پرش به محتوای اصلی

زمین زراعی در جدول

۶ دقیقه مطالعه

پاسخ: کشتزار

یعنی زمینی که برای کاشت و پرورش محصول به کار می‌رود.

برای سرنخ «زمین زراعی»، واژهٔ کشتزار دقیق‌ترین پاسخ است. این کلمه هم از نظر معنا مستقیماً به زمینی اشاره دارد که در آن کشت انجام می‌شود و هم در زبان جدول، صورتی روشن و رایج دارد. پاسخ از هفت حرف «ک، ش، ت، ز، ا، ر» ساخته شده است؛ بنابراین اگر خانه‌های پاسخ هفت‌تا باشند، با سرنخ کاملاً جور درمی‌آید.

کِشتزار

زمینی پهناور یا قطعه‌ای مشخص از زمین که به کاشت گیاهان زراعی اختصاص یافته یا محصولی در آن کاشته شده است. در گفتار روزمره ممکن است «مزرعه» را به جای آن بشنویم، اما «کشتزار» پیوند لفظی آشکارتری با خودِ عمل کشت دارد.

۷ حرفاسم مرکبهم‌معنی نزدیک: مزرعهخوانش: کِشت‌زار

چرا کشتزار دقیقاً با سرنخ هماهنگ است؟

هستهٔ معنایی سرنخ، «زمین» به عنوان مکان و «زراعی» به عنوان نوع بهره‌برداری از آن است. «کشتزار» هر دو جزء را در یک واژه جمع می‌کند: «کشت» به کاشتن و زراعت اشاره دارد و «زار» در بسیاری از ترکیب‌های فارسی مفهوم جای فراوانی، گستره یا محل را می‌رساند. حاصل این ترکیب، نه صرفاً خاک و نه خودِ محصول، بلکه محل انجام کشت است.

این دقت مهم است، زیرا واژه‌هایی مانند «زرع» و «زراعت» بیشتر نام عمل کاشتن‌اند؛ «محصول» چیزی است که از زمین به دست می‌آید؛ و «خاک» فقط مادهٔ تشکیل‌دهندهٔ زمین است. اما کشتزار نام خودِ پهنه‌ای است که کشاورز در آن بذر می‌کارد، زمین را آبیاری می‌کند و محصول را می‌پروراند.

ساخت واژه؛ از «کشت» تا «کشتزار»

«کشت» هم می‌تواند به عمل کاشتن اشاره کند و هم در بعضی جمله‌ها معنای محصول کاشته‌شده بدهد. افزوده‌شدن «زار» آن را به نام مکان تبدیل می‌کند. همین الگو را در واژه‌هایی چون «گلزار»، «سبزه‌زار»، «نی‌زار» و «لاله‌زار» نیز می‌بینیم: جزء نخست می‌گوید چه چیزی با آن مکان پیوند دارد و جزء دوم گستره یا جایگاه را می‌سازد.

با این حال، هر واژهٔ پایان‌یافته به «زار» مترادف کشتزار نیست. «علفزار» معمولاً زمینی پوشیده از علف است، «چمنزار» بر پوشش چمنی تأکید دارد و «مرغزار» پهنه‌ای سبز و مناسب چرا را تداعی می‌کند. وجه تمایز کشتزار، دخالت آگاهانهٔ انسان برای کاشت محصول زراعی است؛ پس یک دشت خودروی سبز، فقط به دلیل داشتن گیاه، کشتزار به شمار نمی‌آید.

مرز معنایی پاسخ با گزینه‌های نزدیک

کشتزار پاسخ اصلی

زمین اختصاص‌یافته به کشت یا زمینِ کاشته‌شده؛ واژه‌ای هفت‌حرفی و منطبق با صورت کلی سرنخ.

مزرعه

هم‌معنی بسیار نزدیک و رایجِ شش‌حرفی است. اگر تعداد خانه‌ها شش باشد یا حروف متقاطع با آن سازگار شوند، ممکن است طراح این صورت را خواسته باشد.

پالیز یا جالیز

معمولاً زمینی برای کشت خربزه، هندوانه، خیار و دیگر محصولات جالیزی است. این دو واژه از «کشتزار» محدودترند و زمانی مناسب‌اند که سرنخ به صیفی‌کاری اشاره کند.

آیش

زمینی است که در بخشی از چرخهٔ زراعی عمداً مدتی بدون کشت می‌ماند تا توان خاک حفظ یا بازیابی شود. بنابراین آیش نوعی وضعیت زمین زراعی است، نه مترادف کامل کشتزار.

