پرش به محتوای اصلی

تنگدست در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: مسکین، مفلس
هر دو واژه هم‌معنی «تنگدست» هستند و انتخاب نهایی به تعداد خانه‌ها بستگی دارد.

برای این سرنخ دو پاسخ اصلی ثبت شده است: مسکین و مفلس. این دو در معنای کلی به انسانی اشاره دارند که از نظر مال و امکانات در مضیقه است، اما دقیقاً یک رنگ معنایی ندارند. «مسکین» بیشتر تصویر نیازمندی و ناتوانی در تأمین ضروریات را می‌سازد؛ «مفلس» بر خالی‌شدن دست از مال، از میان رفتن دارایی یا ناتوانی مالی تأکید می‌کند. همین تفاوت کوچک کمک می‌کند اگر جدول جمله یا قرینه دیگری دارد، گزینه هماهنگ‌تر را برگزینیم.

تعداد حروف پاسخ‌ها

مسکین

پاسخ پنج‌حرفی

مسکین

اگر جای پاسخ پنج خانه دارد، «مسکین» انتخاب مستقیم است. در شمارش خانه‌های جدول، هر حرف یک خانه را می‌گیرد و «ی» نیز یک حرف مستقل به شمار می‌آید.

مفلس

پاسخ چهارحرفی

مفلس

اگر چهار خانه در اختیار دارید، «مفلس» با الگوی سرنخ سازگار است. تلفظ درست آن در فارسی معیار «مُفلِس» است، هرچند در جدول تنها شکل نوشتاری اهمیت دارد.

نکته کلیدی: ویرگول میان «مسکین، مفلس» به این معنا نیست که باید هر دو کلمه را پشت سر هم در خانه‌ها نوشت؛ این نشانه دو جواب مستقل و قابل انتخاب را از هم جدا می‌کند.

چرا «مسکین» پاسخ مناسبی است؟

«مسکین» در فارسی هم صفت و هم اسم است. در کاربرد صفتی می‌گوییم «مردی مسکین»؛ یعنی فردی نیازمند، بی‌نوا یا گرفتار فقر. در کاربرد اسمی نیز می‌توان گفت «به مسکین کمک کرد». بنابراین واژه بدون نیاز به ترکیب اضافی، مستقیماً جانشین «تنگدست» می‌شود و از نظر دستوری نیز همان نقش را می‌پذیرد.

این کلمه افزون بر فقر مادی، گاهی حس ترحم و درماندگی را نیز منتقل می‌کند. برای مثال، در عبارت «آن مسکین توان خرید دارو نداشت»، تنها کمبود پول مطرح نیست؛ گوینده حال دشوار شخص را هم برجسته می‌کند. البته «مسکین» در بعضی جمله‌های محاوره‌ای می‌تواند به معنای بی‌آزار، درمانده یا قابل ترحم نیز به کار رود. در سرنخ کوتاه «تنگدست»، معنای مالی آن مقصود است، نه هر فرد مظلوم یا کم‌توان.

نمونه هم‌نشینی: خانواده‌ای مسکین، مرد مسکین، یاریِ مسکینان.

جمع رایج: «مسکینان» در فارسی روان‌تر از صورت عربی «مساکین» است، هرچند هر دو در متن‌ها دیده می‌شوند.

«مفلس» چه تفاوتی ایجاد می‌کند؟

«مفلس» نیز مترادف روشن تنگدست، تهیدست و بی‌چیز است، ولی معمولاً تصویری مالی‌تر دارد. وقتی کسی را مفلس می‌نامیم، ذهن به شخصی می‌رود که پول و دارایی مؤثری برایش نمانده است. ترکیب‌هایی مانند «کاملاً مفلس شد» یا «بازرگان مفلس» نشان می‌دهند که این واژه می‌تواند نتیجه یک فرایند را هم بیان کند: شخص دارایی داشته و سپس آن را از دست داده است.

در زبان حقوقی و اقتصادی، «افلاس» و «مفلس» ممکن است با بدهی و کافی‌نبودن دارایی برای پرداخت آن ارتباط پیدا کنند. با این حال، در جدول کلمات معمولاً چنین تعریف تخصصی دقیقی خواسته نشده و همان معنای عمومی «بی‌پول و تنگدست» کافی است. پس نباید پاسخ را فقط به بازرگان ورشکسته محدود دانست.

مسکین
تأکید بر نیاز، فقر و دشواری تأمین زندگی؛ دارای رنگ عاطفی و ادبی پررنگ‌تر.
مفلس
تأکید بر نداشتن مال، تهی‌شدن دارایی یا ناتوانی مالی؛ مناسب پاسخ کوتاه چهارحرفی.
وجه مشترک
هر دو می‌توانند صفت شخصی باشند که دستش از مال دنیا کوتاه است و هر دو با سرنخ «تنگدست» تناسب دارند.
نقشه معنایی تنگدست، مسکین و مفلستنگدست مفهوم مرکزی است؛ مسکین به نیازهای زندگی و مفلس به دارایی و بدهی نزدیک‌تر است. تنگدستکمبود توان مالی مسکیننیاز و محرومیترنگ عاطفی مفلسبی‌مالی و افلاسرنگ مالی یک مفهوم مشترک، با دو زاویه معنایی متفاوت

خانواده معنایی «تنگدست»

خود واژه «تنگدست» یک صفت مرکب فارسی است. «دست» در این ساخت به طور کنایی با توان، امکان و دارایی پیوند دارد؛ تنگ‌بودن دست یعنی محدودبودن امکان مالی. از همین تصویر، «دست‌تنگ» و «دست‌تنگی» نیز ساخته شده‌اند. در نوشتار ویراسته معمولاً «تنگ‌دست» با نیم‌فاصله نوشته می‌شود، اما صورت پیوسته «تنگدست» در عنوان‌ها، فرهنگ‌ها و جدول‌ها بسیار رایج است.

