پرش به محتوای اصلی

دل ها در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: قلوب
«قلوب» جمعِ «قلب» و معادل دقیق «دل‌ها» است.

سرنخ «دل‌ها» یک جمع فارسی را نشان می‌دهد، اما صورت رایج آن در جدول از راه واژه‌ای عربی به دست می‌آید: مفردِ «دل» را «قلب» می‌گیریم و جمع مکسر آن، یعنی «قلوب»، پاسخ می‌شود. این انتخاب هم از نظر معنی روشن است و هم قالب کوتاه و آشنایی دارد که طراحان جدول بسیار به کار می‌برند.

واژه در یک نگاه

صورت پاسخ: قلوبمفرد: قلبتعداد حروف: ۴خوانش: قُلوب

در نوشتار معمول فارسی، اعراب روی حروف گذاشته نمی‌شود و پاسخ را ساده و پیوسته به شکل «قلوب» می‌نویسند. اگر هدف نشان دادن تلفظ باشد، حرکتِ حرف نخست ضمه دارد: «قُلوب».

چیدمان در خانه‌ها

قلوب

این پاسخ چهار حرف دارد. «و» در میانه بخشی از ساختمان واژه است و در شمارش خانه‌های جدول یک حرف مستقل به حساب می‌آید.

چرا قلب به قلوب تبدیل می‌شود؟

«قلوب» با افزودن یک پسوند ساده ساخته نشده است. شکل درونی مفرد تغییر کرده و از «قلب» به «قلوب» رسیده؛ به چنین ساختی در دستور عربی «جمع مکسر» یا جمع شکسته می‌گویند. این الگو در فارسی نیز از راه واژه‌های وام‌گرفته شناخته شده است؛ همان‌طور که «علم» به «علوم» و «رسم» به «رسوم» تبدیل می‌شود، «قلب» نیز صورت جمع «قلوب» دارد.

ارتباط معنایی این دو صورت مستقیم است: «قلب» می‌تواند اندام تپنده بدن باشد یا به معنای دل، باطن و کانون احساس به کار رود؛ «قلوب» از بیش از یک قلب یا، در بافت انسانی و ادبی، از دل‌های چند نفر سخن می‌گوید. بنابراین سرنخ کوتاه «دل‌ها» بدون نیاز به تعبیر پیچیده به همین جمع مکسر اشاره می‌کند.

رابطه معنایی دل‌ها، قلب و قلوبنموداری که گذر از دل فارسی به قلب و سپس جمع قلوب را نشان می‌دهد. دلواژه فارسیقلبمفردِ هم‌معنیقلوبجمع مکسر؛ دل‌هاهم‌معنایی ← انتخاب مفرد ← ساخت جمع

یک واژه با دو قلمرو معنایی

«قلب» در معنای جسمانی، عضوی است که خون را در بدن به گردش درمی‌آورد. در این کاربرد، «قلوب» می‌تواند واقعاً به چند قلب اشاره کند؛ برای نمونه در یک متن پزشکی درباره ساختار قلوب گونه‌های گوناگون. با این همه، در فارسی روزمره چنین جمع عربی‌ای در متن علمی کمتر از «قلب‌ها» شنیده می‌شود.

کاربرد آشناترِ «قلوب» معنوی و ادبی است. دل در زبان فارسی جایگاه مهر، اندوه، باور، نیت و دریافت درونی شمرده می‌شود؛ به همین دلیل ترکیب‌هایی مانند «آرامش قلوب»، «تسخیر قلوب» و «پیوند قلوب» درباره احساس و باطن انسان‌ها هستند، نه صرفاً اندام بدن. همین رنگ رسمی و ادبی سبب می‌شود «قلوب» در نثر مذهبی، اخلاقی و شاعرانه حضوری پررنگ‌تر از گفت‌وگوی عادی داشته باشد.

نکته املایی: خودِ پاسخ بدون فاصله نوشته می‌شود: «قلوب». صورت فارسیِ سرنخ در نگارش معیار «دل‌ها» است؛ «ها» با نیم‌فاصله پس از «دل» می‌آید. این تفاوت نوشتاری، معنای دو عبارت را عوض نمی‌کند.

قلوب در جمله چه حال‌وهوایی دارد؟

آرامش قلوبترکیبی رسمی برای آرام گرفتن دل‌های مردم یا مؤمنان؛ در اینجا جنبه عاطفی و درونی برجسته است.
جلب قلوببه معنای به دست آوردن محبت و همراهی دیگران است؛ «دل‌ها را به دست آوردن» برابر روان‌تر آن در فارسی است.
پیوند قلوباز نزدیک شدن عاطفی یا همدلی میان انسان‌ها سخن می‌گوید و لحن آن از «دوستی» رسمی‌تر است.
قلوب سلیماشاره به دل‌های پاک و سالم دارد؛ «سلیم» در این ترکیب وصف پاکی باطن است، نه توضیح پزشکی قلب.

