پرش به محتوای اصلی

ضربان در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: پالس، تپش
هر دو واژه برابر رایج «ضربان» هستند.

برای سرنخ کوتاه «ضربان»، دو پاسخ ثبت‌شده و مستقیم پالس و تپش است. «تپش» برابر فارسی و عمومی‌تر این معناست؛ «پالس» نیز به‌ویژه در زبان فنی، پزشکی و الکترونیک برای یک ضربه یا موج تکرارشونده به کار می‌رود. بنابراین انتخاب میان این دو بیش از هر چیز به تعداد خانه‌ها و حروفی که از تقاطع‌ها به دست آمده وابسته است.

پالس · ۴ حرفتپش · ۳ حرفنبض · ۳ حرف، مرتبطزنش · ۳ حرف، کم‌کاربردتر

چرا «تپش» دقیق‌ترین برابر فارسی است؟

تپش از خانواده «تپیدن» است و همان حرکت یا زدن پی‌درپی را به ذهن می‌آورد. وقتی می‌گوییم «تپش قلب»، منظور ضربه‌های پیاپی قلب است؛ از همین رو فرهنگ‌های فارسی نیز در توضیح ضربان قلب از «تپیدن دل» و «تپش قلب» یاد می‌کنند. این پیوند معنایی مستقیم سبب می‌شود که در جدولی با سه خانه، «تپش» نخستین گزینه‌ای باشد که باید آزمود.

این واژه فقط اصطلاحی پزشکی نیست. در زبان روزمره، شخص ممکن است از «تپش تند قلب» هنگام دویدن، نگرانی یا هیجان سخن بگوید. در نثر ادبی هم تپش می‌تواند نشان زندگی و جنب‌وجوش باشد؛ مانند تپش یک شهر یا تپش زندگی. در همه این نمونه‌ها هسته معنا ثابت است: حرکتی زنده، پیاپی و قابل احساس.

نکته املایی

جواب سه‌حرفی به صورت «تپش» نوشته می‌شود: ت، پ، ش. «تپیدن» فعل هم‌خانواده آن است، اما چون پنج حرف دارد و نامِ خودِ ضربان نیست، جای پاسخ کوتاه «تپش» را نمی‌گیرد.

«پالس» چه زمانی جواب مناسب‌تر است؟

پالس وام‌واژه‌ای رایج از pulse است. در کاربرد پزشکی می‌تواند به نبض یا ضربان اشاره کند، اما دامنه‌اش از قلب فراتر می‌رود. در الکترونیک و پردازش سیگنال، پالس یک تغییر کوتاه و مشخص در سیگنال است که از مقدار پایه دور می‌شود و دوباره بازمی‌گردد. دستگاه می‌تواند پالس الکتریکی تولید کند، فرستنده می‌تواند پالس بفرستد و حسگر می‌تواند پالس‌های منظم را ثبت کند.

همین معنای «ضربه کوتاه و تکرارشونده» پلی میان کاربرد جسمانی و فنی واژه است. قلب ضربه‌هایی منظم ایجاد می‌کند؛ حسگر آن‌ها را به صورت موج ثبت می‌کند؛ نمایشگر نیز دنباله‌ای از قله‌ها نشان می‌دهد. به همین دلیل «پالس» در سرنخ ضربان کاملاً طبیعی است، به‌خصوص اگر جواب چهار خانه داشته باشد یا یکی از حروف تقاطعی «ا» یا «ل» باشد.

رابطه تپش، نبض و پالستپش قلب خون را به سرخرگ می‌راند، نبض در رگ احساس می‌شود و حسگر آن را به شکل پالس ثبت می‌کند.تپش قلبنبض در سرخرگپالس ثبت‌شدهیک رویداد، سه زاویه بیان: زدن قلب، احساس رگ، نمایش سیگنال

این مسیر نشان می‌دهد چرا واژه‌ها نزدیک‌اند، ولی در متن دقیق الزاماً یک چیز را نام‌گذاری نمی‌کنند.

تفاوت مهم «ضربان» با «نبض»

ضربان یا تپش

به زدن پی‌درپی قلب و، در تعبیر عددی، به شمار این ضربه‌ها در یک بازه زمانی اشاره می‌کند. عبارت‌هایی مانند «ضربان قلب» و «تعداد تپش در دقیقه» در همین حوزه‌اند.

نبض

اثر موج خون در سرخرگ است که مثلاً در مچ دست یا گردن احساس می‌شود. نبض نتیجه کار قلب است و در گفت‌وگوی روزانه گاهی به جای ضربان به کار می‌رود.

پس «نبض» یک جواب مرتبط و شناخته‌شده برای سه خانه است، اما نسبت آن با سرنخ کمی غیرمستقیم‌تر از «تپش» است. قلب می‌تپد و موج حاصل در رگ به صورت نبض لمس می‌شود. در یک جدول عمومی ممکن است طراح این دو را مترادف بگیرد؛ در یک متن دقیق پزشکی بهتر است فرق میان منشأ ضربه و اثر آن در سرخرگ حفظ شود.

