پرش به محتوای اصلی

حفظ کننده در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: ضابط
واژه‌ای چهارحرفی به معنی نگاه‌دارنده و حفظ‌کننده.

صورت کوتاه سرنخ ممکن است در نگاه نخست جواب‌هایی مانند «حافظ» یا «حارس» را به ذهن بیاورد، اما پاسخ ثبت‌شده و دقیق این مدخل ضابط است. این انتخاب فقط از کاربرد اداری امروز نمی‌آید؛ در معنای لغوی خود واژه نیز مفهوم حفظ کردن، نگاه داشتن و استوار نگه داشتن وجود دارد. به همین سبب «ضابط» با تعبیر «حفظ‌کننده» پیوندی مستقیم دارد، هرچند در گفت‌وگوی روزمره بیشتر آن را در ترکیب‌هایی مانند «ضابط دادگستری» می‌شنویم.

صورت و ساختمان پاسخ

ضابط

«ضابط» چهار حرف دارد و با «ض» آغاز و با «ط» تمام می‌شود. این دو حرف، تشخیص آن را در تقاطع‌های جدول آسان‌تر می‌کنند؛ زیرا هر دو ممکن است در نوشتار غیررسمی به‌اشتباه با هم‌آواهایشان جایگزین شوند.

چرا «ضابط» معنی حفظ‌کننده می‌دهد؟

ضابط اسم فاعل عربی از ریشهٔ «ضبط» است. «ضبط کردن» در لایهٔ اصلی معنا، چیزی را در اختیار و مراقبت نگه داشتن، از پراکندگی یا تباهی بازداشتن و بر آن تسلط داشتن است. بنابراین ضابط در معنای وصفی، کسی است که چیزی را درست و استوار نگه می‌دارد. «حفظ‌کننده»، «نگاه‌دارنده»، «فراگیرنده» و در بعضی بافت‌های کهن «کسی که کار را محکم اداره می‌کند» همگی از همین هستهٔ معنایی ساخته می‌شوند.

امروزه فعل «ضبط» کاربردهای متنوعی دارد: صدا ضبط می‌شود، مالی توقیف و ضبط می‌شود، مطلبی در حافظه ضبط می‌شود و نظم یک کار نیز می‌تواند تحت ضبط و کنترل قرار گیرد. در همهٔ این کاربردها رشته‌ای مشترک دیده می‌شود: جلوگیری از رهاشدگی و نگه داشتن چیزی در چارچوبی معین. پس پاسخ جدول ترجمه‌ای تصادفی یا دور از ذهن نیست؛ به قدیمی‌ترین بنیان معنایی کلمه اشاره دارد.

سه لایهٔ معنایی یک واژه

معنای لغوی

شخصی که امری را حفظ، مهار یا درست نگهداری می‌کند. این همان لایه‌ای است که طراح جدول برای سرنخ «حفظ‌کننده» در نظر گرفته است.

معنای مدیریتی قدیم

در برخی نوشته‌ها ضابط به متصدی، حاکم یا کسی گفته می‌شد که اداره و انتظام محلی یا کاری را در دست داشت؛ یعنی نگهدار نظم آن بود.

معنای حقوقی امروز

در زبان معاصر، ضابط غالباً مأموری است که در حدود قانون و زیر نظر مرجع قضایی وظایف معینی را انجام می‌دهد. مفهوم حفظ نظم همچنان در پس این کاربرد باقی است.

این لایه‌ها ناسازگار نیستند. تحول کاربرد کلمه از «نگه‌دارنده» به «مأمور صاحب وظیفه» بر پایهٔ همان تصور مراقبت و انتظام رخ داده است. آشنایی امروز ما با معنای حقوقی نباید باعث شود معنای لغوی قدیمی‌تر را نادرست بدانیم. جدول‌های واژگانی اغلب دقیقاً همین معنای فرهنگ‌نامه‌ای و کمتر رایج را هدف می‌گیرند.

تفاوت ضابط با پاسخ‌های نزدیک

سرنخ بسیار کوتاه است و بدون دانستن شمار خانه‌ها چند هم‌معنا ممکن به نظر می‌رسند. با این حال هر کدام رنگ معنایی جداگانه‌ای دارند و همیشه جای یکدیگر نمی‌نشینند:

حافظهم نگهبان و حفظ‌کننده است و هم به کسی گفته می‌شود که متنی، به‌ویژه قرآن، را از بر دارد. پنج حرف دارد و بر حفظ ذهنی نیز تأکید می‌کند.
حارسبیشتر مفهوم نگهبانی و پاسداری از شخص یا مکان را می‌رساند. این واژه نیز پنج‌حرفی است و اگر تقاطع حرف «ر» بدهد می‌تواند گزینه‌ای برای سرنخی دیگر باشد.
نگهدارمعادل فارسی روشن و هفت‌حرفی است. در جملهٔ عادی طبیعی‌تر از ضابط به گوش می‌رسد، اما با طول پاسخ این مدخل هماهنگ نیست.
محافظبر دفاع در برابر آسیب یا خطر تأکید دارد. شش حرف است و دامنهٔ کاربرد روزمره‌اش از ضابط گسترده‌تر، اما ارتباطش با ضبط و انتظام کمتر است.

پس «حافظ»، «حارس»، «نگهدار» و «محافظ» مترادف‌های تقریبی‌اند، نه پاسخ‌های هم‌ارز برای همین مدخل. انتخاب نهایی به متن سرنخ، تعداد حروف و حروف حاصل از تقاطع وابسته است. اینجا صورت چهارحرفی و معنای صریح فرهنگ‌نامه‌ای هر دو به «ضابط» می‌رسند.

