پرش به محتوای اصلی

جدا نشدنی در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: لاینفک
این واژه به معنی «جدا نشدنی» و «جدایی‌ناپذیر» است.

برای سرنخ کوتاه «جدا نشدنی»، جواب ثبت‌شده و دقیق لاینفک است. این واژه هنگامی به کار می‌رود که چیزی چنان به یک کل وابسته یا پیوسته باشد که نتوان آن را بخشی مستقل و جدا از آن دانست. در جدول، کوتاهی سرنخ و لحن واژه‌نامه‌ای آن به‌خوبی با «لاینفک» جور درمی‌آید.

چرا «لاینفک» جواب مستقیم سرنخ است؟

معنای اصلی لاینفک دقیقاً «آنچه جدا نمی‌شود» است. در فارسی امروز، این صفت بیشتر کنار واژه‌هایی مانند «جزء»، «بخش» و «عضو» دیده می‌شود: وقتی می‌گوییم چیزی «جزء لاینفک» یک مجموعه است، منظور فقط نزدیکی یا شباهت نیست؛ منظور پیوندی است که حذف آن، تمامیت یا هویت مجموعه را مخدوش می‌کند. بنابراین میان تعریف سرنخ و جواب، واسطه معنایی اضافه‌ای وجود ندارد.

نقش واژهلاینفک صفت است و ویژگی چیزی را بیان می‌کند که امکان جدا کردنش از کل مورد نظر وجود ندارد یا جدایی آن معنادار نیست.
فضای کاربرددر نثر رسمی، حقوقی، اداری و تحلیلی رایج‌تر است؛ در گفت‌وگوی روزمره معمولاً «جدانشدنی» یا «جدایی‌ناپذیر» جای آن می‌نشیند.

املای درست و خوانش واژه

صورت معیار و رایج جواب در فارسی لاینفک است؛ یعنی شش حرف «ل، ا، ی، ن، ف، ک» که پیوسته نوشته می‌شوند. ممکن است در نوشته‌های عربی یا متون کهن‌تر صورت جداشده «لا ینفک» هم به چشم بخورد، اما برای خانه‌های جدول و نگارش معمول فارسی، صورت یکپارچه «لاینفک» روشن‌تر و متداول‌تر است.

لاینفک ✓لا ینفک: صورت جدا در برخی متون۶ حرفصفت

این واژه از «لا»ی نفی و بن فعلی مرتبط با جدا شدن ساخته شده است. دانستن این ساخت، معنی را به خاطر می‌سپارد: «لا» مفهوم نفی را می‌آورد و بخش دوم به گسستن و جدا شدن مربوط است؛ حاصل ترکیب، چیزی است که جدایی درباره‌اش نفی شده است. در تلفظ فارسی، واژه روان و یکپارچه ادا می‌شود: «لا‌یَنْفَک».

نمایش ساخت و مفهوم واژه لاینفکلا به معنی نفی و ینفک مرتبط با جدا شدن، در کنار هم مفهوم جدا نشدنی را می‌سازند.لانفیینفکجدا شدنلاینفکجدا نشدنینفیِ جدا شدن ← پیوندی که گسسته نمی‌شود

کاربرد طبیعی در جمله

«لاینفک» به‌تنهایی قابل فهم است، ولی در نثر فارسی اغلب بخشی از ترکیب «جزء لاینفک» است. کسره اضافه پس از «جزء» رابطه را مشخص می‌کند: «اعتماد، جزءِ لاینفکِ همکاری است.» در این جمله، اعتماد عنصری فرعی و تصادفی معرفی نشده؛ بلکه نبودنش ماهیت همکاری را ناقص می‌کند.

کاربرد حقوقی«پیوست فنی، جزء لاینفک قرارداد است.» یعنی پیوست از نظر اعتبار و تفسیر، همراه متن اصلی قرارداد در نظر گرفته می‌شود.
کاربرد اجتماعی«گفت‌وگو جزء لاینفک یک رابطه سالم است.» در اینجا واژه بر ضرورت و پیوند بنیادی گفت‌وگو با رابطه تأکید دارد.
کاربرد فرهنگی«موسیقی با آیین‌های این منطقه پیوندی لاینفک دارد.» یعنی جدا دیدن موسیقی از آن آیین‌ها، تصویری ناقص می‌سازد.
کاربرد علمی و تحلیلی«اندازه‌گیری، بخش لاینفک آزمایش است.» یعنی آزمایش بدون داده‌های اندازه‌گیری‌شده کامل نیست.
نکته معنایی: لاینفک معمولاً درباره یک رابطه عمیق، ضروری یا ساختاری به کار می‌رود. برای دو شیء که فقط به‌طور موقت به هم چسبیده‌اند، این واژه بیش از اندازه رسمی و پرمعناست.

تفاوت با پاسخ‌های نزدیک

سرنخ «جدا نشدنی» می‌تواند در جدول‌های مختلف، بسته به تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی، مترادف‌های دیگری هم داشته باشد. بااین‌حال وجود پاسخ ذخیره‌شده «لاینفک» و تطابق مستقیم فرهنگ‌نامه‌ای، انتخاب اصلی را قطعی می‌کند. گزینه‌های زیر هم‌معناهای تقریبی‌اند، نه جایگزین لازم برای این پاسخ.

