پرش به محتوای اصلی

آمرزش در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: مغفرت
واژه‌ای پنج‌حرفی به معنی آمرزش و بخشودگی گناه.

چرا «مغفرت» پاسخ دقیق است؟

«مغفرت» در فارسی به معنای آمرزش، عفو و بخشیده‌شدن گناه به کار می‌رود. بنابراین میان صورت پرسش و این جواب، رابطه‌ای مستقیم و لغت‌نامه‌ای وجود دارد: سرنخ یک اسمِ معنایی می‌خواهد و «مغفرت» نیز اسم است، نه فعل و نه صفت. این واژه به‌ویژه هنگامی دقیق‌تر می‌شود که مقصود از آمرزش، بخشایش خطا در بافت دینی یا اخلاقی باشد.

پاسخ ثبت‌شده برای این سرنخ «مغفرت» است و از نظر املا، معنا و نقش دستوری با آن سازگاری کامل دارد. در نوشتار معیار، کلمه بدون فاصله و به همین صورت نوشته می‌شود؛ افزودن همزه، تشدید یا «ه» پایانی به آن درست نیست.

چینش پاسخ

مغفرت

مغفرت در نوشتار فارسی ۵ حرف دارد؛ تلفظ آن «مَغفِرَت» است.

ممکن است در شمارش شفاهی، حرکت‌های تلفظی باعث شوند واژه بلندتر به گوش برسد، اما حرکات کوتاه نوشته نمی‌شوند. حروف پاسخ به‌ترتیب «م، غ، ف، ر، ت» هستند. توجه به همین نکته از اشتباه میان تعداد آواها و تعداد خانه‌های نوشتاری جلوگیری می‌کند.

معنایی که پشت این واژه قرار دارد

«مغفرت» از خانواده واژه‌های عربیِ ساخته‌شده از ریشه «غ‌ـ‌ف‌ـ‌ر» است؛ خانواده‌ای که مفهوم آمرزیدن و پوشاندن خطا را منتقل می‌کند. این کلمه در فارسی نیز قرن‌هاست در زبان دینی، ادبی و رسمی حضور دارد و برای بخششی به کار می‌رود که موضوع آن معمولاً گناه یا لغزش اخلاقی است. در نتیجه، «مغفرت» فقط یک بخشش مالی یا واگذاری حق نیست؛ هسته معنایی آن چشم‌پوشی از خطا و آمرزیدن خطاکار است.

نقشه معنایی واژه مغفرتمغفرت در مرکز قرار دارد و با آمرزش، بخشایش گناه، طلب مغفرت و صفت مغفور پیوند دارد.مغفرتآمرزش و بخشودگیموضوع: گناه و خطاطلب مغفرت: درخواستمغفور: آمرزیده

این نقشه، تفاوت «خودِ آمرزش» با واژه‌های مشتق و عبارت‌های وابسته را روشن می‌کند. «طلب مغفرت» یک عمل یا درخواست است، اما «مغفرت» نام همان بخشایش است. همچنین «مغفور» صفت کسی است که آمرزیده شده؛ از همین رو نمی‌توان آن را در جای سرنخی که اسمِ آمرزش را می‌خواهد نشاند.

مرز مغفرت با پاسخ‌های نزدیک

سرنخ کوتاه «آمرزش» چند مترادف شناخته‌شده دارد، ولی همه آن‌ها در هر چینشی جای «مغفرت» را نمی‌گیرند. تفاوت در شمار حروف، لحن و ساختمان معنایی تعیین می‌کند که کدام گزینه مناسب باشد.

مغفرت

پاسخ اصلی و پنج‌حرفی؛ اسمِ آمرزش گناه و واژه‌ای رایج در عبارت‌هایی مانند «مغفرت الهی» و «طلب مغفرت».

غفران

مترادفی پنج‌حرفی و ادبی‌تر برای آمرزش. در دعا و نثر رسمی دیده می‌شود، اما پاسخ ذخیره‌شده این سرنخ نیست.

بخشایش

معادل فارسی و هفت‌حرفی با دامنه‌ای نسبتاً گسترده‌تر. می‌تواند هم آمرزش و هم گذشت و مهربانی را تداعی کند.

عفو

گزینه‌ای سه‌حرفی و کوتاه که بر گذشتن از تقصیر یا مجازات تأکید دارد و در بافت حقوقی نیز کاربرد فراوان دارد.

تمایز مهم: «استغفار» جواب هم‌معنیِ دقیق برای آمرزش نیست. استغفار یعنی آمرزش خواستن؛ پس درخواست یا کنش را می‌نامد، در حالی که مغفرت خودِ بخشودگی است. «توبه» نیز بازگشت و پشیمانیِ شخص از گناه است و نباید صرفاً به دلیل پیوند موضوعی، مترادف آمرزش شمرده شود.

