پرش به محتوای اصلی

شیشه در جدول

۶ دقیقه مطالعه

پاسخ: کپ، ابگینه

«کپ» ظرف شیشه‌ای بزرگ است و «آبگینه» نام ادبی و عمومی شیشه.

سرنخ کوتاه «شیشه» از آن پرسش‌هایی است که با تعداد خانه‌ها معنای دقیقش روشن می‌شود. اگر جای پاسخ دو حرف داشته باشد، کپ انتخابی واژه‌نامه‌ای است؛ اگر هفت حرف در اختیار باشد، آبگینه پاسخ شناخته‌شده‌تر و ادبی‌تر خواهد بود. این دو پاسخ کاملاً هم‌معنا نیستند: یکی نام ظرفی مشخص از جنس شیشه است و دیگری خود شیشه یا شیء شیشه‌ای را می‌رساند.

کپبا تلفظ «کُپ»

پاسخ دوحرفی

در کاربرد قدیمی و به‌ویژه در گویش شیرازی، به قرابه‌ای بزرگ و شیشه‌ای گفته می‌شده است؛ ظرفی با ته پهن و دهانه باریک که مایعاتی مانند سرکه، آب‌غوره یا شربت را در آن نگه می‌داشتند.

ظرفقرابه بزرگگویشی
آبگینههفت حرف

پاسخ ادبی و فراگیر

واژه‌ای فارسی برای شیشه و بلور است و در نثر و شعر، هم درباره ماده شفاف و شکننده و هم درباره ظرف یا ساخته شیشه‌ای به کار می‌رود. این واژه از نظر معنایی به خودِ جنس شیشه نزدیک‌تر است.

شیشهبلورادبی

چرا «کپ» در نگاه اول دور از ذهن است؟

در فارسی امروز «کپ» بیشتر ممکن است یادآور وام‌واژه انگلیسی cap یا ترکیب‌هایی مانند «فیس‌کپ» باشد، اما پاسخ جدولی به معنایی کهن و بومی تکیه دارد. کپ در این معنا نه درپوش است و نه نام خود ماده شیشه؛ نام یک نوع ظرف شیشه‌ای است. شکل ظرف را می‌توان نزدیک به قرابه تصور کرد: بدنه‌ای بزرگ برای گنجایش بیشتر و گردنی باریک برای ریختن و نگهداری مایع.

همین جزء معنایی سبب می‌شود «کپ» برای هر سرنخی که فقط «شیشه» نوشته شده، پاسخی فشرده و پذیرفتنی باشد؛ فرهنگ‌های لغت گاهی نام ظرف را نیز زیر مدخل شیشه یا مترادف‌های آن می‌آورند. با این حال، اگر سرنخ دقیق‌تر باشد و عبارتی چون «ظرف سرکه»، «قرابه شیشه‌ای» یا «شیشه بزرگ» دیده شود، تناسب کپ بسیار قوی‌تر می‌شود.

رابطه معنایی کپ و آبگینهآبگینه به جنس شیشه اشاره دارد و کپ نمونه‌ای ظرف‌مانند از آن است. آبگینهشیشه یا ساخته شیشه‌ای کپظرف بزرگ با دهانه باریک

املای «ابگینه» در پاسخ ذخیره‌شده

صورت معیار این واژه در نوشتار فارسی آبگینه است؛ یعنی حرف نخست با «آ» نوشته می‌شود. شکل «ابگینه» که در پاسخ ذخیره‌شده آمده، همان واژه است که بدون کلاهکِ آ ثبت شده و معنای جداگانه‌ای ندارد. در بعضی فهرست‌های جواب جدول، جست‌وجوها یا داده‌های تایپ‌شده، نشانه‌های املایی ساده می‌شوند؛ بنابراین ممکن است هر دو صورت دیده شود.

نکته املایی: برای نوشتن واژه در متن عادی، «آبگینه» درست است. اگر هدف تطبیق با پاسخ ثبت‌شده یا سامانه‌ای باشد که «آ» را مانند «ا» محاسبه می‌کند، صورت «ابگینه» نیز به همان هفت خانه اشاره دارد.

اجزای نوشتاری آبگینه چنین‌اند: آ، ب، گ، ی، ن، ه. در جدول‌های فارسی معمولاً «آ» یک خانه می‌گیرد، نه دو خانه؛ پس آبگینه از دید خانه‌بندی شش حرف دارد، هرچند ممکن است برخی شمارش‌های ماشینیِ غیرمعیار یا توضیحات عامیانه نتیجه دیگری نشان دهند. معیار مطمئن، تعداد تقاطع‌های همان جدول است.

کدام پاسخ با صورت سرنخ جورتر است؟

۲ خانهکپ؛ به شرط آن‌که یک خانه برای «ک» و یک خانه برای «پ» باشد. این پاسخ به ظرف شیشه‌ای بزرگ اشاره دارد.
۶ خانهآبگینه؛ پاسخ مستقیم‌تر برای شیشه، بلور یا جسم شیشه‌ای در زبان ادبی است.
سرنخ ظرفاگر در سؤال «قرابه»، «سرکه»، «آب‌غوره» یا «دهانه باریک» آمده باشد، کپ از آبگینه دقیق‌تر است.
سرنخ ادبیاگر نشانه‌هایی مانند «بلور»، «شفاف»، «شکننده» یا «در شعر» وجود داشته باشد، آبگینه احتمال بیشتری دارد.

