صورت رایج در متن عادی: «قیل و قال»؛ پاسخ جدول بدون فاصله، ۷ حرف دارد.
راهنمای «سر و صدا و جنجال» دقیقاً به معنای دومِ ترکیب «قیل و قال» اشاره میکند؛ ترکیبی که هم میتواند گفتوگو و بحث بسیار را برساند و هم فضای آکنده از داد و فریاد و آشوب کلامی را توصیف کند. به همین دلیل، پاسخ ذخیرهشدهٔ جدول یعنی قیلوقال از نظر معنا و تعداد حروف با صورت سؤال سازگار است.
چیدمان پاسخ در خانههای جدول
در نوشتار پیوسته، «واو» میان دو جزء یک حرف مستقل است. فاصله یا نیمفاصله خانهای از جدول نمیگیرد؛ بنابراین جواب به شکل یک رشتهٔ هفتحرفی وارد میشود:
«قیل و قال» چه معنایی دارد؟
این ترکیب در فارسی یک اسم مرکب جاافتاده است. در یک کاربرد، به گفتوشنید، بحث و ردوبدلشدن سخن گفته میشود؛ در کاربرد دیگر، همان گفتوگو چنان پرشور یا آشفته تصور میشود که معنی «سر و صدا، جاروجنجال و غوغا» پیدا میکند. سرنخ جدول هر دو واژهٔ «سر و صدا» و «جنجال» را کنار هم آورده تا همین کاربرد دوم را روشن کند.
بار معنایی این واژه معمولاً خنثی نیست. وقتی کسی میگوید «قیل و قالی به پا شد»، منظورش صرفاً حضور چند صدا نیست؛ در جمله، نوعی بینظمی، کشمکش، بحث بیحاصل یا جلب توجه زیاد نیز احساس میشود. از همین رو «قیل و قال» برای صدای منظم موسیقی، همهمهٔ آرام کتابخانه یا آواز دستهجمعی انتخاب دقیقی نیست.
املای جدول و املای متن چه تفاوتی دارند؟
پاسخ جدول به صورت قیلوقال نمایش داده میشود، زیرا خانههای جدول فاصله را ثبت نمیکنند. در نثر معمول فارسی، روشنترین و شناختهشدهترین صورت، «قیل و قال» است؛ یعنی دو جزء در دو سوی واو عطف نوشته میشوند. صورت «قیلوقال» با نیمفاصله نیز در برخی شیوههای ویرایشی دیده میشود، اما برای خوانندهٔ عمومی همان جدانویسی «قیل و قال» طبیعیتر است.
نباید «قیل» را با «غیل» یا «قال» را با «غال» نوشت. هر دو جزء با حرف «ق» آغاز میشوند. همچنین «واو» میان آنها حذف نمیشود، چون در شمارش جواب یکی از هفت حرف اصلی است. تلفظ رایج را میتوان نزدیک به «قیلوقال» دانست و کشیدگی آوای «ی» و «ا» باعث آهنگ متوازن این ترکیب میشود.
چرا این ترکیب حسِ جنجال میسازد؟
ساختار «قیل و قال» بر گفتن و گفتهشدن استوار است. کنار هم آمدن دو جزء همآوا و کوتاه، رفتوبرگشت پیدرپی سخن را به ذهن میآورد؛ گویی صداها از چند سو پاسخ یکدیگر را میدهند. زبان فارسی این تصویر گفتاری را گسترش داده و از «بحث و گفتوشنید» به «بحث پرسروصدا» و سپس به خودِ «هیاهو» رسانده است. در نتیجه، واژه هم به منشأ صدا ــ گفتوگوی بسیار ــ اشاره دارد و هم به حاصل آن ــ آشفتگی و جنجال.
این ظرافت سبب میشود قیل و قال در جملههایی که پای اختلاف نظر، اعتراض، مجلس شلوغ یا بحث طولانی در میان است، رساتر از یک مترادف صرفاً صوتی باشد. مثلاً صدای جمعیت در ورزشگاه ممکن است «هیاهو» باشد، ولی اگر گروهها با یکدیگر وارد بحث و اعتراض شوند، «قیل و قال» تصویر دقیقتری میسازد.
تفاوت پاسخ با واژههای نزدیک
«المشنگه» نیز در زبان محاوره میتواند معنای جاروجنجال بدهد، اما لحنش عامیانهتر است و از نظر تعداد و ترکیب حروف با جواب حاضر فرق دارد. «جاروجنجال» خود ترکیبی توضیحی و بسیار نزدیک است، ولی وقتی جدول هفت خانه دارد و حرفهای تقاطعی با ق، ی، ل آغاز میشوند، دیگر رقیب جدی قیلوقال نیست.
کاربرد طبیعی در جمله
پس از اعلام تصمیم، در سالن قیل و قالی برپا شد و هرکس میخواست نظرش را بلندتر از دیگری بگوید.
او بیاعتنا به قیل و قال اطراف، حرف اصلی خود را کوتاه و روشن بیان کرد.
جلسهای که قرار بود آرام باشد، با یک اختلاف کوچک به قیل و قال کشیده شد.
خبر هنوز تأیید نشده بود، اما قیل و قال پیرامون آن از خودِ ماجرا بیشتر شده بود.
در این نمونهها، ترکیب فقط صدای بلند را گزارش نمیکند؛ حضور آدمها، برخورد گفتهها و فضای پرتنش نیز از آن فهمیده میشود. فعلهای «برپا شدن»، «راه افتادن»، «کشیدن به» و «خوابیدن» معمولاً در کنار این اسم خوش مینشینند: قیل و قال برپا میشود، راه میافتد، بالا میگیرد یا سرانجام فرو مینشیند.
جایگاه واژه در نثر و بیان ادبی
«قیل و قال» نسبت به «سروصدا» لحنی ادبیتر و کمی کهنپسند دارد، اما هنوز برای فارسیزبان آشناست. نویسنده ممکن است آن را برای نقد بحثهای طولانی و کمثمر به کار ببرد؛ در این حالت، واژه تلویحاً میگوید حجم سخن از ارزش یا نتیجهٔ آن بیشتر بوده است. تقابل «قیل و قال» با سکوت، خلوت، عمل یا آرامش نیز در نثر ادبی تصویری مؤثر میسازد.
با این همه، نباید هر «گفتوگو» را قیل و قال نامید. گفتوگوی سنجیده، مذاکرهٔ آرام و مباحثهٔ علمی لزوماً جنجال نیستند. این واژه هنگامی دقیق است که کثرت سخن، بلندی صدا، بینظمی یا کشمکش در صحنه وجود داشته باشد. همین بار ضمنی پاسخ را کاملاً با عبارت دوگانهٔ سرنخ هماهنگ میکند.
ترکیبهای رایج و خوشساخت
در فارسی میگوییم «قیل و قال بیهوده»، «قیل و قال بسیار»، «دور از قیل و قال»، «میان قیل و قال جمعیت» یا «فارغ از قیل و قال». صفت «بیهوده» جنبهٔ بحث بینتیجه را تقویت میکند؛ عبارت «دور از قیل و قال» نیز معمولاً میل به آرامش و فاصلهگرفتن از مجادله را نشان میدهد.
عبارت «سر و صدای قیل و قال» معمولاً توضیحی زائد میسازد، زیرا خود قیل و قال معنای سروصدا را در بر دارد. اگر جمله به توضیح نیاز داشته باشد، بهتر است نوع یا علت جنجال مشخص شود: «قیل و قال معترضان»، «قیل و قال بر سر نتیجه» یا «قیل و قال ناشی از اختلاف».
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!