پرش به محتوای اصلی

ضد در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: نقیض
واژه‌ای چهارحرفی به معنی ضد و مخالف.

برای سرنخ کوتاه «ضد»، جواب ثبت‌شده و دقیق نقیض است. این واژه هم در زبان عمومی معنای «چیزی که در برابر چیز دیگر قرار می‌گیرد» می‌دهد و هم در منطق معنایی مشخص‌تر دارد. همین دو کاربرد سبب شده است که نقیض از پاسخ‌های آشنا و مناسب جدول‌های کلمات باشد.

صورت درست جواب

نقیض با «ق» و در پایان با حرف «ض» نوشته می‌شود. تلفظ رایج آن «نَقیض» است و نباید آن را با «نقض» اشتباه گرفت؛ نقض سه حرف دارد و بیشتر به معنی شکستن، برهم‌زدن یا بی‌اعتبار کردن است.

نقیض۴ حرف

چرا «نقیض» با سرنخ ضد جور درمی‌آید؟

در معنای لغوی، نقیض همان مخالف، مقابل یا وارونه یک چیز است. وقتی می‌گوییم سخنی نقیض سخن دیگر است، منظور این است که محتوای آن دو در جهت یکسان قرار ندارد. بنابراین طراح جدول می‌تواند تعریف بسیار فشرده «ضد» را برای رسیدن به نقیض به کار ببرد؛ رابطه میان سرنخ و پاسخ، رابطه مستقیم معنایی است و به بازی لفظی پیچیده‌ای نیاز ندارد.

در گفتار و نوشتار

نقیض می‌تواند به نظر، ادعا، رفتار یا وضعیتی اشاره کند که خلاف مورد دیگری است؛ مانند «نتیجه پژوهش نقیض ادعای نخست بود».

در اصطلاح منطق

نقیض یک گزاره، نفی دقیق همان گزاره است؛ اگر یکی درست باشد دیگری نادرست است و حالت سومی میان آن دو باقی نمی‌ماند.

مرز ظریف میان نقیض و ضد

در کاربرد روزمره، «ضد» و «نقیض» اغلب به جای یکدیگر می‌نشینند؛ اما در منطق این دو کاملاً یکسان نیستند. دو امر متضاد نمی‌توانند هم‌زمان در یک موضوع و از یک جهت برقرار باشند، ولی ممکن است هیچ‌کدام برقرار نباشد. برای نمونه، یک سطح می‌تواند نه سفید باشد و نه سیاه، بلکه خاکستری باشد. در مقابل، دو نقیض نه با هم درست‌اند و نه با هم نادرست: درباره یک چراغ مشخص در یک لحظه، گزاره‌های «چراغ روشن است» و «چراغ روشن نیست» نقیض یکدیگرند.

نمای تصویری تفاوت نقیض و ضددر نقیض فقط دو حالت روشن است و روشن نیست وجود دارد، اما میان دو ضد سفید و سیاه حالت خاکستری نیز ممکن است. تقابل دقیق و تقابل درجه‌پذیر روشن است روشن نیست نقیض سفید خاکستری سیاه دو ضد با امکان حالت میانی نقیض، نفی کامل یک گزاره است؛ ضد همیشه چنین دوگانگی بسته‌ای نمی‌سازد.
نمونه تصویری نشان می‌دهد چرا معنای تخصصی «نقیض» از معنای عمومی «مخالف» دقیق‌تر است.

کاربرد واژه در جمله

شناخت جایگاه دستوری و بافت واژه کمک می‌کند جواب فقط مجموعه‌ای از حروف نباشد. «نقیض» می‌تواند به صورت اسم بیاید؛ مانند «نقیض این گزاره را بنویسید». همچنین در ساخت «نقیضِ چیزی» به کار می‌رود: «رفتار امروز او نقیضِ وعده دیروزش بود». ترکیب رایج «ضد و نقیض» نیز برای گفته‌ها یا خبرهایی استفاده می‌شود که با یکدیگر سازگار نیستند.

نمونه منطقی: اگر گزاره اصلی «همه پنجره‌ها باز هستند» باشد، نفی دقیق آن این است که «دست‌کم یک پنجره باز نیست». گفتن «همه پنجره‌ها بسته‌اند» الزاماً نقیض دقیق نیست، زیرا ممکن است بعضی باز و بعضی بسته باشند.

