پرش به محتوای اصلی

خنک در جدول

۶ دقیقه مطالعه

پاسخ: سرد

واژه‌ای سه‌حرفی و رایج برای «خنک».

در زبان روزمره، «خنک» معمولاً دمایی پایین‌تر از گرمای محیط را وصف می‌کند؛ از همین رو نزدیک‌ترین جواب کوتاه و شناخته‌شده برای آن سرد است. این هم‌معنایی به‌ویژه در ترکیب‌هایی مانند آب خنک، هوای خنک و نسیم خنک روشن است. بااین‌حال، دو واژه در همه جمله‌ها شدت یکسانی ندارند: خنک اغلب سرمای ملایم و خوشایند را می‌رساند، اما سرد می‌تواند کاهش دمای بیشتر یا حتی احساس ناخوشایند سرما را هم نشان دهد.

در ساختار سرنخ‌های کوتاه جدول، معمولاً از رابطه مستقیم مترادف استفاده می‌شود. بنابراین وقتی صورت سؤال فقط «خنک» است و سه خانه در اختیار داریم، «سرد» طبیعی‌ترین انتخاب است؛ هم از نظر معنی مستقیم و هم از نظر تعداد حروف.

سردصفت ساده · سه حرف · متضادِ گرم

چرا «سرد» دقیقاً با سرنخ جور درمی‌آید؟

«سرد» صفتی برای چیزی است که گرمای کم یا دمای پایین دارد. «خنک» نیز در معنای رایج خود به چیزی نسبتاً سرد یا دور از گرمی گفته می‌شود. نقطه مشترک این دو واژه، کاهش گرما است. تفاوت اصلی در درجه و حال‌وهوای جمله پدیدار می‌شود، نه در هسته معنا. همین اشتراک معنایی کافی است که در جدول کلمات متقاطع، یکی پاسخ دیگری قرار گیرد.

جواب از سه نویسه «س»، «ر» و «د» ساخته می‌شود و هیچ فاصله، نیم‌فاصله یا شکل املایی دیگری ندارد. این سادگی برای خانه‌های جدول مهم است، زیرا مشتق‌هایی مثل «سردی» چهار حرف و «سردتر» شش حرف دارند و دیگر پاسخ همین سرنخ کوتاه محسوب نمی‌شوند.

سرد

ترتیب نوشتن پاسخ از راست به چپ: س ـ ر ـ د

جایگاه معنایی سرد و خنک روی طیف دمانموداری از یخ و سرد در سمت دمای پایین، خنک در بخش ملایم، ولرم در میانه و گرم و داغ در سمت دمای بالاسرددمای پایینخنکسرمای ملایم و دلپذیرولرممیان سرد و گرمگرمدمای بالاتردر جدول، هم‌پوشانی معنایی «خنک» و «سرد» از تفاوت شدت مهم‌تر است.

خنک و سرد؛ هم‌معنا، اما نه کاملاً هم‌درجه

اگر بگوییم «یک لیوان آب خنک»، معمولاً نوشیدنی گوارا و مطبوعی را تصور می‌کنیم که از گرمای هوا می‌کاهد. «یک لیوان آب سرد» ممکن است همان مصداق را داشته باشد، ولی می‌تواند آبی با دمای پایین‌تر را نیز به ذهن بیاورد. درباره هوا هم «صبح خنک» اغلب دلپذیر است، حال آنکه «صبح سرد» احتمال نیاز به لباس گرم را بیشتر القا می‌کند.

کاربرد دماییآب سرد، اتاق سرد، فلز سرد و غذای سرد مستقیماً از کمبود گرما خبر می‌دهند.
کاربرد احساسیبرخورد سرد، پاسخ سرد یا نگاه سرد به بی‌مهری و نبود صمیمیت اشاره دارد؛ «خنک» معمولاً در این ترکیب‌ها جایگزین طبیعی نیست.
کاربرد رنگآبی، سبز و برخی خاکستری‌ها را رنگ‌های سرد می‌نامند، چون حس سرما یا فاصله را تداعی می‌کنند.
کاربرد صوتی و ادبیلحن سرد می‌تواند بی‌تفاوت و عاری از هیجان باشد؛ این معنا فراتر از دماسنج است.

پس «سرد» دامنه معنایی گسترده‌تری دارد. پاسخ جدول بر بخش مشترک دو واژه تکیه می‌کند، یعنی همان وصف دمای پایین. کاربردهای عاطفی و هنری «سرد» سبب نمی‌شوند جواب نادرست باشد؛ فقط نشان می‌دهند یک واژه پس از خروج از خانه‌های جدول می‌تواند نقش‌های بیشتری در زبان بگیرد.

