پرش به محتوای اصلی

دارای عیب در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ: ناسالم
«ناسالم» یعنی چیزی که سالم و بی‌عیب نیست.

در این سرنخ، عبارت «دارای عیب» به صورت یک صفت خواسته شده است. «ناسالم» دقیقاً همین نقش را دارد: می‌تواند وصفِ یک شیء، وضعیت، رفتار، رابطه یا فرایندی باشد که از حالت درست و بی‌نقص فاصله گرفته است. این پاسخ شش حرف دارد و در جدول بدون فاصله نوشته می‌شود: ن، ا، س، ا، ل، م.

نقش دستوری

«ناسالم» صفت است؛ برای نمونه در ترکیب‌های «کالای ناسالم»، «محیط ناسالم» و «رابطه ناسالم» ویژگی اسم پس از خود یا پیش از فعل را بیان می‌کند.

تقابل معنایی

واژه در برابر «سالم» قرار می‌گیرد. سالم می‌تواند بی‌عیب، درست، تندرست یا قابل اعتماد باشد؛ افزودن «نا» این ویژگی را نفی می‌کند.

چرا «ناسالم» با عبارت «دارای عیب» جور است؟

«سلامت» فقط به تندرستی بدن محدود نیست. در فارسی، سالم بودن درباره چیزهای بی‌جان و حتی مفاهیم انتزاعی نیز به کار می‌رود: یک قطعه سالم درست کار می‌کند، غذای سالم زیان‌آور نیست، سند سالم دست‌کاری نشده و رابطه سالم بر پایه احترام و تعادل شکل گرفته است. در نتیجه، «ناسالم» نیز دامنه‌ای فراتر از «بیمار» دارد و می‌تواند وجود عیب، اختلال، فساد یا نامناسب‌بودن را برساند.

صورت کوتاه سرنخ عمداً نوع عیب را مشخص نمی‌کند. همین کلی‌بودن با گستره معنایی «ناسالم» هماهنگ است. اگر سرنخ به‌طور مشخص «دارای عیب فنی» یا «کالای عیب‌دار» بود، «معیوب» نامزد بسیار نزدیک‌تری می‌شد؛ اما با پاسخ ذخیره‌شده و شمار شش حرف، انتخاب مستقیم این جدول «ناسالم» است.

نا+سالم=ناسالم

از نظر ساخت، «نا» پیشوند نفی و منفی‌ساز است. این پیشوند به «سالم» می‌پیوندد و صفتی می‌سازد به معنای «نه سالم» یا «فاقد سلامت». املای معیار واژه پیوسته است؛ بنابراین «نا سالم» با فاصله کامل، شکل مناسب پاسخ جدول و نوشتار معمول نیست. اتصال دو جزء همچنین روشن می‌کند که چرا معنای واژه از تقابل سالم و ناسالم به دست می‌آید.

گستره معنایی واژه ناسالمناسالم در مرکز قرار دارد و به عیب در کارکرد، وضعیت، محتوا و رفتار مرتبط می‌شود. ناسالم عیب در کارکرد وضعیت نامطلوب محتوای زیان‌آور رفتار نادرست

یک واژه با چند حوزه کاربرد

در مورد جسم و کالا: وقتی وسیله یا بخشی از آن درست کار نمی‌کند، می‌توان آن را ناسالم دانست؛ مانند «باتری ناسالم» یا «قطعه ناسالم». در متن تخصصی، «معیوب» معمولاً عیب فنی را صریح‌تر نشان می‌دهد.
در مورد خوراک و محیط: «غذای ناسالم» لزوماً شکسته یا ناقص نیست؛ ممکن است ترکیب نامناسب یا اثر زیان‌بار داشته باشد. «هوای ناسالم» نیز به کیفیت نامطلوب و خطر برای سلامت اشاره می‌کند، نه به یک عیب ظاهری.
در مورد فکر و استدلال: عبارت «استدلال ناسالم» از نقص در پایه‌ها، پیوند منطقی یا نتیجه خبر می‌دهد. در این کاربرد، واژه به بدن یا بیماری ارتباط مستقیم ندارد و معنای «نادرست و عیب‌دار» برجسته است.
در مورد روابط و رفتار: «رقابت ناسالم» یا «رابطه ناسالم» وضعیتی آسیب‌زا، ناعادلانه یا دور از تعادل را توصیف می‌کند. پس عیب می‌تواند اخلاقی و رفتاری باشد، نه فقط فیزیکی.

