیهم‌معنی مستقیم اطاعت و خدمتمعنای رفتاری بنده بودنمعنای اسمی و تاریخی عبادت و ارادتکاربرد دینی و ادبی

پاسخ‌های نزدیک؛ هر کدام کِی مناسب‌اند؟

هم‌معنی بودن به این معنا نیست که همهٔ گزینه‌ها در هر جدولی قابل جایگزینی‌اند. لحن سرنخ، شمار خانه‌ها و حروف حاصل از تقاطع، میان واژه‌های نزدیک مرز می‌گذارد.

انتخاب اصلی

بندگی

پنج حرف دارد و هم «غلامی» و هم «بنده بودن» را بی‌واسطه بیان می‌کند. برای سرنخ حاضر، طبیعی‌ترین پاسخ است و بار معنایی آن بسته به بافت می‌تواند تاریخی، ادبی یا دینی باشد.

معادل تاریخی

بردگی

پنج حرف است، اما بیشتر بر وضعیت اجتماعی و سلب آزادی فرد تأکید می‌کند. اگر سرنخ «اسارت»، «برده بودن» یا نهادی تاریخی را برجسته کند، این واژه از بندگی دقیق‌تر می‌شود.

اصطلاح کهن

رِقّیت

صورت فارسی‌شدهٔ اصطلاحی عربی برای بندگی و بردگی است. در جدول‌های دشوار و سرنخ‌هایی با لحن فقهی یا حقوقی دیده می‌شود. املای رایج جدولی آن «رقیت» است و چهار خانه می‌گیرد.

خدمت درباری

چاکری

پنج حرف دارد و بیشتر خدمتگزاری، نوکری یا اظهار ارادت به یک شخص را تداعی می‌کند. برای «خدمتگزاری» یا «نوکری» مناسب است، ولی به اندازهٔ بندگی معادل خنثی و مستقیمِ سرنخ حاضر نیست.

بافت مذهبی

عبودیت

شش حرف دارد و در فارسی امروز غالباً برای بندگی خدا و مقام معنوی انسان به کار می‌رود. وقتی سرنخ اشاره‌ای به پرستش، عبادت یا خداوند داشته باشد، احتمال این پاسخ بالا می‌رود.

لحن محاوره‌ای‌تر

نوکری

پنج حرف است و خدمت کردن برای دیگری را می‌رساند، اما در زبان امروز ممکن است تحقیرآمیز یا کنایی باشد. این تفاوت لحن باعث می‌شود برای «غلامی» جواب دوم باشد، نه انتخاب نخست.

ساخت واژه چه چیزی را روشن می‌کند؟

«بندگی» از «بنده» و پسوند «ـگی» ساخته شده است. این پسوند در فارسی از صفت یا اسم، نامِ حالت و کیفیت می‌سازد؛ مانند «زندگی»، «خستگی» و «آزادگی». در «بندگی»، مفهومِ بنده بودن یا رفتار بنده‌وار شکل می‌گیرد. «غلامی» نیز با افزوده شدن «ـی» به «غلام»، حالت، پیشه یا نسبتِ مربوط به غلام را می‌رساند. پس ساختمان دو واژه نیز هم‌ارزی معنایی آن‌ها را پشتیبانی می‌کند.

سه بافت و سه سایهٔ معنا

  • تاریخی: «زندگی در بندگی» می‌تواند به نبود آزادی و قرار گرفتن زیر اختیار دیگری اشاره کند.
  • ادبی: «بندگیِ یار» معمولاً زبان مبالغه‌آمیزِ عشق، وفاداری یا ارادت است و الزاماً بردگی واقعی را وصف نمی‌کند.
  • عرفانی و دینی: «بندگی خدا» معنای عبادت، تسلیم آگاهانه و فرمان‌برداری معنوی دارد و با اجبار اجتماعی یکی نیست.

این تفاوت بافتی هنگام خواندن متن مهم است. «بندگی» در یک سند تاریخی ممکن است وضعی تحمیلی و ناخوشایند باشد، اما همان کلمه در شعر عرفانی می‌تواند ارزشی مثبت و نشانهٔ رهایی از خودخواهی تلقی شود. سرنخ جدول معمولاً این ظرافت‌ها را کنار می‌گذارد و فقط پیوند واژگانیِ «غلامی = بندگی» را می‌خواهد.

حرفِ تقاطع

اگر حرف نخست «ب» و پایان پاسخ «ی» باشد، هر دو گزینهٔ «بندگی» و «بردگی» ممکن به نظر می‌رسند. حرف دوم تکلیف را روشن می‌کند: در بندگی حرف دوم «ن» است و در بردگی حرف دوم «ر». برای این عنوان، پاسخ ذخیره‌شده و معنای فرهنگ‌نامه‌ای هر دو «بندگی» را تأیید می‌کنند.

املای صحیح و خوانش واژه

صورت درست پاسخ «بندگی» است؛ با «گ» و بدون نیم‌فاصله. آن را «بَندِگی» می‌خوانیم. نوشتن «بنده‌گی» در فارسی معیار ایران رایج نیست، زیرا هنگام پیوستن پسوند «ـگی» به «بنده»، هجای پایانی دگرگون می‌شود و صورت یکپارچهٔ «بندگی» ساخته می‌شود. در خانه‌های جدول نیز هیچ فاصله یا نشانهٔ اضافی وارد نمی‌شود.

از سوی دیگر، «غلامی» ممکن است نام خانوادگی هم باشد، اما وجود عبارت «در جدول» و شکلِ سرنخ‌وار عنوان نشان می‌دهد که اینجا معنای واژگانی آن منظور است، نه نام یک شخص. در نتیجه پاسخ نباید نام خاص یا شرح تاریخی یک خاندان باشد.

جمع‌بندی معنایی سرنخ

مسیر معنی کوتاه و روشن است: غلام کسی است که بنده یا خدمتگزار دانسته می‌شود؛ غلامی حالت یا کارِ اوست؛ و واژه‌ای که همین حالت را در فارسی بیان می‌کند «بندگی» است. گزینه‌هایی مانند بردگی و رقیت تنها وقتی جلو می‌افتند که تعداد خانه‌ها یا قیدهای خودِ سرنخ، بر اسارت تاریخی و حقوقی تأکید داشته باشند. عبودیت نیز به قرینه‌ای دینی نیاز دارد و چاکری بیشتر رنگ خدمت درباری یا اظهار ارادت دارد.

نتیجه: برای «غلامی در جدول»، پاسخ را بندگی بنویسید. این واژه پنج خانه می‌گیرد و ترتیب حروف آن «ب، ن، د، گ، ی» است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.