پرش به محتوای اصلی

چیدن غله در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ: درو
واژه‌ای سه‌حرفی برای بریدن و چیدن غله رسیده.

در عبارت «چیدن غله»، فعلِ چیدن معنای عمومیِ جدا کردن محصول را دارد، اما وقتی محصول گندم، جو، برنج یا گیاهی ساقه‌دار باشد، نام دقیق این کار درو است. به همین دلیل، پاسخ کوتاه و رایج این سرنخ در جدول «درو» نوشته می‌شود: دال، ر، واو.

این انتخاب فقط بر پایه کوتاه بودن واژه نیست. «درو» از نظر معنایی دقیقاً به قطع کردن ساقه‌های غله و علف مربوط است؛ یعنی همان کاری که در گذشته با داس و امروز در کشتزارهای بزرگ با ماشین درو یا کمباین انجام می‌شود. پس هم شمار حروف و هم حوزه معنایی سرنخ با جواب سازگار است.

صورت جوابدرو؛ یک واژه مستقل و سه‌حرفی
کار مورد نظربریدن ساقه محصول رسیده از نزدیک زمین
محصول‌های معمولگندم، جو، برنج و علوفه ساقه‌دار

چرا «درو» دقیق‌ترین جواب است؟

غله نامی کلی برای دانه‌های خوراکیِ حاصل از گیاهانی مانند گندم و جو است. این دانه‌ها بر خوشه و در انتهای ساقه شکل می‌گیرند. هنگام رسیدن محصول، ساقه‌ها بریده می‌شوند تا خوشه‌ها برای خرمن‌کوبی یا جداسازی دانه آماده شوند. فارسی برای همین مرحله واژه ویژه «درو» را دارد. بنابراین «چیدن» در صورت سؤال را نباید صرفاً مانند چیدن سیب یا گل معنا کرد؛ همراه شدن آن با «غله» دامنه معنا را محدود و پاسخ را روشن می‌کند.

درو هم نامِ عمل است و هم در ترکیب «درو کردن» نقش جزء اسمیِ فعل مرکب را دارد. می‌توان گفت «دروی گندم آغاز شد» یا «کشاورزان گندم را درو کردند». در هر دو جمله، هسته معنایی یکسان است: ساقه محصول با ابزار برنده قطع می‌شود.

نکته املایی: جواب به صورت «درو» و پیوسته نوشته می‌شود. آن را نباید با «دورو» به معنی ریاکار یا دارای دو رو اشتباه گرفت. در خانه‌های جدول نیز سه حرفِ «د»، «ر» و «و» قرار می‌گیرد.

از ساقه ایستاده تا دانه آماده

برای فهم جایگاه این واژه، بهتر است درو را میان مراحل کار مزرعه ببینیم. پیش از آن، دانه کاشته شده، گیاه رشد کرده و خوشه رسیده است. در مرحله درو، ساقه‌های ایستاده بریده و معمولاً دسته یا ردیف می‌شوند. پس از آن نوبت جدا کردن دانه از خوشه و کاه می‌رسد. در شیوه سنتی این مرحله با خرمن‌کوبی و باد دادن انجام می‌شد؛ در کشاورزی مکانیزه ممکن است کمباین چند کار را در یک عبور انجام دهد.

جایگاه درو در مسیر آماده‌سازی غله نموداری از خوشه رسیده، بریدن ساقه در مرحله درو و سپس جداسازی دانه غله رسیده درو جداسازی دانه

نمودار نشان می‌دهد که درو نام تمام فرایند تولید غله نیست، بلکه نقطه گذار از کشتِ ایستاده به محصولِ بریده‌شده است. همین دقت معنایی سبب می‌شود که برای سرنخی مثل «چیدن غله» از واژه‌ای چون «کشت» استفاده نکنیم؛ کشت در آغاز چرخه قرار دارد، نه هنگام چیدن محصول.

درو با «برداشت» چه فرقی دارد؟

درو

بر بریدن ساقه گیاه تمرکز دارد. گندم، جو، شالی و علف را درو می‌کنند. ابزار سنتی آن داس است و ویژگی اصلیِ عمل، قطع ساقه‌هاست.