این نمونه یک نکته مهم را روشن می‌کند: در منطق، نقیض‌سازی تنها عوض کردن یک صفت با صفت مخالف نیست. باید کل ادعا طوری نفی شود که درست بودن یکی، نادرستی دیگری را قطعی کند. البته سرنخ جدولی «ضد» معمولاً همان معنای لغوی و کوتاه را هدف گرفته است، نه این جزئیات فنی.

جواب‌های نزدیک و زمان مناسب هرکدام

بدون دانستن تعداد خانه‌ها ممکن است چند هم‌معنی به ذهن برسد. این گزینه‌ها از نظر کلی به سرنخ مربوط‌اند، ولی طول، لحن و دقت معنایی‌شان با «نقیض» تفاوت دارد.

۶ حرفمخالف

عمومی‌ترین جایگزین است و هم درباره اشخاص و هم درباره عقیده یا جهت به کار می‌رود. اگر جدول شش خانه داشته باشد، «مخالف» می‌تواند محتمل باشد؛ اما برای این مدخل، پاسخ ثبت‌شده نقیض است.

۳ حرفعکس

در عبارت‌هایی مانند «عکسِ این حالت» معنای وارونه و خلاف می‌دهد. «عکس» علاوه بر این معنا، به تصویر نیز گفته می‌شود؛ بنابراین از نقیض چندمعناتر و در بافت منطقی کم‌دقت‌تر است.

۵ حرفمباین

به معنی جدا، ناسازگار یا متفاوت است و لحنی رسمی دارد. هر دو چیز مباین لزوماً نقیض منطقی هم نیستند؛ ازاین‌رو تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی باید آن را تأیید کنند.

۴ حرفخلاف

از نظر طول با نقیض برابر است و در زبان روزمره معنی مقابل و ناسازگار می‌دهد. با این حال، در این عنوان جواب اصلی «نقیض» است؛ به‌ویژه اگر حرف دوم از تقاطع «ق» یا حرف پایانی «ض» باشد.

نکته املایی: پایان «نقیض» با «ض» نوشته می‌شود، اما «نقض» نیز همین حرف پایانی را دارد. حضور «ی» تفاوت ظاهری مهم دو کلمه است: نقیض نامِ امر مخالف یا نفی‌شده است؛ نقض به عمل شکستن و برهم‌زدن اشاره می‌کند، مانند نقض قرارداد یا نقض قانون.

خانواده معنایی و ترکیب‌های آشنا

واژه‌هایی مانند «تناقض»، «متناقض» و «نقیضین» با حوزه مفهومی نقیض پیوند دارند. «تناقض» وضعیتی است که در آن دو حکم ناسازگار کنار هم قرار می‌گیرند؛ «متناقض» صفتِ گفته‌ها یا رفتارهای ناسازگار است؛ و «نقیضین» در زبان منطقی به دو طرف نقیض گفته می‌شود. نباید این گروه را با «نقد» یا «انتقاد» مرتبط دانست؛ شباهت شنیداری، دلیل یکی بودن ریشه یا معنا نیست.

هست / نیست
نمونه روشن نقیضین
سفید / سیاه
نمونه دو امر متضاد
ادعا / نفی ادعا
ساخت رایج نقیض

ترکیب «ضد و نقیض» در فارسی امروز بسیار رایج است: «گزارش‌های ضد و نقیض منتشر شد». در این تعبیر، منظور معمولاً گزارش‌هایی است که جزئیاتشان همدیگر را تأیید نمی‌کند یا یکی محتوای دیگری را رد می‌کند. این کاربرد روزمره الزاماً تابع تعریف سخت‌گیرانه منطق نیست، ولی هسته معنایی ناسازگاری را حفظ می‌کند.

جمع‌بندی معنایی پاسخ

«نقیض» پاسخی کوتاه، چهارحرفی و دقیق برای تعریف «ضد» است. ارزش این جواب فقط در هم‌معنی بودن دو واژه نیست: نقیض در نوشته‌های معمول می‌تواند معنی مخالف و وارونه بدهد و در منطق، نفی کامل یک گزاره را مشخص کند. «مخالف»، «عکس»، «مباین» و «خلاف» گزینه‌های نزدیک‌اند، اما هرکدام طول یا دامنه معنایی دیگری دارند و جای پاسخ اصلی این مدخل را نمی‌گیرند.

پاسخ نهایی جدول: نقیض — با ترتیب حروف «ن، ق، ی، ض».

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.