پرش به محتوای اصلی

حیله گر در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: دغل، ریمن، رند، مکار، شیاد
انتخاب نهایی به تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی بستگی دارد.

سرنخ «حیله‌گر» یک جواب یگانه ندارد. هر پنج واژهٔ بالا از پاسخ‌های پذیرفتنی‌اند، اما هم‌معنایی آن‌ها کامل و بی‌تفاوت نیست: «مکار» مستقیم‌ترین صفت است، «شیاد» بر فریب دادن دیگران تأکید دارد، «دغل» ناراستی را برجسته می‌کند، «ریمن» رنگی کهن و ادبی دارد و «رند» بسته به بافت می‌تواند از حیله‌گری تا زیرکی و آزادگی معنایی حرکت کند.

پاسخ را از روی تعداد خانه‌ها جدا کنیم

سه‌حرفی‌ها
دغلرند

اگر جای پاسخ سه خانه باشد، دو گزینهٔ اصلی «دغل» و «رند» هستند. حرف آغازین یا پایانیِ به‌دست‌آمده از واژه‌های عمودی معمولاً میان این دو تعیین تکلیف می‌کند.

چهارحرفی‌ها
مکارشیادریمن

برای چهار خانه، «مکار» معمولاً روشن‌ترین معادل است؛ بااین‌حال «شیاد» و «ریمن» نیز کاملاً محتمل‌اند و الگوی حروف تقاطعی پاسخ قطعی را نشان می‌دهد.

در شمارش جدول، هر نشانهٔ نوشتاری یک خانه می‌گیرد: «مکار» به صورت م ـ ک ـ ا ـ ر و «ریمن» به صورت ر ـ ی ـ م ـ ن نوشته می‌شود. نیم‌فاصلهٔ موجود در عبارت «حیله‌گر» موضوع سرنخ است و در جواب‌های پیشنهادی نقشی ندارد.

پنج واژه، پنج سایهٔ معنایی

مکار: صفتی برای کسی است که بسیار مکر می‌ورزد و برای رسیدن به مقصود از نقشه و فریب کمک می‌گیرد. از میان گزینه‌ها، این واژه نزدیک‌ترین جانشین مستقیم برای «حیله‌گر» در زبان امروز است. اگر سرنخ خنثی باشد و چهار خانه داشته باشیم، مکار انتخابی بسیار طبیعی است.
شیاد: بیش از آنکه صرفاً بر زیرکی دلالت کند، شخصی را نشان می‌دهد که با وانمود کردن، ادعای دروغ یا نیرنگ دیگران را می‌فریبد. پس هرجا سرنخ‌های اطراف فضای کلاه‌برداری، فریب‌فروشی یا حقه‌بازی بسازند، «شیاد» از «مکار» دقیق‌تر می‌شود.
دغل: واژه‌ای کوتاه و پُرکاربرد در جدول است که معنای ناراست، فریبکار و ناسالم را می‌رساند. «دغل» هم برای شخص به کار می‌رود و هم می‌تواند وصفِ کار یا جنس ناسره باشد؛ برای نمونه، «کار دغل» یعنی کاری آلوده به ناراستی. همین گسترهٔ کاربرد سبب می‌شود پاسخ سه‌حرفیِ مناسبی باشد.
ریمن: گزینه‌ای ادبی و کم‌کاربردتر در گفت‌وگوی روزانه است. در فرهنگ‌های فارسی برای آن معناهایی مانند مکار، سرکش، پلید، فریب و حیله ثبت شده است. حضور چنین واژه‌ای در جدول معمولاً نشانهٔ گرایش طراح به واژگان کهن‌تر است؛ بنابراین ناآشنایی روزمره با آن دلیل نادرستی‌اش نیست.
رند: واژه‌ای چندمعناست. در کاربردی قدیمی می‌تواند شخص زیرک، لاابالی یا حیله‌گر را وصف کند، اما در شعر فارسی و به‌ویژه زبان عرفانی، «رند» گاه شخصی آزاداندیش و بی‌اعتنا به ظاهرسازی معرفی می‌شود. در جدول، معنای کوتاه و لغویِ زیرکِ حیله‌گر مدنظر است، نه لزوماً شخصیت ستودهٔ ادبی.
نکتهٔ مهم دربارهٔ «رند»: معنی واژه را باید از بافت گرفت. اگر سرنخ فقط «حیله‌گر» و پاسخ سه‌حرفی باشد، رند پذیرفتنی است؛ اما در شرح شعر حافظ، برابر گرفتن سادهٔ رند با شیاد ممکن است معنای بیت را مخدوش کند.

نقشهٔ معنایی پاسخ‌ها

این تصویر نشان می‌دهد که جواب‌ها چگونه در یک هستهٔ مشترک یعنی «فریب و تدبیر پنهان» به هم می‌رسند، ولی هرکدام روی جنبه‌ای جدا تأکید می‌کنند.

