پرش به محتوای اصلی

عقب افتادگی در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: واماندگی
واژه‌ای هشت‌حرفی به معنای عقب ماندن، بازماندن یا از حرکت و پیشرفت جا ماندن.

در این سرنخ، «عقب افتادگی» نام یک وضعیت است، نه فعل و نه صفت. بنابراین پاسخ نیز باید اسمِ حالت باشد. «واماندگی» دقیقاً همین نقش را دارد: حالتی که کسی یا چیزی از مسیر، همراهان، برنامه یا روند پیشرفت بازمانده باشد. پیوند معنایی روشن و ساخت اسمیِ واژه سبب می‌شود پاسخ ذخیره‌شده با صورت سؤال کاملاً جور دربیاید.

واماندگی چه تصویری می‌سازد؟

هسته معنایی واژه، «جا ماندن» است. مسافری را تصور کنید که توان ادامه راه را از دست داده و از کاروان عقب می‌ماند؛ همین تصویر در کاربردهای گسترده‌تر به عقب افتادن از کار، رشد یا حرکت نیز منتقل می‌شود. از این رو واماندگی می‌تواند هم نتیجه خستگی و ناتوانی باشد و هم خودِ وضعیتِ بازماندن از دیگران را بیان کند.

بازماندنعقب‌ماندگیاز راه ماندنفرسودگی

در سرنخ کوتاه جدول، طراح معمولاً همین معنای مرکزیِ «عقب‌ماندگی» را در نظر دارد، نه همه سایه‌های معنایی واژه را.

از «واماندن» تا «واماندگی»

مصدر «واماندن» به معنای بازماندن، نتوانستنِ ادامه دادن یا عقب افتادن به کار می‌رود. وقتی پسوند «ـگی» به صفت یا بنِ مناسب افزوده می‌شود، نامِ حالت می‌سازد؛ همان‌گونه که «خسته» به «خستگی» و «درمانده» به «درماندگی» می‌رسد. در «واماندگی» نیز حاصل، نامِ حالت کسی یا چیزی است که وامانده است.

نقشه معنایی واژه واماندگیواماندن همراه با پسوند گی، واژه واماندگی را می‌سازد و به سه مفهوم جا ماندن، ناتوانی در ادامه و عقب افتادن از روند پیوند دارد. واماندگی واماندن + ـگی = نامِ حالت جا ماندن ناتوانی در ادامه عقب افتادن از روند

این ساخت به فهم تفاوت ظریفی کمک می‌کند: «واماندن» رخداد یا فعل است، «وامانده» شخص یا چیزِ گرفتار آن حالت را وصف می‌کند و «واماندگی» نام خودِ حالت است. چون متن سرنخ «عقب افتادگی» است، صورت اسمیِ «واماندگی» از نظر دستوری هم‌وزن و مناسب‌تر از «واماندن» یا «وامانده» است.

کاربردهایی که معنای پاسخ را روشن می‌کنند

۱

در راه و حرکت

«واماندگی از همراهان» یعنی فرد نتوانسته با سرعت گروه پیش برود و عقب مانده است. این کاربرد به تصویر اصلی و قدیمی واژه نزدیک‌تر است.

۲

در کار یا پیشرفت

اگر روندی نسبت به برنامه یا نمونه‌های دیگر پیش نرود، می‌توان از واماندگی آن سخن گفت. در اینجا حرکت جسمانی نیست، اما تصورِ جا ماندن همچنان در معنا حضور دارد.

۳

در توان و حال انسان

گاهی واژه به خستگی شدید و از توان افتادن نزدیک می‌شود؛ یعنی علت جا ماندن، کاهش نیروست. به همین دلیل «خستگی»، «فرسودگی» و «درماندگی» در بعضی فرهنگ‌ها در همسایگی معنایی آن دیده می‌شوند.

نمونه: «پس از راهی طولانی، نشانه‌های واماندگی در چهره‌اش پیدا بود.» در این جمله، واژه علاوه بر خستگی، ناتوانی در ادامه مسیر را نیز می‌رساند.
نمونه: «واماندگی طرح از برنامه زمان‌بندی آشکار شد.» این بار مقصود خستگی انسان نیست؛ یک روند از زمان یا پیشرفت مورد انتظار عقب افتاده است.

چرا هر مترادفی جای پاسخ نمی‌نشیند؟

سرنخ‌های جدول فشرده‌اند و ممکن است چند واژه هم‌خانواده معنایی را به ذهن بیاورند. با این حال، مترادف‌ها همیشه قابل جایگزینی کامل نیستند. پاسخ اصلی این سؤال «واماندگی» است، اما شناخت تفاوت گزینه‌های نزدیک مانع اشتباه در جدول‌های دیگر می‌شود.

