پرش به محتوای اصلی

غلتاندن در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: غلدادن
صورت بازشده و رایج آن «غل دادن» است.

در جدول کلمات متقاطع، فاصله میان اجزای یک فعل مرکب معمولاً در شمارش خانه‌ها جایی ندارد؛ به همین دلیل پاسخ «غل دادن» به شکل پیوستهٔ غلدادن ثبت می‌شود. این ترکیب یعنی جسمی گرد یا استوانه‌ای را روی سطح به حرکت درآوردن، چنان‌که جسم بر گرد خود بچرخد و جلو برود. توپ، بشکه، حلقه و کندهٔ گرد از نمونه‌هایی هستند که می‌توان آن‌ها را غل داد.

این پاسخ از نظر معنایی دقیقاً با سرنخ جور است: «غلتاندن» فعل متعدی است، یعنی کسی یا چیزی عامل حرکت جسم دیگری می‌شود. «غل دادن» نیز همین رابطه را بیان می‌کند. وقتی کسی توپ را با دست روی زمین روان می‌کند، توپ می‌غلتد و آن شخص توپ را غل می‌دهد.

چرا «غلدادن» پاسخ مناسب خانه‌های جدول است؟

معنی مشترکهر دو عبارت بر حرکت چرخشی جسم روی یک سطح دلالت دارند، نه صرفاً جابه‌جایی یا سر خوردن.
ساخت فعل«دادن» در این ترکیب فعل کمکی است و «غل» نوع حرکت را مشخص می‌کند؛ حاصل، فعلی متعدی است.
شیوهٔ درجپاسخ‌های چندجزئی در شبکه بدون فاصله نوشته می‌شوند؛ بنابراین هفت حرفِ «غلدادن» پشت سر هم قرار می‌گیرند.

اگر شبکه برای پاسخ هفت خانه داشته باشد، ترتیب حروف چنین است: غ، ل، د، ا، د، ن؟ در شمارش دقیق، «غلدادن» شش نویسه دارد، زیرا هر یک از حروف «غ ل د ا د ن» یک خانه می‌گیرد. این نکته مهم است: شکل دیداری کلمه ممکن است بلندتر به نظر برسد، اما پاسخ در واقع شش‌حرفی است. فاصلهٔ احتمالی میان «غل» و «دادن» نیز خانه‌ای اشغال نمی‌کند.

نکتهٔ خانه‌شماری: اگر در تقاطع‌ها شش خانه می‌بینید، «غلدادن» بدون فاصله کاملاً می‌نشیند. در جدولی با تعداد خانهٔ متفاوت، ممکن است طراح صورت دیگری از همین خانواده، مانند «غلتاندن»، را در نظر گرفته باشد.

از حرکت جسم تا معنای فعل

نمایش معنای غل دادننیرو از سمت دست به توپ وارد می‌شود، توپ می‌چرخد و روی سطح پیش می‌رود. وارد کردن نیرو چرخش پیش‌روی روی سطح غل دادن = چرخاندن و روان کردن جسم گرد

در این حرکت دو ویژگی هم‌زمان وجود دارد: جسم هم دور محور خودش می‌چرخد و هم روی سطح پیش می‌رود. همین ترکیبِ چرخش و پیش‌روی، «غل دادن» را از «هل دادن» جدا می‌کند. ممکن است جعبه‌ای را هل بدهیم و جعبه بدون چرخیدن روی زمین بلغزد؛ اما وقتی توپی را غل می‌دهیم، چرخش بخش اصلی حرکت است.

صورت‌های نوشتاری و تفاوت کاربرد آن‌ها

غلدادن؛ پاسخ جدولغل دادن؛ صورت فاصله‌دارغلت دادن؛ صورت روشن‌ترغلتاندن؛ فعل معیارقل دادن؛ گونهٔ گفتاری

غل دادن در فرهنگ‌های فارسی به معنای غلتاندن چیزی مدور روی سطح آمده است. در نوشتار عادی، جدا نوشتن دو جزء خواناتر است؛ اما قرارداد جدول فاصله را حذف می‌کند. از این رو، تفاوت «غل دادن» و «غلدادن» تفاوت معنایی نیست و فقط به قالب نمایش مربوط می‌شود.

غلت دادن صورت شفافی است که پیوند آن با «غلتیدن» را آشکار نگه می‌دارد. حرف «ت» در گفتار سریع، کنار «د» آغازِ «دادن»، گاهی کم‌رنگ یا حذف می‌شود و ترکیب کوتاه‌ترِ «غل دادن» به گوش می‌رسد. پاسخ ذخیره‌شدهٔ این سرنخ نیز همین صورت کوتاه را انتخاب کرده است.

