پرش به محتوای اصلی

بند چرمی در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: تسمه
واژه‌ای چهارحرفی برای بند باریک و محکم، به‌ویژه از جنس چرم.

چرا «تسمه» پاسخ دقیق است؟

«تسمه» در فارسی به نوار یا بندی نسبتاً باریک و بلند گفته می‌شود که برای بستن، نگه‌داشتن، مهار کردن یا گاهی انتقال نیرو به کار می‌رود. جنس آن در کاربرد سنتی می‌تواند چرم باشد؛ به همین سبب تعریف کوتاه «بند چرمی» بی‌واسطه به همین واژه می‌رسد. صورت سؤال نیز یک اسم می‌خواهد، نه نام ماده یا فعل بستن، و «تسمه» از نظر دستوری و معنایی دقیقاً در همان جایگاه قرار می‌گیرد.

این پاسخ علاوه بر معنای فرهنگ‌نامه‌ای، در زبان روزمره هم آشناست: تسمهٔ کیف، تسمهٔ رکاب، تسمهٔ بار و تسمهٔ چرمی ساعت همگی نواری هستند که دو بخش را پیوند می‌دهند یا چیزی را در جای خود ثابت نگه می‌دارند.

چیدمان پاسخ در چهار خانه
تسمه
خوانش رایج: تَسمه / تِسمه؛ نوشتار معیار همیشه «تسمه» است.

از یک نوار چرمی تا واژه‌ای با کاربردهای گوناگون

تصویر اصلیِ نهفته در واژه، نواری کشیده و انعطاف‌پذیر است. در گذشته چرم به دلیل استحکام، قابلیت خم‌شدن و دوام، ماده‌ای طبیعی برای ساخت چنین بندهایی بود. تسمه می‌توانست بخشی از زین و یراق باشد، بار را محکم کند، رکاب را به زین پیوند دهد یا در پوشاک و ابزار نقش اتصال‌دهنده داشته باشد. بنابراین وقتی سرنخ بر جنس «چرمی» تأکید می‌کند، معنای قدیمی و ملموس واژه را هدف گرفته است.

در فارسی امروز دامنهٔ «تسمه» از چرم فراتر رفته است. تسمه‌های لاستیکی، پارچه‌ای، برزنتی و فلزی نیز داریم و در دستگاه‌ها، ترکیب‌هایی مانند تسمه‌پروانه یا تسمه‌نقاله شنیده می‌شود. وجه مشترک همهٔ آن‌ها شکل نواری و کارکرد پیوند، مهار یا انتقال است. با این حال، این گسترش معنایی باعث نمی‌شود پاسخ جدول مبهم شود؛ عبارت «بند چرمی» همان هستهٔ نخستین و شناخته‌شدهٔ تسمه را نشان می‌دهد.

تسمهٔ رکابتسمهٔ ساعتتسمهٔ کیفتسمهٔ بارتسمهٔ چرمی
نمای مفهومی واژه تسمهیک نوار چرمی در مرکز که سه کارکرد بستن، نگه داشتن و پیوند دادن را به هم متصل می‌کند. تسمه: نوارِ پیونددهنده و مهارکنندهبستننگه‌داشتنپیوند دادن

هستهٔ معنایی «تسمه» در شکل نواری آن و سه کارکرد وابسته به این شکل خلاصه می‌شود.

تفاوت تسمه با پاسخ‌های نزدیک

چند واژه ممکن است در نگاه اول به سرنخ نزدیک به نظر برسند، اما میزان انطباقشان یکسان نیست. توجه به دامنهٔ معنی کمک می‌کند روشن شود چرا پاسخ ذخیره‌شده و رایج، بر گزینه‌های دیگر برتری دارد.

تسمه

نام عامِ نوار یا بند محکم است و جنس چرمی را به‌خوبی می‌پذیرد. هم در زبان عمومی و هم در ترکیب‌های فنی زنده است. برای سرنخ حاضر، پاسخ اصلی و مستقیم محسوب می‌شود.

دوال

واژه‌ای کهن‌تر و ادبی برای بند یا تسمهٔ چرمی است. اگر تعداد خانه‌ها پنج حرف باشد یا فضای پرسش رنگ تاریخی داشته باشد، «دوال» می‌تواند مطرح شود؛ اما در کاربرد امروزی به اندازهٔ تسمه بی‌نشان و رایج نیست.

کمربند

به چیزی گفته می‌شود که مشخصاً دور کمر بسته می‌شود. هر کمربند چرمی نوعی بند است، ولی هر بند چرمی کمربند نیست؛ از این رو معنای آن برای این تعریف کوتاه، محدودتر از پاسخ مورد نظر است.

«قیش» نیز در بعضی گویش‌ها یا متن‌ها به بند و تسمهٔ چرمی گفته شده است، اما واژه‌ای همگانی و معیار برای چنین سرنخ ساده‌ای نیست. «شلاق» هم ممکن است از چرم ساخته شود، ولی کارکرد آن ضربه‌زدن است و نمی‌توان آن را معادل عامِ بند چرمی دانست. پس این گزینه‌ها تنها با قرینه‌ای ویژه یا تعداد خانه‌های متفاوت قابل بررسی‌اند، نه به عنوان جانشین نخست «تسمه».

