پرش به محتوای اصلی

توقیف در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: بازداشت
در این سرنخ، «بازداشت» معادل مستقیم و رایجِ توقیف است.

واژهٔ «توقیف» تصویری از نگه‌داشتن و بازداشتن از ادامهٔ حرکت یا اختیار می‌سازد. وقتی این واژه بدون قید دیگری در جدول می‌آید، پاسخِ ثبت‌شده و مناسب آن بازداشت است؛ کلمه‌ای که هم در زبان عمومی شناخته شده و هم در بافت رسمی برای متوقف‌کردن یا در اختیار گرفتن شخص به کار می‌رود.

جواب اصلیبازداشت
نقش واژهاسم و حاصلِ بازداشتن
هستهٔ معنایینگه‌داشتن و سلب آزادی حرکت

چرا «بازداشت» دقیقاً با سرنخ جور است؟

«بازداشت» از خانوادهٔ «بازداشتن» است. جزء «باز» در این ترکیب معنای عقب یا منع را می‌رساند و «داشتن» بر نگه‌داشتن دلالت می‌کند؛ بنابراین کل واژه به حالتی اشاره دارد که فرد یا چیزی از ادامهٔ وضع عادی خود بازداشته می‌شود. «توقیف» نیز در معنای پایه، ایستاندن و نگه‌داشتن است. همین هم‌پوشانی معنایی باعث می‌شود طراح جدول بتواند یکی را سرنخ و دیگری را جواب قرار دهد.

در کاربرد روزمره، اگر گفته شود «او بازداشت شد»، ذهن بیشتر به شخص و محدودشدن آزادی او می‌رود. عبارت «شخص توقیف شد» نیز همین قلمرو را دارد، هرچند «بازداشت» در فارسی امروز طبیعی‌تر و صریح‌تر است. پس هنگامی که سرنخ فقط «توقیف» باشد و هیچ اشاره‌ای به خودرو، سند یا مال نداشته باشد، «بازداشت» انتخابی بی‌واسطه و روشن است.

نگه‌داشتنمتوقف‌کردنسلب موقت آزادیجلوگیری از ادامه
نقشه معنایی توقیف و بازداشتتوقیف در مرکز قرار دارد و بسته به شخص، مال یا حرکت به بازداشت، ضبط موقت یا توقف نزدیک می‌شود. توقیفایستاندن یا در اختیار گرفتن شخصبازداشت حرکتتوقف مالمنع تصرف شیء یا وسیلهضبط موقت

توقیف همیشه به یک چیز اشاره نمی‌کند

دامنهٔ «توقیف» از یک شخص فراتر می‌رود. ممکن است موضوع آن خودرو، حساب بانکی، سند، کالا یا هر مال دیگری باشد. در «توقیف اموال»، لزوماً مال از مالکیت صاحبش خارج نمی‌شود؛ مقصود معمولاً این است که امکان انتقال یا تصرف آزادانه در آن، برای مدتی و به موجب دستور قانونی محدود شود. اما «بازداشت» در کاربرد غالب به انسان نسبت داده می‌شود. این تفاوت بافتی، کلید فهم گزینه‌های نزدیک است.

همچنین توقیف می‌تواند دربارهٔ یک وسیله یا اثر به معنای جلوگیری از ادامهٔ استفاده یا انتشار باشد؛ مانند توقیف خودرو یا توقیف یک محموله. در چنین عبارت‌هایی اگر طراح جدول قیدی مثل «خودرو» یا «مال» افزوده باشد، شاید واژه‌ای غیر از «بازداشت» در نظر گرفته شود. ولی صورتِ کوتاه و مطلقِ سرنخ، همان جواب اصلی این صفحه را طلب می‌کند.

نکتهٔ معنایی: «بازداشت» و «توقیف» در مورد شخص به هم بسیار نزدیک‌اند، اما برای مال معمولاً خودِ «توقیف» دقیق‌تر از «بازداشت» است. به همین دلیل باید متن کامل سرنخ را دید، نه فقط یک هم‌معنی پراکنده را.

مرز «بازداشت» با جواب‌های نزدیک

حبس

حبس بر در بند یا زندانی بودن تأکید دارد و اغلب مرحله‌ای پایدارتر یا کیفرمحور را به ذهن می‌آورد. هر بازداشتی الزاماً به حبس به معنای محکومیت نمی‌انجامد؛ بنابراین «حبس» فقط وقتی مناسب است که تعداد حروف یا قرینهٔ زندان آن را تأیید کند.

دستگیری

دستگیری بیشتر خودِ عمل گرفتن شخص را نشان می‌دهد، در حالی که بازداشت هم عمل و هم وضعیت نگه‌داری پس از آن را می‌رساند. سرنخی مانند «گرفتن متهم» به دستگیری نزدیک‌تر است.

ضبط

ضبط معمولاً دربارهٔ مال، کالا، مدرک یا وسیله به کار می‌رود. در گفتار ممکن است با توقیف هم‌پوشانی داشته باشد، اما برای سرنخی که مقصودش شخص است، «بازداشت» دقیق‌تر خواهد بود.

