پرش به محتوای اصلی

اباد و برقرار در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: دایر
واژه‌ای چهارحرفی به معنی آباد، برقرار و در حال فعالیت.

سرنخ دو بخش هم‌معنا را کنار هم گذاشته است: چیزی که هم «آباد» باشد و هم «برقرار»، در زبان فارسی دایر خوانده می‌شود. این واژه فقط سالم‌بودن یک بنا را نمی‌رساند؛ معمولاً نشانه آن است که مکان، کار یا نهادی برپاست و وظیفه خود را انجام می‌دهد. همین پوشش معناییِ دقیق، «دایر» را از واژه‌های نزدیک متمایز می‌کند.

دایر

چرا این پاسخ کاملاً با سرنخ جور است؟

«دایر» در یک سوی معنا به آباد و معمور نزدیک می‌شود و در سوی دیگر به برپا، فعال و برقرار. بنابراین طراح با آوردن دو تعبیر «آباد» و «برقرار»، دو کاربرد اصلی همین یک واژه را نشانه گرفته است.

۴ حرفاسم و صفت رایجمتضاد: بایراملای معیار: دایر

دایر دقیقاً چه معنایی دارد؟

وقتی می‌گوییم جایی یا کاری «دایر است»، منظور آن است که وجودش تنها روی کاغذ نیست و عملاً برقرار مانده است. یک فروشگاه دایر، درِ باز و فعالیت واقعی دارد؛ یک کلاس دایر، تشکیل می‌شود؛ یک اداره دایر، خدمات می‌دهد؛ و یک زمین دایر، آباد شده و بی‌استفاده رها نشده است. پس هسته معنایی واژه را می‌توان «برپا و دارای جریانِ کار یا آبادانی» دانست.

برای مکان

در وصف مغازه، کارگاه، درمانگاه یا مدرسه، «دایر» یعنی آن مکان باز، فعال و آماده استفاده است؛ نه بسته و متروک.

برای فعالیت

در ترکیب‌هایی مانند «کلاس دایر است»، واژه خبر می‌دهد که برنامه برقرار است و واقعاً انجام می‌شود.

برای نهاد و خدمت

یک مرکز، شعبه یا خط خدماتیِ دایر، تأسیس شده و اکنون به کار خود ادامه می‌دهد.

برای زمین

زمین دایر، زمینی آباد و مورد بهره‌برداری است و در برابر زمین بایر یا رهاشده قرار می‌گیرد.

پیوند «آباد» و «برقرار» در یک کلمه

«آباد» بیشتر تصویر رونق، عمران و بهره‌برداری را به ذهن می‌آورد؛ «برقرار» بر ادامه داشتن و برپا بودن تأکید می‌کند. «دایر» محل تلاقی این دو معناست. درباره یک کارگاه، دایر بودن یعنی دستگاه و نیروی کار فعال‌اند؛ درباره یک آبادی یا زمین، یعنی آثار عمران و استفاده وجود دارد؛ و درباره یک برنامه، یعنی هنوز لغو یا متوقف نشده است. از این رو پاسخ نه صرفاً مترادف یکی از اجزای سرنخ، بلکه جمع‌بندی هر دو جزء است.

نقشه معنایی واژه دایردایر در مرکز قرار دارد و به آباد، برقرار، فعال و برپا پیوند می‌خورد؛ بایر و تعطیل در سوی مقابل‌اند.دایرآبادبرقرارفعالبرپا

مهم‌ترین تقابل: دایر یا بایر؟

بهترین راه برای روشن‌شدن معنای جواب، دیدن متضاد آن است. «بایر» معمولاً به زمینِ ناکاشته یا جایی گفته می‌شود که از آبادانی و بهره‌برداری افتاده است. «دایر» درست در نقطه مقابل قرار می‌گیرد: زمینی که احیا شده، مورد استفاده است یا آثار آبادانی در آن دیده می‌شود. شباهت ظاهری این دو کلمه نیز باعث شده است که جفت «دایر و بایر» در نوشته‌های ملکی و اداری بسیار شناخته‌شده باشد.

دایربایر
آباد و بهره‌برداری‌شده
کار، کشت یا خدمت در آن جریان دارد؛ برای نمونه زمین زیر کشت یا واحد فعال.
رهاشده یا بهره‌برداری‌نشده
نشانه‌ای از فعالیت جاری ندارد؛ برای نمونه زمینی که مدتی کشت نشده است.

البته «بایر» در همه جمله‌ها جانشین طبیعیِ متضاد دایر نیست. درباره فروشگاه یا کلاس، معمولاً می‌گوییم «تعطیل» یا «برگزار نمی‌شود»، نه بایر. تقابل دایر و بایر بیش از همه در موضوع زمین و آبادانی روشن است، در حالی که تقابل دایر و تعطیل برای کسب‌وکار یا برنامه طبیعی‌تر به گوش می‌رسد.

املای درست و شکل قدیمی واژه

صورت روان و رایج در فارسی امروز دایر است: د، ا، ی، ر. در برخی کتاب‌ها و نوشته‌های قدیمی‌تر ممکن است شکل «دائر» دیده شود. آن صورت پیشینه املایی عربی را آشکارتر نگه می‌دارد، اما برای متن فارسی امروز و به‌ویژه پاسخ جدول، «دایر» انتخاب معمول و خواناست. «داییر» نیز درست نیست؛ حرف «ی» در این کلمه یک بار نوشته می‌شود.