جدایی‌ناپذیرمعادل فارسی و توضیحیِ بسیار نزدیک است. طول بیشتری دارد و در نثر عمومی از «لاینفک» روان‌تر به نظر می‌رسد، اما برای جدولی که جواب شش‌حرفی می‌خواهد مناسب نیست.
تفکیک‌ناپذیربیشتر بر نتوانستنِ تفکیک یا تمایز اجزا تأکید دارد و در متن علمی و تحلیلی طبیعی است. «لاینفک» دامنه عمومی‌تری دارد و پیوند ضروری را نیز می‌رساند.
پیوستهمی‌تواند به معنی متصل یا بدون وقفه باشد، اما الزاماً «جداشدنی نبودن» را نمی‌رساند. دو بخش ممکن است پیوسته باشند و همچنان بتوان آن‌ها را جدا کرد.
ناگسستنیاز نظر تصویر معنایی نزدیک است و بیشتر برای پیوند، عهد، دوستی یا رابطه عاطفی به کار می‌رود. لحن «لاینفک» رسمی‌تر و فرهنگ‌نامه‌ای‌تر است.
لاینقطعبه معنی بی‌وقفه و پی‌درپی است، نه جدا نشدنی. شباهت آغاز واژه‌ها ممکن است در جدول گمراه‌کننده باشد، ولی «لاینقطع» پاسخ این سرنخ نیست.

مرز معنایی مهم: اتصال یا جدایی‌ناپذیری؟

هر چیز لاینفکی نوعی پیوند با کل دارد، اما هر چیز متصل یا همراهی لاینفک نیست. کابل به دستگاه متصل می‌شود، ولی ممکن است به‌آسانی جدا شود؛ پس صرف اتصال برای وصف «لاینفک» کافی نیست. در مقابل، وقتی یک اصل را جزء لاینفک یک نظریه می‌نامیم، سخن از اتصال فیزیکی نیست؛ آن اصل برای انسجام نظریه چنان بنیادی است که کنار گذاشتنش تعریف کل را تغییر می‌دهد.

این تفاوت نشان می‌دهد واژه فقط وضعیت ظاهری دو جزء را توصیف نمی‌کند. «لاینفک» می‌تواند رابطه‌ای مفهومی، قانونی، تاریخی یا کارکردی را بیان کند. به همین دلیل در عبارت‌هایی چون «حقوق لاینفک انسان»، «جزء لاینفک سند»، «بخش لاینفک هویت» و «عنصر لاینفک فرایند» طبیعی و دقیق است.

دقت در نگارش: گفتن «جزء لاینفک و جدانشدنی» معمولاً تکرار یک معناست. اگر نیاز به توضیح بیشتری باشد، بهتر است پیامد این جدایی‌ناپذیری گفته شود؛ مثلاً «جزء لاینفک قرارداد است و همراه آن تفسیر می‌شود».

سرنخ‌های هم‌خانواده‌ای که ممکن است به همین جواب برسند

طراح جدول ممکن است به جای «جدا نشدنی» از عبارت‌های «جدایی‌ناپذیر»، «تفکیک‌ناپذیر»، «غیرقابل انفکاک» یا حتی ترکیب ناقص «جزء ...» استفاده کند. در همه این حالت‌ها «لاینفک» نامزد قدرتمندی است، به‌ویژه اگر شش خانه وجود داشته باشد. تعبیر «عضو لاینفک» نیز در فرهنگ‌ها به معنی عضوی آمده که از مجموعه جداشدنی نیست.

  • جزء ... : معمولاً «لاینفک» ترکیب آشنا را کامل می‌کند.
  • تفکیک‌ناپذیر: می‌تواند تعریف مستقیم «لاینفک» باشد.
  • جدا نشونده: صورت محاوره‌ای‌تر همان مفهوم را هدف می‌گیرد.
  • وابسته و جدانشدنی: با وجود شش خانه، باز هم «لاینفک» محتمل است.

یک ظرافت درباره «جزء لاینفک»

در این ترکیب، «جزء» به معنی بخش است و با «جزو» که در جمله نقش حرف اضافه‌مانند دارد تفاوت نگارشی دارد. در جمله «این بند جزء لاینفک قرارداد است»، نوشتن «جزء» مناسب است، چون خودِ بند را یک بخش جدانشدنی می‌نامیم. اما در جمله «او جزو اعضای گروه است»، «جزو» معنی «در شمارِ» می‌دهد. توجه به این تفاوت، نمونه‌های حاوی جواب را دقیق‌تر و خواناتر می‌کند.

همچنین «لاینفک از» در ساخت‌هایی مانند «آموزش از پژوهش لاینفک است» دیده می‌شود، ولی در فارسی روان‌تر معمولاً می‌گویند «آموزش از پژوهش جدایی‌ناپذیر است» یا «پژوهش جزء لاینفک آموزش است». انتخاب ساخت مناسب باعث می‌شود رسمی بودن واژه، جمله را سنگین یا مبهم نکند.

جمع‌بندی معنایی: جواب شش‌حرفی این سرنخ «لاینفک» است؛ صفتی برای چیزی که از کل، رابطه یا مفهوم همراه خود جداشدنی نیست. املای مناسب جدول به‌صورت سرهم نوشته می‌شود و شناخته‌شده‌ترین کاربرد آن «جزء لاینفک» است. «جدایی‌ناپذیر» و «تفکیک‌ناپذیر» نزدیک‌ترین توضیح‌ها هستند، درحالی‌که «پیوسته» و «لاینقطع» فقط در بعضی بافت‌ها نزدیک به نظر می‌رسند و معنای دقیق دیگری دارند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.