پرش به محتوای اصلی

زمان بند الکتریکی در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ: تایمر
واژه‌ای پنج‌حرفی برای وسیله‌ای که کار مدار را بر پایه زمان تنظیم می‌کند.

در این سرنخ، صفت «الکتریکی» تعیین‌کننده است. منظور فقط ابزاری برای دیدن یا اندازه‌گرفتن زمان نیست، بلکه وسیله‌ای است که در لحظه تعیین‌شده یا پس از گذشت یک بازه، فرمانی الکتریکی صادر می‌کند. نام رایج و کوتاه چنین وسیله‌ای در فارسی فنی و روزمره «تایمر» است؛ همان واژه‌ای که به‌خاطر پنج حرف و معنای روشنش در جدول کلمات نیز به‌خوبی می‌نشیند.

چیدمان پاسخ در خانه‌ها

تایمر
ت + ا + ی + م + ر؛ بدون فاصله و نیم‌فاصله

صورت واژه

تایمر صورت فارسی‌شده واژه انگلیسی timer است. در متن‌های فارسی همین املا جاافتاده است؛ «تایمر» را نباید به شکل دوکلمه‌ای نوشت.

چرا «تایمر» دقیقاً با سرنخ جور است؟

هسته معنایی سرنخ از دو جزء ساخته شده است: «زمان‌بند» یعنی چیزی که زمان انجام یک عمل را تعیین یا محدود می‌کند و «الکتریکی» حوزه آن عمل را مشخص می‌سازد. تایمر در یک مدار، گذشت زمان را به تغییر وضعیت خروجی پیوند می‌دهد. برای نمونه، ممکن است برق چراغی را پس از سه دقیقه قطع کند، پمپ را هر روز در ساعت معینی روشن سازد یا میان راه‌اندازی دو بخش یک دستگاه فاصله بیندازد.

این پیوند میان زمان و فرمان وجه مهم پاسخ است. ساعت زمان را نمایش می‌دهد؛ کرنومتر مدت را اندازه می‌گیرد؛ اما تایمر معمولاً با رسیدن شمارش به مقدار تنظیم‌شده، هشدار می‌دهد یا کنشی را آغاز و متوقف می‌کند. در نمونه‌های برقی، این کنش می‌تواند باز یا بسته‌شدن مسیر جریان باشد. بنابراین واژه «زمان‌بند» از نظر کارکرد به تایمر نزدیک‌تر از نام عمومی «ساعت» است.

تنظیم
انتخاب زمان
شمارش
سپری‌شدن بازه
فرمان
قطع یا وصل خروجی

تایمر در مدار چه کاری انجام می‌دهد؟

ساده‌ترین تصویر از تایمر، یک واسطه میان «زمان انتخاب‌شده» و «خروجی مدار» است. کاربر یا سامانه کنترلی مقدار زمان را تعیین می‌کند. تایمر از لحظه دریافت تحریک شروع به سنجش می‌کند و مطابق نوع تنظیم، کنتاکت یا خروجی الکترونیکی خود را تغییر می‌دهد. این تغییر سپس می‌تواند چراغ، فن، شیر برقی، کنتاکتور یا ورودی بخش دیگری از سامانه را کنترل کند.

همه تایمرها الزاماً ظاهر یکسان ندارند. نمونه پریزی میان دوشاخه وسیله و برق شهر قرار می‌گیرد؛ نمونه تابلو برق روی ریل نصب می‌شود؛ تایمر داخلی لوازم خانگی ممکن است تنها بخشی از برد الکترونیکی باشد؛ و در کنترل‌گرهای برنامه‌پذیر، تایمر حتی می‌تواند یک دستور نرم‌افزاری باشد. آنچه این شکل‌های متفاوت را هم‌خانواده می‌کند، وابسته‌کردن رخداد به زمان است.

