پرش به محتوای اصلی

آب بسته در جدول

۶ دقیقه مطالعه

پاسخ: یخ

«آبِ بسته» یعنی آبی که بر اثر سرما منجمد و جامد شده است.

در این سرنخ، واژهٔ «بسته» به بسته‌بندی یا ظرف آب اشاره ندارد. «بستن» در یکی از کاربردهای قدیمی و همچنان زندهٔ فارسی، برای جامد شدن مایع بر اثر سرما به کار می‌رود؛ همان معنایی که در جملهٔ «حوض دیشب یخ بست» می‌شنویم. حاصل این تغییر حالت، واژهٔ کوتاه و روشنِ یخ است.

یخ

پاسخی دقیق در دو خانه

«یخ» از دو حرفِ «ی» و «خ» ساخته می‌شود. کوتاهی آن با شیوهٔ رایج سرنخ‌نویسی در جدول هماهنگ است: طراح به جای تعریف مستقیمِ «شکل جامد آب»، از ترکیب تصویری و ادبیِ «آب بسته» استفاده می‌کند.

پاسخ اصلی: یختعداد حروف: ۲نوع واژه: اسممفهوم: حالت جامد آب

چرا «بسته» معنای یخ‌زده می‌دهد؟

فعل «بستن» در فارسی فقط معنی گره زدن، مسدود کردن یا بستن در را ندارد. وقتی دربارهٔ یک مایع گفته می‌شود «بست»، مفهوم آن غلیظ یا جامد شدن و از روانی افتادن است. برای آب، این فرایند بر اثر کاهش دما رخ می‌دهد؛ مولکول‌های آب آرایش منظم‌تری پیدا می‌کنند و ماده از حالت مایع به جامد می‌رود. نام روزمرهٔ این جامد «یخ» است.

ترکیب «آب بسته» از نظر ساخت نیز موجز است: «آب» چیزی را معرفی می‌کند که تغییر کرده و «بسته» حالت تازهٔ آن را نشان می‌دهد. در بیان معمول شاید بگوییم «آب یخ‌زده» یا «آب منجمد»، اما زبان جدول عبارت را کوتاه و کمی معماگونه می‌کند تا پاسخ فوراً در خود پرسش تکرار نشود.

آبِ روانمایع است، جاری می‌شود و شکل ظرف را می‌گیرد.
سرما و انجمادبا گرفتن گرمای کافی، آب از حالت مایع خارج می‌شود.
یخنام کوتاه و رایجِ شکل جامد آب و جواب سرنخ است.
مسیر معنایی آب بسته تا یخآب روان با کاهش دما منجمد می‌شود و به یخ تبدیل می‌گردد. آبحالت مایع کاهش دماآب می‌بندد یخحالت جامد

خوانش درست سرنخ

ایهام کوچکِ پرسش در کلمهٔ «بسته» قرار دارد. در نگاه نخست ممکن است «آب بسته» تصویری از بطری یا پاکت آب بسازد؛ اما چنین برداشتی نام یک ماده یا شیء دوحرفی به دست نمی‌دهد. با خواندن «بسته» به معنی «منجمدشده»، رابطهٔ تعریف و پاسخ کامل می‌شود: آب وقتی می‌بندد، یخ پدید می‌آید.

همین کاربرد را می‌توان در عبارت‌های آشنایی مانند «سطح برکه بسته بود»، «آب لوله یخ بست» و «روی حوض یخ بسته است» دید. در همهٔ این نمونه‌ها، بسته شدن نشان می‌دهد آب روانی خود را از دست داده؛ پس پاسخ نه نام ظرف و نه صفتِ آب، بلکه نام مادهٔ حاصل است.

نکتهٔ املایی: پاسخ با «ی» فارسی و سپس «خ» نوشته می‌شود: یخ. این واژه نیم‌فاصله، همزه یا صورت نوشتاری دیگری ندارد و هر حرف آن یک خانه از جدول را پر می‌کند.

«یخ» چه چیزی را نام‌گذاری می‌کند؟

یخ همان آب در حالت جامد است. آب خالص در فشار معمول، در حوالی صفر درجهٔ سلسیوس منجمد می‌شود؛ البته وجود نمک، املاح، فشار و شرایط محیطی می‌تواند نقطهٔ انجماد را تغییر دهد. برای فهم سرنخ لازم نیست وارد جزئیات علمی شویم، اما دانستن تفاوت «فرایند» و «حاصل» مفید است: انجماد نام فرایند است، منجمد صفتِ چیزی است که این فرایند را پشت سر گذاشته، و یخ نام حاصلِ شناخته‌شدهٔ آن است.

