پرش به محتوای اصلی

پختن در جدول

۵ دقیقه مطالعه
پاسخ: «طبخ»
این واژهٔ سه‌حرفی معادل دقیق «پختن» است.

چرا «طبخ» پاسخ درست است؟

«طبخ» در فارسی به عمل پختن و آماده‌کردن خوراک با حرارت گفته می‌شود. سرنخ، یک مصدر فارسی را پیش روی حل‌کننده می‌گذارد و پاسخِ رایج جدولی، اسم‌مصدرِ هم‌معنای آن است. از همین رو رابطهٔ «پختن ← طبخ» مستقیم است و به حدس واسطه‌ای نیاز ندارد.

مزیت دیگر این جواب، کوتاهی آن است: طبخ تنها سه حرف دارد و در جدول‌هایی که خانه‌های پاسخ سه‌تاست، از گزینه‌های بلندتری مانند «آشپزی» یا «طباخی» دقیق‌تر می‌نشیند.

طبخط + ب + خ · سه حرف

معنای واژه، فراتر از یک جواب کوتاه

معنای اصلی طبخ «پختن» یا «پخته‌کردن» است؛ یعنی مادهٔ خوراکی در اثر گرما از حالت خام بیرون بیاید و برای خوردن آماده شود. بنابراین آب‌پزکردن، دم‌کردن، بخارپزکردن یا پخت در تنور، با وجود تفاوت روش‌ها، همگی می‌توانند زیر مفهوم کلی طبخ قرار بگیرند. در زبان امروز این کلمه بیشتر در نوشته‌های رسمی، دستورهای غذایی و عبارت‌هایی مثل «روش طبخ» دیده می‌شود.

در برخی فرهنگ‌ها برای «طبخ» معنای اسمیِ «غذای پخته‌شده» نیز ثبت شده است، اما در ترکیب‌های متداول فارسی معاصر، ذهن خواننده غالباً ابتدا به خودِ فرایند پخت می‌رود. در سرنخ حاضر نیز همان معنای مصدری مورد نظر است، چون واژهٔ پرسش «پختن» آمده، نه «غذای پخته».

نمایش مفهومی واژه طبخمواد خام با دریافت حرارت و گذر زمان به خوراک پخته تبدیل می‌شوند و نام این فرایند طبخ است. مواد خامآمادهٔ دگرگونی حرارت + زمانطبخ خوراک پختهنتیجهٔ فرایند
نکتهٔ املایی: طبخ با «ط» آغاز می‌شود و صورت «تبخ» نادرست است. کنار هم آمدن سه صامت در خط فارسی ممکن است خواندن واژه را در نگاه اول دشوار کند؛ تلفظ رایج آن «طَبخ» است.

طبخ در جمله و ترکیب‌های زندهٔ فارسی

این واژه معمولاً کنار نام خوراک، شیوهٔ آماده‌سازی یا قیدهای مربوط به کیفیت می‌آید. «طبخ برنج»، «طبخ غذای محلی»، «زمان طبخ» و «شیوهٔ طبخ» نمونه‌هایی طبیعی‌اند. در جملهٔ «زمان طبخ حبوبات به نوع و مدت خیساندن آن‌ها بستگی دارد»، طبخ دقیقاً نام فرایند پخت است. در عبارت «این ماهی با حرارت ملایم طبخ می‌شود» نیز فعل مرکب «طبخ شدن» همان «پخته‌شدن» را می‌رساند.

بیان رسمی: «برای طبخ این خوراک از ظرف دربسته استفاده می‌شود.»
بیان روزمره: «این غذا را در ظرف دربسته می‌پزند.»

این دو جمله از نظر پیام تفاوت اساسی ندارند؛ تفاوت در لحن است. «طبخ» رنگ رسمی و نوشتاری بیشتری دارد، در حالی که «پختن» در گفت‌وگوی روزمره روان‌تر است. همین ویژگیِ فشرده و رسمی باعث شده طبخ در جدول کلمات متقاطع پاسخ محبوبی باشد.

