پرش به محتوای اصلی

بهره کار در جدول

۶ دقیقه مطالعه

پاسخ: درامد

املای معیار این واژه «درآمد» است.

در عبارت کوتاه «بهرهٔ کار»، واژهٔ «بهره» به معنی چیزی است که از انجام کار نصیب شخص می‌شود؛ یعنی عایدی و پولی که در نتیجهٔ فعالیت به دست می‌آید. به همین دلیل پاسخ ذخیره‌شده و مناسب معما درامد است. این شکل در خانه‌های جدول بدون نشانهٔ «آ» ثبت شده، اما هنگام نوشتن در متن عادی باید آن را «درآمد» نوشت.

درآمد

حاصل مالیِ کار، حرفه، فروش، سرمایه یا هر فعالیت درآمدزا. در خودِ سرنخ، اضافهٔ معنایی «بهره + کار» مسیر را به سوی پول حاصل از کار می‌برد، نه کیفیت انجام کار.

عایدیحاصل مالیدریافتی

صورت خانه‌های پاسخ

درامد

پنج خانه: د، ر، ا، م، د. در نگارش معیار، حرف سوم «آ» است و صورت کامل «درآمد» خوانده می‌شود.

چرا «درآمد» دقیقاً با سرنخ جور است؟

«بهره» در فارسی تنها یک معنای بانکی ندارد. این واژه می‌تواند سهم، نصیب، فایده یا حاصل چیزی باشد. وقتی مضاف‌الیه آن «کار» است، طبیعی‌ترین برداشت، حاصل و عایدی کار است. کسی زمانی را صرف یک شغل یا فعالیت می‌کند و در برابر آن مبلغی دریافت می‌کند؛ مجموع یا جریان این دریافتی در زبان عمومی «درآمد» نامیده می‌شود.

ساخت خود واژه نیز این برداشت را روشن می‌کند: «درآمدن» در یکی از کاربردهای قدیمی و زندهٔ خود، مفهوم حاصل‌شدن و به دست آمدن دارد. امروز «درآمد» اسمی آشنا برای پولی است که به فرد، خانواده، کسب‌وکار یا نهاد می‌رسد. بنابراین میان «کار» به عنوان منشأ و «درآمد» به عنوان نتیجه، رابطه‌ای مستقیم برقرار است.

رابطه کار با درآمدکار و ارائه خدمت به دریافت پول می‌انجامد و پول حاصل، درآمد نام دارد. کار و خدمتفعالیت انجام‌شده در برابر آن دریافت پولعایدی فعالیت درآمد
سرنخ از منشأ یعنی «کار» سخن می‌گوید و پاسخ نامِ حاصل مالی آن است.
نکتهٔ املایی: «درامد» همان صورت ساده‌شدهٔ پاسخ در جدول است، نه املای پیشنهادی برای نثر. در جمله، تیتر، نامه و نوشتهٔ رسمی، صورت درست «درآمد» با «آ» است.

مرز درآمد با واژه‌های نزدیک

چند کلمه در همسایگی معنایی این پاسخ قرار دارند، اما هر کدام زاویه‌ای متفاوت را نشان می‌دهند. همین تفاوت‌ها سبب می‌شود «درآمد» برای عبارت کلی «بهرهٔ کار» انتخاب فراگیرتری باشد.

دستمزد

مبلغی است که مشخصاً در برابر نیروی کار پرداخت می‌شود. اگر سرنخ بر مزد کارگر، حقوق روزانه یا اجرت تأکید کند، «دستمزد» دقیق‌تر است؛ ولی از پنج خانه بیشتر دارد.

کارمزد

وجهی است که بابت انجام یک خدمت یا معاملهٔ معین گرفته می‌شود؛ مانند کارمزد بانکی. هر درآمدی کارمزد نیست، زیرا درآمد می‌تواند از حقوق ماهانه یا فروش هم پدید آید.

سود

آنچه پس از سنجش درآمد با هزینه‌ها باقی می‌ماند. ممکن است یک فعالیت درآمد داشته باشد اما، به دلیل هزینهٔ زیاد، سودی ایجاد نکند. پس سود جایگزین دقیق پاسخ فعلی نیست.

عایدی

از نظر معنایی بسیار نزدیک و گاه مترادف درآمد است. با این حال شش حرف دارد و در گفتار اقتصادی و روزمره، «درآمد» واژهٔ مستقیم‌تر و رایج‌تری برای حاصل مالی کار است.