تهیدستفقیربی‌چیزنیازمندمحتاجبی‌بضاعتدست‌تنگمعسر

این واژه‌های نزدیک همیشه قابل جایگزینی مکانیکی نیستند. «نیازمند» می‌تواند به هر نوع نیازی اشاره کند و الزاماً فقر مالی را نرساند. «محتاج» نیز ممکن است در جمله‌ای مانند «محتاج راهنمایی» اصلاً معنای اقتصادی نداشته باشد. «بی‌بضاعت» لحنی رسمی دارد و نداشتن امکانات مالی را برجسته می‌کند. «معسر» اصطلاحی رسمی‌تر و حقوقی‌تر است و بیشتر برای کسی به کار می‌رود که توان پرداخت هزینه یا دین را ندارد.

گزینه‌های دیگر چه زمانی مطرح می‌شوند؟

فقیرپنج حرف؛ واژه‌ای عمومی و مستقیم برای کسی که دارایی یا درآمد کافی ندارد.
تهیدستشش حرف؛ نزدیک‌ترین معادل فارسی و هم‌ساخت با تصویر «دست خالی».
بیچیزپنج حرف در جدول؛ صورت رسمی آن معمولاً «بی‌چیز» با نیم‌فاصله است.

وجود این مترادف‌ها باعث نمی‌شود پاسخ ثبت‌شده کنار گذاشته شود. اگر تنها سرنخ «تنگدست» باشد، طول جواب و حروف تقاطعی تعیین‌کننده‌اند. الگوی پنج‌خانه‌ای که حرف دوم آن «س» است، به «مسکین» می‌رسد؛ الگوی چهارخانه‌ای با آغاز «م» و پایان «س»، «مفلس» را تقویت می‌کند. اگر تعداد خانه‌ها شش باشد، ممکن است طراح «تهیدست» را در نظر داشته باشد، اما برای این مدخل، دو جواب اصلی همان «مسکین» و «مفلس» هستند.

املای درست و دام‌های خواندن

«مسکین» با سین، کاف و ی نوشته می‌شود: م‌ـس‌ـک‌ـی‌ـن. آن را نباید با «مسکن» به معنای خانه یا داروی آرام‌کننده درد اشتباه گرفت. وجود حرف «ی» هم در تلفظ و هم در خانه‌های جدول ضروری است. همچنین «مسکنت» اسمِ حالت و به معنای فقر و درماندگی است، نه پاسخ مستقیم پنج‌حرفی این سرنخ.

«مفلس» با ف و ل نوشته می‌شود و در آن حرف «ی» وجود ندارد. «افلاس» اسمِ حالت و «مفلس» صفت یا نام شخص گرفتار آن حالت است. بنابراین برای سرنخی که شخص را توصیف می‌کند، «مفلس» مناسب است؛ ولی اگر سرنخ «ورشکستگی» یا «تهی‌شدن از مال» باشد، احتمال دارد پاسخ «افلاس» خواسته شده باشد.

تمایز مهم: «مفلس» با «ورشکسته» هم‌پوشانی دارد، اما در زبان عمومی هر مفلس لزوماً صاحب کسب‌وکاری نیست که مراحل رسمی ورشکستگی را طی کرده باشد. در اینجا معنای ساده‌ترِ «بی‌مال و تنگدست» مراد است.

کاربرد در جمله و بافت ادبی

دیدن واژه در جمله، مرز معنایی آن را روشن‌تر می‌کند. در «رهگذری به آن پیر مسکین غذا داد»، نیاز به ضروریات زندگی و حس همدلی برجسته است. در «پس از آن معامله زیان‌بار مفلس شد»، از دست رفتن مال و تغییر وضع اقتصادی در مرکز توجه قرار دارد. هر دو جمله را می‌توان با «تنگدست» بازنویسی کرد، ولی بخشی از رنگ ویژه واژه اصلی از بین می‌رود.

در نثر و شعر فارسی، «مسکین» گاهی گوینده‌ای فروتن یا عاشقی درمانده را نیز وصف می‌کند؛ یعنی فقر می‌تواند استعاری و عاطفی باشد. «مفلس» هم در ترکیب‌هایی مانند «مفلسِ عشق» یا «مفلس از هنر» ممکن است نداشتن سرمایه‌ای غیرمادی را برساند. این کاربردهای مجازی نشان می‌دهند که هر دو واژه از حوزه پول فراتر می‌روند، اما وقتی سرنخ جدول بی‌هیچ قرینه‌ای «تنگدست» است، نخست باید معنای مالی و قاموسی را در نظر گرفت.

«کودک مسکین از کمبود امکانات رنج می‌برد.» — تأکید بر محرومیت و نیاز.

«مرد مفلس چیزی برای پرداخت بدهی نداشت.» — تأکید بر فقدان دارایی و توان پرداخت.

«او با وجود تنگدستی، عزت نفس خود را حفظ کرد.» — واژه پایه، با لحنی خنثی‌تر و فارسی.

جمع‌بندی معنایی پاسخ

اگر جواب چهار حرف دارد، مفلس را بنویسید؛ اگر پنج حرف دارد، مسکین پاسخ مناسب است. مسکین بیشتر انسانِ نیازمند و محروم را به تصویر می‌کشد و مفلس بیشتر کسی را که از مال تهی یا از پرداخت ناتوان شده است. «فقیر»، «تهیدست» و «بی‌چیز» نیز از نظر معنا نزدیک‌اند، اما تنها زمانی جای پاسخ اصلی می‌نشینند که تعداد خانه‌ها و حروف مشترک جدول با آن‌ها سازگار باشد.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.