پرش به محتوای اصلی

سفت و محکم در جدول

۵ دقیقه مطالعه
پاسخ: ستبر
واژه‌ای چهارحرفی به معنی ضخیم، کلفت و دارای استحکام.

چرا «ستبر» جواب دقیق سرنخ است؟

«ستبر» صفتی فارسی است که برای چیزی با ضخامت، پیکر یا بافت قابل‌توجه به کار می‌رود؛ چیزی که نازک و سست نیست و در برابر فشار، ضربه یا فرسودگی مقاوم به نظر می‌رسد. به همین دلیل، وقتی صورت سؤال دو ویژگی «سفت» و «محکم» را کنار هم می‌آورد، ستبر هر دو سوی معنا را پوشش می‌دهد: هم تصور کلفتی و تراکم را می‌سازد و هم حس استواری را منتقل می‌کند.

این پاسخ به‌ویژه در جدول مناسب است، زیرا یک واژه کوتاه و ادبی است و بدون نیاز به عبارت چندکلمه‌ای، مفهوم سرنخ را فشرده بیان می‌کند. در کاربرد روزمره شاید «ضخیم» یا «محکم» زودتر به ذهن برسد، اما زبان جدول‌ها اغلب سراغ برابرهای اصیل‌تر و موجزتری مانند «ستبر» می‌رود.

دامنه معنایی ستبر

معنای ستبر فقط به «سفت بودن» یک ماده محدود نمی‌شود. این صفت بسته به اسمی که همراه آن می‌آید، بر ضخامت، تنومندی یا قدرت ساختاری تأکید می‌کند. همین گستره است که آن را به معادلی طبیعی برای سرنخ حاضر تبدیل می‌کند.

ضخامت محسوس

در ترکیب‌هایی مانند «دیوار ستبر»، «پوست ستبر» یا «پارچه ستبر»، واژه پیش از هر چیز نازک نبودن و کلفتی را نشان می‌دهد.

پیکر نیرومند

در وصف گردن، بازو یا اندام، ستبر می‌تواند معنی تنومند، درشت و پرتوان بدهد؛ مانند «گردنی ستبر».

استحکام و مقاومت

وقتی برای سد، تنه درخت یا حصار می‌آید، افزون بر ضخامت، مقاومت و دشوار بودنِ شکستن یا عبور کردن را القا می‌کند.

پیوند معنایی واژه ستبرستبر در مرکز قرار دارد و با سه مفهوم ضخامت، استحکام و تنومندی پیوند یافته است. ستبر ضخیم محکم کلفت تنومند

واژه در جمله چگونه رفتار می‌کند؟

ستبر معمولاً پس از اسم می‌آید و نقش صفت دارد. این واژه در نثر توصیفی و ادبی خوش‌نشین‌تر از گفت‌وگوی بسیار محاوره‌ای است. انتخاب اسم همراه آن نیز تعیین می‌کند کدام بخش از معنا برجسته شود.

«تنه ستبر درخت» تصویری از تنه‌ای قطور، سالخورده و مقاوم می‌دهد.

«دیوارهای ستبر دژ» هم ضخامت دیوارها را می‌رساند و هم استواری دفاعی آن‌ها را.

«کت چرمی ستبر» بیشتر بر کلفتی و سنگینی جنس چرم دلالت دارد.

«بازوان ستبر» به بازوان درشت، ورزیده و نیرومند اشاره می‌کند، نه صرفاً بازوانی سخت در لمس.

صورت جمع یا وابسته این صفت نیز طبق الگوی معمول فارسی ساخته می‌شود: «درختان ستبر»، «پوسته‌ای ستبر» و «ستبرتر». خود واژه در پاسخ جدول بدون پسوند و به شکل پایه نوشته می‌شود.