از نظر دستوری نیز «یخ» اسم است و می‌تواند در ترکیب‌هایی چون «تکه یخ»، «یخ نازک»، «یخ رودخانه» و «قالب یخ» قرار گیرد. فعل مرکب «یخ بستن» وضعیت تبدیل آب به یخ را بیان می‌کند. بنابراین «آب بسته» عملاً تعریف فشرده‌ای است که از دل همین خانوادهٔ معنایی بیرون آمده است.

پاسخ اصلی و عبارت‌های نزدیک

یخ؛ انتخاب مستقیم

دو حرف دارد، اسمِ خودِ آب جامد است و بدون افزودن توضیح دیگری با «آب بسته» تطابق دارد. برای سرنخی با دو خانه، پاسخ قطعی همین واژه است.

منجمد؛ صفتِ پنج‌حرفی

«منجمد» یعنی جامدشده بر اثر سرما. اگر سرنخ به صورت «یخ‌زده» یا «جامدشده» آمده باشد و پنج خانه وجود داشته باشد، این صفت می‌تواند مطرح شود؛ اما نام کوتاهِ آب بسته نیست.

فسرده؛ صورت ادبی

«فسرده» در زبان ادبی می‌تواند معنای سرد و منجمدشده بدهد. این واژه شش حرف دارد و لحن آن کهن‌تر از «یخ» است؛ پس تنها با طول و فضای متفاوتِ سرنخ تناسب پیدا می‌کند.

افسرده؛ وابسته به بافت

«افسرده» در متون قدیمی گاهی برای سرد و منجمد به کار رفته، ولی در فارسی امروز بیشتر حالت اندوهگین را تداعی می‌کند. این گزینه نیز شش حرفی است و جای پاسخ روشنِ دوحرفی را نمی‌گیرد.

عبارت «آب منجمد» هم از نظر معنا درست است، اما یک توضیح دوکلمه‌ای است، نه پاسخ مختصر مورد انتظار. همچنین «برف» با یخ یکسان نیست: برف از بلورهای یخی تشکیل می‌شود که در جو شکل گرفته‌اند، در حالی که سرنخ از خودِ آبِ بسته سخن می‌گوید. «تگرگ» نیز نوع مشخصی از بارش یخی است و معنای عام یخ را ندارد.

کاربردهای فارسی که معنای سرنخ را روشن می‌کنند

  • آب حوض بست: یعنی سرمای هوا آب را به یخ تبدیل کرد.
  • رودخانه یخ بسته است: یعنی دست‌کم سطح یا بخشی از آب رودخانه منجمد شده است.
  • یک قالب یخ در پارچ انداخت: در اینجا «یخ» اسمِ مادهٔ جامدی است که از آب به دست آمده.
  • یخ آب شد: مسیر برعکس رخ داده و آب جامد دوباره به حالت مایع برگشته است.

این جمله‌ها نشان می‌دهند که «بستن» و «یخ» دو بخش از یک تصویر زبانی‌اند: اولی رخداد را بیان می‌کند و دومی نام نتیجه را. طراح جدول با حذف فعل کمکی و آوردن صفت مفعولیِ «بسته»، همین تصویر را در تنها دو کلمه فشرده کرده است.

مرز میان معنای واقعی و مجازی

«یخ» در فارسی کاربردهای مجازی هم دارد؛ مثلاً «یخ جمع باز شد» یعنی خشکی و سکوت اولیه از میان رفت، یا «رفتارش یخ بود» سردی عاطفی را می‌رساند. با این حال، در «آب بسته» با معنای واقعی و مادی روبه‌رو هستیم. وجود واژهٔ آب، خواننده را به تغییر حالت فیزیکی هدایت می‌کند و جایی برای معنای مجازی باقی نمی‌گذارد.

از سوی دیگر، «بسته» نیز معانی متعددی دارد: چیزی که در آن بسته شده، مجموعه‌ای آماده، راهی مسدود یا موضوعی پایان‌یافته. تنها معنایی که با آب رابطهٔ طبیعی و یک پاسخ اسمیِ کوتاه می‌سازد، منجمد شدن است. همین هم‌نشینی واژه‌هاست که ابهام را رفع می‌کند.

جمع‌بندی واژگانی: آبِ روان با سرما «می‌بندد»؛ فرایند آن «انجماد» است، حالتش «منجمد» و نام حاصلش «یخ». بنابراین برای سرنخ «آب بسته» و پاسخ دوحرفی، یخ دقیق‌ترین انتخاب است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.