پرش به محتوای اصلی

ربایش در جدول

۶ دقیقه مطالعه

پاسخ: جذب

معادل سه‌حرفیِ ربایش، در معنای کشیدن و به‌سوی خود آوردن.

برای سرنخ «ربایش»، واژهٔ «جذب» دقیق‌ترین پاسخ کوتاه است. این تطابق از معنایی می‌آید که در آن چیزی بر اثر نیرو، میل یا اثرگذاری به سمت چیز دیگری کشیده می‌شود. بنابراین پاسخ نه صرفاً یک حدس جدولی، بلکه معادل روشن یکی از کاربردهای اصلی «ربایش» است.

۳ حرفج + ذ + ب؛ مناسب خانه‌هایی که پاسخ کوتاه می‌خواهند.
معنای محوریکشیدن، پذیرفتن یا متمایل کردن چیزی به سوی خود.
نقش واژهاسم مصدر عربی که در فارسی عمومی و علمی بسیار رایج است.

چرا «جذب» با ربایش هم‌معناست؟

در فارسی، «ربایش» فقط به بردن پنهانی یا ناگهانی محدود نیست. این واژه می‌تواند حالت کشیده‌شدن و نزدیک‌شدن را هم برساند؛ درست همان مفهومی که «جذب» بیان می‌کند. وقتی آهن‌ربا قطعه‌ای فلزی را به سوی خود می‌کشد، وقتی ماده‌ای رطوبت را در خود می‌گیرد یا وقتی سخنی توجه شنونده را به خود متمایل می‌کند، هستهٔ مشترک همهٔ این کاربردها «به سوی خود آوردن» است.

«جذب» از نظر طول نیز امتیاز مهمی دارد: سه حرف دارد و طراح جدول می‌تواند با یک سرنخ فشرده، پاسخ روشنی بسازد. شکل درست آن با حرف «ذ» نوشته می‌شود، نه با «ز» یا «ض». ترتیب خانه‌ها چنین است: جذب.

نمایش مفهومی جذبسه نمونه از ربایش به سوی یک مرکز: ذره، رطوبت و توجهجذبذرهرطوبتتوجهحرکت یا گرایش به سوی مرکز

سه چهرهٔ آشنای جذب در زبان

جذب فیزیکی

در توصیف نیروها، جذب یعنی نزدیک‌شدن اجسام یا ذرات بر اثر یک اثر متقابل. «ربایش مغناطیسی» و «نیروی ربایشی» نمونه‌هایی هستند که در آن‌ها برابرِ «کشش به سوی هم» کاملاً آشکار است. در چنین بافتی، «جذب» و «جاذبه» از خانوادهٔ معنایی همان سرنخ‌اند.

جذب در ماده

اسفنج آب را جذب می‌کند و برخی مواد بو یا رطوبت را می‌گیرند. اینجا چیزی به درون یا سطح ماده راه می‌یابد. واژهٔ «ربایش» در متن روزمره برای این نمونه کمتر شنیده می‌شود، اما پیوند معنایی آن‌ها همچنان همان گرفتن و به خود کشیدن است.

از نیرو تا اثرگذاری

در کاربرد مجازی نیز می‌گوییم یک داستان «جذاب» است یا سخنرانی «توجه را جذب کرد». چیزی واقعاً جابه‌جا نشده، اما ذهن و میل مخاطب به سوی موضوع رفته است. صفت «جذاب» و اسم «جذابیت» نیز از همین خانواده‌اند و مفهوم ربایندگی را در رفتار، ظاهر یا محتوا نشان می‌دهند.

فرق «جذب» با پاسخ‌های نزدیک

چند واژه ممکن است در نگاه اول جای پاسخ اصلی بنشینند، اما طول و بافت سرنخ تعیین می‌کند کدام‌یک دقیق‌تر است. برای عنوان حاضر، پاسخ ذخیره‌شده و مستقیم «جذب» است؛ گزینه‌های زیر تنها در چینش‌های دیگر جدول مطرح می‌شوند.

جذب: ۳ حرفکشش: ۴ حرفجاذبه: ۶ حرفربودن: ۵ حرف

کشش

«کشش» چهار حرف دارد و بر نیرو یا حالت کشیده‌شدن تأکید می‌کند. در عبارتی مانند «کشش میان دو جسم»، معنایش بسیار نزدیک به ربایش است. بااین‌حال اگر سه خانه در اختیار باشد، این گزینه از نظر طول کنار می‌رود و «جذب» می‌ماند.

جاذبه

«جاذبه» شش حرف است و می‌تواند نام نیرو، توانایی جذب یا دل‌انگیزی باشد. در سرنخ‌هایی چون «نیروی کشاننده» یا «گیرایی»، احتمال این پاسخ بیشتر می‌شود. نسبت آن با «جذب» مانند نسبتِ عامل یا خاصیتِ کشاننده با خودِ فرایند جذب است.