این نمونه‌ها نشان می‌دهند که واژه فقط معادل فرهنگ‌نامه‌ای «دل‌ها» نیست؛ انتخاب آن لحن جمله را نیز رسمی‌تر و گاهی معنوی‌تر می‌کند. در جمله محاوره‌ای معمولاً می‌گوییم «دل‌هایشان شاد شد»، اما «قلوبشان شاد شد» رنگ کتابی و ادبی دارد.

گزینه‌های نزدیک و مرز میان آن‌ها

قلوب

پاسخ اصلی و چهارحرفی است. جمع مکسر «قلب» و معادل مستقیم دل‌هاست؛ برای سرنخ حاضر دقیق‌ترین انتخاب محسوب می‌شود.

افئده

جمع عربی «فؤاد» است و آن هم می‌تواند معنای دل‌ها بدهد، اما پنج حرف دارد و در فارسی واژه‌ای سنگین‌تر و کم‌کاربردتر است. تنها وقتی تقاطع‌ها یا شمار خانه‌ها صریحاً آن را تأیید کنند مطرح می‌شود.

قلب‌ها

جمعِ رایج‌تر با نشانه فارسی «ها»ست. از نظر معنایی درست است، ولی با احتساب حروف از «قلوب» بلندتر می‌شود و معمولاً پاسخ مقصودِ این صورت کوتاهِ سرنخ نیست.

«صدور» نیز گاهی در متن‌های کهن یا ترجمه‌های عربی نزدیک به سینه‌ها و درون‌ها دیده می‌شود، اما جمعِ «صدر» است، نه جمع «قلب». پس برای معادل بی‌واسطه «دل‌ها» اولویت ندارد. همچنین «خاطرها» بیشتر ذهن‌ها، یادها یا احوال درونی را می‌رساند و نمی‌توان آن را در همه جمله‌ها جانشین قلوب کرد. این تفاوت‌ها مهم‌اند: شباهت در یک کاربرد ادبی، الزاماً به معنای برابری کامل واژه‌ها نیست.

ساخت واژه را به خاطر بسپاریم

برای تثبیت پاسخ، سه پله کافی است: «دل» را با هم‌معنی عربی آن یعنی «قلب» پیوند بدهید؛ سپس به یاد بیاورید که جمع شناخته‌شده قلب با تغییر ساختمان داخلی ساخته می‌شود؛ حاصل «قلوب» است. حضور حرف «و» میان «ل» و «ب» همان نشانه دیداری مهمی است که صورت جمع را از مفرد جدا می‌کند.

این خانواده در ترکیب‌های متعدد فارسی نیز دیده می‌شود. «قلبی» صفتی به معنای وابسته به قلب یا از صمیم دل است، «قلباً» یعنی از دل یا در باطن، و «قلوب» صورت جمع است. نباید «قلب» در این سرنخ را با معنای دیگر آن، یعنی دگرگون کردن یا وارونه ساختن، اشتباه گرفت؛ قرینه جمعِ «دل‌ها» مسیر معنایی را کاملاً روشن می‌کند.

تلفظ و صورت نوشتاری دقیق

خوانش معیار واژه «قُلوب» است. هجای نخست با صدای کوتاه «ـُ» و بخش دوم با واکه بلند «و» ادا می‌شود: قُـلوب. در پاسخ جدول نه حرکتِ ضمه نوشته می‌شود و نه نشانه اضافی دیگری لازم است. چهار نویسه «ق، ل، و، ب» چهار خانه می‌گیرند و معیار شمارش، حروف نوشته‌شده است.

شمار خانه‌ها: «قلوب» از چهار حرفِ ق، ل، و، ب ساخته شده است. اگر تقاطع‌ها چهار خانه نشان می‌دهند، این صورت از نظر طول نیز دقیقاً با سرنخ سازگار است.

در خط فارسی و عربی شکل برخی حروف با جایگاهشان تغییر می‌کند، اما تعدادشان ثابت می‌ماند. «ق» در آغاز، «ل» و «و» در میانه و «ب» در پایان می‌آیند. چون «و» به حرف پس از خود نمی‌چسبد، جدایی ظاهری پیش از «ب» طبیعی است و نباید آن را فاصله یا دو واژه پنداشت.

جمع‌بندی واژه: سرنخ جمعِ فارسی «دل‌ها» به هم‌معنی مفرد «قلب» می‌رسد و جمع مکسر آن «قلوب» است. پاسخ را چهارحرفی و بدون اعراب، فاصله یا نیم‌فاصله در خانه‌ها وارد کنید: قلوب.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.