واژه‌های نزدیک و مرز میان آن‌ها

بارد

واژه‌ای عربی و ادبی به معنی سرد یا خنک است. اگر سرنخ چهارخانه باشد یا لحن کهن و عربی بخواهد، ممکن است مطرح شود؛ برای پاسخ سه‌حرفی این عنوان، انتخاب اصلی نیست.

ولرم

به چیزی گفته می‌شود که نه گرم است و نه سرد، به‌خصوص مایعات. ولرم نقطه میانی دماست و مترادف دقیق خنک یا سرد به شمار نمی‌آید.

معتدل

بیشتر تعادل و میانه‌روی را می‌رساند؛ هوای معتدل ممکن است خنک باشد، اما الزاماً سرد نیست. طول واژه نیز با پاسخ سه‌خانه‌ای سازگار نیست.

یخ

«یخ» نام حالت جامد آب است و در گفتار می‌تواند شدت سرمای زیاد را برساند. از نظر دستوری و معنایی جانشین مستقیم «خنک» در این سرنخ نیست.

نکته معنایی: «خنک» در فارسی کهن گاهی به صورت ندایی با معنای «خوشا» یا «خوش به حال» نیز آمده است؛ مانند ساخت «خنک آن‌که...». این معنای ادبی با سرنخ دمایی رایج جدول تفاوت دارد. در عنوان کوتاه حاضر و با وجود پاسخ ثبت‌شده، منظور همان معنای سرد و کم‌گرماست.

نمونه‌هایی که پیوند دو واژه را روشن می‌کنند

«نسیم خنک عصر وزید» یعنی بادی با سرمای ملایم و خوشایند جریان پیدا کرد؛ در بیان فشرده می‌توان آن را نسیمی سرد دانست.
«آب را در یخچال گذاشت تا سرد شود» همان فرایندی را بیان می‌کند که در گفتار روزانه «خنک شدن آب» هم نامیده می‌شود.
«چای سرد شد» با «چای خنک شد» نزدیک است، ولی جمله نخست می‌تواند از افت بیشتر دما یا نامطلوب شدن نوشیدنی حکایت کند.
«هوای کوهستان خنک بود» معمولاً تجربه‌ای مطبوع را توصیف می‌کند؛ «هوای کوهستان سرد بود» شدت بیشتر سرما را برجسته می‌سازد.

این مثال‌ها نشان می‌دهند که انتخاب «سرد» در جدول حاصل یک برابری مکانیکی نیست، بلکه بر هم‌پوشانی واقعی در کاربرد زبان استوار است. هر دو صفت در کنار اسم‌هایی چون آب، هوا، باد، اتاق، نوشیدنی و سطح به کار می‌روند. تفاوت شدت زمانی اهمیت پیدا می‌کند که جمله کامل و زمینه دقیق داشته باشیم؛ سرنخ تک‌واژه‌ای جدول معمولاً چنین زمینه‌ای ارائه نمی‌کند.

صورت‌های ساخته‌شده از پاسخ

ریشه واژگانی پاسخ در ترکیب‌ها و مشتق‌های زیادی دیده می‌شود. «سردی» نام حالت یا کیفیت سرد بودن است؛ «سردتر» و «سردترین» درجه مقایسه می‌سازند؛ «سردخانه» مکانی برای نگهداری مواد در دمای پایین است؛ «سرما» اسم پدیده‌ای نزدیک به همین حوزه معنایی است؛ و «سردکردن» عملی است که گرمای چیزی را کاهش می‌دهد. این صورت‌ها برای فهم خانواده معنایی مفیدند، اما نباید به جای جواب کوتاه در خانه‌ها نوشته شوند.

ترکیب «خونسرد» نیز حاوی «سرد» است، ولی معمولاً به فرد آرام و مسلط بر احساسات گفته می‌شود. در مقابل، «سردمزاج» بسته به بافت می‌تواند معنایی مربوط به طبع، کم‌هیجانی یا رفتار داشته باشد. این گسترش‌ها یادآوری می‌کنند که مفهوم سرما در فارسی بارها از جهان فیزیکی به توصیف رفتار و حالت انسان منتقل شده است.

جمع‌بندی معنایی پاسخ

برای سرنخ «خنک»، جواب ثبت‌شده و مناسب سرد است: واژه‌ای سه‌حرفی، درست از نظر املا و مستقیم از نظر معنا. «خنک» بیشتر سرمای ملایم و گاه لذت‌بخش را القا می‌کند، در حالی که «سرد» بازه گسترده‌تری از کمبود گرما تا بی‌مهری عاطفی را پوشش می‌دهد. گزینه‌هایی مانند «بارد» فقط در تعداد خانه یا لحن متفاوت قابل بررسی‌اند و «ولرم» به سبب قرار گرفتن میان گرم و سرد، جایگزین این پاسخ نیست.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.