«بهرهٔ کار» با «بهره‌وری کار» یکی نیست

وجود کلمهٔ «بهره» ممکن است ذهن را به «بهره‌وری» ببرد، اما این دو ترکیب یک مفهوم ندارند. بهرهٔ کار در بیان معمایی یعنی ثمره یا نصیب مالی کار؛ بهره‌وری کار شاخصی برای سنجیدن مقدار محصول یا خدمت حاصل از نیروی کار در یک بازهٔ معین است. اولی به عایدی اشاره دارد و دومی به کارایی تولید.

درآمد
چه مقدار پول به دست آمده است؟
سود
پس از کسر هزینه چه مقدار مانده است؟
بهره‌وری
با منابع و زمان موجود چه مقدار تولید شده است؟

برای نمونه، دو نفر ممکن است درآمد یکسانی داشته باشند، اما هزینه‌های شغلی متفاوت باعث شود سودشان برابر نباشد. همچنین ممکن است یکی در زمان کمتر همان مقدار کار را انجام دهد و بهره‌وری بیشتری داشته باشد. این مثال نشان می‌دهد که نزدیکی ظاهری واژه‌ها به معنای یکی‌بودن آن‌ها نیست.

کاربرد طبیعی واژه در جمله

«درآمد او از کار فصلی در ماه‌های مختلف تغییر می‌کند.»

«بخشی از درآمد فروشگاه صرف خرید دوبارهٔ کالا می‌شود.»

«آموزش مهارت تازه می‌تواند راهی برای افزایش درآمد باشد.»

در هر سه جمله، «درآمد» نام مبلغ یا عایدی‌ای است که از یک فعالیت به دست می‌آید. اگر آن را با «سود» جایگزین کنیم، معنی جمله تغییر می‌کند؛ زیرا هنوز چیزی دربارهٔ هزینه‌ها و مبلغ باقی‌مانده نمی‌دانیم. اگر «بهره‌وری» را جایگزین کنیم نیز سخن از میزان بازده کار خواهد بود، نه پول دریافتی.

جایگاه «درآمد» در ترکیب‌های فارسی

این واژه در ترکیب‌هایی مانند «منبع درآمد»، «درآمد ماهانه»، «درآمد خانوار»، «درآمد حاصل از فروش» و «درآمد غیرنقدی» دیده می‌شود. صفت «درآمدزا» نیز برای کاری به کار می‌رود که توان ایجاد عایدی دارد. در برابر آن، «کم‌درآمد» و «پردرآمد» میزان نسبی عایدی فرد یا شغل را وصف می‌کنند.

ترکیب «کسب درآمد» بر فرایند به دست آوردن پول تأکید دارد، در حالی که «میزان درآمد» مقدار آن را می‌سنجد. خود سرنخ «بهره کار» هیچ قید دیگری مثل روزانه، خالص یا ثابت ندارد؛ پس به واژه‌ای عمومی نیاز دارد که همهٔ این حالت‌ها را پوشش دهد. «درآمد» دقیقاً چنین دامنه‌ای دارد.

اگر تعداد خانه‌ها متفاوت باشد

پاسخ اصلی این عنوان پنج‌خانه‌ای و مطابق دادهٔ معما «درامد» است. در یک جدول دیگر، صورت سرنخ و تعداد خانه‌ها می‌تواند پاسخ را تغییر دهد. «مزد» برای سه خانه و در معنای وجه پرداختی مستقیم به کارگر می‌نشیند؛ «اجرت» پنج حرف دارد و بیشتر بر بهای یک کار یا خدمت معین دلالت می‌کند؛ «عایدی» شش حرف است و لحنی رسمی‌تر دارد. این گزینه‌ها تنها زمانی مطرح می‌شوند که چینش خانه‌ها یا حروف تقاطعی با پاسخ اصلی سازگار نباشد.

«بازده» نیز پنج حرف است، اما معمولاً حاصل یا نسبت نتیجه به منابع را می‌رساند و الزاماً پول نیست. یک دستگاه، زمین یا روش کاری می‌تواند بازده بالا داشته باشد بی‌آنکه واژه به دریافتی شخص اشاره کند. از سوی دیگر، «حقوق» نام پرداخت منظم شغلی است و همهٔ انواع درآمد—مثلاً درآمد فروش یا اجاره—را در بر نمی‌گیرد.

جمع‌بندی معنایی: در این سرنخ، «بهره» یعنی حاصل و نصیب و «کار» منشأ آن است؛ نام عمومیِ حاصل مالی کار «درآمد» است. برای خانه‌های جدول همان پاسخ ثبت‌شدهٔ درامد را وارد کنید و در نوشتار معمول، املای معیار درآمد را به کار ببرید.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.