مغفرت در جمله چگونه می‌نشیند؟

شناخت هم‌نشین‌های یک کلمه، معنای آن را ملموس‌تر می‌کند. «مغفرت» اغلب با فعل‌ها و صفت‌هایی همراه می‌شود که یا درخواست آمرزش را بیان می‌کنند یا گستردگی آن را نشان می‌دهند. این کاربردها رسمی و طبیعی‌اند و کمک می‌کنند واژه با «غفلت» یا «معرفت» که تنها شباهت ظاهری دارند، اشتباه نشود.

طلب مغفرتمغفرت الهیامید به مغفرتمغفرت خواستنشایسته مغفرتدعای مغفرت
در زبان دعا

«برای آمرزش خطاهای خود طلب مغفرت کرد.» در این جمله، درخواست بخشودگی موضوع اصلی است.

در نثر رسمی

«برای درگذشته مغفرت آرزو کردند.» این کاربرد در پیام‌های تسلیت و یادبود آشناست.

در بیان اخلاقی

«امید به مغفرت، او را از جبران اشتباه بازنداشت.» واژه اینجا با مسئولیت‌پذیری همراه شده است.

ترکیب «مورد مغفرت قرار گرفتن» بر دریافت آمرزش دلالت دارد، در حالی که «مغفرت خواستن» بر تقاضای آن تأکید می‌کند. عبارت «خدا او را بیامرزد» نیز همان مفهوم را با فعل فارسی «آمرزیدن» بیان می‌کند. بنابراین می‌توان میان «آمرزیدن» به‌عنوان فعل، «آمرزش» و «مغفرت» به‌عنوان اسم، و «آمرزیده» یا «مغفور» به‌عنوان صفت ارتباط روشنی دید.

املاء و تلفظ بدون ابهام

صورت معیار کلمه «مغفرت» است. حرف دوم آن «غ» و حرف سوم «ف» است؛ همین هم‌جواری ممکن است هنگام شنیدن سریع، بخشی از تلفظ را کم‌رنگ کند. خوانش روشن آن «مَغْفِرَت» است. در متن عادی نیازی به حرکت‌گذاری نیست و نوشتن «مغفرت» کاملاً کافی است.

خانواده واژگانی: «غفران» و «غفور» با مغفرت هم‌ریشه‌اند؛ «استغفار» به درخواست آمرزش اشاره می‌کند و «مغفور» یعنی آمرزیده. اشتراک ریشه به معنای یکسان‌بودن نقش این واژه‌ها در جمله نیست.

«غفور» معمولاً صفتی به معنای بسیار آمرزنده و از صفات الهی است؛ پس اگر سرنخ «آمرزنده» باشد، می‌تواند گزینه مناسبی باشد، اما برای «آمرزش» پاسخ اسمی لازم است. به همین شکل، «مغفور» در ترکیب‌هایی مانند «مرحوم مغفور» شخصِ آمرزیده را وصف می‌کند. این دو صفت از نظر دستوری جای «مغفرت» را پر نمی‌کنند.

اگر حروف تقاطعی گزینه دیگری نشان دهند

برای همین عنوان، پاسخ قطعی «مغفرت» است. با این حال در نمونه‌ای دیگر از جدول که فقط سرنخ مشابهی دارد، ممکن است طول جواب تغییر کند. «عفو» برای سه خانه، «غفران» برای پنج خانه و «بخشایش» برای هفت خانه از گزینه‌های معتبرند. میان دو واژه پنج‌حرفی «مغفرت» و «غفران»، حروف تقاطعی تعیین‌کننده‌اند: مغفرت با «م» آغاز و با «ت» پایان می‌یابد؛ غفران با «غ» شروع و با «ن» تمام می‌شود.

این تفاوت طول و حروف آغازین، از تکیه بر مترادف‌های دور جلوگیری می‌کند. گزینه‌هایی مثل «رحمت» ممکن است در بعضی جمله‌ها کنار آمرزش بیایند، اما معنای گسترده‌تری دارند؛ رحمت می‌تواند مهربانی و لطف باشد، بی‌آنکه لزوماً بخشیده‌شدن گناه منظور باشد. «گذشت» نیز بسته به بافت می‌تواند صرف‌نظر کردن از حق یا خطا را برساند و اختصاص معنایی مغفرت را ندارد.

جمع‌بندی معنایی پاسخ

«مغفرت» نامِ بخشوده‌شدن گناه و یکی از روشن‌ترین معادل‌های «آمرزش» در فارسی است. کلمه پنج حرف دارد، از ریشه «غ‌ـ‌ف‌ـ‌ر» آمده و در ترکیب‌هایی چون «طلب مغفرت» و «مغفرت الهی» به‌طور طبیعی استفاده می‌شود.

پس برای این سرنخ، حروف را به صورت م ـ غ ـ ف ـ ر ـ ت وارد کنید. غفران، عفو و بخشایش مترادف‌های قابل توضیح‌اند، اما پاسخ اصلی همین عنوان «مغفرت» است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.