پرش به محتوای اصلی

بست در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: گیره
در این سرنخ، «بست» به وسیله‌ای برای گرفتن و محکم نگه‌داشتن اشاره دارد.

چرا «گیره» با سرنخ جور درمی‌آید؟

گیره نام وسیله‌ای است که چیزی را می‌گیرد، ثابت می‌کند یا دو بخش را کنار هم نگه می‌دارد. همین کارکرد، هستهٔ معنایی «بست» در کاربرد ابزاری آن است. بستِ لوله، بستِ کابل یا بستِ نگه‌دارنده همگی مانع رها شدن یا جابه‌جایی قطعه می‌شوند؛ گیره نیز با فشار، قفل‌شدن یا دربرگرفتن، همان نقش را انجام می‌دهد. بنابراین رابطهٔ میان سرنخ و پاسخ، رابطه‌ای مستقیم و معنایی است، نه بازی با تلفظ یا نام خاص.

املای پاسخ با «گ» آغاز می‌شود و با «ه» پایان می‌یابد. در نوشتار معیار، شکل درست آن «گیره» است؛ نه «گیرِه» با فاصله و نه صورت شکستهٔ گفتاری.

گیره
نکتهٔ واژگانی
«گیره» از خانوادهٔ «گرفتن» و «گیر» است. تصورِ گرفتن، رها نکردن و ثابت نگاه داشتن، پلی روشن میان این واژه و معنای «بست» می‌سازد.

تصویر معنایی پاسخ

برای فهم دقیق‌تر، می‌توان کار گیره را در سه لحظه دید: نخست قطعه در جای مناسب قرار می‌گیرد، سپس گیره آن را می‌فشارد یا دربرمی‌گیرد و سرانجام قطعه ثابت می‌ماند. «بست» در سرنخ بر خودِ ابزار یا عامل نگه‌دارنده تأکید دارد. نمودار زیر این پیوند را خلاصه می‌کند.

رابطه معنایی بست و گیرهگیره دو قطعه را می‌گیرد و نتیجه آن اتصال و ثبات است. دو قطعهٔ جداآمادهٔ اتصال گیره: گرفتن و فشردن اتصال پایدارنتیجهٔ بستن

«بست» یک واژه با چند چهره است

کوتاهی سرنخ ممکن است ذهن را به چند جهت ببرد، زیرا «بست» در فارسی تنها یک معنی ندارد. انتخاب «گیره» زمانی دقیق است که «بست» نامِ ابزار یا قطعهٔ نگه‌دارنده باشد. شناخت دیگر معناها کمک می‌کند تفاوت پاسخ اصلی با واژه‌های نزدیک روشن بماند.

بست به معنای قطعهٔ نگه‌دارندهدر ترکیب‌هایی مانند بست لوله، بست سیم و بست کمربندی، واژه به چیزی اشاره دارد که اجزا را جمع، مهار یا ثابت می‌کند. «گیره» نزدیک‌ترین پاسخ کوتاه و ملموس برای این معناست.
بست در ترکیب «چفت‌وبست»اینجا مفهومِ محکم‌کاری و بسته‌شدن برجسته است. «چفت» می‌تواند قطعه‌ای باشد که در یا دریچه را بسته نگه می‌دارد، اما هر گیره‌ای چفت نیست و هر چفتی نیز شکل گیره ندارد.
بست به معنای پناه و تحصندر متن‌های تاریخی، «به بست رفتن» یا «بست‌نشینی» به پناه گرفتن در مکانی دارای حرمت و مصونیت گفته می‌شود. این معنای تاریخی با ابزار «گیره» ارتباطی ندارد و فقط بافت جمله آن را مشخص می‌کند.
بست در زبان‌شناسی«واژه‌بست» عنصری است که از نظر آوایی به واژه‌ای دیگر تکیه می‌کند. این اصطلاح تخصصی نیز نباید با بستِ مکانیکی اشتباه شود؛ اشتراک آن‌ها در نام است، نه در مصداق.

مرز «گیره» با پاسخ‌های نزدیک

چند واژه ممکن است در نگاه نخست هم‌معنی به نظر برسند، ولی دامنهٔ کاربردشان یکسان نیست. تفاوت دقیق آن‌ها چنین است:

گیره و چفت

گیره چیزی را میان دو سطح، دو فک یا یک حلقه می‌گیرد؛ مانند گیرهٔ لباس، گیرهٔ کاغذ یا گیرهٔ رومیزی. چفت بیشتر سازوکاری برای بسته نگه‌داشتن در، درپوش یا دو لبه است. اگر سرنخ فقط «بست» باشد، پاسخ ذخیره‌شدهٔ «گیره» بر معنای عمومیِ ابزار نگه‌دارنده تکیه دارد؛ «چفت» معمولاً قرینه‌ای مانند در، قفل یا زبانه می‌خواهد.

