پرش به محتوای اصلی

توانگر در جدول

۷ دقیقه مطالعه

پاسخ: مایهدار، دارا، غنی، ثروتمند، ملی، منعم، متمول

انتخاب نهایی به تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی بستگی دارد.

سرنخ «توانگر» یک پاسخ یگانه ندارد. در فارسی، هم واژه‌های کوتاه و مستقیم مانند «دارا» و «غنی» برای آن وجود دارد و هم صورت‌های توصیفی‌تری چون «مایه‌دار»، «متمول» و «ثروتمند». افزون بر این‌ها، «منعم» رنگ ادبی دارد و «ملی» پاسخی بسیار کم‌آشناتر است. بنابراین مجموعه پاسخ ثبت‌شده را باید نه چند تکرار بی‌دلیل، بلکه گزینه‌هایی با اندازه و لحن متفاوت دانست.

پاسخ‌ها از کوتاه‌ترین تا بلندترین صورت

در شمارش خانه‌های جدول، نیم‌فاصله و نشانه‌های حرکتی خانه جداگانه نمی‌گیرند. صورت ثبت‌شده «مایهدار» نیز در جدول پیوسته وارد می‌شود، هرچند املای معیار آن در نثر «مایه‌دار» است. ترتیب کاربردی پاسخ‌ها چنین است:

۳ حرف ملی ۴ حرف دارا ۴ حرف غنی ۴ حرف منعم ۵ حرف متمول ۷ حرف مایهدار ۸ حرف ثروتمند

این شمارش بر پایه تعداد نویسه‌هایی است که در خانه‌ها نوشته می‌شوند: «دارا» د ـ ا ـ ر ـ ا و «متمول» م ـ ت ـ م ـ و ـ ل. در «مایه‌دار» نیز م ـ ا ـ ی ـ ه ـ د ـ ا ـ ر هفت خانه پر می‌کند. پس اگر پاسخ پنج‌خانه‌ای باشد، «متمول» با صورت هفت‌حرفی «مایهدار» جایگزین‌پذیر نیست، حتی اگر معنی هر دو نزدیک باشد.

هر گزینه دقیقاً چه چیزی می‌گوید؟

روشن و فارسی

دارا

یعنی دارنده و صاحب مال. در برابر «ندار» قرار می‌گیرد و برای سرنخی که فقط معنای مالیِ توانگر را می‌خواهد، پاسخی مستقیم و خوش‌خوان است. «دارا بودن» می‌تواند داشتن هر چیز را نیز برساند، اما وقتی به‌تنهایی درباره شخص می‌آید غالباً مفهوم برخورداری مالی دارد.

بی‌نیازی و فراوانی

غنی

از یک سو شخصِ بی‌نیاز و مالدار را وصف می‌کند و از سوی دیگر برای محتوای پربار هم می‌آید؛ مانند زبان غنی یا خاک غنی. در سرنخ «توانگر» معنای نخست منظور است، نه کاربردهایی که به فراوانی عناصر یا ارزش معنوی اشاره دارند.

رسمی

متمول

صفتی برای کسی است که مال و تمکن مالی دارد. نسبت به «پولدار» لحن رسمی‌تر و نسبت به «ثروتمند» در گفت‌وگوی روزانه کم‌کاربردتر است. همین ساخت رسمی و پنج‌حرفی، آن را به گزینه‌ای شناخته‌شده در جدول‌ها تبدیل می‌کند.

ادبی و دوپهلو

منعم

هم می‌تواند «صاحب نعمت و توانگر» باشد و هم «نعمت‌بخش». به همین سبب بافت ادبی، نیکوکاری یا بخشندگی را نیز تداعی می‌کند. اگر حروف تقاطعی «م ن ع م» را بسازند، همین معنای صاحب نعمت پاسخ سرنخ است.

گفتاری‌تر

مایه‌دار

در معنای مالی، کسی است که مایه و سرمایه دارد. این واژه در گفتار و نثر عمومی طبیعی است، اما «مایه‌دار» کاربردهای دیگری هم دارد: سخن مایه‌دار می‌تواند پرمحتوا باشد و رنگ مایه‌دار می‌تواند قوی یا پررنگ توصیف شود. در این سرنخ فقط شخص برخوردار از مال مراد است.

صریح و امروزی

ثروتمند

شفاف‌ترین صورت بلند برای دارنده ثروت فراوان است. بر خلاف «غنی» که در ترکیب‌های فرهنگی و طبیعی هم دیده می‌شود، «ثروتمند» هنگام وصف انسان معمولاً برداشت مالی بی‌واسطه‌ای می‌سازد.

درباره «ملی»: این صورت در فهرست پاسخ ذخیره‌شده آمده، اما با «مِلّی» رایج به معنی وابسته به ملت و کشور اشتباه می‌شود. در کاربرد امروز، اگر سه خانه و حروف تقاطعی قطعی در اختیار ندارید، آن را هم‌ارز روزمره و بی‌ابهام «توانگر» فرض نکنید. حضورش بیشتر به واژه‌نامه‌ها و پاسخ‌های کم‌کاربردِ جدولی مربوط است.

نقشه معنایی واژه‌ها

همه گزینه‌ها پیرامون «برخورداری» می‌گردند، اما زاویه نگاهشان یکسان نیست: «دارا» بر داشتن، «غنی» بر بی‌نیازی، «متمول» بر تمکن، «مایه‌دار» بر وجود سرمایه، «ثروتمند» بر فراوانی ثروت و «منعم» بر نعمت داشتن یا بخشیدن تکیه می‌کند.