تفاوت با جواب‌های نزدیک

چند واژه می‌توانند بخشی از مفهوم سرنخ را برسانند، اما همه دقیقاً هم‌ارز نیستند. تعداد خانه‌ها و لحن سرنخ تعیین می‌کند کدام گزینه جا می‌گیرد. در این عنوان، وجود پاسخ ذخیره‌شده و تطابق معنایی روشن، «ستبر» را انتخاب اصلی می‌کند.

ستبر

چهار حرف دارد و میان ضخامت و استحکام پیوند می‌زند. برای دیوار، پوست، تنه، گردن و اندام کاربرد طبیعی دارد. این همان پاسخی است که باید در جدول وارد شود.

ضخیمکلفتتنومند

سخت

بیشتر بر نرم نبودن، دشواری یا شدت تأکید دارد. «سنگ سخت» طبیعی است، اما سخت لزوماً ضخیم یا درشت نیست؛ بنابراین تنها یک سوی سرنخ را می‌پوشاند.

نرم‌نبودندشوار

استوار

به معنی پابرجا، ثابت و محکم است و برای بنا، پیمان، گام یا شخصیت هم به کار می‌رود. این واژه شش حرفی است و برخلاف ستبر الزاماً مفهوم کلفتی ندارد.

پابرجاثابت

صلب

واژه‌ای سه‌حرفی با معنای جامد و انعطاف‌ناپذیر است. در متن‌های فنی یا رسمی رایج‌تر است و بیشتر حالت ماده را توصیف می‌کند، نه تنومندی یا ضخامت ظاهری را.

جامدانعطاف‌ناپذیر
نکته املایی: شکل معیار پاسخ «ستبر» است: سین، ت، ب و ر. آن را نباید با «صتبر» نوشت یا میان حروفش فاصله گذاشت. تلفظ رایج آن نیز بر پایه همین چهار حرف انجام می‌شود و در نوشتار به نشانه اضافی نیاز ندارد.

از تصویر فیزیکی تا توصیف ادبی

قدرت واژه ستبر در تصویری است که بی‌درنگ در ذهن می‌سازد. اگر نویسنده بگوید «حصاری محکم»، از مقاومت آن خبر می‌دهد؛ اما «حصاری ستبر» افزون بر مقاومت، پهنا و جرم حصار را نیز پیش چشم می‌آورد. در وصف طبیعت هم «ابرهای ستبر» لایه‌هایی انبوه و سنگین را تداعی می‌کند و «پوست ستبر» پوششی کلفت را.

در توصیف انسان، ستبر معمولاً به یک عضو یا ویژگی بدنی وابسته می‌شود. «گردن ستبر» و «شانه‌های ستبر» نشانه درشتی و توان جسمانی‌اند. کاربرد مستقیم آن برای خلق‌وخو کمتر طبیعی است؛ برای اراده و عقیده، «استوار» و «راسخ» انتخاب‌های دقیق‌تری هستند. این مرزبندی نشان می‌دهد چرا مترادف‌ها را نمی‌توان در هر جمله بی‌تفاوت جای یکدیگر گذاشت.

رابطه دو بخش سرنخ با پاسخ

  • سفت: در اینجا به بافتی متراکم و غیرنازک اشاره می‌کند؛ ستبر چنین حسی را در پوست، پارچه، چرم یا تنه منتقل می‌کند.
  • محکم: جنبه مقاومت و قوت را اضافه می‌کند؛ دیوار یا حصار ستبر معمولاً در ذهن، مقاوم و دشوارشکن است.
  • ترکیب دو معنا: واژه‌ای لازم است که فقط «سخت» یا فقط «پابرجا» نباشد. ستبر با بار معنایی ضخامت و نیرو، محل تلاقی این دو توصیف است.

پس اگر چهار خانه برای پاسخ در اختیار باشد، ترتیب درست حروف از راست به چپ «س، ت، ب، ر» است. گزینه‌های دیگری چون سخت، صلب یا استوار ممکن است در جدول‌هایی با تعداد خانه و صورت سؤال متفاوت دیده شوند، ولی برای این سرنخ پاسخ مستقیم و مبنا همان ستبر است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.