این واژه چهار حرف دارد و دقیقترین هممعنیِ «شدنی» است.
چرا «ممکن» پاسخ درست است؟
وقتی میگوییم کاری «شدنی» است، منظور این است که انجام دادن آن بیرون از توان یا امکان نیست. واژهٔ «ممکن» همین معنا را کوتاه و روشن منتقل میکند: چیزی که میتواند رخ بدهد، تحقق پیدا کند یا انجام شود. به همین دلیل در یک سرنخ کوتاه جدولی، پیوند معنایی میان «شدنی» و «ممکن» مستقیمتر از هر پاسخ دیگری است.
این پاسخ از نظر نقش دستوری نیز کاملاً جور درمیآید. «شدنی» و «ممکن» هر دو میتوانند صفت باشند؛ برای نمونه، «راهحل شدنی» و «راهحل ممکن» هر دو به راهحلی اشاره دارند که قابلیت اجرا یا تحقق دارد. پس نه فقط معنی، بلکه جایگاه واژه در جمله نیز یکسان میماند.
چیدمان چهارخانهای
م + م + ک + ن
معنای دقیق «ممکن» در این سرنخ
«ممکن» در فارسی امروز برای بیان وجود امکان به کار میرود. اگر وقوع یک رویداد را نامحال بدانیم، میگوییم آن رویداد ممکن است؛ اگر اجرای یک کار از عهدهٔ کسی یا گروهی برآید، باز هم میتوانیم آن را ممکن یا شدنی بنامیم. هستهٔ مشترک این دو واژه، نفیِ ناممکن بودن است.
در جملهٔ «رسیدن تا غروب ممکن است»، واژه بیشتر به احتمال و امکان وقوع اشاره میکند. در جملهٔ «ساخت این وسیله با ابزار ساده ممکن است»، تأکید بر قابلیت انجام کار است. سرنخ «شدنی» معمولاً به معنای دوم نزدیکتر است، اما پاسخ «ممکن» هر دو گستره را پوشش میدهد و از همین رو یک معادل عمومی و مطمئن به شمار میرود.
ساخت واژهٔ «شدنی» چه چیزی را نشان میدهد؟
«شدنی» از صورت «شدن» و پسوند «ـی» ساخته شده و در کاربرد معمول، قابلیت یا شایستگیِ انجام و وقوع را میرساند. همین الگو را در واژههایی مانند «دیدنی»، «خواندنی»، «خوردنی» و «شنیدنی» هم میبینیم. «دیدنی» چیزی است که ارزش یا قابلیت دیدن دارد و «خواندنی» چیزی است که میتوان یا میارزد آن را خواند. در «شدنی» نیز معنای پایه این است: چیزی که میشود آن را انجام داد یا میتواند رخ دهد.
نکتهٔ جالب این است که «شدنی» در گفتار، لحنی خودمانیتر و عملگرا دارد. جملهٔ «نگران نباش، این کار شدنی است» افزون بر بیان امکان، گاهی نوعی اطمینان و دلگرمی هم در خود دارد. «ممکن» خنثیتر و گستردهتر است و در متن رسمی، علمی و روزمره بهراحتی مینشیند. با وجود این تفاوت لحنی، در سطح معنای واژگانی این دو برابرند.
مرز میان پاسخ اصلی و واژههای نزدیک
چند واژه میتوانند در بعضی جدولها به جای «شدنی» بنشینند، اما همهٔ آنها دقیقاً یک رنگ معنایی ندارند. تعداد خانهها و حروف متقاطع تعیین میکنند کدام گزینه مناسب همان جدول است. برای سرنخی که پاسخ ذخیرهشدهاش چهار حرف دارد، «ممکن» انتخاب اصلی است.
ممکن؛ معادل عمومی
چهار حرف دارد و هم برای «قابل وقوع» و هم برای «قابل انجام» به کار میرود. این گستردگی معنایی، آن را به طبیعیترین جواب سرنخ تبدیل میکند.
میسر؛ فراهم و دستیافتنی
«میسر» بیشتر زمانی مناسب است که شرایط یا وسیلهٔ انجام کاری فراهم باشد؛ مانند «دیدار میسر نشد». این واژه نیز چهار حرف دارد، اما نسبت به «ممکن» رسمیتر است.
مقدور؛ در حد توان
«مقدور» بر توانایی و قدرت انجام دادن تأکید میکند. در عبارت «تا حد مقدور» همین پیوند با اندازهٔ توان آشکار است. پنج حرف بودنش نیز آن را از پاسخ اصلی جدا میکند.