نکتهٔ املایی: این واژه با «ط» یا حروف افزوده نوشته نمی‌شود. شکل مفرد «تسمه»، جمع آن «تسمه‌ها» و صورت اضافهٔ آن «تسمهٔ چرمی» یا «تسمه‌ی چرمی» است. در خانه‌های جدول نیز فقط چهار حرفِ ت، س، م و ه وارد می‌شود.

معنی در جمله روشن‌تر می‌شود

کاربردهای زیر مرز میان معنای اصلی و معنای گسترش‌یافته را نشان می‌دهند. در دو نمونهٔ نخست، جنس چرم و عمل بستن آشکار است؛ در نمونه‌های بعدی، شکل نواری و وظیفهٔ انتقال یا نگهداری باقی مانده، هرچند مادهٔ سازنده ممکن است عوض شده باشد.

  • سگک به انتهای تسمهٔ چرمی وصل شد و بند را محکم نگه داشت.
  • سوارکار پیش از حرکت، تسمهٔ رکاب را بازبینی کرد.
  • برای جابه‌جایی بسته، تسمه را دور آن کشیدند تا باز نشود.
  • در دستگاه، تسمه حرکت یک چرخ را به چرخ دیگر منتقل می‌کند.
  • تسمهٔ ساعت بر اثر استفادهٔ طولانی نرم‌تر شده بود.

پیوند میان شکل و معنی

راز ماندگاری این واژه در موقعیت‌های بسیار متفاوت، هندسهٔ سادهٔ آن است: چیزی بلند، نسبتاً باریک و انعطاف‌پذیر. این ویژگی اجازه می‌دهد تسمه دور جسمی حلقه شود، از سگک بگذرد، دو قطعه را به هم متصل کند یا روی چرخ‌ها حرکت کند. چرم در نمونهٔ سنتی، هم انعطاف لازم را فراهم می‌کرد و هم زیر کشش زود پاره نمی‌شد. بعدها مواد تازه جای چرم را در بعضی کاربردها گرفتند، ولی نام «تسمه» بر پایهٔ همان شکل و وظیفه حفظ شد.

به همین دلیل، «نوار» به تنهایی پاسخ کاملی نیست. نوار می‌تواند صرفاً باریک و تخت باشد و هیچ وظیفه‌ای در بستن یا تحمل کشش نداشته باشد؛ مانند نوار کاغذی یا نوار رنگی. تسمه معمولاً ضخیم‌تر، مقاوم‌تر و کارکردی‌تر تصور می‌شود. از سوی دیگر، «بند» واژه‌ای بسیار گسترده است و ریسمان، بند پارچه‌ای، بند کفش و انواع اتصال را دربرمی‌گیرد. «تسمه» همان زیرگروهی است که سرنخ با افزودن صفت «چرمی» به آن اشاره می‌کند.

جایگاه «دوال» در کنار پاسخ اصلی

در نوشته‌های قدیمی‌تر، «دوال» برای تسمه یا قطعهٔ بلند چرم دیده می‌شود و در ترکیب‌هایی چون «دوال‌پا» نیز باقی مانده است. بار تاریخی این کلمه سبب می‌شود در متنی ادبی طبیعی‌تر از گفت‌وگوی روزانه به نظر برسد. اگر سرنخ «بند چرمی قدیمی» یا «تسمه در ادب» بود، احتمال دوال افزایش می‌یافت. اما سرنخ حاضر هیچ نشانه‌ای از کهنگی، اصطلاح خاص یا کاربرد منطقه‌ای ندارد. در چنین وضعی واژهٔ رایج‌تر و چهارحرفیِ «تسمه» انتخاب استوارتر است.

این تمایز نشان می‌دهد مترادف‌ها همیشه قابل تعویض کامل نیستند. تسمه امروز هم برای بند چرمی و هم برای قطعه‌های صنعتی به کار می‌رود؛ دوال بیشتر تصویر چرم و فضای کهن را همراه خود دارد؛ کمربند محل استفاده را مشخص می‌کند. انتخاب پاسخ درست از انطباق همهٔ اجزای تعریف حاصل می‌شود، و اینجا تعریف کوتاه دقیقاً با معنای مرکزی «تسمه» هم‌پوشان است.

جمع‌بندی معنایی پاسخ

برای عبارت «بند چرمی»، واژهٔ تسمه پاسخ روشن و معیار است: چهار حرف دارد، اسم است، به یک بند باریک و مقاوم اشاره می‌کند و کاربرد سنتیِ چرمی آن به‌طور مستقیم با سرنخ هماهنگ است. «دوال» نزدیک‌ترین جایگزین ادبی و قدیمی به شمار می‌آید، اما در نبود قرینه و با چهار خانه، همان «تسمه» باید نوشته شود.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.