پرش به محتوای اصلی

بسیار بی رحم در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: جلاد
در این سرنخ، «جلاد» توصیفی مبالغه‌آمیز برای فرد بسیار بی‌رحم است.

واژهٔ چهارحرفی «جلاد» دقیقاً با شدتِ نهفته در عبارت «بسیار بی‌رحم» تناسب دارد. این کلمه فقط یک صفت ساده برای تندی یا نامهربانی نیست؛ در ذهن فارسی‌زبان، تصویر کسی را زنده می‌کند که با رنج و مجازات سروکار دارد و از همین رو به نماد سنگ‌دلی تبدیل شده است. پاسخ ذخیره‌شدهٔ جدول نیز همین واژه است و املای رایج آن بدون اعراب و تشدید، یعنی «جلاد»، نوشته می‌شود.

جلاد

خوانش: جَلّاد

نقش واژه: اسم؛ و در کاربرد وصفی، نامی برای شخص فوق‌العاده سنگدل

۴ حرفبار معنایی بسیار منفیکاربرد حقیقی و استعاری

چرا این پاسخ دقیق است؟

«بی‌رحم» می‌تواند درجات مختلفی داشته باشد، اما قید «بسیار» دامنهٔ انتخاب را محدود می‌کند. «جلاد» در کاربرد مجازی، شدت قساوت را یک‌جا و با یک واژهٔ کوتاه می‌رساند؛ ویژگی‌ای که برای پاسخ جدول بسیار مناسب است.

از یک شغل تاریخی تا تصویری از نهایت سنگ‌دلی

معنای اصلی جلاد، مأموری است که مجازات بدنی، شکنجه یا حکم اعدام را اجرا می‌کند. بنابراین در معنای حقیقی، «جلاد» نامِ یک نقش است، نه صرفاً صفت اخلاقی. با گذشت زمان، پیوند همیشگی این نقش با درد، تازیانه و مرگ سبب شده است که کلمه از محدودهٔ معنای شغلی بیرون بیاید. امروز وقتی کسی را «جلاد» می‌نامند، ممکن است او اصلاً مجری مجازات نباشد؛ گوینده می‌خواهد بگوید رفتار آن شخص چنان خشن و عاری از ترحم است که به جلاد شباهت دارد.

همین جابه‌جایی از معنای حقیقی به معنای استعاری، راز انطباق واژه با سرنخ است. طراح جدول عبارت توضیحی «بسیار بی رحم» را می‌آورد و از حل‌کننده انتظار دارد نامی را پیدا کند که در زبان روزمره نقش یک صفتِ شدید را بازی می‌کند. «جلاد» این بار عاطفی را بسیار روشن‌تر از واژه‌هایی مانند «تندخو» یا «نامهربان» منتقل می‌کند.

مسیر گسترش معنای واژه جلادنمودار نشان می‌دهد جلاد از مجری حکم به نماد قساوت و سپس پاسخ سرنخ بسیار بی‌رحم تبدیل شده است.معنای حقیقیمجری حکم و مجازاتمعنای مجازینماد قساوت و خشونتکاربرد در جدولبسیار بی‌رحم

املای درست و شمارش حروف

در نوشتار معمول فارسی، پاسخ به صورت «جلاد» ثبت می‌شود. تلفظ دقیق آن «جَلّاد» است و حرف «ل» با تشدید خوانده می‌شود، اما تشدید در خانه‌های جدول حرف جداگانه‌ای به حساب نمی‌آید. از این رو پاسخ چهار خانه می‌خواهد:

جلاد

شکل جمع رایج آن «جلادان» است. «جلّاد» با تشدید نیز از نظر آموزشی درست است، ولی نشانهٔ تشدید معمولاً در جدول نوشته نمی‌شود. نباید این واژه را با «جلد» اشتباه گرفت: جلد می‌تواند به معنای پوست یا پوشش کتاب باشد، در حالی که جلاد نام شخص است و یک «الف» میان لام و دال دارد.

نکتهٔ زبانی: جلاد واژه‌ای با ریشهٔ عربی است که در فارسی کاملاً جا افتاده است. پیوند تاریخی آن با تازیانه زدن و اجرای مجازات، بار خشن کلمه را توضیح می‌دهد؛ با این حال در فارسی امروز، معنای استعاری آن مستقل و بسیار شناخته‌شده است.

جلاد در جمله چه معنایی پیدا می‌کند؟

معنا را می‌توان از بافت جمله تشخیص داد. اگر سخن از حکم، زندان یا اعدام باشد، احتمالاً معنای حقیقی مورد نظر است. اگر کلمه کنار یک مدیر، فرمانروا، دشمن یا حتی مفهومی غیرانسانی بیاید، بیشتر با تصویر استعاریِ بی‌رحمی روبه‌رو هستیم.

کاربرد حقیقی: «جلاد برای اجرای حکم فراخوانده شد.» در این جمله، واژه به شخص و وظیفه‌ای مشخص اشاره می‌کند.
کاربرد استعاری دربارهٔ انسان: «مردم، حاکم سنگدل را جلاد می‌خواندند.» اینجا جلاد یعنی کسی که رفتار بسیار ظالمانه دارد.
جان‌بخشی ادبی: «جنگ، جلادِ رویاهای کودکان شد.» جنگ انسان نیست، اما به سبب ویرانگری و بی‌رحمی به جلاد تشبیه شده است.