غلتاندن مصدر یک‌واژه‌ای و معیار است. بن ماضی آن «غلتاند» است: «کارگر بشکه را غلتاند.» صورت «غلتانیدن» نیز از همین خانواده و از نظر معنی نزدیک است، گرچه در زبان امروز «غلتاندن» طبیعی‌تر و فشرده‌تر به نظر می‌رسد.

«غلت» با ت

به حرکت چرخشی مربوط است: غلتیدن، غلتاندن، غلتک و غلت‌زدن. در فارسی معیار امروز، این خانواده را با «ت» می‌نویسند.

«غلط» با ط

بیشتر معنای نادرست، خطا یا اشتباه می‌دهد. نوشتن «غلطاندن» ممکن است در برخی متون قدیمی دیده شود، اما برای املای امروزیِ این حرکت، «غلتاندن» روشن‌تر است.

نمونه‌هایی که دامنهٔ معنی را روشن می‌کنند

  • کودک توپ را به سوی هم‌بازی‌اش غل داد؛ توپ روی زمین چرخید و به او رسید.
  • برای جابه‌جایی بشکه، آن را روی پهلو خواباندند و آرام غلتاندند.
  • حلقه با یک ضربه در مسیر صاف غلتید؛ اینجا جسم خودش حرکت می‌کند و فعل لازم است.
  • باد میوهٔ گرد را روی شیب غل داد؛ عامل حرکت باد است و میوه چیزی است که می‌غلتد.

نمونهٔ سوم تفاوت دستوری مهمی را نشان می‌دهد. «غلتیدن» لازم است و مفعول نمی‌گیرد: «توپ غلتید.» در مقابل، «غلتاندن» و «غل دادن» متعدی‌اند و مفعول دارند: «او توپ را غلتاند» یا «او توپ را غل داد.» چون سرنخ نیز ساخت متعدیِ «غلتاندن» را دارد، «غلدادن» از همین جهت هم معادل دقیقی است.

«قل دادن» چه نسبتی با پاسخ دارد؟

در گفتار بعضی فارسی‌زبانان، «قل دادن» با حرف «ق» نیز شنیده یا نوشته می‌شود و همان حرکت دادن جسم مدور را می‌رساند. این شکل را می‌توان گونه‌ای تداولی و نزدیک به «غل دادن» دانست. با این حال، وقتی پاسخ از پیش برای سرنخ ثبت شده و تقاطع‌ها نیز با «غ» آغاز می‌شوند، باید همان غلدادن را وارد کرد. جایگزینی «غ» با «ق» فقط زمانی توجیه دارد که حرف نخست از پاسخ‌های عمودی به‌روشنی «ق» به دست آمده باشد یا منبع جدول آن املا را صریحاً به کار برده باشد.

«چرخاندن» نیز از نظر معنایی نزدیک است، ولی همیشه معادل کامل نیست. می‌توان دستگیره‌ای را در جای خود چرخاند، بدون آنکه روی سطح جلو برود. «روان کردن» هم تنها آغاز حرکت را می‌رساند و الزاماً چرخش را نشان نمی‌دهد. امتیاز «غل دادن» این است که هر دو جزء تصویر را حفظ می‌کند: چرخیدن جسم و حرکت کردن آن روی سطح.

خوانش درست پاسخ در متن و در شبکه

هنگام خواندن، بهتر است عبارت را دو جزء در نظر بگیریم: «غِل دادن» یا مطابق تلفظ رایج «غُل دادن». در شبکه اما فقط توالی حروف اهمیت دارد. نه فاصله درج می‌شود و نه نشانهٔ آوایی؛ پس پاسخ به صورت «غلدادن» دیده می‌شود. این فشردگی نباید باعث شود آن را واژه‌ای مستقل و بی‌ارتباط با فعل مرکب تصور کنیم.

همچنین «دادن» در اینجا معنی واگذار کردن یا بخشیدن ندارد. فارسی ترکیب‌های فراوانی دارد که در آن‌ها «دادن» همراه جزء نخست، یک فعل تازه می‌سازد؛ مانند «تاب دادن»، «حرکت دادن» و «هل دادن». در «غل دادن»، کل ترکیب یک کنش واحد است و نمی‌توان معنی آن را صرفاً از معنای مستقل «دادن» برداشت کرد.

جمع‌بندی واژگانی: برای همین سرنخ، پاسخ مستقیم و قابل درج غلدادن است. در نثر معمول می‌توان آن را «غل دادن» نوشت؛ «غلت دادن» شکل کامل‌ترِ همان تعبیر و «غلتاندن» صورت معیار و یک‌واژه‌ای آن است. «قل دادن» ممکن است به‌عنوان گونهٔ گفتاری دیده شود، اما پاسخ اصلی این جدول با «غ» آغاز می‌شود.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.