نمایش رابطه زمان و تغییر خروجی در تایمربا دریافت فرمان، تایمر بازه تنظیم‌شده را طی می‌کند و سپس خروجی مدار را تغییر می‌دهد. فرمان شروع بازه تنظیم‌شدهمثلاً ۳۰ ثانیه تغییر خروجی t = ۰t = زمان مقرر

چهار رفتار که معنای واژه را ملموس می‌کنند

تأخیر در وصلفرمان می‌رسد، زمان تعیین‌شده می‌گذرد و سپس خروجی وصل می‌شود؛ مانند روشن‌شدن مرحله دوم یک دستگاه با کمی فاصله.
تأخیر در قطعپس از دریافت فرمان توقف، خروجی مدتی فعال می‌ماند و بعد قطع می‌شود؛ ادامه کار کوتاه فن تهویه نمونه آشنایی است.
کارکرد دوره‌ایخروجی در فاصله‌های معین پی‌درپی روشن و خاموش می‌شود؛ برای آبیاری نوبتی یا چراغ چشمک‌زن می‌توان از چنین الگویی بهره گرفت.
فرمان در ساعت مشخصتایمر ساعتی برنامه را به زمان تقویمی یا ساعت شبانه‌روز متصل می‌کند؛ مثلاً روشنایی محوطه را هر غروب فعال می‌سازد.

این حالت‌ها نشان می‌دهند که «تایمر» نام یک کاربرد واحد نیست. بعضی مدل‌ها فقط یک تأخیر ساده می‌سازند و بعضی چند برنامه زمانی دارند. با این حال، در سطح واژگانیِ سرنخ جدول، جزئیات نوع دستگاه لازم نیست؛ عبارت کلی «زمان‌بند الکتریکی» مستقیماً به نام عمومی تایمر اشاره دارد.

مرز تایمر با واژه‌های نزدیک

زمان‌سنجمعادل فارسی نزدیک و قابل‌فهمی است، اما می‌تواند صرفاً وسیله اندازه‌گیری مدت باشد. افزون بر آن، هفت حرف دارد و با پاسخ ذخیره‌شده پنج‌حرفی هماهنگ نیست.
رله زمانیاصطلاح دقیق‌تر در برق صنعتی است؛ خروجی آن معمولاً کنتاکت رله‌ای است که با تأخیر تغییر حالت می‌دهد. هر رله زمانی نوعی تایمر به شمار می‌رود، ولی هر تایمر لزوماً یک رله مستقل نیست.
کرنومتربرای ثبت مدت سپری‌شده، به‌خصوص در ورزش و آزمایش، به کار می‌رود. نقش اصلی آن اندازه‌گیری است، نه صدور فرمان زمان‌دار به مدار.
ساعت فرماندر تأسیسات، دستگاهی برای روشن و خاموش‌کردن مصرف‌کننده بر اساس ساعت شبانه‌روز یا برنامه هفتگی است. این ترکیب تخصصی‌تر و بلندتر از پاسخ جدول است.
نکته درباره جایگزین‌ها: اگر سرنخ دیگری «وسیله سنجش مدت» باشد، «زمان‌سنج» یا «کرنومتر» می‌تواند مطرح شود. اگر بر «قطعه تابلو برق با کنتاکت تأخیری» تأکید شده باشد، «رله زمانی» دقیق‌تر است. اما برای همین عبارت و پاسخ پنج‌حرفی، انتخاب نخست «تایمر» می‌ماند.

از آشپزخانه تا تابلو کنترل

شنیدن نام تایمر ممکن است ابتدا شمارش معکوس فر یا اجاق را به ذهن بیاورد؛ وسیله پس از پایان مدت پخت هشدار می‌دهد یا گرمایش را متوقف می‌کند. همین منطق در مقیاسی دیگر برای خاموش‌شدن خودکار چراغ راه‌پله، محدودکردن کار هیتر، تأخیر فن، نوبت‌بندی پمپ و کنترل زمان شارژ به کار می‌رود. در هر نمونه، زمان از یک عدد منفعل به شرط اجرای فرمان تبدیل می‌شود.

چراغ راه‌پلهفن تهویهپمپ آبآبیاری خودکارتابلو صنعتیفر و اجاقسیستم گرمایشچراغ محوطه

در خانه، تایمر پریزی راهی ساده برای برنامه‌دادن به وسیله‌ای است که خود قابلیت زمان‌بندی ندارد. در صنعت، تایمر میان اجزای فرمان قرار می‌گیرد تا ترتیب کار ماشین حفظ شود؛ برای مثال، موتور دوم تنها پس از پایدارشدن موتور اول آغاز به کار کند. در تجهیزات الکترونیکی نیز همان مفهوم ممکن است روی برد و بدون صفحه یا کلید مستقل پیاده شود.

