پرش به محتوای اصلی

چاقوی اشپزخانه در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: کارد
واژه‌ای چهارحرفی برای ابزار تیغه‌ثابتِ بریدن در آشپزخانه.

در این سرنخ، «چاقوی آشپزخانه» تعریف ساده و مستقیمِ کارد است. کارد همان ابزار دسته‌داری است که تیغه‌ای برنده دارد و برای بریدن، خرد کردن یا قطعه‌کردن مواد غذایی به کار می‌رود. کوتاهی واژه و معنای دقیق آن باعث می‌شود پاسخ بدون نیاز به تعبیر مجازی در خانه‌های جدول قرار بگیرد.

صورت درست پاسخ و خوانش آن

کلمه «کارد» با آوای کشیده «آ» خوانده می‌شود و در نوشتار فارسی چهار حرف دارد. فاصله، نیم‌فاصله یا نشانه اضافی در آن نیست؛ بنابراین باید پیوسته نوشته شود.

کارد

چرا «کارد» دقیقاً با سرنخ جور است؟

در فارسی، «کارد» نام عام ابزاری با دسته و تیغه است. وقتی کاربرد آشپزخانه‌ای آن منظور باشد، ذهن به تیغه‌ای ثابت می‌رود که برای آماده‌سازی خوراک استفاده می‌شود: بریدن میوه، ورقه‌کردن سبزی، جداکردن بخش‌های گوشت یا تقسیم‌کردن نان. عبارت سرنخ نیز نام یک وسیله را می‌خواهد، نه عملِ بریدن و نه صفتی مانند «تیز»؛ پس پاسخ باید اسم ابزار باشد.

نکته تعیین‌کننده، تعداد خانه‌هاست. «کارد» چهار حرف دارد و «چاقو» پنج حرف. اگر جدول چهار خانه در اختیار گذاشته و سرنخ همین عبارت است، کارد پاسخ روشن‌تر است. افزون بر این، در کاربرد سنتی فارسی، کارد غالباً تصویری از تیغه ثابت و دسته جداگانه می‌سازد؛ ساختاری که با بیشتر چاقوهای مورد استفاده در آشپزخانه هماهنگ است.

رابطه واژه کارد با سرنخ چاقوی آشپزخانهنموداری که دسته و تیغه کارد را به کاربرد بریدن مواد غذایی و پاسخ چهارحرفی پیوند می‌دهدکارد: نام ابزار، نه نامِ عملدسته برای گرفتنتیغه برای بریدنک + ا + ر + د = پاسخ چهارخانه‌ای

مرز معنایی کارد و جواب‌های نزدیک

در گفت‌وگوی روزانه ممکن است «کارد» و «چاقو» به جای هم شنیده شوند، اما در جدول طول واژه و ظرافت سرنخ مهم است. هر ابزار برنده آشپزخانه‌ای الزاماً با یک نام پاسخ داده نمی‌شود. اندازه تیغه، شکل لبه و کاری که انجام می‌دهد می‌تواند واژه مورد انتظار را تغییر دهد.

کارد

پاسخ اصلی این سرنخ؛ نام عمومی ابزار دسته‌دار و تیغه‌ثابت برای برش. چهار حرف دارد و با جواب ذخیره‌شده نیز کاملاً منطبق است.

ساطور

تیغه‌ای بزرگ، پهن و نسبتاً سنگین برای قطعه‌کردن گوشت یا استخوان‌های ظریف است. اگر سرنخ بر «بزرگ»، «پهن» یا «قصابی» تأکید کند، این جواب پنج‌حرفی مناسب‌تر می‌شود.

کاردک

ابزاری کوچک و معمولاً پهن برای پخش‌کردن، صاف‌کردن یا جداکردن مواد است. در شیرینی‌پزی و کار با خمیر کاربرد دارد و جواب سرنخ عمومیِ حاضر نیست.

«چاقو» نیز هم‌معنی بسیار نزدیک است، ولی پنج حرف دارد. این واژه در کاربرد امروزی می‌تواند هم چاقوی جیبی و هم چاقوی آشپزخانه را بنامد. با این حال، وجود چهار خانه یا پاسخ از پیش تعیین‌شده «کارد»، تردیدی باقی نمی‌گذارد. «ساتور» نیز املای معیار ساطور نیست و نباید صرفاً برای هماهنگ‌کردن حروف جدول انتخاب شود.

تمایز مهم: اگر در سرنخ «چاقوی بزرگ آشپزخانه» یا «ابزار خردکردن استخوان» آمده باشد، احتمال «ساطور» بالا می‌رود؛ اما عبارت کوتاه و بی‌قیدِ «چاقوی آشپزخانه» به همان «کارد» اشاره دارد.

