پرش به محتوای اصلی

شواهد در جدول

۶ دقیقه مطالعه

پاسخ: دلایل

واژه‌ای پنج‌حرفی به معنی شواهد و چیزهایی که یک ادعا را پشتیبانی می‌کنند.

در این سرنخ، «شواهد» نه به معنای چند شاهدِ انسانی، بلکه به معنای نشانه‌ها و پشتوانه‌هایی است که درستی یک گفته یا نتیجه را روشن می‌کنند. «دلایل» همین مفهوم را با ساختی رایج و روان بیان می‌کند و از نظر تعداد حروف نیز پاسخ جمع‌وجوری برای خانه‌های جدول است.

پاسخ اصلیدلایل
تعداد حروف۶ حرف
مفرد واژهدلیل

چرا «دلایل» دقیقاً با سرنخ جور است؟

شاهد چیزی است که از یک ادعا، برداشت یا حکم پشتیبانی می‌کند. وقتی چند شاهد کنار هم قرار می‌گیرند، می‌توان آن‌ها را «دلایل» نامید: دلایل وقوع یک رویداد، دلایل درستی یک نظر یا دلایل پذیرفتن یک نتیجه. بنابراین رابطهٔ دو واژه فقط شباهت سطحی نیست؛ هر دو به آنچه ذهن را به سوی اثبات یا پذیرش می‌برد اشاره دارند.

در زبان روزمره، «دلیل» گاهی معنای «علت» هم می‌دهد؛ برای نمونه در جملهٔ «دلیل تأخیر باران بود»، سخن از علت است. اما در جملهٔ «دلایل او برای اثبات ادعا کافی بود»، این واژه به شواهد و استدلال‌های پشتیبان نزدیک می‌شود. سرنخ حاضر بر همین معنای دوم تکیه دارد.

دو کاربرد که نباید با هم آمیخت

علت: «دلایل خاموشی بررسی شد»؛ یعنی عامل‌ها یا سبب‌های خاموشی.

شاهد و پشتوانه: «دلایل موجود، روایت را تأیید می‌کند»؛ یعنی قرائن و داده‌های مؤید روایت.

املای پاسخ و چینش آن در خانه‌ها

صورت معیار کلمه «دلایل» است. این واژه با «د» آغاز می‌شود، در میانه «لای» دارد و با «ل» پایان می‌یابد. صورت «دلائل» در نوشته‌های قدیمی یا برخی متون دیده می‌شود، اما املای رایج و معیار امروز «دلایل» است؛ ازاین‌رو در جدول نیز همین صورت انتخاب مناسب‌تری است.

دلایل

«دلایل» در خط فارسی پنج حرف دارد و بدون فاصله در خانه‌ها می‌نشیند: د، ل، ا، ی، ل. اگر جدول پنج خانه دارد و حروف تقاطعی با این توالی سازگارند، شمارش نیز پاسخ را تأیید می‌کند.

نکتهٔ املایی: «دلایل» جمعِ مکسرِ «دلیل» است؛ یعنی جمع آن با افزودن پسوند فارسی «ها» ساخته نشده است. «دلیل‌ها» نیز از نظر دستوری ممکن است، ولی در این سرنخ صورت جاافتاده و کوتاه‌ترِ «دلایل» طبیعی‌تر است.

مرز معنایی پاسخ با واژه‌های نزدیک

چند کلمه ممکن است در نگاه نخست جانشین «شواهد» به نظر برسند، اما هرکدام رنگ معنایی ویژه‌ای دارند. دانستن این تفاوت‌ها کمک می‌کند روشن شود چرا پاسخ ذخیره‌شده برای این عبارت انتخاب شده است.

قرائننشانه‌های غیرمستقیم

«قرائن» معمولاً نشانه‌هایی پیرامونی است که از کنار هم گذاشتن آن‌ها می‌توان به نتیجه رسید. رد پا، زمان‌بندی یا رفتار غیرعادی ممکن است قرینه باشد، بی‌آنکه به‌تنهایی اثبات قطعی ایجاد کند. اگر سرنخ بر «نشانه‌ها» یا «امارات» تأکید کند، قرائن رقیب جدی‌تری است.

مدارکاسناد قابل ارائه

«مدارک» بیشتر ذهن را به نوشته، سند، تصویر، گواهی یا پرونده‌ای معین می‌برد. هر مدرکی می‌تواند شاهد باشد، ولی هر شاهد لزوماً مدرک مکتوب نیست. در سرنخی مانند «اسناد» یا «نوشته‌های اثبات‌کننده»، مدارک دقیق‌تر از دلایل خواهد بود.

ادلهصورت رسمی و حقوقی

«ادله» جمعِ «دلیل» و از نظر معنا بسیار نزدیک به «دلایل» است، اما لحن رسمی‌تر و فقهی یا حقوقی‌تری دارد؛ ترکیب‌هایی چون «ادلهٔ اثبات دعوا» نمونهٔ روشن آن‌اند. اگر خانه‌ها چهار حرف بخواهند یا فضای سرنخ حقوقی باشد، ادله می‌تواند پاسخ جایگزین باشد.

