پرش به محتوای اصلی

عذرخواهی در جدول

۶ دقیقه مطالعه

پاسخ: پوزش

واژه‌ای چهارحرفی و برابر مستقیمِ «عذرخواهی» است.

در این سرنخ، «پوزش» از نظر معنی و اندازه، پاسخ روشن و دقیق است. این واژه هم خودِ عذرخواهی را می‌رساند و هم می‌تواند به عذری گفته شود که کسی برای خطا یا کوتاهی خود می‌آورد. صورت نوشتاری آن پیوسته و بدون نیم‌فاصله است: «پوزش».

چهرهٔ واژه در خانه‌های جدول

پوزش

چهار حرف: پ + و + ز + ش؛ «و» در این واژه بخشی از ساخت اصلی است و حذف نمی‌شود.

چرا «پوزش» دقیقاً با سرنخ جور است؟

وقتی کسی خطا، بی‌دقتی یا رنجشی را می‌پذیرد و از دیگری درخواست گذشت می‌کند، کاری که انجام می‌دهد «عذرخواهی» است؛ نام فارسیِ کوتاه همین عمل «پوزش» است. به همین دلیل میان عبارتِ سرنخ و پاسخ، واسطهٔ معنایی دور یا بازی زبانی وجود ندارد. فرهنگ‌های فارسی نیز برای «پوزش» معنی‌هایی چون عذرخواهی، معذرت، عذر و درخواست گذشت آورده‌اند.

کوتاهیِ واژه مزیت دیگری برای این مدخل است. «عذرخواهی» هشت حرف دارد، اما پاسخ چهارحرفیِ «پوزش» همان مفهوم را فشرده می‌کند. اگر تعداد خانه‌های مدخل چهار تا باشد، این تطابق معنایی و حرفی تقریباً جای تردید باقی نمی‌گذارد.

نقشه معنایی پوزشپوزش میان پذیرش خطا، بیان تأسف و درخواست گذشت پیوند برقرار می‌کند.پوزشپذیرشِ خطاآغاز معناییدرخواستِ گذشتمقصدِ سخنبیان تأسف، پیوند میان این دو معناست

معنی دقیق‌تر و دامنهٔ کاربرد

«پوزش» تنها یک عبارت مؤدبانه نیست؛ این اسم می‌تواند هم به عمل عذر خواستن اشاره کند و هم به خودِ عذر. در جملهٔ «پوزش او پذیرفته شد»، واژه بیشتر به عذر و درخواست بخشش اشاره دارد. در جملهٔ «برای تأخیر پوزش خواست»، بر کنش عذرخواهی تأکید می‌شود. همین انعطاف سبب شده است که واژه در نثر رسمی، ادبی و روزمره قابل استفاده باشد.

لحن «پوزش» معمولاً محترمانه و کمی رسمی‌تر از «ببخشید» است، ولی سنگینیِ «اعتذار» را ندارد. در یک پیام اداری می‌توان نوشت «از تأخیر پیش‌آمده پوزش می‌خواهیم» و در گفت‌وگویی مؤدبانه گفت «برای این اشتباه پوزش می‌خواهم». در هر دو نمونه، گوینده مسئولیت یک رخداد ناخوشایند را می‌پذیرد.

نکتهٔ زبانی: «پوزش» واژه‌ای فارسی است و با مصدر کهن «پوزیدن» ارتباط دارد؛ مصدری به معنی پوزش کردن، عذر آوردن یا معذرت خواستن. امروز خودِ «پوزیدن» کم‌کاربرد است، اما «پوزش» و ترکیب‌های آن زنده و آشنا مانده‌اند.

همراهان طبیعیِ «پوزش» در جمله

۱

پوزش خواستن: رایج‌ترین ترکیب است؛ مانند «از مهمانان پوزش خواست». حرف اضافهٔ «از» شخص یا گروهی را نشان می‌دهد که عذرخواهی خطاب به اوست.

۲

پوزش طلبیدن: لحنی ادبی‌تر دارد و بر درخواست بخشایش تأکید می‌کند؛ مانند «برای سخن شتاب‌زده‌اش پوزش طلبید».

۳

پوزش پذیرفتن: کنشِ طرف مقابل را بیان می‌کند؛ یعنی عذر را قبول کردن و از خطا گذشتن.

۴

پوزش آوردن: ساختی ادبی یا قدیمی‌تر است و در متن‌های کلاسیک بیشتر دیده می‌شود؛ در فارسی امروز «پوزش خواستن» طبیعی‌تر است.

پاسخ‌های نزدیک؛ کدام‌یک چه زمانی مناسب است؟

یک سرنخ کوتاه ممکن است بیش از یک مترادف داشته باشد، اما طول مدخل و حرف‌های تقاطعی انتخاب را محدود می‌کنند. برای عنوان حاضر، پاسخ ثبت‌شده و گزینهٔ اصلی «پوزش» است. گزینه‌های زیر فقط زمانی مطرح می‌شوند که ساخت جدول یا تعداد خانه‌ها متفاوت باشد.