کارد در جمله و ترکیب‌های فارسی

معنی پاسخ با دیدن آن در بافت زبان روشن‌تر می‌شود. در جمله «آشپز با کارد سبزی‌ها را خرد کرد»، کارد مستقیماً وسیله انجام کار است. در «کارد میوه‌خوری را کنار بشقاب گذاشت»، ترکیبِ میوه‌خوری نوع و کاربرد آن را محدود می‌کند. همچنین «تیغه کارد» بخش فلزی و برنده و «دسته کارد» محل گرفتن ابزار را نشان می‌دهد.

  • کارد آشپزخانه: عنوان کلی برای ابزار برش مواد غذایی؛ دقیق‌ترین ترکیب مرتبط با سرنخ.
  • کارد میوه: نمونه‌ای کوچک‌تر و سبک‌تر که برای پوست‌گرفتن یا قطعه‌کردن میوه مناسب است.
  • کارد نان: معمولاً تیغه‌ای بلند و دندانه‌دار دارد تا نان را بدون فشردن بافت آن ببرد.
  • کارد و چنگال: ترکیبی تثبیت‌شده برای دو وسیله غذاخوری که نشان می‌دهد «کارد» در فارسی روزمره واژه‌ای زنده و آشناست.

کاربرد واژه تنها به آشپزخانه محدود نیست. در تعبیر «کارد به استخوان رسیدن»، کارد بخشی از یک اصطلاح است و معنای کل عبارت به نهایت سختی یا پایان تحمل اشاره می‌کند. با این حال، سرنخ حاضر هیچ نشانه‌ای از معنای کنایی ندارد؛ صفت «آشپزخانه» معنای واقعی و ابزاری را فعال می‌کند.

از سرنخ تا انتخاب یک واژه دقیق

ساختار این عبارت از دو جزء معنایی تشکیل شده است: «چاقو» گروه اصلی را معرفی می‌کند و «آشپزخانه» محل یا حوزه کاربرد را مشخص می‌سازد. پاسخ «کارد» هر دو جزء را در یک اسم کوتاه جمع می‌کند. اگر پاسخ «تیغه» بود، تنها بخش برنده ابزار را نام می‌برد؛ اگر «برش» بود، نتیجه یا عمل را بیان می‌کرد؛ و اگر «آشپز» نوشته می‌شد، شخص استفاده‌کننده را به جای وسیله قرار می‌داد. بنابراین کارد از نظر مقوله واژگانی نیز دقیق است.

اسمِ ابزارچهار حرفتیغه ثابتکاربرد: بریدناملای پیوسته

حروف «ک، ا، ر، د» باید به همین ترتیب وارد شوند. «آ» در تلفظ کشیده شنیده می‌شود، اما املای واژه با «الف» ساده است: کارد، نه «کآرد». همچنین افزودن «ه» یا تبدیل «د» پایانی به حرفی دیگر صورت معتبر این اسم را نمی‌سازد. همین املا در ترکیب‌هایی چون کاردآشپزخانه، کارد میوه و کارد نان حفظ می‌شود؛ البته در نوشتار عادی میان دو جزء ترکیب فاصله می‌آید.

چه زمانی نباید پاسخ را عوض کرد؟

وجود چند واژه نزدیک گاهی باعث می‌شود پاسخ‌دهنده تنها بر اساس تجربه شخصی یکی را برگزیند. ممکن است در خانه به هر تیغه برنده‌ای «چاقو» گفته شود، اما جدول الزام‌های خودش را دارد. وقتی جواب مورد انتظار چهار حرفی است و تعریف نیز عام و آشپزخانه‌ای است، جایگزین‌کردن کارد با چاقو نه از نظر طول ممکن است و نه مزیت معنایی دارد.

تنها سرنخ‌های دارای قید روشن می‌توانند پاسخ دیگری بخواهند. «چاقوی پهن قصاب» به ساطور نزدیک می‌شود، «ابزار پهن شیرینی‌پز» کاردک را تداعی می‌کند و «بخش برنده چاقو» تیغه است. این تفاوت‌ها کمک می‌کنند پاسخ اصلی بدون آمیختن نام ابزار، نوع تخصصی آن و اجزای سازنده‌اش فهمیده شود.

جمع‌بندی واژگانی: «کارد» یک اسم چهارحرفی، با املای روشن و معنای مستقیمِ ابزار برش است. برای سرنخ «چاقوی اشپزخانه در جدول»، همین واژه پاسخ نهایی است؛ «چاقو» هم‌معنی نزدیک اما پنج‌حرفی و «ساطور» و «کاردک» ابزارهایی تخصصی‌ترند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.