تفاوت پاسخ با گزینه‌های نزدیک

مترادف‌ها همیشه در تمام جمله‌ها قابل جایگزینی نیستند. هر یک از گزینه‌های نزدیک، زاویه‌ای خاص از «عیب داشتن» را پررنگ می‌کند. تشخیص این تفاوت‌ها هم معنای پاسخ را روشن‌تر می‌کند و هم نشان می‌دهد چرا تعداد خانه‌ها و فضای سرنخ اهمیت دارد.

معیوبمستقیم‌ترین صفت برای شیء یا کالایی است که عیب مشخص دارد. «دستگاه معیوب» طبیعی‌تر از «رفتار معیوب» است. این واژه پنج حرف دارد و اگر الگوی خانه‌ها پنج‌تایی باشد می‌تواند پاسخ سرنخی مشابه باشد.
ناقصبر کامل نبودن یا کمبود یک جزء تأکید می‌کند. چیزی ممکن است ناقص باشد ولی بخش‌های موجود آن سالم باشند؛ مانند مجموعه‌ای که یک جلدش کم است. بنابراین ناقص همیشه دقیقاً هم‌معنای ناسالم نیست.
خرابدر گفتار روزمره برای از کار افتادن وسیله، فاسد شدن خوراک یا بد شدن وضع به کار می‌رود. لحن آن عمومی‌تر و محاوره‌ای‌تر است و چهار حرف دارد.
عیب‌دارترکیبی شفاف و بی‌واسطه است، اما در جدول ممکن است به دلیل شمار خانه‌ها یا ترجیح یک واژه ساده مناسب نباشد. این ترکیب بیش از همه وجود نقص را بیان می‌کند، بی‌آنکه نوع آن را تعیین کند.
فاسدبرای خوراک تباه‌شده، شخص منحرف یا سامانه آلوده و سوءاستفاده‌پذیر به کار می‌رود. بار معنایی آن شدیدتر از ناسالم است و هر عیب کوچکی را نمی‌توان فساد نامید.
مخدوشبیشتر درباره اعتبار، اصالت، چهره یا وضوح چیزی شنیده می‌شود؛ مانند «سند مخدوش» یا «تصویر مخدوش». این واژه نوع ویژه‌ای از آسیب یا ناروشنی را می‌رساند.
نکته معنایی: «ناسالم» و «بیمار» فقط در بافت جانداران به هم نزدیک می‌شوند. برای «اقتصاد ناسالم»، «فضای ناسالم» یا «روش ناسالم» نمی‌توان همیشه «بیمار» را بی‌تغییر جایگزین کرد. از سوی دیگر، فردی ممکن است موقتاً بیمار باشد و واژه ناسالم درباره هویت یا کلیت او تعبیر نامناسبی ایجاد کند؛ پس بافت جمله تعیین‌کننده است.

ردّ معنای «عیب» در نمونه‌های واقعی

برای دیدن پیوند سرنخ و پاسخ، کافی است در هر مثال بپرسیم چه چیزی از حالت مطلوب خارج شده است. پاسخ این پرسش همان عیبی است که صفت «ناسالم» آن را فشرده می‌کند:

  • در «میوه ناسالم»، عیب ممکن است آلودگی، کپک، له‌شدگی یا فساد درونی باشد.
  • در «قطعه ناسالم»، عیب معمولاً اختلال در عملکرد، شکستگی یا خروج از مشخصات فنی است.
  • در «محیط کاری ناسالم»، مشکل می‌تواند فشار آزاردهنده، تبعیض، ناامنی یا روابط آسیب‌زا باشد.
  • در «عادت ناسالم»، خودِ تکرار یک رفتار پیامد زیان‌بار دارد، حتی اگر عیب ظاهری دیده نشود.
  • در «اطلاعات ناسالم»، داده ممکن است تحریف‌شده، آلوده، ناقص یا غیرقابل اعتماد باشد.
  • در «معامله ناسالم»، نبود شفافیت، تبانی یا نابرابریِ غیرمنصفانه سلامت فرایند را از بین می‌برد.