برداشت

واژه‌ای فراگیرتر برای جمع‌آوری محصول کشاورزی است. برداشت می‌تواند درباره سیب از درخت، زعفران از گل، سیب‌زمینی از خاک یا غله از مزرعه به کار رود.

هر درویی بخشی از برداشت محصول به شمار می‌آید، اما هر برداشتی درو نیست. مثلاً درباره پرتقال معمولاً «چیدن» یا «برداشت» می‌گوییم، زیرا ساقه‌های یک مزرعه را یکجا نمی‌بُریم. درباره گندم، ویژگیِ بریدن ساقه آن‌قدر مهم است که واژه اختصاصی «درو» به کار می‌رود. در نتیجه اگر خانه‌های جدول سه‌تا باشند، «درو» نه فقط کوتاه‌تر، بلکه تخصصی‌تر از «برداشت» است.

واژه‌های نزدیک و مرز معنایی آن‌ها

درویدندرو کردنحصادبرداشتخرمن

درویدن و درو کردن

«درویدن» فعل ساده و «درو کردن» فعل مرکبِ رایج‌تر در فارسی امروز است. هر دو همان عمل را بیان می‌کنند. اگر سرنخ به جای نام عمل، فعل بخواهد و تعداد خانه‌ها بیشتر باشد، یکی از این صورت‌ها ممکن است مطرح شود؛ اما برای عبارت اسمی و کوتاه «چیدن غله»، صورت سه‌حرفی «درو» طبیعی‌ترین انتخاب است.

حصاد

«حصاد» واژه‌ای عربی و ادبی برای درو یا فصل درو است. این واژه در متن‌های رسمی، تاریخی یا ترجمه‌های ادبی دیده می‌شود، ولی در فارسی روزمره پاسخ نخستِ چنین سرنخی نیست. تنها وقتی شمار خانه‌ها پنج حرف باشد یا حروف تقاطعی به «ح ص ا د» راه بدهند، می‌توان آن را به عنوان احتمال جداگانه بررسی کرد. برای جواب ثبت‌شده این صفحه، «درو» روشن‌تر و رایج‌تر است.

خرمن

خرمن خودِ عمل چیدن غله نیست. این واژه می‌تواند به محصول درو‌شده‌ای اشاره کند که برای کوبیدن یا گردآوری روی هم قرار گرفته، یا به محل و مجموعه محصول آماده‌شده مربوط باشد. بنابراین «خرمن» از نظر فضای کشاورزی به سرنخ نزدیک است، اما مترادف دقیق «درو» نیست.

غله‌چینی

ترکیب «غله‌چینی» معنای عبارت سؤال را توضیح می‌دهد و در بعضی نوشته‌ها برای زمان یا کارِ چیدن غله دیده می‌شود. با این حال طولانی است و در جدول‌های واژه‌ای معمولاً سرنخ را به جواب فشرده‌تر «درو» تبدیل می‌کنند. «خوشه‌چینی» نیز فرق دارد: خوشه‌چین ممکن است خوشه‌های باقی‌مانده پس از درو را از زمین جمع کند، نه اینکه تمام مزرعه را درو کند.

مرز مهم: داس ابزارِ کار است، درو نامِ کار و دروگر انجام‌دهنده آن. اگر صورت سؤال «ابزار چیدن غله» بود، پاسخ می‌توانست «داس» باشد؛ اما در عنوان حاضر از خودِ عمل پرسیده شده است.

خانواده واژه و ترکیب‌های زنده

معنای جواب در چند ترکیب آشنا بهتر دیده می‌شود. «فصل درو» زمانی است که محصول رسیده و آماده بریدن شده؛ «دروگر» کسی است که ساقه‌ها را می‌برد؛ «ماشین درو» وسیله مکانیکیِ قطع محصول است؛ و «داس درو» ابزار دستیِ تیغه‌خمیده‌ای است که در کشت سنتی کاربرد دارد. همچنین می‌گویند «گندم به درو رسیده است»، یعنی درجه رسیدگی آن برای بریدن مناسب شده.