نکته خانه‌های جدول: پاسخ «دایر» چهار نویسه دارد. اگر جدول برای سرنخ «آباد و برقرار» چهار خانه در نظر گرفته باشد، تطابق طول و معنا هم‌زمان تأیید می‌شود: د + ا + ی + ر.

کاربردهایی که معنای جواب را نشان می‌دهند

  • «درمانگاه شبانه‌روزی دایر است» یعنی درمانگاه باز است و خدمت‌رسانی می‌کند.
  • «در این روستا چند کارگاه دایر شده» یعنی کارگاه‌ها راه افتاده‌اند و فعالیت دارند.
  • «کلاس عصر همچنان دایر است» یعنی کلاس لغو نشده و طبق برنامه تشکیل می‌شود.
  • «این زمین سال‌ها دایر و زیر کشت بوده» یعنی زمین آباد و در چرخه بهره‌برداری بوده است.
  • «شعبه تازه‌ای در شهر دایر کردند» یعنی شعبه را برپا و فعال کردند، نه اینکه فقط ساختمان آن را ساختند.

این مثال‌ها یک تفاوت دستوری هم نشان می‌دهند. «دایر است» حالت موجود را توصیف می‌کند، «دایر شد» آغاز فعالیت را می‌رساند و «دایر کرد» به معنای راه‌اندازی یا برپا کردن است. بنابراین خود واژه ثابت می‌ماند، اما فعل همراه آن مشخص می‌کند سخن از وضعیت، آغاز کار یا اقدام یک شخص است.

آیا جواب‌های نزدیک دیگری وجود دارد؟

برای هر یک از دو بخش سرنخ می‌توان مترادف‌هایی یافت، ولی همه آن‌ها به اندازه «دایر» هر دو معنی را یکجا پوشش نمی‌دهند. انتخاب نهایی باید هم به مفهوم و هم به شمار خانه‌ها بخورد.

معمور

بیشتر به معنی آباد و دارای عمران است و لحنی ادبی‌تر دارد. برای سرنخی که فقط «آباد» یا «آبادان» باشد، می‌تواند مطرح شود؛ اما شش حرف دارد و مفهوم فعالیت جاری را به روشنی «دایر» نمی‌رساند.

برپا

برای «برقرار» و «قائم» مناسب است و پنج حرف دارد. درباره مجلس، چادر یا بنا طبیعی است، ولی در تعبیرهایی مانند زمین آباد، دایر دقیق‌تر است.

آباد

خود یکی از واژه‌های سرنخ و چهارحرفی است، اما وقتی طراح «آباد و برقرار» را کنار هم آورده، معمولاً دنبال واژه سومی است که هر دو را توضیح دهد؛ تکرار «آباد» چنین نقشی ندارد.

معطل

در بعضی بافت‌های اداری مقابل «دایر» قرار می‌گیرد و معنای از کار افتاده می‌دهد؛ بنابراین جایگزین جواب نیست، بلکه از راه تضاد به فهم آن کمک می‌کند.

تفاوت «دایر بودن» با صرفاً «وجود داشتن»

ممکن است ساختمانی وجود داشته باشد اما مرکز داخل آن دایر نباشد. همچنین ممکن است نام یک مؤسسه ثبت شده باشد، ولی هنوز فعالیتی آغاز نکرده باشد. پس «دایر» افزون بر وجود فیزیکی یا رسمی، نوعی حضورِ عملی را هم می‌رساند. وقتی کتابخانه‌ای دایر است، انتظار داریم امکان مراجعه و استفاده فراهم باشد؛ هنگامی که خط اتوبوسی دایر می‌شود، انتظار حرکت و خدمت منظم داریم. این بار معناییِ «کارکرد داشتن» همان چیزی است که واژه را برای سرنخ حاضر دقیق می‌کند.

در مورد زمین، معنای فعالیت به شکل آبادانی و بهره‌برداری پدیدار می‌شود؛ در مورد کسب‌وکار، به شکل باز بودن و کار کردن؛ و در مورد برنامه، به صورت تشکیل و تداوم. ظاهر مصداق‌ها متفاوت است، اما در همه آن‌ها چیزی از حالت رکود، تعطیلی یا ویرانی بیرون آمده و برقرار مانده است.

جمع‌بندی معنایی پاسخ

اگر سرنخ را به دو پرسش تبدیل کنیم—«چه چیزی آباد است؟» و «چه چیزی برقرار و فعال است؟»—واژه «دایر» به هر دو پاسخ می‌دهد. چهارحرفی بودن، کاربرد فراوان در ترکیب «دایر بودن»، و تقابل روشن با «بایر» و «تعطیل» نیز انتخاب را محکم می‌کند. صورت «دائر» ممکن است در متون کهن‌تر دیده شود، اما پاسخ مناسب برای نگارش امروزی همان «دایر» است.

نتیجه نهایی: برای سرنخ «آباد و برقرار» پاسخ را دایر بنویسید؛ واژه‌ای که هم آبادانی را در بافت زمین و مکان می‌رساند و هم برپا و فعال بودن را در بافت کار، مرکز یا برنامه.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.