نقشه معنایی واژه‌های پاسخ حیله‌گرمکار در مرکز و چهار واژه دغل، شیاد، ریمن و رند پیرامون آن با توضیح کوتاه قرار دارند.مکارمعادل مستقیم حیله‌گردغلناراستی و ناسره بودنشیادفریب عملی و وانمودسازیریمنکهن، ادبی و کم‌کاربردرندزیرکی با معنای ادبی چندگانه

چرا حروف تقاطعی از «رایج‌ترین جواب» مهم‌ترند؟

ممکن است در یک مجموعهٔ جدول، «مکار» بارها برای این سرنخ آمده باشد، اما این سابقه به‌تنهایی پاسخ یک جدول تازه را قطعی نمی‌کند. اگر حرف دوم از واژهٔ عمودی «ی» باشد، میان جواب‌های چهارحرفی به سوی «ریمن» می‌رویم؛ اگر حرف دوم «ک» باشد، «مکار» سازگار است؛ و اگر حرف نخست «ش» از تقاطع تثبیت شده باشد، «شیاد» انتخاب می‌شود. در پاسخ سه‌حرفی نیز آغاز «د» به دغل و آغاز «ر» به رند اشاره می‌کند.

الگوی سه‌حرفی «د ـ ـ»

با سرنخ حیله‌گر، تکمیل منطقی «دغل» است؛ به‌خصوص اگر حرف آخر از تقاطع «ل» به دست آمده باشد.

الگوی سه‌حرفی «ر ـ د»

این چینش مستقیماً به «رند» می‌رسد و معنای مورد نظر همان زیرکی آمیخته با حیله است.

الگوی چهارحرفی «م ـ ا ر»

جای خالی با «ک» پر می‌شود و «مکار» را می‌سازد؛ صفتی که دقیقاً با صورت سرنخ هم‌خوان است.

الگوی چهارحرفی «ر ی ـ ن»

حرف گمشده «م» است و واژهٔ «ریمن» شکل می‌گیرد؛ پاسخی که بیشتر در جدول‌های واژه‌محور و ادبی دیده می‌شود.

مرز میان زیرکی، حیله و فریب

هر آدم زیرکی حیله‌گر نیست. «زیرک» در اصل توانایی فهم سریع و تشخیص موقعیت را می‌رساند و می‌تواند ستایش‌آمیز باشد؛ در مقابل، حیله‌گر از این توانایی برای پنهان کردن قصد یا فریب بهره می‌برد. «رند» درست روی همین مرز قرار دارد و به همین سبب از دیگر جواب‌ها حساس‌تر است. «مکار» و «دغل» بار منفی روشن‌تری دارند و «شیاد» حتی به رفتار متقلبانهٔ آشکار نزدیک می‌شود.

تفاوت «حیله» با «چاره» نیز در همین جهت اخلاقی دیده می‌شود. حیله گاهی در نوشته‌های قدیمی به معنای تدبیر و راه یافتن آمده، ولی در فارسی امروز وقتی شخصی را حیله‌گر می‌نامیم، معمولاً پنهان‌کاری و فریب را نکوهش می‌کنیم. پس جواب جدول به معنای رایج امروز تکیه دارد، هرچند «ریمن» و «رند» بخشی از ذخیرهٔ تاریخی زبان را وارد بازی می‌کنند.

ساخت واژهٔ «حیله‌گر» چه می‌گوید؟

«حیله‌گر» از «حیله» و پسوند فارسیِ «ـگر» ساخته شده است. این پسوند انجام‌دهنده یا دارندهٔ یک رفتار را معرفی می‌کند؛ همان‌گونه که در واژه‌هایی مانند «افسونگر» و «ستمگر» دیده می‌شود. بنابراین سرنخ دربارهٔ شخصی است که به حیله متوسل می‌شود، نه خودِ عمل حیله. به همین دلیل اسم‌هایی چون «مکر» یا «فریب» اگرچه از نظر موضوعی نزدیک‌اند، جای این پاسخ‌های شخص‌محور و وصفی را نمی‌گیرند.

املای معیارِ خود سرنخ در متن پیوسته «حیله‌گر» با نیم‌فاصله است. در صفحهٔ جدول، خانه‌ها فقط حروف را می‌پذیرند و فاصله یا نیم‌فاصله خانهٔ جداگانه ندارد. جواب‌های این صفحه نیز همگی یک‌کلمه‌ای‌اند و بدون فاصله وارد می‌شوند.

جمع‌بندی دقیق گزینه‌ها

اگر تنها اطلاعات موجود همان سرنخ باشد، مجموعهٔ پاسخ معتبر چنین است: برای سه خانه «دغل» یا «رند»، و برای چهار خانه «مکار»، «شیاد» یا «ریمن». «مکار» روشن‌ترین هم‌معنی عمومی است؛ «شیاد» فریبکار حرفه‌ای یا اهل وانمود را تداعی می‌کند؛ «دغل» بر ناراستی تکیه دارد؛ «ریمن» پاسخ کهن‌تر است؛ و «رند» باید با توجه به چندمعنایی ادبی‌اش خوانده شود.

پس پاسخ نهایی را نه با حدس دربارهٔ محبوب‌ترین واژه، بلکه با طول جای خالی و حروف قطعی‌شده انتخاب کنید. این دو نشانه فوراً پنج گزینه را به گروه کوچک مناسب می‌رسانند و تفاوت معنایی واژه‌ها آخرین ابهام را برطرف می‌کند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.