کشاورزان در هوای خشک صبح، دروی جو را آغاز کردند.
پس از درو، خوشه‌ها برای جدا شدن دانه آماده شدند.
در شالیزار، زمان درو به رقم برنج و میزان رسیدگی خوشه بستگی دارد.

این نمونه‌ها نشان می‌دهند «درو» معمولاً با نام محصول یا زمان انجام کار می‌آید. کاربرد آن درباره گیاهان ساقه‌دار طبیعی است؛ می‌توان از دروی گندم، جو، برنج، یونجه یا علف سخن گفت. در مقابل، تعبیر «دروی سیب» در فارسی معیار معمول نیست، چون سیب از شاخه چیده می‌شود و عمل بریدنِ انبوه ساقه‌ها در میان نیست.

معنای تصویری و ادبیِ درو

درو از محیط مزرعه وارد زبان استعاری هم شده است. در تعبیر معروف «هر چه بکاری، همان را درو می‌کنی»، کاشت نماد رفتار و کوشش انسان و درو نماد نتیجه آن است. این تصویر از ترتیب واقعی کشاورزی می‌آید: محصولی که در پایان فصل بریده می‌شود، نتیجه بذری است که پیش‌تر کاشته شده. عبارت‌هایی مانند «درو کردن نتیجه تلاش» یا «درو کردن موفقیت» نیز بر به‌دست آوردن حاصل کار تأکید دارند.

در زبان ادبی، درو گاهی تصویری از پایان، فرا رسیدن نتیجه یا از میان رفتن گروهی چیزها می‌سازد. با وجود این دامنه استعاری، وقتی کنار واژه «غله» قرار می‌گیرد، معنای حقیقیِ کشاورزی بر همه معناهای دیگر مقدم است. همین هم‌نشینی، ابهام احتمالی را از سرنخ جدول می‌گیرد.

تلفظ، نوشتار و تشخیص در تقاطع‌ها

صورت نوشتاری «درو» سه نویسه دارد و واوِ پایانی بخشی از ساختمان کلمه است. در خواندن معمول، کلمه با «دِ» آغاز می‌شود. از نظر جدول‌نویسی هیچ فاصله یا نیم‌فاصله‌ای در آن نیست. اگر پاسخ‌های عمودی و افقی حرف نخست «د»، حرف میانی «ر» و حرف پایانی «و» بدهند، انطباق کامل شکل گرفته است.

گاهی صورت سؤال با فعل نوشته می‌شود: «غله را می‌چیند». در آن حالت ممکن است «دروگر» یا فعلی مانند «درو می‌کند» مد نظر طراح باشد و تعداد خانه‌ها تعیین‌کننده شود. اما «چیدن غله» نامِ یک عمل را می‌خواهد؛ پس جواب مصدری ـ اسمی «درو» دقیق است. تفاوت ظریف میان «چه کسی؟»، «با چه ابزاری؟» و «چه کاری؟» سه جواب جدا می‌سازد: دروگر، داس و درو.

اگر سرنخ «چیننده غله» باشد

پاسخ محتمل «دروگر» است؛ یعنی شخصی که کار درو را انجام می‌دهد.

اگر سرنخ «وسیله درو» باشد

پاسخ کوتاه معمولاً «داس» است؛ ابزار خمیده و برنده برای قطع ساقه.

جمع‌بندی معناییِ همین سرنخ

«چیدن» به تنهایی پاسخ‌های فراوانی دارد، زیرا می‌توان میوه، گل، برگ یا محصول را چید. افزوده شدن «غله» کلید اصلی است: غله بر ساقه می‌رسد و با بریدن ساقه جمع‌آوری می‌شود. نام این عمل در فارسی «درو» است. برداشت واژه‌ای عام‌تر، حصاد هم‌معنیِ ادبی و عربی، خرمن محصول یا مجموعه پس از بریدن، داس ابزار و دروگر عاملِ کار است. این تمایزها نشان می‌دهد چرا هیچ‌کدام برای صورت دقیق این عنوان به اندازه «درو» مناسب نیستند.

پاسخ نهایی جدول: درو — سه حرف، با معنای بریدن و چیدن ساقه‌های غله رسیده.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.