پاسخ رایج: سست
واژهای سهحرفی به معنای کمتوان، کماستحکام یا بیدوام.
چرا «سست» دقیقترین پاسخ کوتاه است؟
«ضعیف» همیشه فقط درباره توان جسمی نیست. ممکن است سخن از پایهای باشد که استحکام ندارد، ارادهای که بهآسانی فرو میریزد، دلیلی که قدرت اقناع ندارد یا صدایی که بهزحمت شنیده میشود. «سست» این گستره را در یک واژه کوتاه جمع میکند؛ به همین سبب در جدولها، وقتی سرنخ تنها «ضعیف» است و سه خانه در اختیار داریم، انتخاب طبیعی و مستقیم به شمار میآید.
این پاسخ از نظر املایی نیز بیابهام است: دو «س» در آغاز و پایان دارد و حرف میانی آن «ت» است. نباید آن را با «شست» یا صورتهای گفتاری نادرست اشتباه گرفت.
سه چهره معنایی یک واژه
توان اندک
در «بدن سست» یا «دستهای سست»، واژه از کاهش نیرو و ناتوانی در حرکت یا نگهداشتن چیزی خبر میدهد. این معنا به «ضعیف» جسمانی نزدیک است، بیآنکه لزوماً لاغری را برساند.
استحکام ناکافی
«گره سست»، «پایه سست» و «پیوند سست» چیزهاییاند که محکم نیستند و احتمال جداشدن، لغزش یا فروپاشی دارند. این کاربرد برای اشیا و رابطهها هر دو طبیعی است.
اثرگذاری کم
وقتی میگوییم «استدلال سست»، منظور دلیلی است که پشتوانه کافی ندارد. «قول سست» نیز تعهدی نامطمئن است. اینجا ضعف نه در بدن، بلکه در اعتبار و قوت معنا دیده میشود.
نمونههایی که دامنه «سست» را روشن میکنند
- خاک سست: زمینی که فشردگی و پایداری لازم را ندارد.
- اراده سست: تصمیمی که در برابر فشار یا وسوسه دوام نمیآورد.
- روایت سست: گزارشی با پیوندهای منطقی ضعیف یا شواهد ناکافی.
- نبض سست: ضربانی کمقوت که در زبان توصیفی یا پزشکی قدیم دیده میشود.
- لبخند سست: لبخندی کمرنگ و بیجان که شادی کامل را نشان نمیدهد.
مرز معنایی «سست» با گزینههای نزدیک
مترادفها همیشه قابل جایگزینی کامل نیستند. سرنخ کوتاه جدول بخشی از بافت را حذف میکند، اما اگر عبارت تکمیلی یا تعداد خانهها داده شده باشد، همین تفاوتهای ظریف پاسخ درست را مشخص میکنند.
برای انسان یا حیوانی به کار میرود که اندامی باریک، کمگوشت و کمجان دارد. «درخت نحیف» نیز تصویری ادبی و قابل فهم است، اما نمیتوان یک استدلال یا گره را معمولاً «نحیف» نامید. اگر سرنخ به لاغری یا پیکر اشاره کند، این گزینه از «سست» دقیقتر میشود.
بر نبود یا کمبود توان انجام دادن یک کار تأکید دارد: «ناتوان از حرکت» یا «ناتوان در پاسخگویی». این واژه درباره شخص و قابلیت او روشنتر از «سست» است، ولی برای پایه، طناب و استدلال انتخاب همیشگی نیست.
در بسیاری از متنها تنها به معنای کمقدرت نیست؛ رنگی از خواری، فرودستی یا تسلیم نیز با خود دارد. بنابراین برای سرنخی مانند «خوار و ضعیف» مناسبتر است و نباید آن را مترادفی خنثی برای هر نوع ضعف دانست.