بار عاطفی این واژه بسیار شدید است. در گفت‌وگوی عادی، نامیدن یک فرد به عنوان «جلاد» صرفاً گزارشِ نامهربانی نیست؛ نوعی محکوم‌کردن اخلاقی نیز در آن وجود دارد. به همین دلیل، کلمه با «بسیار بی‌رحم» جور درمی‌آید، نه با سرنخ‌های ملایم‌تری چون «کم‌محبت» یا «سرد».

تفاوت پاسخ اصلی با گزینه‌های نزدیک

چند واژه ممکن است در نگاه اول به همین حوزهٔ معنایی نزدیک باشند، اما همهٔ آن‌ها پاسخ یکسانی نیستند. طول خانه‌ها و لحن سرنخ تعیین می‌کند کدام انتخاب مناسب‌تر است. برای این عنوان، پاسخ ذخیره‌شده و مستقیم «جلاد» است؛ موارد زیر تنها برای تشخیص مرزهای معنایی آمده‌اند.

سفاک

به کسی گفته می‌شود که بسیار خون‌ریز و بی‌رحم است. این واژه نیز چهار حرف دارد و از نظر شدت نزدیک است، اما بیشتر بر خون‌ریزی و کشتار تأکید می‌کند. اگر سرنخ «خون‌ریز» یا «بسیار خون‌ریز» باشد، سفاک برجسته‌تر می‌شود.

قسی

یعنی سخت‌دل و بی‌رحم. واژه‌ای سه‌حرفی و ادبی‌تر است و معمولاً در ترکیب «قسی‌القلب» دیده می‌شود. شدت معنایی دارد، ولی تصویر روشن و نقش‌محورِ «جلاد» را ایجاد نمی‌کند.

شقی

می‌تواند بدبخت، بدکار یا سنگدل معنا بدهد و بسته به متن دامنهٔ گسترده‌تری دارد. سه‌حرفی بودن و چندمعنایی بودن آن سبب می‌شود تنها با تقاطع‌های مناسب گزینهٔ محتملی باشد.

ستمگر

بر کسی دلالت دارد که ظلم می‌کند. معنایش روشن است، اما شش حرف دارد و الزاماً همان مبالغهٔ فوریِ «جلاد» را نمی‌رساند. در سرنخی با تأکید بر ظلم و تعداد خانهٔ بیشتر، انتخاب طبیعی‌تری است.

ظالم

مفهوم کلیِ ستم‌کردن را بیان می‌کند. هر ظالمی در بیان معمول لزوماً «جلاد» نامیده نمی‌شود؛ جلاد درجه‌ای تندتر و تصویری‌تر از بی‌رحمی را القا می‌کند.

سنگدل

بر نبود شفقت تمرکز دارد و از نظر معنایی بسیار نزدیک به عبارت سرنخ است، ولی هفت حرف دارد. این واژه توصیفی مستقیم است؛ جلاد همان مفهوم را با استعاره‌ای فشرده و کوبنده عرضه می‌کند.

چه چیزی «جلاد» را به پاسخ جدولی خوبی تبدیل می‌کند؟

پاسخ‌های جدول معمولاً باید در کمترین فضا، بیشترین معنای قابل تشخیص را حمل کنند. «جلاد» کوتاه است، تصویر ذهنی نیرومندی دارد و تقریباً بدون توضیح اضافه، خشونت و فقدان ترحم را تداعی می‌کند. افزون بر آن، ساختار حرفیِ «ج ـ ل ـ ا ـ د» برای تقاطع با واژه‌های دیگر روشن و بدون صورت املایی رقیب است.

عبارت سرنخ نیز هوشمندانه از نامِ یک شخص برای بیان یک ویژگی استفاده می‌کند. اگر سرنخ تنها «مجری حکم اعدام» بود، پاسخ از معنای حقیقی به دست می‌آمد؛ در «بسیار بی رحم»، همان کلمه از راه معنای مجازی کشف می‌شود. این دو لایه باعث می‌شوند جلاد هم پاسخ دقیق باشد و هم پس از آشکارشدن حروف، فوراً برای حل‌کننده قابل قبول به نظر برسد.

خانوادهٔ معنایی و ترکیب‌های رایج

در پیرامون این کلمه، واژه‌هایی مانند «قساوت»، «سنگ‌دلی»، «خشونت»، «دژخیم» و «میرغضب» دیده می‌شوند. «دژخیم» در برخی متن‌ها مترادف جلاد است و اغلب تصویری تاریخی یا ادبی دارد. «میرغضب» نیز عنوان قدیمیِ مأمور اجرای تنبیه یا قتل بوده است. با این حال، این مترادف‌های اسمی را نباید با هر سرنخ مربوط به بی‌رحمی جابه‌جا کرد؛ تعداد حروف و نوع تعریف همچنان تعیین‌کننده‌اند.

ترکیب‌هایی مانند «جلاد بی‌رحم» در نگاه نخست تکراری به نظر می‌رسند، ولی ممکن است برای تأکید بر رفتار شخص به کار روند. در زبان ادبی، اضافه‌هایی چون «جلاد زمان»، «جلاد خاموش» یا «جلاد رویاها» معنای حقیقی ندارند و عامل نابودی را برجسته می‌کنند. وجه مشترک همهٔ این کاربردها، حذف فرصتِ ترحم و واردشدن آسیبی سخت است.

جمع‌بندی معنایی: برای این عنوان، «جلاد» پاسخ قطعی و چهارحرفی است. معنای اصلی آن مجری مجازات و اعدام است و معنای استعاری‌اش فردی به‌شدت سنگدل و عاری از رحم؛ دقیقاً همان شدتی که قید «بسیار» در سرنخ طلب می‌کند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.