پرش به محتوای اصلی

آمرزنده در جدول

۷ دقیقه مطالعه

پاسخ: غفار

واژه‌ای چهارحرفی به معنای بسیار آمرزنده و بسیار بخشاینده است.

برای سرنخ «آمرزنده»، پاسخ ثبت‌شده و مستقیم غفار است. این انتخاب فقط یک هم‌معنی عمومی نیست؛ ساخت واژه نیز شدت و فراوانی آمرزش را می‌رساند. به همین سبب، «غفار» به‌ویژه وقتی سرنخ چهار خانه دارد یا لحن آن به صفات الهی نزدیک است، پاسخ دقیقی به شمار می‌آید.

غفار

«غفار» از ریشه عربی «غ‌ف‌ر» ساخته شده است. این ریشه با پوشاندن، درگذشتن از خطا و آمرزش پیوند دارد. در کاربرد فارسی، واژه بیش از همه به صورت صفتی برای خداوند شناخته می‌شود: آن‌که بسیار می‌آمرزد و راه بازگشت را بر خطاکار نمی‌بندد.

ریشه: غ‌ف‌رنقش: صفتتعداد حروف: ۴

چرا «غفار» دقیقاً با سرنخ جور است؟

واژه «آمرزنده» کسی را توصیف می‌کند که از گناه یا خطا درمی‌گذرد. «غفار» همین معنا را با درجه‌ای قوی‌تر بیان می‌کند: نه صرفاً یک بار آمرزیدن، بلکه فراوان آمرزیدن. ساخت مبالغه در این واژه باعث می‌شود مفهوم تکرار، گستردگی یا شدت بخشایش در آن شنیده شود. بنابراین اگر طراح تنها «آمرزنده» نوشته باشد، پاسخ کوتاه «غفار» هم از نظر معنا و هم از نظر قالب رایج واژگان عربیِ واردشده به فارسی مناسب است.

در فارسی امروز «غفار» معمولاً صفتی دینی و ادبی است و در گفت‌وگوی روزمره کمتر به جای «بخشنده» می‌نشیند. همین رنگ‌وبوی معنایی کمک می‌کند تا آن را از کلمه‌ای مانند «بخشنده» که می‌تواند درباره پول و دارایی نیز به کار رود، جدا کنیم. «غفار» در این سرنخ به بخشایش خطا و گناه اشاره دارد، نه سخاوتمندی مالی.

مسیر معنایی واژه غفاررابطه ریشه غفر با پوشاندن خطا، آمرزش و مفهوم بسیار آمرزنده در غفار غ‌ف‌رپوشاندن خطا آمرزشدرگذشتن از گناه غفاربسیار آمرزنده
ریشه‌ای با معنای پوشاندن و آمرزش، در قالب «غفار» مفهوم فراوانی بخشایش را پیدا می‌کند.

غفار، غافر و غفور؛ سه واژه نزدیک اما یکسان نیستند

شباهت ظاهری این سه کلمه ممکن است موجب تردید شود، زیرا هر سه از یک ریشه‌اند و هر سه در حوزه آمرزش قرار می‌گیرند. تفاوت اصلی در قالب و سایه معنایی آن‌هاست؛ پس پاسخ نهایی باید با جواب ذخیره‌شده، تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی سازگار باشد.

غفار

پاسخ اصلی این سرنخ؛ صیغه مبالغه و بیانگر بسیار یا پیوسته آمرزنده. چهار حرف دارد: غ، ف، ا، ر.

غافر

اسم فاعل و در معنای پایه «آمرزنده». این واژه نیز چهار حرف دارد، اما جای «ا» و «ف» با غفار متفاوت است.

غفور

صفت مبالغه‌ای نزدیک به معنای بسیار آمرزنده. چهارحرفی است، ولی حرف سوم آن «و» است و با پاسخ ثبت‌شده فرق دارد.

چیدمان پاسخ: غ ـ ف ـ ا ـ ر. اگر از تقاطع‌ها حرف دوم «ف»، حرف سوم «ا» و حرف پایانی «ر» به دست آمده باشد، «غفار» بدون ابهام در چهار خانه می‌نشیند. تشدیدِ تلفظیِ «ف» خانه اضافه نمی‌خواهد.

کاربرد واژه در جمله و متن

شناخت کاربرد، فرق میان یک پاسخ حفظ‌شده و یک پاسخ فهمیده‌شده را روشن می‌کند. «غفار» معمولاً در بافت نیایش، الهیات، نثر عرفانی یا نام‌گذاری دیده می‌شود. در جمله، اغلب همراه واژه‌هایی مانند رحمت، توبه، گناه و بخشایش می‌آید و بر امید به آمرزش تأکید می‌کند.

کاربرد وصفی

در عبارت «پروردگار غفار است»، کلمه صفتی برای بسیار آمرزنده بودن پروردگار است.

کاربرد ادبی

نویسنده می‌تواند از «لطف غفار» سخن بگوید؛ ترکیبی که حوزه معنایی آن بخشایش خطا و گناه است.