این تنوع نشان می‌دهد که «ناسالم» واژه‌ای پوششی است: گاهی عیب در ساختمان چیز قرار دارد، گاهی در کارکرد آن و گاهی در اثری که بر دیگران می‌گذارد. وجه مشترک همه نمونه‌ها نبودنِ حالت سالم، درست یا مطلوب است.

املاء، تلفظ و خانواده معنایی

واژه به صورت «ناسالم» نوشته می‌شود و دو حرف الف دارد. در نوشتن سریع ممکن است یکی از الف‌ها جا بیفتد، اما شکل «ناسلم» نادرست است. تلفظ آن با تکیه طبیعی فارسی انجام می‌شود و جزء «نا» به شکل مستقل خوانده نمی‌شود. برای پر کردن خانه‌ها باید حروف را از راست به چپ چنین قرار داد: «ن ـ ا ـ س ـ ا ـ ل ـ م»؛ این نمایش فقط برای روشن شدن شمار حروف است و صورت نوشتاری واژه همچنان پیوسته می‌ماند.

سالم: متضادسلامت: اسم مرتبطناسالمی: اسمِ حالتعیب‌دار: هم‌معنای نزدیکمعیوب: گزینه فنی‌تر

«سلامت» اسمِ وضعیت سالم بودن است و «ناسالمی» به حالت یا کیفیت ناسالم اشاره می‌کند، هرچند در نثر طبیعی اغلب از ترکیب «وضعیت ناسالم» استفاده می‌شود. «سالم‌سازی» نیز فرایند اصلاح یا بازگرداندن به وضع مطلوب را می‌رساند. شناخت این خانواده معنایی کمک می‌کند پاسخ را با «سلامتی» اشتباه نگیریم: سلامتی اسم است، اما سرنخ «دارای عیب» یک صفت می‌خواهد.

کدام جایگزین در سرنخ دیگری درست‌تر است؟

اگر عبارت راهنما «از کار افتاده» باشد، «خراب» می‌تواند انتخاب دقیق‌تری باشد. برای «کامل‌نشده» یا «دارای کمبود»، پاسخ «ناقص» قوت می‌گیرد. «عیب‌دار، به‌ویژه در کالا» معمولاً به «معیوب» اشاره می‌کند و «تباه‌شده» به «فاسد» نزدیک است. اما سرنخ حاضر تنها می‌گوید «دارای عیب» و پاسخ ثبت‌شده نیز شش‌حرفی است؛ بنابراین معنای عام و ساخت روشن «ناسالم» بر این گزینه‌ها مقدم می‌شود.

تفاوت مهم دیگر این است که «ناسالم» الزاماً نابودی کامل را نمی‌رساند. یک سامانه ناسالم ممکن است هنوز کار کند، ولی کارکردش قابل اعتماد یا مطلوب نباشد. یک رابطه ناسالم نیز وجود دارد، اما الگوی آن آسیب‌زا است. پس این صفت میان «کاملاً از بین رفته» و «کاملاً سالم» ناحیه‌ای گسترده را پوشش می‌دهد و حتی برای عیبی پنهان یا تدریجی مناسب است.

جمع‌بندی واژه: جواب نهایی «ناسالم» است؛ صفتی شش‌حرفی، ساخته‌شده از «نا + سالم» و به معنای فاقد سلامت، عیب‌دار یا نامطلوب. «معیوب» برای نقص فنی، «ناقص» برای کامل نبودن و «خراب» برای از کار افتادگی گزینه‌های نزدیک‌اند، اما پاسخ مستقیم همین عنوان «ناسالم» باقی می‌ماند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.