تأخیر

بیشتر بر دیرتر رخ دادن نسبت به زمان مقرر تأکید دارد. قطار ممکن است تأخیر داشته باشد، بی‌آنکه مفهوم خستگی یا ناتوانی در ادامه مطرح باشد. اگر سرنخ «دیرکرد» یا «دیر رسیدن» باشد، تأخیر محتمل‌تر است.

عقب‌ماندگی

از نظر معنای عمومی بسیار نزدیک است و در بافت رشد، توسعه یا فاصله با دیگران رواج بیشتری دارد. «واماندگی» فشرده‌تر و ادبی‌تر است و سایه‌ای از بازماندن و از توان افتادن را نیز حمل می‌کند.

پس‌رفت

یعنی حرکت به عقب یا از دست دادن جایگاه پیشین. چیزی که پس‌رفت کرده فقط از دیگران عقب نمانده، بلکه نسبت به وضع قبلی خودش تنزل یافته است؛ پس این واژه الزاماً معادل واماندگی نیست.

درماندگی

بر بیچارگی، ناتوانی و پیدا نکردن راه چاره تکیه دارد. ممکن است شخص درمانده باشد ولی از گروه یا برنامه عقب نمانده باشد. در واماندگی، مفهومِ بازماندن برجسته‌تر است.

رکود

ایستایی و کم‌شدن جنب‌وجوش را می‌رساند، به‌ویژه در اقتصاد، بازار یا فعالیت. رکود می‌تواند سبب عقب افتادن شود، اما نام دقیق حالتِ جا ماندن نیست.

قصور

به کوتاهی در انجام وظیفه اشاره می‌کند و معمولاً پای مسئولیت یا تقصیر را پیش می‌کشد. واماندگی لزوماً عمدی نیست و ممکن است صرفاً از کمبود توان یا دشواری مسیر پدید آید.

نکته معنایی: «افتادگی» به‌تنهایی می‌تواند معنای فروتنی یا آویختگی هم بدهد، اما ترکیب «عقب افتادگی» دامنه را محدود می‌کند و ما را به مفهوم جا ماندن می‌رساند. به همین علت پاسخ‌هایی مانند «تواضع» که برای «افتادگی» مناسب‌اند، در این سرنخ جایی ندارند.

معنای تخصصی واماندگی در هوانوردی

«واماندگی» در هوانوردی برابر اصطلاح فنیِ استال نیز به کار می‌رود. در این وضعیت، زاویه برخورد جریان هوا با بال از حد بحرانی می‌گذرد و نیروی بَرآ به‌شدت کاهش می‌یابد. نکته مهم این است که واماندگی هواگرد صرفاً «خاموش شدن موتور» نیست؛ مسئله اصلی رفتار جریان هوا روی بال و افت نیروی بالابرنده است.

این معنای تخصصی از پاسخ جدول جدا نیست، اما محدوده‌ای دقیق‌تر دارد. پیوند تصویری آن با معنای عمومی روشن است: سامانه دیگر نمی‌تواند حرکت پایدار پیشین را ادامه دهد. اگر سرنخ جدول «استال هواپیما» یا «کاهش ناگهانی بَرآ» باشد، باز هم «واماندگی» پاسخ مناسبی خواهد بود؛ ولی در سرنخ حاضر همان معنای عمومیِ عقب افتادگی منظور است.

تطبیق نهایی با خانه‌های جدول

پاسخ «واماندگی» هشت حرف دارد و با «و» آغاز و با «ی» پایان می‌یابد. اگر واژه‌های عمودی یا افقیِ متقاطع این دو حرف و ترتیب میانی «ا، م، ا، ن، د، گ» را تأیید کنند، جای تردیدی باقی نمی‌ماند. در جدول، نیم‌فاصله یا نشانه جداکننده وجود ندارد و تمام حروف پشت سر هم در خانه‌ها قرار می‌گیرند.

اگر تعداد خانه‌ها کمتر باشد، احتمال دارد سرنخ دیگری با معنایی محدودتر مانند «تأخیر» مدنظر طراح باشد؛ اما برای همین عنوان و پاسخ ثبت‌شده، صورت کامل و درست «واماندگی» است. «واماندن» هفت حرف دارد و از نظر دستوری فعلِ مصدری است، در حالی که سؤال اسمِ حالت می‌خواهد؛ این تفاوت یک حرفی می‌تواند گره تقاطع را باز کند.

جمع‌بندی واژه: واماندگی نامِ حالتِ واماندن است؛ یعنی بازماندن، از حرکت افتادن یا نسبت به همراهان و روند مورد انتظار عقب ماندن. نزدیکی معنایی، قالب اسمی و شمار هشت‌حرفی آن، همگی نشان می‌دهند که «واماندگی» پاسخ دقیق این سرنخ است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.