خانوادهٔ معنایی طبخ

چند واژهٔ آشنا با همین حوزهٔ معنایی پیوند دارند. شناخت آن‌ها کمک می‌کند پاسخ سرنخ‌های نزدیک با یکدیگر اشتباه نشود:

مطبخ: آشپزخانهطباخ: آشپزطباخی: آشپزی یا محل کار طباخمطبوخ: پخته‌شده

«مطبخ» نام مکان است، «طباخ» به شخص اشاره دارد و «مطبوخ» صفت یا نام چیزی است که پخته شده؛ اما «طبخ» خودِ عمل را نام‌گذاری می‌کند. پس اگر سرنخ «آشپزخانه» باشد، مطبخ مناسب است و اگر «آشپز» خواسته شود، طباخ؛ هیچ‌یک جای پاسخ این سرنخ را نمی‌گیرند.

جواب‌های نزدیک و مرز دقیق هرکدام

پخت۳

هم‌معنای فارسی و سه‌حرفی است. اگر حروف تقاطعی به «پ، خ، ت» برسند یا لحن جدول واژهٔ فارسی بخواهد، پخت می‌تواند جواب باشد؛ با وجود پاسخ ذخیره‌شدهٔ این عنوان، انتخاب اصلی همچنان طبخ است.

پز۲

بیشتر در ترکیب‌هایی مانند «زودپز»، «آرام‌پز» و «پخت‌وپز» دیده می‌شود. به‌تنهایی پاسخ کامل و معیارِ مصدر «پختن» نیست، ولی در جدول‌های بسیار کوتاه ممکن است با سرنخی متفاوت ظاهر شود.

آشپزی۶

دامنه‌ای گسترده‌تر دارد و هنر یا کار آماده‌کردن غذا را شامل می‌شود؛ از انتخاب و آماده‌سازی مواد تا پخت و ارائه. بنابراین همیشه معادل یک‌به‌یک پختن نیست.

طباخی۵

می‌تواند معنای آشپزی داشته باشد و گاهی نام پیشه یا محل عرضهٔ خوراک نیز هست. طول و بار معنایی آن با طبخ تفاوت دارد و فقط با خانه‌ها و حروف متقاطع مناسب انتخاب می‌شود.

چرا «نضج» جایگزین مستقیم نیست؟

نضج به رسیدگی، کمال‌یافتن و به مرحلهٔ آمادگی رسیدن اشاره دارد؛ مثلاً می‌توان از نضج میوه یا نضج یک فکر سخن گفت. هرچند رسیدن غذا در اثر گرما از نظر مفهومی به پخت نزدیک است، «نضج» در فارسی امروز برابر صریح و عمومیِ پختن نیست. بدون تأیید تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی، آوردن آن به‌عنوان پاسخ هم‌ارز می‌تواند گمراه‌کننده باشد.

تشخیص پاسخ از روی صورت سرنخ

صورت مصدرِ «پختن» نشان می‌دهد که پاسخ نیز باید نامِ عمل باشد. «طبخ» این هماهنگی را حفظ می‌کند. اگر طراح به جای آن «جای پختن غذا» می‌نوشت، پاسخ به سمت «مطبخ» یا «آشپزخانه» می‌رفت؛ «کسی که غذا می‌پزد» طباخ یا آشپز را طلب می‌کرد؛ و «پخته‌شده» می‌توانست به مطبوخ اشاره کند. تغییر کوچک در عبارت سرنخ، نقش دستوری و در نتیجه جواب را عوض می‌کند.

از نظر شمارش نیز طبخ سه نویسهٔ مستقل دارد: «ط»، «ب» و «خ». حرکت کوتاهِ فتحه نوشته نمی‌شود و خانه‌ای نمی‌گیرد. بنابراین پاسخ باید در سه خانه ثبت شود، بدون نیم‌فاصله، پسوند یا واژهٔ کمکی.

جمع‌بندی واژگانی

  • معنای مورد نظر: عمل پختن و آماده‌کردن خوراک با گرما.
  • املای معیار: طبخ، با «ط» و در سه حرف.
  • لحن: رسمی‌تر از «پختن» و رایج در عبارت‌هایی چون روش طبخ و زمان طبخ.
  • پاسخ‌های وابسته به سرنخ دیگر: مطبخ برای مکان، طباخ برای شخص و مطبوخ برای چیز پخته.

پس برای سرنخ «پختن» و پاسخ سه‌خانه‌ای، واژه‌ای که هم از نظر معنا و هم از نظر قالب دقیق می‌نشیند طبخ است؛ گزینه‌های نزدیک تنها زمانی مطرح می‌شوند که تعداد خانه‌ها یا حروف متقاطع صورت دیگری را الزام کند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.