عملی؛ قابل اجرا
وقتی موضوع یک طرح، برنامه یا پیشنهاد باشد، «عملی» یعنی قابل اجرا. با این حال، برای رخدادهایی که صرفاً احتمال وقوع دارند همیشه جانشین مناسبی برای «ممکن» نیست.
امکانپذیر؛ روشن اما بلند
این ترکیب معنای سرنخ را بیابهام باز میکند، ولی برای پاسخ کوتاه جدول مناسب نیست و به خانههای بسیار بیشتری نیاز دارد.
محتمل؛ نزدیک اما نابرابر
«محتمل» یعنی چیزی که احتمال وقوعش وجود دارد. هر امر محتمل ممکن است، اما هر کار ممکن الزاماً محتمل نیست؛ بنابراین این دو را نباید در همهٔ جملهها یکی دانست.
کاربرد پاسخ در جملههای طبیعی
دیدن واژه در بافت جمله کمک میکند نسبت دقیق آن با سرنخ روشنتر شود. در نمونههای زیر، «ممکن» بدون تغییر اساسی در معنی میتواند جای «شدنی» بنشیند:
نمونهٔ سوم یک ظرافت مهم را نشان میدهد: «ممکن» الزاماً به معنای «آسان» نیست. شاید کاری زمانبر، پرهزینه یا دشوار باشد، اما همچنان بتوان آن را انجام داد. پس «آسان»، «ساده» و «راحت» جوابهای دقیقی برای سرنخ «شدنی» نیستند، مگر آنکه حروف متقاطع و فضای خاص جدول معنای دیگری را تحمیل کنند.
«ممکن است» با «ممکن» چه فرقی دارد؟
واژهٔ «ممکن» گاهی همراه فعل ربطی میآید و صفت است: «این تغییر ممکن است.» در ساخت دیگری، عبارت «ممکن است» پیش از یک جمله میآید و احتمال را بیان میکند: «ممکن است فردا باران ببارد.» ظاهر این دو ساخت شبیه است، اما اولی دربارهٔ امکان یک موضوع داوری میکند و دومی احتمال یک رویداد را پیش میکشد.
در جدول، سرنخ یکواژهای «شدنی» معمولاً خودِ صفت «ممکن» را میخواهد، نه عبارت فعلی «ممکن است». بنابراین فقط چهار حرف در خانهها نوشته میشود. این نکته بهویژه زمانی سودمند است که سرنخ بدون جمله و بدون نشانهٔ دیگری آمده باشد.
املای پاسخ و جهت قرار گرفتن حروف
املای معیار پاسخ «ممکن» است: دو حرف «م» در آغاز، سپس «ک» و در پایان «ن». تکرار دو «م» ممکن است هنگام پر کردن خانهها از چشم دور بماند، بهخصوص اگر یکی از تقاطعها هنوز حل نشده باشد. شکلهایی مانند «مکن» یا نوشتن واژه با یک «م» نادرستاند و معنی مورد نظر را نمیسازند.
«ممکن» یک واژهٔ پیوسته است و فاصله یا نیمفاصله ندارد. در مقابل، «امکانپذیر» ترکیبی است که در نگارش معیار با نیمفاصله نوشته میشود. همین سادگی املایی و کوتاهی، «ممکن» را برای یک پاسخ جدولی جمعوجور مناسب میکند.
تقابل معنایی که پاسخ را روشنتر میکند
متضاد مستقیم «ممکن»، «ناممکن» یا «محال» است. اگر چیزی شدنی نباشد، میتوان آن را ناشدنی، ناممکن یا محال نامید. قرار دادن این دو سوی معنایی کنار هم ابهام سرنخ را کم میکند: شدنی ← ممکن؛ ناشدنی ← ناممکن. واژهٔ «محال» نیز متضاد است، نه پاسخ این سرنخ.
میان «ممکن» و «محال» میتوان از درجات احتمال سخن گفت، اما خود سرنخ دربارهٔ میزان احتمال چیزی نمیپرسد. کافی است امکان آن وجود داشته باشد. به همین علت واژههایی مثل «قطعی» یا «حتمی» هم مناسب نیستند؛ امر ممکن شاید رخ بدهد و شاید رخ ندهد، در حالی که امر حتمی بناست قطعاً واقع شود.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!