مکانیکی، الکترونیکی یا دیجیتال؟

تایمر مکانیکی معمولاً با چرخ‌دنده، فنر یا صفحه مدرج کار می‌کند و تنظیم آن با پیچاندن ولوم یا فشردن زبانه‌ها انجام می‌شود. در نوع الکترومکانیکی، حرکت مکانیکی و کنتاکت برقی کنار هم قرار می‌گیرند. مدل الکترونیکی بازه را با مدارهای الکترونیکی می‌سنجد و غالباً دامنه تنظیم و دقت بیشتری ارائه می‌دهد. نوع دیجیتال نیز مقدار و برنامه را روی نمایشگر نشان می‌دهد و ممکن است چند زمان روشن و خاموش را در حافظه نگه دارد.

این تقسیم‌بندی به ما کمک می‌کند صفت «الکتریکی» را درست بفهمیم: سرنخ الزاماً ادعا نمی‌کند سازوکار داخلی دستگاه فقط دیجیتال است. تایمری با صفحه مکانیکی هم می‌تواند جریان یک مصرف‌کننده الکتریکی را طبق زمان قطع و وصل کند. پس ظاهر عقربه‌ای یا کلیدی، دستگاه را از خانواده تایمر خارج نمی‌کند.

یک نکته زبانی درباره «زمان بند» و «تایمر»

عنوان جدول عبارت «زمان بند» را با فاصله آورده است و طبق دستور نباید عنوان را تغییر داد. در نگارش معیارِ متن عادی، ترکیب وصفیِ واژه‌ساخته معمولاً به صورت «زمان‌بند» با نیم‌فاصله نوشته می‌شود. این تفاوت نگارشی اثری بر جواب ندارد. خود پاسخ «تایمر» یک واژه یکپارچه است و در خانه‌های جدول نیز پیوسته وارد می‌شود.

در گفتار فنی ترکیب‌هایی چون «تایمر برق»، «تایمر دیجیتال»، «تایمر تأخیر در وصل» و «رله تایمر» دیده می‌شود. جزء مشترک همه آن‌ها همان «تایمر» است. صورت‌هایی مانند «تایمِر» با نشانه آوایی ممکن است برای آموزش تلفظ نوشته شوند، اما املای معمول و مناسب جدول بدون حرکت‌گذاری است.

نمونه‌هایی برای تشخیص معنای درست

در جمله «تایمر چراغ راه‌پله روی دو دقیقه تنظیم شده است»، دستگاه دو دقیقه پس از تحریک، چراغ را خاموش می‌کند. در جمله «تایمر پمپ هر شش ساعت یک بار فعال می‌شود»، زمان‌بندی تکرارشونده مطرح است. و در جمله «تایمر تابلو، کنتاکتور دوم را با تأخیر وصل می‌کند»، واژه به یک جزء مدار فرمان صنعتی اشاره دارد. این سه کاربرد متفاوت‌اند، ولی در همه آن‌ها رسیدن زمان مقرر باعث رخداد بعدی می‌شود.

در مقابل، اگر بگوییم «کرنومتر زمان مسابقه را ثبت کرد»، ابزار فقط مدت را گزارش کرده است. همین تفاوت کوچک علت آن است که قید «الکتریکی» در سرنخ، انتخاب تایمر را تقویت می‌کند: از وسیله انتظار فرمان یا کنترل مدار داریم، نه فقط نمایش عدد زمان.

جمع‌بندی واژه: «تایمر» پنج حرف دارد، املای رایج آن روشن است و از نظر فنی وسیله یا تابعی را نام می‌برد که پس از یک بازه یا در زمان از پیش تعیین‌شده، خروجی را تغییر می‌دهد. «زمان‌سنج» نزدیک‌ترین معادل عمومی و «رله زمانی» نزدیک‌ترین اصطلاح تخصصی برق است؛ بااین‌حال پاسخ مستقیم همین سرنخ، تایمر است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.