پاسخ: کردار
واژهای پنجحرفی به معنی عمل، کار و رفتار.
سرنخ کوتاه «عمل» معمولاً یک هممعنی فشرده میخواهد. «کردار» از نظر معنایی دقیق است و قالب پنجحرفی آن نیز با پاسخ ثبتشده برای این سرنخ سازگاری کامل دارد.
در شمارش خانههای جدول، هرکدام از «ک، ر، د، ا، ر» یک خانه را میگیرند؛ بنابراین پاسخ پنج خانه دارد.
چرا «کردار» معادل مناسبی برای عمل است؟
«کردار» به کاری گفته میشود که از کسی سر میزند؛ یعنی همان بخش انجامشده و آشکارِ رفتار انسان. وقتی میگوییم «آدمی را از کردارش میشناسند»، منظور تصمیمی ذهنی یا سخنی گفتهشده نیست، بلکه کارهایی است که شخص واقعاً انجام داده است. همین پیوند مستقیم با انجام دادن، این واژه را برابر روشنی برای «عمل» میکند.
این هممعنایی در ترکیبهای رایج نیز دیده میشود. «عمل نیک» را میتوان «کردار نیک» گفت و «اعمال انسان» در بافت اخلاقی به «کردارهای انسان» نزدیک است. البته واژهها در همه جملهها کاملاً قابل جایگزینی نیستند؛ «عمل جراحی» یک اصطلاح تخصصی است و نمیتوان آن را «کردار جراحی» نامید. در سرنخ مستقل و بدون قرینه پزشکی یا تخصصی، معنای عمومیِ عمل مطرح است و «کردار» درست مینشیند.
بار معنایی ویژهٔ کردار
کردار فقط نام یک حرکت لحظهای نیست. این واژه اغلب کیفیت کارهای یک فرد را در گذر زمان تداعی میکند و به همین دلیل در زبان اخلاقی و ادبی بسیار پرکاربرد است. «نیککردار» کسی است که کارهای پسندیده انجام میدهد و «بدکردار» درباره کسی گفته میشود که رفتار و اعمال ناپسند دارد. در هر دو ترکیب، داوری بر پایه آن چیزی است که از فرد سر زده است.
همنشینی شناختهشدهٔ «پندار، گفتار و کردار» مرز واژه را روشنتر میکند: پندار در قلمرو اندیشه است، گفتار به سخن مربوط میشود و کردار ناظر به عمل. بنابراین اگر سرنخ جدول از «عمل» میپرسد، بخش سوم این سهگانه دقیقاً همان مفهوم مطلوب را نمایندگی میکند.
کاربرد «کردار» معمولاً لحنی رسمیتر و ادبیتر از «کار» دارد. جملهٔ «نتیجهٔ کار او روشن شد» میتواند درباره شغل، پروژه یا ساختهٔ او باشد؛ اما «نتیجهٔ کردار او روشن شد» توجه را به رفتار و مسئولیت شخص معطوف میکند. این تفاوت ظریف سبب میشود «کردار» برای معنای انسانی و اخلاقیِ عمل، انتخابی رساتر باشد.
پاسخهای نزدیک و تفاوت دقیق آنها
سرنخ «عمل» ظرفیت چند هممعنی دارد، اما طول پاسخ و بافت خانههای متقاطع تعیین میکند کدام واژه مورد نظر طراح بوده است. برای این مدخل، پاسخ ثبتشده «کردار» است؛ واژههای زیر تنها در جدولهای دیگری با تعداد خانه یا قرینه متفاوت ممکن است ظاهر شوند.
عمومیترین برابر است و افزون بر عمل، معنی شغل، وظیفه یا محصول هنری هم میدهد. کوتاهتر از پاسخ اصلی است.
در معنی «کار انجامشده» به عمل نزدیک است، ولی در دستور زبان نیز نام یکی از اجزای جمله است و ممکن است سرنخ به آن حوزه اشاره کند.
بر انجام یا واکنش هدفمند دلالت دارد و در نوشتههای علوم انسانی و ترکیب «کنش و واکنش» کاربرد برجستهتری پیدا میکند.