صورت معرفه عربی

«الغفار» همان واژه با حرف تعریف عربی است و در ترکیب‌های دینی دیده می‌شود؛ اما جواب جدول در اینجا بدون «ال» نوشته می‌شود.

نام شخص

غفار نام مردانه نیز هست. با این حال در سرنخ حاضر نقش معنایی کلمه، یعنی «بسیار آمرزنده»، مورد نظر است.

مرز معنایی با «بخشنده»

«بخشنده» در فارسی دو مسیر معنایی دارد: ممکن است کسی باشد که دارایی خود را سخاوتمندانه می‌بخشد، یا کسی که خطای دیگری را می‌بخشاید. «غفار» تنها با مسیر دوم ارتباط مستقیم دارد. اگر در سرنخ سخن از سخاوت، دهش یا دست‌ودلبازی باشد، «غفار» انتخاب مناسبی نیست؛ اما وقتی واژه راهنما «آمرزنده» است، حوزه گناه، خطا و گذشت فعال می‌شود و پاسخ کاملاً طبیعی است.

همچنین «رحیم» و «رحمان» بر مهربانی و رحمت دلالت دارند. این معنا با آمرزش هم‌جوار است، ولی مترادف دقیق «آمرزنده» نیست. در نتیجه نباید صرف نزدیکی مذهبیِ این صفات، آن‌ها را جای پاسخ مستقیم نشاند. مزیت «غفار» این است که ریشه و ساختمانش مستقیماً به آمرزش مربوط است.

یک نکته زبانی مهم

گاهی برای تفاوت «غفار» و «غفور» توضیح‌های بسیار قطعی و جزئی نقل می‌شود؛ مثلاً یکی را مخصوص کثرت گناهان و دیگری را مخصوص بزرگی گناه می‌دانند. چنین تفکیک‌هایی در شرح‌های تفسیری و بلاغی می‌تواند مطرح باشد، اما در فارسی عمومی هر دو صفتِ مبالغه و بسیار نزدیک‌اند. برای تشخیص جدولی، شکل حروف و پاسخ ثبت‌شده از این مرزبندی‌های ظریف مطمئن‌تر است.

جایگزین‌ها در چه سرنخ‌هایی مناسب‌ترند؟

  • غافر: اگر خودِ سرنخ «آمرزنده» باشد و تقاطع‌ها الگوی «غ ا ف ر» بدهند، این اسم فاعل می‌تواند پاسخ جدول دیگری باشد. در این صفحه، پاسخ مدنظر «غفار» است.
  • غفور: برای سرنخ‌هایی مانند «بسیار آمرزنده» یا یکی از صفات پروردگار کاربرد دارد. تفاوت تعیین‌کننده آن با غفار در خانه سوم است: «و» به جای «ا».
  • آمرزگار: واژه‌ای فارسی و ادبی به معنای آمرزنده است. از غفار بلندتر است و تنها وقتی شمار خانه‌ها و تقاطع‌ها اجازه دهند مطرح می‌شود.
  • بخشاینده: معادل فارسی روشن و نسبتاً بلند است. بیشتر در متن پیوسته یا جدول‌هایی با خانه‌های بیشتر جا می‌گیرد، نه در پاسخ چهارحرفی حاضر.
  • عفوکننده: یک ترکیب توضیحی است، نه جایگزین کوتاه برای این جواب. «عفو» نیز خودِ عملِ گذشت است و از نظر نقش دستوری دقیقاً همان «آمرزنده» نیست.

نشانه‌های املایی که پاسخ را قطعی می‌کنند

«غفار» با «غ» آغاز می‌شود، نه «ق». در خط فارسی، آوای این دو حرف در بعضی لهجه‌ها به هم نزدیک شده است، ولی املا تغییر نمی‌کند، زیرا واژه از ریشه «غفر» است. حرف دوم «ف» است و در تلفظ معیار با تشدید ادا می‌شود. حرف سوم «ا» نشانه کشیدگی هجای دوم است و حرف پایانی «ر» واژه را می‌بندد. صورت بدون حرکت و تشدید، یعنی «غفار»، همان شکلی است که معمولاً در خانه‌های جدول وارد می‌شود.

این چهار حرف را نباید با «غافر» جابه‌جا کرد. هر دو کلمه چهارحرفی‌اند، اما الگویشان متفاوت است: در «غفار» دو حرف آغازین «غف» کنار هم می‌آیند، در حالی که «غافر» پس از «غ» حرف «ا» دارد. همین تفاوت کوچک، ارزش حروف تقاطعی را نشان می‌دهد و مانع می‌شود یک مترادف نزدیک به جای پاسخ مورد نظر نوشته شود.

پس برای عنوان «آمرزنده در جدول»، پاسخ نهایی غفار است: واژه‌ای چهارحرفی از ریشه «غفر»، با معنای بسیار آمرزنده. «غافر» و «غفور» هم‌ریشه و نزدیک‌اند، اما ترتیب حروف و قالب واژه نشان می‌دهد که جواب این مدخل همان «غفار» است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.