۵ حرف

معذرت

در گفتار و نوشتار بسیار رایج است و می‌تواند معنی عذر یا عذرخواهی بدهد. یک حرف از «پوزش» بلندتر است، پس در مدخل چهارخانه جا نمی‌گیرد.

۶ حرف

اعتذار

هم‌معنیِ رسمی‌تر و عربیِ عذرخواهی است. در متن‌های اداری و ادبی دیده می‌شود و با شش خانه سازگار است، نه چهار خانه.

۱۰ حرف

پوزش‌خواهی

ترکیبی صریح و بلندتر است. در نگارش معیار با نیم‌فاصله نوشته می‌شود، هرچند در جدول نیم‌فاصله خانهٔ جداگانه نمی‌گیرد.

«استغفار» نیز گاهی در فهرست واژه‌های نزدیک دیده می‌شود، اما برابر عمومیِ این سرنخ نیست. استغفار مشخصاً طلب آمرزش از خداوند و مفهومی دینی دارد، در حالی که پوزش می‌تواند خطاب به هر شخص یا جمعی باشد. بنابراین جایگزین کردن آن بدون قرینهٔ مذهبی، دقت پاسخ را کم می‌کند.

تفاوت پوزش با تأسف و بخشش

پوزش و تأسف

تأسف بیان ناراحتی از یک رخداد است و لزوماً پذیرش مسئولیت را در خود ندارد. ممکن است کسی از حادثه‌ای متأسف باشد بی‌آنکه عامل آن بوده باشد. پوزش معمولاً از سوی کسی می‌آید که خطا یا کوتاهی را به خود نسبت می‌دهد.

پوزش و بخشش

پوزش درخواست است و بخشش پاسخ احتمالی به آن. فرد خطاکار پوزش می‌خواهد؛ فرد رنجیده می‌تواند آن را بپذیرد و ببخشد. به همین علت این دو واژه در یک سوی رابطه قرار ندارند.

این تمایز برای فهم خودِ سرنخ مهم است: «عذرخواهی» نامِ کنشی است که گوینده انجام می‌دهد، پس «پوزش» با آن هم‌جهت است. «آمرزش» یا «بخشش» بیشتر به واکنش مخاطب اشاره می‌کنند و پاسخ مستقیم این عبارت محسوب نمی‌شوند.

املای پاسخ و چند ترکیب وابسته

املای درست پاسخ «پوزش» است: با «ز» و پایانِ «ش». صورت‌هایی مانند «پوضش» یا «پوزِش» در نوشتار معیار درست نیستند. حرکت کوتاه در خط فارسی نوشته نمی‌شود و افزودن کسره نیز لازم نیست. اگر واژه جمع بسته شود، «پوزش‌ها» با نیم‌فاصله نوشته می‌شود.

در ترکیب‌های مشتق، «پوزش‌خواه» به کسی گفته می‌شود که عذر می‌خواهد و «پوزش‌خواهی» عمل اوست. «پوزش‌پذیر» نیز برای شخصی به کار می‌رود که عذر دیگران را می‌پذیرد یا برای خطایی که قابلیت گذشت دارد. این واژه‌ها از نظر معنا به پاسخ وابسته‌اند، اما هیچ‌کدام جای پاسخ چهارحرفی را نمی‌گیرند.

نمونه‌هایی برای تشخیص معنای درست

در جملهٔ «مدیر بابت لغو ناگهانی برنامه پوزش خواست»، پوزش دقیقاً معادل عذرخواهی است. در «نامهٔ پوزش او دیر رسید»، واژه به پیام یا بیان عذر اشاره می‌کند. در «با پوزش از خوانندگان، تاریخ رویداد اصلاح شد» نیز عبارت آغازین لحنی رسمی و محترمانه می‌سازد. هر سه کاربرد یک هستهٔ مشترک دارند: اذعان به کاستی و درخواست گذشت.

اما جملهٔ «از شنیدن خبر تأسف خورد» نمونهٔ پوزش نیست، چون خطایی به گوینده نسبت داده نشده است. همچنین «او دوستش را بخشید» نتیجه‌ای پس از عذرخواهی را توصیف می‌کند، نه خودِ عذرخواهی را. این مقایسه نشان می‌دهد چرا مترادف دقیق باید بر پایهٔ نقش واژه در موقعیت انتخاب شود.

جمع‌بندی مدخل: برای سرنخ «عذرخواهی»، پاسخ اصلی پوزش است؛ چهار حرف دارد، املای آن «پ، و، ز، ش» است و از نظر معنایی بر درخواست گذشت پس از خطا یا کوتاهی دلالت می‌کند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.