به شیوه برخورد و نمود بیرونی فرد نزدیک است. همطول با «کردار» است، اما اگر حرف دوم از تقاطع «ر» باشد، کردار برتری پیدا میکند.
بیشتر بر دستبهکار شدن برای هدفی مشخص تأکید دارد؛ مانند اقدام فوری یا اقدام قانونی، نه مجموع منش و اعمال فرد.
به چگونگی یا حاصل انجام کار اشاره میکند؛ مثلاً عملکرد دستگاه یا کارمند. این واژه خودِ «عمل» به معنای کردار نیست.
املای پاسخ و ساخت واژه
املای معیار پاسخ «کردار» است: با «ک» آغاز میشود، پس از «د» حرف «ا» میآید و واژه با «ر» پایان مییابد. صورتهایی مانند «کِردار» فقط برای نشان دادن تلفظ در متن آموزشی به کار میروند؛ کسره در نوشتار عادی نوشته نمیشود و در خانه جدول نیز جای جداگانهای ندارد.
این واژه با خانوادهٔ «کردن»، «کرده» و «کرد» پیوند آشکار دارد. بخش «کرد» مفهوم انجام دادن را در خود نگه میدارد و صورت «کردار» نامِ حاصل یا شیوهٔ انجام را میرساند. همین ساخت فارسی باعث شده است «کردار» در برابر واژه عربی «عمل» معادلی طبیعی و خوشساخت باشد.
- تعداد حروف: پنج حرف.
- دستهٔ دستوری: اسم.
- معنای مرکزی: کار و عملی که از شخص سر میزند.
- حوزهٔ کاربرد برجسته: زبان عمومی، ادبی و اخلاقی.
- تقابل مشهور: کردار در برابر گفتار، یعنی عمل در برابر سخن.
کردار در جمله چگونه معنی میدهد؟
معنا با دیدن واژه در جمله ملموستر میشود. در مثالهای زیر، «کردار» را میتوان با «عمل» یا «رفتار عملی» توضیح داد، بیآنکه مقصود جمله تغییر اساسی کند:
در هر سه نمونه، واژه به جنبهٔ عینی و انجامیافته اشاره دارد. از همین رو، «کردار» در عبارتهایی که میان حرف و عمل مقایسه میکنند بسیار طبیعی است. اگر کسی سخن خوبی بگوید اما برخلاف آن عمل کند، میگوییم گفتار و کردارش یکسان نیست.
چه زمانی «کردار» جایگزین عمل نمیشود؟
هممعنی بودن به معنای جایگزینی در تمام ترکیبها نیست. «عمل» در فارسی چند معنای تخصصی دارد که «کردار» آنها را پوشش نمیدهد. در پزشکی، «عمل قلب» یا «عمل جراحی» به فرایندی درمانی اشاره دارد. در ریاضی، «عمل جمع» یک عملیات محاسباتی است. در عبارت «به نسخه عمل کردن» نیز عمل کردن فعلی مرکب به معنی اجرا و پیروی کردن است. پس اگر کنار سرنخ واژههایی مانند جراحی، ریاضی، دستور یا اجرا دیده شود، باید احتمال معنای تخصصی را در نظر گرفت.
اما عنوان حاضر تنها «عمل» را به صورت یک سرنخ واژگانی آورده و پاسخ ذخیرهشده نیز پنجحرفی است. در چنین وضعی معنای لغوی و عمومی منظور است، نه اصطلاح پزشکی یا محاسباتی. «کردار» هم از نظر معنا و هم از نظر اندازه پاسخ، بیابهامترین انتخاب است.
جمعبندی معنایی پاسخ
«کردار» نامِ کاری است که فرد انجام میدهد و اغلب نتیجهٔ بیرونیِ منش و تصمیم او را نشان میدهد. این واژه در بافت اخلاقی از «کار» مشخصتر، از «اقدام» گستردهتر و از «عملکرد» متفاوت است. نزدیکی آن با «رفتار» واقعی است، ولی پیوند مشهورش با «گفتار» دقیقاً معنای عمل را برجسته میکند.
بنابراین برای سرنخ «عمل» در این جدول، پاسخ نهایی کردار است؛ پنج حرف به ترتیب ک، ر، د، ا، ر.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!