حال پریشان، رنجور یا بسیار ناتوان را تصویر میکند و در ترکیبهایی چون «زار و نزار» شنیده میشود. بار عاطفی آن از «سست» بیشتر است. کوتاهی واژه آن را به گزینهای محتمل برای خانههای اندک تبدیل میکند، مشروط به سازگاری حروف متقاطع.
کسی یا چیزی است که انرژی و شادابی ندارد: «بیمار بیرمق» یا «اجرای بیرمق». این تعبیر برای ضعف ناشی از خستگی و بیحالی مناسب است، نه الزاماً برای سازهای نامطمئن.
در برخی کاربردهای قدیمی، معنای سست و ضعیف داشته و ممکن است درباره رأی یا سخن دیده شود. در فارسی امروز، ذهن بیشتر خوانندگان به معنای زشت و ناپسند میرود؛ پس فقط با نشانهای ادبی یا کهن میتواند پاسخ مطمئنی باشد.
خانواده کاربردی «سست» در فارسی
خود پاسخ پایه چند واژه و ترکیب پرکاربرد است. «سستی» اسم حالت است و کاهش نیرو یا استحکام را میرساند؛ مانند سستی عضلات، سستی پیوند یا سستی رأی. «سستشدن» فرایندی را بیان میکند که طی آن چیزی استحکام پیشین را از دست میدهد. «سستعنصر» برای فرد کماراده یا بیثبات به کار رفته و لحنی داورانه دارد. صفت «سستبنیاد» نیز چیزی را توصیف میکند که پایه فکری یا ساختاری محکمی ندارد.
تضادهای واژه نیز معنایش را بهتر آشکار میکنند. در برابر «سست» میتوان بسته به جمله از «محکم»، «استوار»، «نیرومند»، «قوی» یا «پایدار» استفاده کرد. گره سست در برابر گره محکم قرار میگیرد؛ رأی سست در برابر رأی استوار؛ و بدن سست در برابر بدن نیرومند. همین تغییرِ متضاد نشان میدهد که «سست» در هر جمله دقیقاً کدام نوع ضعف را حمل میکند.
وقتی سرنخ تنها یک کلمه است
عنوان کوتاه «ضعیف» هیچ زمینهای مانند جسم، اخلاق، استدلال یا ساختمان نمیدهد. در چنین وضعی، پاسخ ذخیرهشده «سست» امتیاز مهمی دارد: هم مترادفی مستقیم است و هم در بافتهای گوناگون طبیعی میماند. با این حال شکل نوشتاری آن سه خانه میخواهد. اگر الگوی جدول تعداد دیگری از خانهها را نشان دهد، گزینه باید از نظر معنا و حروف تقاطعی دوباره سنجیده شود؛ برای نمونه «نحیف» پنج نویسه، «ناتوان» شش نویسه و «زار» سه نویسه دارد.
وجود یک حرف قطعی نیز دامنه انتخاب را محدود میکند. پاسخ سهخانهای با الگوی «س ـ ت» بهروشنی به «سست» نزدیک میشود. اما الگویی که با «ن» آغاز شود و به ضعف جسمانی اشاره کند، احتمال «نحیف» یا «ناتوان» را بالا میبرد. نکته اصلی این است که گزینه جایگزین باید همزمان با معنای دقیق سرنخ و ساختمان خانهها هماهنگ باشد، نه اینکه صرفاً در فرهنگ لغت کنار «ضعیف» آمده باشد.
جمعبندی معنایی پاسخ
برای سرنخ بیقید «ضعیف»، پاسخ اصلی سست است: واژهای کوتاه که میتواند کمبود نیرو، نبود استحکام، بیدوامی یا ضعف منطقی را برساند. «نحیف» بدن باریک و کمجان را برجسته میکند، «ناتوان» بر نداشتن توان انجام کار تکیه دارد و «زبون» ضعف را با خواری درمیآمیزد. بنابراین تا وقتی سرنخ توضیح دیگری نداده و خانهها با س، س، ت سازگارند، «سست» روشنترین انتخاب است.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!