گاهی طراح فقط واژه «شیشه» را می‌آورد و تعیین معنای «ماده» یا «ظرف» را به تقاطع‌ها می‌سپارد. در زبان روزمره نیز همین چندمعنایی دیده می‌شود: «یک شیشه آب» معمولاً یعنی یک بطری یا ظرف آب، نه تکه‌ای از ماده شیشه. پاسخ کپ بر همین معنای ظرفی بنا شده است، در حالی که آبگینه دامنه‌ای عمومی‌تر دارد.

آبگینه در زبان و تصویر ادبی

آبگینه به سبب شفافیت و شکنندگی، واژه‌ای مناسب برای تصویرسازی ادبی است. نویسنده می‌تواند روشنی و انعکاس نور را با آن نشان دهد یا از شکستن آبگینه برای بیان ظرافت و آسیب‌پذیری بهره ببرد. به همین دلیل این کلمه فقط یک برابر فنی برای شیشه نیست؛ بار زبانی لطیف‌تر و کهن‌تری نیز دارد.

در ترکیب‌هایی مانند «جام آبگینه»، «ظرف آبگینه» یا «گنبد آبگینه‌فام»، واژه گاهی نقش اسم و گاهی نقش توصیفی پیدا می‌کند. «آبگین» نیز صورت صفتی مرتبط است و معنای شیشه‌ای یا مانند شیشه می‌دهد. وجود این خانواده واژگانی کمک می‌کند که در سرنخ‌های ادبی میان پاسخ‌های نزدیک تمایز بگذاریم.

شفافیتویژگی‌ای که آبگینه را به روشنایی، زلالی و دیدن پیوند می‌دهد.
شکنندگیزمینه کاربردهای کنایی درباره چیزهای ظریف و زودآسیب را می‌سازد.
ظرف شیشه‌اینقطه‌ای که معنای عمومی آبگینه به مصداق مشخص «کپ» نزدیک می‌شود.

واژه‌های نزدیک، اما نه همیشه جایگزین

بلور در کاربرد عمومی می‌تواند نزدیک به شیشه باشد، اما معمولاً بر شفافیت، درخشندگی یا جنس بلوری تأکید دارد. زجاج واژه‌ای عربی و ادبی برای شیشه است و در بعضی جدول‌ها با تعداد خانه مناسب ظاهر می‌شود. جام نام یک ظرف نوشیدن است و الزاماً شیشه‌ای نیست. قرابه نیز ظرف بزرگ و گردن‌باریک است و از نظر شکل به کپ نزدیک می‌شود، ولی ماده آن باید از متن یا کاربرد فهمیده شود.

همچنین «بطری»، «تنگ» و «قاروره» هر یک نوعی ظرف‌اند. بطری واژه‌ای رایج و امروزی است؛ تنگ اغلب ظرفی با گردن باریک و گاه تزئینی را تداعی می‌کند؛ قاروره در متون قدیمی برای ظرف شیشه‌ای، به‌ویژه ظرف نمونه یا دارو، به کار رفته است. این واژه‌ها فقط زمانی جواب مناسب‌اند که تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی آن‌ها را تأیید کند؛ حضورشان دلیل نمی‌شود پاسخ ثبت‌شده «کپ، ابگینه» کنار گذاشته شود.

نمونه تمایز معنایی

در جمله «سرکه را در کپ ریختند»، تمرکز بر ظرف بزرگِ نگهداری است. در جمله «نور از آبگینه گذشت»، جنس شفاف یا جسم شیشه‌ای برجسته می‌شود. پس کپ یک مصداق ویژه است، ولی آبگینه می‌تواند نام جنس یا ساخته‌ای از آن باشد.

جمع‌بندی دقیق پاسخ

برای سرنخ حاضر، پاسخ اصلی همان کپ، ابگینه است. کپ پاسخ کوتاه و گویشی است و به قرابه شیشه‌ای بزرگ با ته پهن و دهانه باریک اشاره می‌کند. ابگینه همان صورت ساده‌نویسی‌شده «آبگینه» است؛ واژه‌ای فارسی با معنای شیشه و بلور. انتخاب نهایی میان این دو نه بر پایه حدس، بلکه با تعداد خانه‌ها و حروفی که از تقاطع‌ها به دست آمده تعیین می‌شود.

اگر دو خانه دارید، «کپ» را قرار دهید؛ اگر الگوی حروف با «آبگینه» سازگار است، املای معیار آن را در نظر بگیرید. تفاوت اصلی را نیز به یاد بسپارید: کپ نام ظرفی مشخص است، اما آبگینه نامی فراگیرتر برای شیشه و ساخته شیشه‌ای.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.