پرش به محتوای اصلی

انتخاب در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: گزینش
واژه‌ای پنج‌حرفی و هم‌معنیِ دقیق «انتخاب».

سرنخ کوتاه «انتخاب» معمولاً یک اسم هم‌معنی می‌خواهد، نه فعلی که انجام‌دادن کار را نشان دهد. «گزینش» دقیقاً همین نقش را دارد: نامِ عملِ برگزیدن یک فرد، چیز یا راه از میان چند امکان. این پاسخ هم از نظر معنا روشن است و هم با شیوه رایج طرح سرنخ‌های مترادفی در جدول‌های فارسی سازگاری دارد.

صورت درست پاسخ
گزینش

پنج نویسه و در شمارش رایج جدول، پنج خانه؛ بدون فاصله و نیم‌فاصله.

نقش و خاستگاهاسمِ عمل از «گزیدن»

ساخته‌شده از بنِ «گزین» و پسوند اسم‌ساز «ـش»؛ همان الگویی که در واژه‌هایی مانند «آفرینش» نیز دیده می‌شود.

«گزینش» دقیقاً چه معنایی می‌دهد؟

گزینش یعنی برگزیدن از میان چند مورد. درون این واژه معمولاً تصورِ سنجیدن، مقایسه‌کردن و سپس جداکردنِ مورد مناسب وجود دارد. وقتی می‌گوییم «گزینش آثار برای نمایشگاه»، منظور فقط میل شخصی نیست؛ آثاری بررسی شده‌اند و تعدادی از میان مجموعه‌ای بزرگ‌تر برگزیده شده‌اند. به همین دلیل این واژه در زبان اداری، آموزشی، هنری و علمی نیز کاربردی طبیعی دارد.

در گفت‌وگوی روزمره، «انتخاب» فراوان‌تر شنیده می‌شود؛ اما «گزینش» مترادفی فارسی، فشرده و خوش‌ساخت است که برای پاسخ جدول بسیار مناسب است. ارتباط معنایی آن با «گزیده»، «گزیدن» و «برگزیده» نیز باعث می‌شود پاسخ از نظر خانواده واژگانی به‌آسانی به خاطر سپرده شود.

نکته معنایی: هر گزینشی نوعی انتخاب است، ولی در بعضی بافت‌ها «گزینش» بر وجود معیار و ارزیابی تأکید بیشتری دارد؛ مانند گزینش داوطلبان، گزینش مقاله‌ها یا گزینش نمونه‌های آماری.
گزینش نیروگزینش واژهگزینش اثرگزینش نمونهگزینش آگاهانه

ساخت واژه؛ چرا «گزینش» اسم است؟

مصدر «گزیدن» به معنی انتخاب‌کردن و برگزیدن است. بنِ مضارع آن «گزین» است؛ همان بخشی که در فعلِ امری «بگزین» شنیده می‌شود. با افزودن پسوند «ـش»، نامِ عمل ساخته می‌شود: گزین + ش = گزینش. بنابراین اگر سرنخ «انتخاب کردن» یا «برگزیدن» باشد، ممکن است صورت فعلی «گزیدن» مطرح شود؛ ولی برای خودِ اسم «انتخاب»، پاسخ اسمیِ «گزینش» دقیق‌تر است.

نوشتن این کلمه پیوسته است. صورت‌هایی مانند «گ ز ی ن ش» فقط برای نمایش خانه‌های جدول به کار می‌روند و در متن عادی درست نیستند. حرف دوم «ز» و بخش میانی آن «ین» است؛ پس نباید آن را با تلفظ‌های نادقیق یا املای ساختگی نوشت. تلفظ معیار نیز «گُزینِش» است و تکیه گفتاری معمولاً روی بخش پایانی سنگینی می‌کند.

رابطه معنایی گزیدن، گزینش و گزیدهنموداری که فرایند انتخاب چند گزینه را به عمل گزینش و نتیجه گزیده پیوند می‌دهد. از امکان‌های متعدد تا نتیجه برگزیده چند امکان گزینشسنجش و برگزیدن موردِ گزیده

فرق پاسخ با واژه‌های نزدیک

سرنخ‌های جدولی کوتاه‌اند و گاهی چند مترادف را به ذهن می‌آورند. تفاوت نقش دستوری و بار معنایی کمک می‌کند روشن شود چرا پاسخ ذخیره‌شده، یعنی «گزینش»، بهترین تطابق مستقیم است.