املای درست؛ دو حرفی که نباید عوض شوند

!

فقط «ضابط»

نوشتن «زابط»، «ذابط» یا «ضابظ» نادرست است. حرف نخست از ریشهٔ «ضبط» می‌آید و حرف پایانی همان «ط» موجود در آن ریشه است. بهترین یادسپار املایی این است: ضبط ← ضابط.

در فارسی معیار معمولاً کلمه را «زابط» تلفظ نمی‌کنیم، اما هم‌آوایی نسبی «ض» و «ز» می‌تواند هنگام نوشتن لغزش ایجاد کند. از سوی دیگر، «ط» و «ظ» نیز در تلفظ فارسی یکسان شده‌اند. نگاه کردن به خانوادهٔ واژه—ضبط، ضابط، انضباط و منضبط—املای صحیح را تثبیت می‌کند. همهٔ این صورت‌ها با نظم، مهار و نگه داشتن در ارتباط‌اند.

ضابط، ضابطه و ضوابط یکی نیستند

ضابط نام یا صفت شخص است: کسی که حفظ یا ضبط می‌کند. ضابطه به معنی قاعده، معیار یا دستور سنجش به کار می‌رود و «ضوابط» جمع آن است. شباهت ظاهری این سه واژه گاهی موجب خلط می‌شود، اما نقش دستوری و معنای آن‌ها متفاوت است.

  • «ضابط وظیفهٔ قانونی خود را انجام داد»؛ در این جمله سخن از شخص یا مأمور است.
  • «این کار ضابطهٔ مشخصی دارد»؛ اینجا منظور قاعده و معیار است.
  • «رعایت ضوابط الزامی است»؛ یعنی چند قاعده یا مجموعه‌ای از مقررات باید رعایت شود.

در نتیجه، «ضوابط» را نباید جمع «ضابط» دانست. جمع رایج برای شخص، «ضابطان» است؛ «ضابطین» نیز در زبان اداری و حقوقی دیده می‌شود. همین تمایز کوچک، هم معنی مدخل را روشن‌تر می‌کند و هم مانع اشتباه در پاسخ‌های متقاطع می‌شود.

کاربردی که معنای کهن را زنده نگه داشته است

ضابط دادگستری ترکیب آشنای امروز است. در این کاربرد، ضابط صرفاً «نگهبان» به معنای عام نیست؛ مأموری است که اختیار و تکلیف او را قانون تعیین می‌کند و اقدام‌هایش باید در همان حدود انجام شود.

رابطهٔ این اصطلاح با جواب جدول را می‌توان چنین دید: مأمور مربوط، نظم، آثار، اطلاعات یا روند قانونی را تحت مراقبت نگه می‌دارد. البته نباید تعریف عمومی «حفظ‌کننده» را با تعریف تخصصی حقوقی کاملاً برابر گرفت. سرنخ جدول معنی لغوی را می‌خواهد، در حالی که ترکیب حقوقی مصداقی ویژه و محدودشده از واژه را نشان می‌دهد.

همچنین «ضابط» در نوشته‌های تاریخی ممکن است برای متصدی ادارهٔ ناحیه، مسئول انتظام یا صاحب قدرت اجرایی آمده باشد. خوانندهٔ امروزی شاید با دیدن آن فوراً به افسر یا مأمور قضایی فکر کند، ولی بافت متن تعیین می‌کند که معنای عمومیِ اداره‌کننده و نگاه‌دارنده منظور است یا اصطلاح فنی معاصر.

چند نمونه برای درک دقیق‌تر

در عبارت فرضی «ضابطِ امور، اسناد را از پراکندگی حفظ کرد»، کلمه به همان تصور نگهداری و اداره نزدیک است. در جملهٔ «گزارش به ضابط قضایی تحویل شد»، بار حقوقی و سازمانی غلبه دارد. اگر بگوییم «او حافظ این روایت بود»، توجه بیشتر به نگه داشتن مطلب در ذهن یا پاسداری معنوی معطوف می‌شود. این مقایسه نشان می‌دهد چرا واژه‌های نزدیک، با وجود اشتراک در مفهوم حفظ، سایه‌های یکسانی ندارند.

سرنخ‌نویس با حذف بافت و آوردن تنها «حفظ‌کننده» از معنایی استفاده کرده که کوتاه، فرهنگ‌نامه‌ای و مناسب پاسخ چهارحرفی است. ویژگی جالب مدخل نیز همین فاصله میان کاربرد روزانه و معنای ریشه‌ای است: کلمه‌ای که امروز تخصصی به نظر می‌رسد، در اصل توصیف سادهٔ کسی است که چیزی را محکم نگاه می‌دارد.

جمع‌بندی معنایی

برای این سرنخ، جواب نهایی ضابط است: «ض» + «ا» + «ب» + «ط». ریشهٔ «ضبط» دلیل معنای حفظ و نگهداری را روشن می‌کند؛ کاربرد حقوقی امروز شاخه‌ای تخصصی از همان مفهوم نظم و مراقبت است. گزینه‌هایی مانند حافظ، حارس، نگهدار و محافظ تنها وقتی مطرح می‌شوند که شمار خانه‌ها یا حروف تقاطع با واژهٔ دیگری سازگار باشد.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.