کشتگاه

از نظر ساخت و مفهوم به «محل کشت» نزدیک است و در برخی متن‌ها دیده می‌شود، اما در کاربرد عمومی به اندازهٔ کشتزار و مزرعه جاافتاده نیست.

زمینِ قابل کشت

این تعبیر دربارهٔ استعداد زمین سخن می‌گوید؛ ممکن است زمینی قابلیت زراعت داشته باشد ولی هنوز چیزی در آن کاشته نشده باشد. کشتزار معمولاً پیوند بالفعل‌تری با کشت دارد.

کشتزار در جمله چه تصویری می‌سازد؟

این واژه تنها یک برچسب فنی نیست؛ در نثر توصیفی تصویری از ردیف‌های منظم گیاه، فصل رویش، آبیاری و کار کشاورز می‌سازد. می‌توان گفت «کشتزار گندم در باد موج می‌زد» یا «پس از برداشت، بقایای ساقه در کشتزار مانده بود». در هر دو نمونه، کلمه به یک پهنهٔ واقعی و زیر کشت اشاره دارد، نه به حرفهٔ کشاورزی یا محصول جداشده.

پیش از کاشتکشاورز خاک کشتزار را آماده و قطعه‌بندی می‌کند.
در فصل رشدردیف‌های محصول، سیمای کشتزار را شکل می‌دهند.
پس از برداشتزمین همچنان کشتزار است، هرچند محصول آن جمع شده باشد.

ترکیب‌های «کشتزار گندم»، «کشتزار برنج» و «کشتزار پنبه» نوع محصول را روشن می‌کنند. در مقابل، گفتن «زمین کشتزار» معمولاً ضرورتی ندارد، چون مفهوم زمین در خود کلمه وجود دارد. «گسترهٔ کشتزار»، «حاشیهٔ کشتزار» یا «راه میان کشتزارها» ترکیب‌های طبیعی‌تری هستند.

تفاوت زمین زراعی با باغ و مرتع

زمین زراعی معمولاً با گیاهانی پیوند دارد که در دوره‌های معین کاشته و برداشت می‌شوند؛ گندم، جو، برنج، ذرت، حبوبات و بسیاری از محصولات علوفه‌ای نمونه‌های آشنا هستند. باغ بیشتر با درختان و گیاهان چندساله شناخته می‌شود، در حالی که مرتع محل رویش پوشش گیاهی طبیعی یا نیمه‌طبیعی و چرای دام است. این مرزبندی نشان می‌دهد چرا «باغ» یا «مرتع» جواب دقیقی برای سرنخ حاضر نیست.

یک ظرافت معنایی

در زبان روزمره، «زمین کشاورزی» دامنه‌ای فراخ‌تر از «زمین زراعی» دارد و ممکن است باغ، شالیزار یا قطعات دارای تأسیسات کشاورزی را هم دربر بگیرد. اما وقتی سرنخ دقیقاً «زمین زراعی» است، «کشتزار» بی‌واسطه‌تر به عمل کاشت محصولات زراعی اشاره می‌کند.

شمارش حروف و شکل نوشتاری

کشتزار در جدول هفت حرف دارد: ک ـ ش ـ ت ـ ز ـ ا ـ ر. حرکت کوتاهِ «ـِ» در «کِشت» نوشته نمی‌شود و نیم‌فاصله نیز خانهٔ جداگانه‌ای نمی‌گیرد. اگر پاسخ در متن با «کشت‌زار» نمایش داده شود، باز هم از نظر حروف همان هفت حرف است. صورت «کشت زار» با فاصله برای پاسخ جدول مناسب نیست و املای پیوستهٔ «کشتزار» انتخاب تمیزتری است.

اگر تقاطع‌ها پاسخ دیگری را القا کنند، نخست تعداد خانه‌ها را با گزینه‌های نزدیک بسنجید: «مزرعه» شش حرف، «پالیز» و «جالیز» پنج حرف و «آیش» چهار حرف دارند. با این همه، بدون محدودیت دیگری در خود سرنخ، پاسخ ذخیره‌شده و دقیق این مدخل همان «کشتزار» است؛ گزینه‌های دیگر تنها در صورت تفاوت تعداد خانه‌ها یا وجود قید معنایی خاص مطرح می‌شوند.

جمع‌بندی معنایی: کشتزار نام زمینی است که کشت و پرورش محصول در آن انجام می‌شود. ساخت فارسی روشن، معنای مستقیم و طول هفت‌حرفی آن سبب می‌شود برای «زمین زراعی» پاسخی دقیق باشد؛ «مزرعه» نزدیک‌ترین بدل عمومی است، ولی پالیز، جالیز و آیش هر کدام معنایی محدودتر و موقعیتی متفاوت دارند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.