گیره و بند

بند اغلب انعطاف‌پذیر است و با پیچیدن یا گره خوردن چیزی را می‌بندد؛ بند کفش و بند بار نمونه‌های روشن‌اند. گیره معمولاً قطعه‌ای مشخص و نسبتاً سخت است که فشار وارد می‌کند یا دهانه‌اش بسته می‌شود. پس «بند» فقط در بافتی که شیوهٔ بستن مهم باشد جایگزین مناسبی است.

گیره و مهار

مهار بیش از آنکه نام یک ابزار معین باشد، عمل یا نتیجهٔ کنترل و ثابت‌سازی را می‌رساند. طناب، گیره، قلاب و بست هر یک می‌توانند وسیلهٔ مهار باشند. در این سرنخ، چون پاسخ به یک شیء نام‌گذاری‌شده اشاره دارد، «گیره» دقیق‌تر و عینی‌تر است.

گیره و قفل

قفل برای جلوگیری از بازشدن یا دسترسی به کار می‌رود و معمولاً کلید، رمز یا سازوکار بازکننده دارد. هدف اصلی گیره نگه‌داشتن است، نه حفاظت امنیتی. اشتراک هر دو در بسته نگه داشتن، آن‌ها را نزدیک می‌کند، اما کاربردشان یکی نیست.

کاربردهایی که معنی را روشن می‌کنند

واژهٔ «گیره» در اشیای روزمره و ابزارهای فنی حضور دارد. هر نمونه بخشی از معنای «بست» را آشکار می‌کند:

  • گیرهٔ لباس پارچه را روی بند می‌فشارد تا با باد جدا نشود.
  • گیرهٔ کاغذ چند برگ را بی‌آنکه سوراخ شوند کنار هم نگه می‌دارد.
  • گیرهٔ رومیزی قطعهٔ کار را ثابت می‌کند تا برش، سوهان‌کاری یا مونتاژ دقیق‌تر انجام شود.
  • گیرهٔ مو رشته‌های مو را جمع می‌کند و در وضعیت دلخواه نگه می‌دارد.
  • گیرهٔ اتصال در کاربردهای فنی ممکن است قطعه یا سیم را در نقطه‌ای معین محکم کند.

در همهٔ این مثال‌ها، شکل ابزار متفاوت است ولی سه ویژگی تکرار می‌شود: تماس با جسم، وارد کردن نیروی نگه‌دارنده و جلوگیری از حرکت ناخواسته. همین ویژگی مشترک دلیل مناسبت پاسخ با سرنخ است.

ساخت واژه و شیوهٔ خواندن

«گیره» را می‌توان از «گیر» به‌اضافهٔ پسوند «ـه» دانست؛ یعنی چیزی که می‌گیرد یا وسیلهٔ گرفتن است. خانوادهٔ واژگانی آن نیز همین مفهوم را حفظ می‌کند: «گیر انداختن»، «درگیر شدن»، «گیرنده» و «گرفتن» همگی به نوعی تماس، توقف یا نگه‌داشتن را تداعی می‌کنند. البته نزدیکی خانوادگی به این معنا نیست که این واژه‌ها در جدول جای یکدیگر می‌نشینند؛ پاسخ مورد نظر نامِ ابزار است.

گرفتنفشاراتصالثابت‌سازیجلوگیری از لغزش

این پاسخ چهار حرف نوشتاری دارد: گ، ی، ر، ه. «ی» در میانه بخشی از ساخت واژه است و حذف آن شکل درست را از بین می‌برد. «ه» پایانی نیز نوشته می‌شود و در شمارش خانه‌های جدول یک حرف به حساب می‌آید. بنابراین صورت استانداردِ قابل درج همان «گیره» است.

از سرنخ کوتاه تا معنای دقیق

سرنخ یک‌واژه‌ای «بست» تعریف کاملی ارائه نمی‌کند و به چندمعنایی بودن زبان تکیه دارد. با این حال، پاسخ «گیره» از راه کارکرد قابل توضیح است: چیزی بسته می‌شود تا پراکنده، باز یا جابه‌جا نشود؛ وسیله‌ای که این وضعیت را ایجاد می‌کند گیره نام دارد. این تطبیق به‌خصوص در کاربرد صنعتی و روزمرهٔ «بست» روشن است.

اگر «بست» در جمله‌ای تاریخی ظاهر شود، احتمال معنای پناهگاه یا عمل بست‌نشینی بالا می‌رود. اگر کنار «در» بیاید، چفت یا قفل می‌تواند مطرح شود. اگر از طناب و بار سخن باشد، بند یا مهار طبیعی‌تر است. اما در صورت مستقل بودن همین سرنخ و با توجه به پاسخ ثبت‌شده، «گیره» انتخاب مستقیم است و نباید معناهای دورتر جای آن را بگیرند.

جمع‌بندی معنایی: «گیره» وسیله‌ای برای گرفتن و ثابت نگه داشتن است؛ «چفت» چیزی را بسته نگه می‌دارد، «بند» با پیچیدن یا گره زدن مهار می‌کند و «قفل» مانع باز شدن یا دسترسی می‌شود. برای سرنخ حاضر، پاسخ اصلی و املای قابل درج گیره است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.