پاسخ: خاسر
یعنی کسی که زیان کرده یا دچار خسران شده است.
در زبان جدول، سرنخ کوتاه «خسارتدیده» معمولاً تعریف فشردهای برای خاسر است. این واژه از خانواده «خُسران» و «خسارت» میآید و بر شخصی دلالت میکند که نتیجه یک کار، معامله یا موقعیت برای او زیان بوده است. پیوند مستقیم ریشه و معنی سبب شده طراح جدول آن را بر معادلهای بلندتر ترجیح دهد.
پاسخ ثبتشده چهار حرف دارد: خ، ا، س، ر. در خواندن آن، «خا» کشیده تلفظ میشود و حرف دوم الف است؛ بنابراین صورتهایی مانند «خاصر» یا «خاثر» املای درستی ندارند.
خاسر دقیقاً چه معنایی دارد؟
«خاسر» واژهای عربی و اسم فاعل از ریشه «خَسِرَ» است. در فارسی نیز به معنی زیانکار، زیانبرنده، بازنده یا کسی به کار میرود که سرمایه، فرصت یا بهرهای را از دست داده است. «خسران» نامِ حالت زیان و محرومیت است و «خاسر» شخصی است که آن حالت درباره او صدق میکند. به همین علت رابطه سرنخ و پاسخ صرفاً یک شباهت دور نیست؛ هر دو در یک خانواده معنایی و ریشهای قرار دارند.
در کاربرد کلاسیک و دینی، زیان همیشه مالی نیست. ممکن است شخصی به سبب انتخاب نادرست، از دست دادن فرصت یا دور شدن از خیر و سعادت «خاسر» خوانده شود. در گفتار اقتصادی، معنای آن به کسی نزدیک میشود که از معامله یا تصمیم خود سود نبرده و متحمل زیان شده است. این گستره معنایی توضیح میدهد چرا یک سرنخ ساده میتواند بدون ذکر نوع خسارت به همین پاسخ برسد.
نقشه معنایی واژه
نمودار زیر جایگاه «خاسر» را میان مفهوم زیان و چند واژه نزدیک نشان میدهد. تفاوت اصلی در این است که خاسر بیشتر نتیجه نامطلوب و از دست رفتن سود یا بهره را برجسته میکند؛ اما واژههای دیگر ممکن است حادثه، حق حقوقی یا فریب در معامله را پررنگ کنند.
چرا «خاسر» با «خسارتدیده» جور درمیآید؟
در جمله روزمره، «خسارتدیده» اغلب کسی است که سیل، تصادف، خرابی یا رفتار فرد دیگری به او صدمه زده است. «خاسر» اندکی ادبیتر است و شخصی را تصویر میکند که حاصل کار برایش زیانآور بوده یا از سرمایه و بهره خود کاسته است. جدول کلمات معمولاً از همین بخش مشترک، یعنی تحمل زیان، استفاده میکند و تفاوت ظریف نقش دستوری را کنار میگذارد.
مزیت دیگر این پاسخ کوتاهی آن است. «زیاندیده» و «خسارتدیده» مرکباند و جای بیشتری میگیرند؛ «متضرر» و «مغبون» نیز هر کدام شش حرف دارند. هنگامی که خانه پاسخ چهار حرفی است، «خاسر» هم از نظر شمار حروف و هم از نظر پیوند واژگانی انتخاب روشنتری محسوب میشود.
نکته کاربردی: اگر سرنخ دقیقاً همین عبارت باشد و چهار خانه در اختیار داشته باشید، «خاسر» پاسخ مستقیم است. تفاوتهای معنایی زمانی مهم میشوند که تعداد خانهها یا قرینههای دیگری در خود سرنخ وجود داشته باشد.
مرز خاسر با پاسخهای نزدیک
خاسر
فردی که زیان کرده یا به خسران رسیده است. صورت کوتاه، ادبی و چهارحرفی که برای این سرنخ انتخاب میشود.
متضرر
کسی که ضرر بر او وارد شده است. در زبان اداری و حقوقی رایجتر است و نقش خسارتدیدگی را صریحتر بیان میکند.
مغبون
شخصی که در معامله فریب خورده یا معاملهای با تفاوت فاحش ارزش به زیان او تمام شده است. هر خسارتدیدهای لزوماً مغبون نیست.
آسیبدیده
بیشتر بر صدمه جسمی، روانی یا مادی ناشی از حادثه تأکید دارد؛ در حالی که خاسر بر زیان و نتیجه نامطلوب متمرکز است.
«زیانکار» نیز از نظر لغوی نزدیک است، اما در فارسی امروز گاهی به کسی فهمیده میشود که کار زیانآور انجام میدهد، نه فقط کسی که ضرر نصیبش شده است. «بازنده» هم در مسابقه یا رویارویی طبیعیتر است. بنابراین این واژهها مترادفهای مطلق نیستند و نمیتوان بدون توجه به فضای سرنخ یکی را جای دیگری گذاشت.