تفاوت‌هایی که از ظاهر مترادف‌ها پیدا نیست

دارا / دارنده«دارا» می‌تواند به‌تنهایی صفت شخص باشد: «خانواده‌ای دارا». «دارنده» معمولاً متممی می‌خواهد، مانند دارنده سند یا دارنده امتیاز، و الزاماً ثروتمند نیست.
غنی / ثروتمندهر ثروتمندی از نظر مالی غنی شمرده می‌شود، اما «غنی» حوزه وسیع‌تری دارد؛ متن، فرهنگ، خاک و منبع نیز ممکن است غنی باشند. «ثروتمند» برای دارایی مادی صریح‌تر است.
منعم / متمول«متمول» فقط تمکن مالی را برجسته می‌کند. «منعم» به سبب پیوند با نعمت، علاوه بر برخورداری می‌تواند مفهوم نعمت‌بخشی و احسان را همراه داشته باشد.
مایه‌دار / پرمایهمایه‌دار درباره انسان می‌تواند مالدار باشد؛ پرمایه اغلب برای اثر، سخن یا شخصِ برخوردار از دانش و ارزش به کار می‌رود. این دو در همه جمله‌ها جانشین کامل یکدیگر نیستند.

املای پاسخ در خانه‌ها و در متن

صورت معیار ترکیب «مایه‌دار» با نیم‌فاصله نوشته می‌شود، زیرا «دار» پسوندی است که به «مایه» می‌پیوندد. با این حال، جدول چاپی یا دیجیتال برای نیم‌فاصله خانه‌ای اختصاص نمی‌دهد؛ پس حروف بدون شکاف وارد می‌شوند و شکل ذخیره‌شده «مایهدار» از نظر چیدمان خانه‌ها قابل فهم است. «مال‌دار» نیز در نثر ممکن است با نیم‌فاصله دیده شود، ولی جزو پاسخ‌های اصلی ثبت‌شده این سرنخ نیست.

«غنی»، «منعم» و «متمول» واژه‌های عربیِ جاافتاده در فارسی‌اند. حرکت‌های آوایی در جدول نوشته نمی‌شوند: برای نمونه، ضمه یا کسره‌ای که تلفظ «مُنعِم» را روشن می‌کند خانه اضافه نمی‌خواهد. این نکته به‌ویژه برای «منعم» مهم است، چون خواننده بدون حرکت‌گذاری ممکن است در نگاه اول در تلفظ آن مکث کند.

یک مرز معنایی مهم: «توانگر» در فارسی کهن و ادبی گاهی فقط مالدار نیست و معنای توانا، نیرومند یا برخوردار از توان نیز می‌دهد. اما مجموعه پاسخ‌های این سرنخ همگی نشان می‌دهد که مقصود طراح، شاخه مالیِ معناست. برای سرنخی مانند «توانا»، گزینه‌هایی نظیر قادر و نیرومند مطرح می‌شوند، نه لزوماً متمول و ثروتمند.

کاربرد طبیعی پاسخ‌ها در جمله

جمله‌های زیر تفاوت لحن را آشکار می‌کنند؛ در هر کدام واژه به همان معنایی آمده که با سرنخ ارتباط دارد:

«بازرگانی دارا بخشی از سرمایه خود را صرف ساخت مدرسه کرد.»

«خانواده‌ای متمول هزینه مرمت بنای قدیمی را پذیرفت.»

«او با وجود زندگی ساده، در شهر به بازرگانی ثروتمند شهرت داشت.»

«آن منعم بی‌نام، آذوقه نیازمندان را فراهم می‌کرد.»

«شریک مایه‌دار سرمایه آغاز کارگاه را تأمین کرد.»

در نمونه «منعم»، بخشندگی با معنای تاریخی واژه هماهنگ است؛ در نمونه «متمول»، صرفاً وضعیت مالی توصیف می‌شود. از همین تفاوت می‌توان فهمید چرا دو واژه با وجود اشتراک در مفهوم توانگری، در هر بافتی آهنگ یکسانی ندارند.

چگونه از میان پاسخ‌های ثبت‌شده یکی را منطبق کنیم؟

اطلاعات تعیین‌کننده خودِ ساخت جدول است. سه خانه، گزینه خاص و کم‌آشنای «ملی» را مطرح می‌کند؛ چهار خانه میان «دارا»، «غنی» و «منعم» انتخاب می‌خواهد؛ پنج خانه به «متمول» می‌رسد؛ هفت خانه با «مایهدار» و هشت خانه با «ثروتمند» سازگار است. در گروه چهارحرفی، جای حروف مشترک راهگشاست: آغاز با «د» فقط «دارا»، آغاز با «غ» فقط «غنی» و وجود «ع» فقط «منعم» را پشتیبانی می‌کند.

اگر هیچ حرف متقاطعی معلوم نباشد، «دارا» و «غنی» طبیعی‌ترین مترادف‌های کوتاه‌اند. «منعم» زمانی قوی‌تر می‌شود که لحن سرنخ ادبی باشد یا حرف عین در تقاطع تثبیت شده باشد. «ملی» به دلیل ابهام شدید با معنای رایجِ وابسته به ملت، باید آخرین گزینه‌ای باشد که صرفاً با اتکای به سه‌خانه‌ای بودن پذیرفته می‌شود.

در نتیجه، پاسخ مستقیم همان مجموعه ثبت‌شده است: مایهدار، دارا، غنی، ثروتمند، ملی، منعم، متمول. برای نوشتار معمول، «مایه‌دار» املای معیار دارد؛ برای چیدن حروف، نیم‌فاصله حذف می‌شود. تعداد دقیق خانه‌ها و یکی دو حرف تقاطعی کافی است تا از میان این طیف، صورت سازگار مشخص شود.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.