مصادره

مصادره با انتقال قهری مال و نتیجه‌ای جدی‌تر پیوند دارد. توقیف می‌تواند صرفاً موقت و برای حفظ مال تا تعیین تکلیف باشد، پس این دو را نباید در هر جمله جانشین هم دانست.

جلب

جلب در زبان حقوقی معمولاً آوردن یا واداشتن شخص به حضور نزد مرجع را بیان می‌کند. کوتاه‌بودن این واژه آن را برای بعضی خانه‌های جدول مناسب می‌کند، ولی معنای آن دقیقاً برابر با وضعیت بازداشت نیست.

توقف

توقف برای ایست حرکت یا قطع موقت یک روند مناسب است؛ مثلاً توقف خودرو یا کار. این واژه الزاماً مفهوم در اختیار گرفتن شخص یا مال را ندارد و از بار حقوقی «بازداشت» سبک‌تر است.

کاربرد «بازداشت» در جمله چه چیزی را روشن می‌کند؟

«بازداشتِ متهم» نشان می‌دهد موضوع، شخص و محدودشدن آزادی اوست. در این ترکیب، جایگزینی «توقیف» ممکن است، هرچند لحن رسمی‌تر می‌شود.
«دستور بازداشت صادر شد» از یک تصمیم رسمی برای در اختیار گرفتن شخص سخن می‌گوید. واژهٔ «دستور» قرینه‌ای قوی برای معنای حقوقی است.
«او را برای بررسی بیشتر بازداشت کردند» بر موقت‌بودن وضعیت و ادامهٔ رسیدگی دلالت دارد؛ این جمله به خودی خود معنای محکومیت یا زندان قطعی نمی‌دهد.

این نمونه‌ها نشان می‌دهند چرا «بازداشت» را نباید بی‌درنگ برابر «زندان» دانست. زندان نام مکان یا نوعی کیفر است؛ بازداشت وضعیت محدودشدن آزادی شخص است و می‌تواند پیش از روشن‌شدن نتیجهٔ رسیدگی رخ دهد. همین ظرافت، جواب را از چند مترادف ظاهری جدا می‌کند.

ساخت و املای جواب

املای معیار جواب به صورت پیوستهٔ بازداشت است. این کلمه از «باز» و بن ماضی «داشت» ساخته شده، اما در نوشتار معمول میان دو جزء فاصله یا نیم‌فاصله قرار نمی‌گیرد. صورت‌هایی مانند «باز داشت» برای این اسم درست نیستند، زیرا جداکردن اجزا ممکن است جمله را به معنای دیگری ببرد؛ مثلاً «در را باز داشت» ساختی متفاوت از «بازداشتِ فرد» دارد.

خانوادهٔ این واژه نیز به تشخیص معنا کمک می‌کند: «بازداشتن» فعلِ پایه، «بازداشت» اسمِ عمل یا وضعیت، «بازداشتی» صفت یا اسمی برای فردِ در بازداشت، و «بازداشتگاه» نام محل نگه‌داری است. وجود جزء مشترک در این صورت‌ها نشان می‌دهد که پاسخ از نظر ساخت واژی، بر منع و نگه‌داشتن استوار است.

اگر تعداد خانه‌ها متفاوت بود

جواب اصلی این سرنخ «بازداشت» است، اما در جدول‌های گوناگون ممکن است قیدهای همراه یا شمار خانه‌ها، گزینهٔ دیگری را هدف بگیرند. «حبس» چهار حرف دارد و به در بند بودن نزدیک است؛ «جلب» نیز چهار حرف است و بر احضار یا آوردن اجباری شخص دلالت دارد؛ «ضبط» سه حرف دارد و بیشتر با اشیا و اموال می‌آید؛ «دستگیری» واژه‌ای بلندتر و ناظر به گرفتن شخص است. این گزینه‌ها جای پاسخ ثبت‌شده را نمی‌گیرند، بلکه توضیح می‌دهند یک تغییر کوچک در سرنخ چگونه دامنهٔ معنا را عوض می‌کند.

برای نمونه، «توقیف مال» به «ضبط» یا «منع تصرف» نزدیک می‌شود، «توقیف متهم» به «بازداشت» و «دستگیری»، و «توقیف حرکت» به «توقف». پس اگر سرنخ فقط همان یک واژه باشد، صورت بی‌قید آن با جواب رایج «بازداشت» حل می‌شود؛ اگر قیدی کنارش آمده باشد، آن قید نقش تعیین‌کننده دارد.

جمع‌بندی معنایی: «بازداشت» پاسخ مستقیم «توقیف» در این جدول است. هستهٔ مشترک هر دو واژه، نگه‌داشتن و جلوگیری از ادامهٔ آزادی یا حرکت است. «حبس»، «جلب»، «دستگیری»، «ضبط» و «توقف» تنها در بافت‌های ویژه به جواب نزدیک می‌شوند و هر یک بر جنبه‌ای متفاوت تأکید دارند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.