ساخت واژه و پیوند خانوادگی آن
حروف اصلی «خاسر» همان خ، س و ر هستند. در عربی، قالب اسم فاعل میان حرف نخست و دوم یک «الف» میگیرد و نتیجه «خاسر» میشود؛ یعنی کسی که عملِ زیان کردن یا در زیان بودن به او نسبت داده شده است. فارسیزبانان این واژه را همراه با چند عضو دیگر همین خانواده پذیرفتهاند: «خسارت» برای زیان واردشده، «خسران» برای زیان و تباهی، و «خاسر» برای شخص زیانکرده.
شباهت ظاهری «خسارت» و «خاسر» کمک میکند پاسخ در ذهن بماند، اما نباید حرف «ت» از خسارت وارد پاسخ شود. «خاسر» چهار حرف نوشته میشود و کسره کوتاه پس از سین در خط فارسی حرف جداگانهای ندارد. تلفظ معیار آن تقریباً «خا-سِر» است، نه «خاسَر» و نه «خاسیر».
نمونههایی که معنی را روشن میکنند
- در توصیفی ادبی میتوان گفت کسی که فرصت ارزشمندی را از دست داده، از این انتخاب خاسر بیرون آمده است.
- در یک معامله، طرفی که سرمایهاش کاهش یافته خاسر است؛ اگر این زیان به علت فریب و اختلاف آشکار ارزش رخ داده باشد، «مغبون» دقیقتر میشود.
- فردی که خانهاش در حادثه صدمه دیده، در خبر و گزارش «خسارتدیده» یا «آسیبدیده» خوانده میشود؛ کاربرد «خاسر» در چنین متنی رسمی و معمول نیست.
- در نوشته اخلاقی، کسی که سود معنوی یا فرصت رشد را از دست داده نیز خاسر نامیده میشود، حتی اگر هیچ زیان مالی در میان نباشد.
این مثالها نشان میدهند هسته ثابت معنی، «از دست دادن بهره» است؛ آنچه تغییر میکند نوع بهره و سبک بیان است. در فضای فشرده جدول، همین هسته مشترک برای برابر دانستن «خسارتدیده» و «خاسر» کفایت میکند.
املای سرنخ و املای پاسخ
در نوشتار ویرایششده، ترکیب وصفی «خسارتدیده» با نیمفاصله نوشته میشود، زیرا «دیده» جزء دوم یک واژه مرکب است. عنوان جدول ممکن است بنا بر شیوه ثبت داده با فاصله کامل دیده شود؛ این تفاوت در پاسخ اثری ندارد. خود پاسخ یک واژه ساده و پیوسته است: خاسر.
گاهی به سبب نزدیکی آوایی یا کمکاربرد بودن واژه، املای «خاصر» به ذهن میرسد. «خاصره» و واژههای همخانواده آن به پهلو مربوطاند و هیچ ارتباطی با خسارت ندارند. نشانه تشخیص آسان این است که «خاسر» و «خسران» هر دو با سین نوشته میشوند. همچنین «قاصر» به معنی ناتوان یا کوتاهیکننده است و پاسخ این سرنخ نیست.
یادسپار کوتاه: خسران ← خاسر؛ همان «س» در هر دو واژه، و «الف» پس از «خ» در پاسخ.
اگر تعداد خانهها متفاوت بود
پاسخ این صفحه بر مبنای صورت ثبتشده سرنخ «خاسر» است. با این حال، طراحان مختلف ممکن است برای عبارتهای نزدیک واژه دیگری بخواهند. شش خانه میتواند «متضرر» یا «مغبون» را مطرح کند، اما انتخاب میان آن دو به قرینه بستگی دارد: «ضررکرده» به متضرر نزدیک است و «فریبخورده در معامله» به مغبون. برای صدمه ناشی از حادثه، «آسیبدیده» طبیعیتر است؛ برای شکست در رقابت، «بازنده» مناسبتر خواهد بود.
این تفاوتها جای پاسخ اصلی را عوض نمیکنند، بلکه نشان میدهند چرا شمار خانهها و واژهبندی دقیق سرنخ اهمیت دارد. در همین مورد، کوتاهی چهارحرفی، ریشه مشترک با خسارت و سابقه کاربرد ادبی همزمان به سود «خاسر» هستند.
جمعبندی معنایی: خاسر شخصی است که زیان نصیبش شده یا بهرهای را از دست داده است. واژهای کوتاه و ریشهدار که برای سرنخ «خسارت دیده» در جدول، پاسخ مستقیم و دقیق به شمار میآید.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!