انتخاب

هم‌معنی مستقیم و خودِ واژه سرنخ است. در زبان عمومی می‌تواند بر تصمیم و حق برگزیدن تأکید کند.

شش حرف؛ پاسخ نیست چون در خود پرسش آمده است.
اختیار

بیشتر به آزادی عمل، توان تصمیم‌گیری یا حق انتخاب اشاره دارد؛ مانند «با اختیار خود». همیشه نامِ فرایند انتخاب نیست.

شش حرف؛ نزدیک، اما از نظر معنا عمومی‌تر است.
گزیدن

مصدر و صورت فعلی است: یعنی انتخاب‌کردن. اگر سرنخ حالت عملی داشته باشد، این گزینه ممکن است مناسب شود.

شش حرف؛ تفاوت اصلی در نقش دستوری است.
برگزیدن

فعلِ انتخاب‌کردن با تأکید بر بیرون‌آوردن یک مورد از میان دیگران است. از پاسخ اصلی بلندتر است.

هفت حرف؛ برای خانه‌های بیشتر و سرنخ فعلی.
گلچین

به مجموعه یا چیزی گفته می‌شود که بهترین یا پسندیده‌ترین بخش‌ها از میان دیگران برای آن جدا شده‌اند.

پنج حرف؛ بیشتر نتیجه انتخاب را می‌رساند.
انتصاب

گماشتن فرد به مقام یا مسئولیت از سوی مرجعی بالاتر است. ممکن است پس از بررسی رخ دهد، اما مترادف انتخاب نیست.

شش حرف؛ از نظر مفهوم با گزینش فرق دارد.

کاربرد طبیعی در جمله

دیدن واژه در جمله، مرز معنایی آن را بهتر از یک تعریف کوتاه نشان می‌دهد. در نمونه‌های زیر، همه‌جا عملِ جداکردن یک یا چند مورد بر پایه پسند یا معیار مطرح است:

  1. گزینش داستان‌های مجموعه با توجه به موضوع مشترک انجام شد.
  2. در گزینش رنگ‌های یک پوستر، خوانایی نوشته‌ها اهمیت دارد.
  3. پژوهشگر روش گزینش نمونه‌ها را به‌روشنی توضیح داد.
  4. هیئت داوران پس از خواندن آثار، مرحله نهایی گزینش را آغاز کرد.
  5. گزینش واژه مناسب می‌تواند لحن یک جمله را دقیق‌تر کند.

ترکیب «انتخاب و گزینش» در بسیاری از جمله‌ها حشو است، زیرا دو واژه بخش بزرگی از معنای یکدیگر را تکرار می‌کنند. البته در متنی تخصصی ممکن است نویسنده برای دو مرحله تعریف‌های جداگانه تعیین کرده باشد؛ وگرنه آوردن یکی از آن‌ها کافی و روان‌تر است.

خانواده واژگانی و پیوندهای معنایی

«گزیده» چیزی یا کسی است که برگزیده شده؛ «گزیننده» شخص یا سامانه‌ای است که انتخاب می‌کند؛ «گزینشی» صفتی برای امر وابسته به گزینش است؛ و «گزین‌گویه» یا ترکیب‌های مشابه بر انتخاب‌شدن بخشی از یک مجموعه تکیه دارند. شناخت این پیوندها علاوه بر روشن‌کردن معنا، در حل سرنخ‌های دیگری مانند «برگزیده»، «انتخاب‌کننده» یا «منتخب» نیز سودمند است.

خودِ بن «گزین» در ترکیب‌هایی مانند «واژه‌گزینی» و «نام‌گزینی» دیده می‌شود. در این ساخت‌ها، جزء نخست حوزه‌ای را مشخص می‌کند که عمل انتخاب در آن رخ داده است. «واژه‌گزینی» یعنی انتخاب واژه مناسب و «نام‌گزینی» یعنی برگزیدن نام. این توان ترکیب‌سازی یکی از دلایل زنده‌بودن و کاربرد گسترده خانواده «گزیدن» در فارسی امروز است.

جمع‌بندی سرنخ: اگر عبارت جدول «انتخاب» باشد و خانه‌ها با حروف گ، ز، ی، ن، ش سازگار شوند، پاسخ نهایی «گزینش» است. گزینه‌های دیگر تنها وقتی مطرح می‌شوند که تعداد خانه‌ها یا صورت دستوریِ سرنخ متفاوت باشد.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.