ربودن

«ربودن» به انجام عمل اشاره دارد و از نظر دستوری مصدر است. اگر طراح «دزدیدن»، «بردن ناگهانی» یا «به یغما بردن» را سرنخ کند، این واژه یا واژه‌های هم‌معنای آن مطرح می‌شوند؛ ولی برای معادل کوتاهِ «ربایش»، سه حرف «جذب» تناسب بیشتری دارد.

سرقت

«سرقت» فقط سویهٔ بردن مال یا دزدیدن را پوشش می‌دهد و مفهوم کشش و ربایندگی را نمی‌رساند. پس نمی‌توان آن را در هر بافتی جانشین ربایش کرد. تفاوت میان «ربایشِ توجه» و «ربایشِ مال» نمونهٔ روشنی از نقش بافت است.

کاربردهایی که معنی را روشن می‌کنند

دیدن واژه در جمله کمک می‌کند مرز میان معنای اصلی جدول و کاربردهای دیگر آن حفظ شود. در نمونه‌های زیر، «جذب» هر بار یک صورت از به‌سوی خود کشیدن یا در خود گرفتن را نشان می‌دهد:

آهن‌ربا براده‌های آهن را جذب کرد؛ یعنی نیروی ربایشی آن‌ها را به سوی آهن‌ربا کشید.
خاک مناسب، آب را به اندازهٔ کافی جذب می‌کند؛ یعنی آب را می‌گیرد و در خود نگه می‌دارد.
رنگ و ترکیب‌بندی پوستر، نگاه رهگذران را جذب کرد؛ در این جمله ربایش جنبهٔ ذهنی و دیداری دارد.
ایدهٔ تازه توانست مخاطبان بیشتری جذب کند؛ اینجا معنای متمایل‌کردن و همراه‌ساختن پررنگ است.

املای پاسخ و خانوادهٔ واژگانی آن

پاسخ با «ذال» نوشته می‌شود: «جذب». در تلفظ پیوسته، کنار هم قرار گرفتن «ذ» و «ب» ممکن است شنونده را در نوشتن مردد کند، اما صورت معیار همان جیم، ذال و ب است. «جذبه»، «جذاب»، «جذابیت»، «مجذوب» و «جاذب» از واژه‌های مرتبط‌اند، ولی هر کدام نقش و معنای ویژه‌ای دارند.

  • جاذب: چیزی یا کسی که می‌کشد یا در خود می‌گیرد؛ مانند مادهٔ جاذب رطوبت.
  • مجذوب: کسی که تحت تأثیر قرار گرفته و شیفته یا متمایل شده است.
  • جذاب: دارای گیرایی و توان جلب توجه.
  • جذبه: کشش و گیرایی نیرومند، به‌ویژه در توصیف حال روحی یا اثر شخصیت.

این مشتق‌ها برای همان سه خانه مناسب نیستند. شباهت ریشه نباید باعث شود تعداد حروف نادیده گرفته شود: «جذب» خودِ عمل یا فرایند را به فشرده‌ترین شکل می‌رساند، حال آنکه «جاذب» انجام‌دهنده یا دارندهٔ خاصیت و «مجذوب» پذیرندهٔ اثر است.

ربایش؛ واژه‌ای وابسته به بافت

اگر «ربایش» بدون توضیح بیاید، دو شاخهٔ معنایی مهم پیش روی خواننده است. شاخهٔ نخست کشش و جذب است؛ مانند ربایش میان ذرات، ربایش مغناطیسی یا ربایش نگاه. شاخهٔ دوم بردن و ربودن است؛ مانند ربایش یک شیء یا انسان. عنوان جدولی معمولاً با تعداد خانه‌ها این ابهام را برطرف می‌کند و پاسخ سه‌حرفی ما را به شاخهٔ نخست می‌برد.

در ترکیب «آدم‌ربایی»، مفهوم حقوقی و اجتماعیِ سلب آزادی انسان مطرح است و «جذب» جای آن نمی‌نشیند. برعکس، در «نیروی ربایشی» سخن از کشاندن اجسام به سوی یکدیگر است و ترجمهٔ آن به «نیروی جذب» طبیعی و دقیق خواهد بود. همین تفاوت نشان می‌دهد مترادف‌ها همیشه در همهٔ جمله‌ها قابل تعویض نیستند.

جمع‌بندی واژه: اگر سرنخ «ربایش» سه خانه داشته باشد، حروف ج، ذ، ب را وارد کنید. «کشش» و «جاذبه» از نظر معنا نزدیک‌اند، اما تعداد حروف بیشتری دارند؛ «سرقت» و «ربودن» نیز فقط به معنای بردن و دزدیدن مربوط می‌شوند. بنابراین پاسخ مستقیم این عنوان همان جذب است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.