جمع‌بندی انتخاب: اگر الگوی جدول سه‌حرفی است، «تپش» پاسخ اصلی ذخیره‌شده است و «نبض» تنها در صورت سازگاری قطعی تقاطع‌ها مطرح می‌شود. برای چهار خانه، «پالس» پاسخ روشن و مستقیم است.

معنا در جمله چگونه روشن می‌شود؟

یک واژه زمانی خوب شناخته می‌شود که در جمله‌های متفاوت نقش آن را ببینیم. نمونه‌های زیر مرز کاربردهای اصلی را نشان می‌دهند، بی‌آنکه مفهوم ضربان را فقط به یک بافت محدود کنند:

«پس از بالا رفتن از پله‌ها، تپش قلبش را واضح‌تر حس کرد.» در این جمله تأکید بر تجربه جسمانی و زدن قلب است.

«حسگر، هر پالس را به یک قله روی نمودار تبدیل کرد.» اینجا زبان فنی و ثبت سیگنال برجسته است.

«پزشک نبض بیمار را از مچ بررسی کرد.» محل لمس موج در رگ، انتخاب واژه نبض را توجیه می‌کند.

«چراغ با پالسهای کوتاه روشن و خاموش می‌شد.» این نمونه نشان می‌دهد پالس الزاماً قلبی نیست.

خانواده معنایی سرنخ

سرنخ «ضربان» پیرامون مفهوم تکرار منظم شکل گرفته است. «تپ» صدای کوتاه یا یک بار زدن را تداعی می‌کند؛ «تپیدن» رخ دادن این حرکت است؛ «تپش» نامِ حالت یا فرایند آن است. «ضرب» می‌تواند یک بار برخورد یا واحد ریتم باشد و «کوبش» شدت بیشتری را القا می‌کند. این واژه‌ها نزدیک‌اند، ولی همه آن‌ها به یک اندازه پاسخ مستقیم این سرنخ نیستند.

  • تپ: کوتاه‌تر است و بیشتر یک ضربه یا آوا را می‌رساند؛ برای سرنخ دقیق «ضربان» پاسخ اصلی نیست.
  • زنش: از «زدن» ساخته شده و در برخی بافت‌های علمی یا واژه‌گزینی دیده می‌شود، اما در گفتار امروز از «تپش» کم‌کاربردتر است.
  • کوبش: ضربه‌ای پرقدرت را تداعی می‌کند و معمولاً شدت را بیش از نظم تکرار برجسته می‌سازد.
  • ریتم: الگوی زمانی ضربه‌هاست، نه خودِ هر ضربان؛ بنابراین معنای آن عام‌تر است.

کاربرد مجازی: از قلب تا شهر

ضربان در زبان تصویری نشانه زنده بودن و حرکت است. وقتی نویسنده از «ضربان شهر» سخن می‌گوید، منظورش قلب جسمانی نیست؛ رفت‌وآمد، کار، صدا و جریان زندگی شهری را مانند تپش یک موجود زنده می‌بیند. «نبض بازار» نیز وضع و حال جاری بازار را نشان می‌دهد. در چنین ترکیب‌هایی «نبض» بیشتر معنای شاخص و نشانگر وضعیت دارد، حال آنکه «تپش» حس حرکت و حیات را پررنگ‌تر می‌کند.

این تفاوت ظریف برای فهم جواب هم سودمند است: «تپش» بر خودِ حرکت پیاپی تکیه دارد، «نبض» بر اثری که می‌توان از آن وضعیت را دریافت، و «پالس» بر ضربه یا سیگنالی که می‌تواند اندازه‌گیری و منتقل شود. هر سه به یک شبکه معنایی تعلق دارند، اما زاویه نگاهشان یکسان نیست.

صورت نهایی پاسخ بر پایه تعداد خانه‌ها

در جدول کلمات، عبارت سرنخ همیشه همه جزئیات معنایی را آشکار نمی‌کند و طول پاسخ نقش تعیین‌کننده دارد. اگر جای جواب سه خانه دارد و حروف تقاطعی با «ت، پ، ش» هماهنگ‌اند، پاسخ تپش است. اگر چهار خانه وجود دارد و الگو با «پ، ا، ل، س» جور درمی‌آید، پالس را بنویسید. فاصله و نیم‌فاصله‌ای هم در هیچ‌یک مطرح نیست؛ هر دو یک‌واژه‌ای‌اند.

اگر سه خانه دارید اما تقاطع‌ها به «ن، ب، ض» می‌رسند، «نبض» از نظر معنایی قابل دفاع است، هرچند پاسخ ذخیره‌شده این سرنخ «تپش» و «پالس» است. «زنش» نیز سه حرف دارد، ولی تا وقتی تقاطع‌ها به روشنی آن را تحمیل نکرده‌اند، به سبب رواج کمتر نباید بر تپش مقدم شود.

نتیجه: پاسخ مستقیم «ضربان در جدول» پالس، تپش است؛ تپش برای الگوی سه‌حرفی و پالس برای الگوی چهارحرفی. «نبض» نزدیک‌ترین گزینه جانبی است و زمانی ارزش بررسی دارد که حروف متقاطع آن را تأیید کنند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.