بیناتحجت‌های روشن

«بینات» بیشتر در نثر دینی و ادبی به معنی نشانه‌ها یا حجت‌های آشکار به کار می‌رود. این واژه از نظر سبک با گفتار عادی فاصله دارد و تنها وقتی حروف متقاطع یا حال‌وهوای متن آن را تأیید کند، بر «دلایل» ترجیح می‌یابد.

رابطه دلایل با شواهد و واژه‌های نزدیکدلایل در مرکز قرار دارد و شواهد را به نتیجه پیوند می‌دهد؛ قرائن، مدارک و ادله گونه‌های نزدیک با کاربردهای متفاوت‌اند. شواهدداده و نشانه دلایلپشتوانهٔ نتیجه نتیجهپذیرش ادعا قرائن: غیرمستقیم · مدارک: مستند · ادله: رسمی

«شاهد» همیشه شخص نیست

یکی از ظرافت‌های این سرنخ، چندمعنایی بودن «شاهد» است. شاهد می‌تواند انسانی باشد که رویدادی را دیده و درباره‌اش گواهی می‌دهد؛ جمع آن در این معنا «شاهدان» یا «شهود» است. اما «شاهد» همچنین به هر نشانه، نمونه یا مؤیدی گفته می‌شود که سخنی را تقویت کند. جمع «شواهد» در عبارت جدول معمولاً همین معنای دوم را فعال می‌کند.

برای نمونه، در جملهٔ «شواهد زبانی، قدمت متن را نشان می‌دهد»، هیچ شخصی در کار نیست؛ ویژگی‌های واژگانی و دستوری نقش دلیل را دارند. در «شواهد پزشکی به سود این تشخیص است» نیز نتیجهٔ آزمایش، نشانه‌های بالینی و تصویر‌برداری پشتوانهٔ تشخیص‌اند. به همین سبب «دلایل» پوشش معنایی مناسبی برای حوزه‌های گوناگون دارد.

در استدلال

دلایل مجموعهٔ مقدمات یا پشتوانه‌هایی‌اند که شنونده را به قبول یک نتیجه نزدیک می‌کنند. قوت نتیجه به ارتباط و اعتبار همین پشتوانه‌ها وابسته است.

در گزارش واقعیت

دلایل می‌توانند مشاهده، سند، داده یا قرینه باشند. پس این واژه از «مدارک» گسترده‌تر است و فقط به کاغذ و گواهی محدود نمی‌شود.

ترکیب‌های رایج با «دلایل»

این پاسخ در فارسی امروز با صفت‌ها و وابسته‌های متنوعی می‌آید: «دلایل کافی» بر بسندگی شواهد تأکید دارد؛ «دلایل قانع‌کننده» به نیروی اقناع اشاره می‌کند؛ «دلایل روشن» ابهام اندک را می‌رساند؛ و «دلایل موجود» مجموعهٔ اطلاعاتی را نشان می‌دهد که اکنون در دسترس است. همین انعطاف سبب می‌شود «دلایل» در متن علمی، خبری، حقوقی و گفت‌وگوی عادی طبیعی باشد.

ترکیب «ارائهٔ دلایل» نیز با معنای سرنخ هماهنگ است: کسی برای پشتیبانی از ادعای خود شواهدش را عرضه می‌کند. در مقابل، «بی‌دلیل» یعنی بدون پشتوانه یا بدون سبب؛ معنای دقیق آن از بافت جمله مشخص می‌شود. این دو شاخهٔ معناییِ «اثبات» و «علت» در خانوادهٔ همین واژه کنار هم زندگی می‌کنند.

چه زمانی پاسخ جایگزین مطرح می‌شود؟

اگر حروف تقاطعی با «دلایل» سازگار نباشد، ابتدا باید طول پاسخ و لحن سرنخ را سنجید. پاسخ چهارحرفی و رسمی می‌تواند «ادله» باشد. پاسخ شش‌حرفی با تأکید بر نشانه‌های پیرامونی ممکن است «قرائن» باشد. «مدارک» هنگامی مناسب‌تر است که سرنخ به اسناد و مستندات اشاره کند. «براهین» نیز بیشتر برای استدلال‌های اثباتی و برهان‌های منطقی به کار می‌رود و لحنی سنگین‌تر دارد.

بااین‌حال، در خود عبارت کوتاه «شواهد» و بدون قید حقوقی، منطقی یا اسنادی، «دلایل» عمومی‌ترین و مستقیم‌ترین معادل است. این واژه هم معنای جمع را حفظ می‌کند، هم در فارسی معاصر آشناست و هم نیاز ندارد سرنخ را به حوزه‌ای تخصصی محدود کنیم.

جمع‌بندی واژگانی: برای این سرنخ پاسخ اصلی «دلایل» است. «ادله» هم‌ریشه و رسمی‌تر، «قرائن» غیرمستقیم‌تر، «مدارک» عینی‌تر و «براهین» استدلالی‌تر است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.