پرش به محتوای اصلی

ابستن در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: حامله، باردار
املای معیارِ خود سرنخ «آبستن» است.

در این سرنخ، واژه‌ای خواسته شده که حالتِ داشتن جنین در رحم را بیان می‌کند. «حامله» و «باردار» هر دو هم‌معنای روشن و رایجِ «آبستن» هستند و به همین دلیل پاسخ ذخیره‌شده دقیقاً با معنای سرنخ جور درمی‌آید. اگر تعداد خانه‌ها مشخص نشده باشد، همین دو جواب اصلی باید در نظر گرفته شوند؛ انتخاب نهایی میان آن‌ها با طول پاسخ و حروف تقاطعی انجام می‌شود.

حاملهشش حرف دارد و معادل شناخته‌شده‌ای برای زنی است که جنین در رحم دارد.
باردارشش حرف دارد، فارسی و در زبان رسمی و عمومی امروز بسیار رایج است.
آبستنصورت درست واژه با «آ» آغاز می‌شود؛ نگارش عنوانِ جدول ممکن است کلاه آ را حذف کرده باشد.

چرا هر دو جواب درست‌اند؟

«آبستن» یک صفت است. در معنای حقیقی، درباره زن یا جانور ماده‌ای گفته می‌شود که جنین در رحم دارد. «حامله» نیز همین وضعیت را می‌رساند و «باردار» معادل فارسیِ جاافتاده آن است. بنابراین رابطه این سه واژه، رابطه تعریف و مترادف است: آبستن = حامله = باردار. تفاوت اصلی نه در اصل معنا، بلکه در بافت و آهنگ کاربرد آن‌هاست.

در گفت‌وگوی روزمره ممکن است «حامله» شنیده شود، اما در نوشته‌های عمومی، درمانی و اطلاع‌رسانی، «باردار» معمولاً طبیعی‌تر و محترمانه‌تر به نظر می‌رسد؛ مانند «زن باردار» یا «دوران بارداری». «آبستن» در نثر ادبی، متن‌های قدیمی و توصیف جانوران حضور پررنگ‌تری دارد. این تفاوت سبکی باعث نمی‌شود هیچ‌یک برای جدول نادرست باشد.

باردار

گزینه‌ای فارسی، امروزی و خنثی است. ساخت آن نیز شفاف است: «بار» به‌اضافه «دار»، یعنی کسی که باری در خود دارد. برای پاسخ شش‌خانه‌ای، اگر یکی از حروف تقاطعی «ب» یا «ر» باشد، این گزینه را جدی بگیرید.

حامله

واژه‌ای عربی‌ریشه و مؤنثِ «حامل» است که در فارسی دیرزمانی به معنای زن آبستن به کار رفته است. این جواب نیز شش حرف دارد، اما آرایش حروفش کاملاً متفاوت است و تقاطع‌ها تکلیف را روشن می‌کنند.

نکته املایی پنهان در سرنخ

صورت معیار این کلمه «آبستن» است، نه «ابستن». در جست‌وجوها، عنوان‌ها یا بعضی صفحه‌کلیدها گاهی نشانه بالای الف حذف می‌شود و «ابستن» نوشته می‌شود؛ بااین‌حال تلفظ واژه با آ بلند آغاز می‌شود. این تمایز برای فهم سؤال مهم است، ولی نباید عنوانِ داده‌شده را تغییر داد. مقصود طراح از «ابستن در جدول» همان مترادفِ «آبستن» است.

تشخیص سریع: «آبستن» و «باردار» هر دو شش حرف‌اند؛ «حامله» هم در شمارش معمول جدول شش حرف دارد. پس فقط تعداد خانه‌ها میان این دو پاسخ اصلی داوری نمی‌کند و باید به حروف مشترک با جواب‌های عمودی یا افقی نگاه کرد.
نقشه معنایی واژه آبستنآبستن در مرکز و پیوند آن با پاسخ‌های حامله و باردار و کاربرد مجازی آماده رخداد آبستن حاملهپاسخ اصلی جدول باردارپاسخ اصلی جدول معنای مجازی: آمادهٔ رخداد

معنای حقیقی و معنای مجازی را جدا کنیم

در معنای حقیقی، جمله «این جانور آبستن است» را می‌توان با «این جانور باردار است» جایگزین کرد، بی‌آنکه هسته معنا عوض شود. در مورد انسان نیز «زن آبستن»، «زن حامله» و «زن باردار» به یک وضعیت اشاره دارند، هرچند انتخاب واژه بر لحن جمله اثر می‌گذارد.

اما «آبستن» یک کاربرد تصویری مهم هم دارد: چیزی که نشانه‌های پیدایشِ رویدادی را در خود دارد. وقتی می‌گوییم «فضا آبستن تغییر است» یا «شب آبستن حادثه بود»، منظور بارداری جسمانی نیست؛ مقصود این است که زمینه یک تحول یا اتفاق فراهم شده و احتمال زاده‌شدن آن وجود دارد. در این کاربرد، جایگزینی با «حامله» یا «باردار» همیشه به همان اندازه طبیعی نیست. برای نمونه «اوضاع باردارِ حوادث است» در فارسی امروز نامأنوس‌تر از «اوضاع آبستن حوادث است» شنیده می‌شود.

کاربرد واقعی: پزشک وضعیت زن باردار را بررسی کرد.

کاربرد مربوط به جانور: دام آبستن به مراقبت و خوراک مناسب نیاز دارد.

کاربرد مجازی: سکوت آن شب آبستن اتفاقی بزرگ بود.

گزینه‌های کم‌کاربردتر چه زمانی مطرح می‌شوند؟

در فرهنگ‌ها و جدول‌های دشوارتر ممکن است صورت‌هایی مانند «حبلی» یا «دوجان» نیز در پیرامون همین معنا دیده شوند. «حبلی» واژه‌ای کهن و کم‌مصرف است و برای مخاطب امروز به اندازه «باردار» روشن نیست. «دوجان» یا تعبیر «دو جان داشتن» بر حضور مادر و جنین تکیه می‌کند و بیشتر رنگ ادبی یا محاوره‌ای دارد. این موارد را نباید بی‌دلیل جای پاسخ ذخیره‌شده نشاند؛ تنها وقتی طول خانه‌ها و تقاطع‌ها با پاسخ‌های اصلی سازگار نیستند، بررسی آن‌ها معنا پیدا می‌کند.

حامله: اصلی و رایجباردار: اصلی و امروزیدوجان: ادبی‌ترحبلی: کهن و نادر

«حامل» نیز از نظر واژگانی نزدیک است، اما به‌تنهایی معنای گسترده‌تری دارد: هر کسی یا چیزی که چیزی را حمل می‌کند، مانند حامل پیام یا حامل بار. برای اشاره مشخص به زن آبستن، صورت «حامله» در فارسی جاافتاده است. ازاین‌رو اگر سرنخ دقیقاً «آبستن» باشد، «حامله» از «حامل» پاسخ بی‌ابهام‌تری است.

تفاوت «آبستن» با «آبستنی»

«آبستن» صفت است و شخص یا جانور را توصیف می‌کند؛ «آبستنی» نامِ حالت و دوره است. به همین قیاس، «باردار» صفت و «بارداری» اسم حالت است. اگر سرنخ جدول «حاملگی» یا «دوران داشتن جنین» باشد، احتمال دارد پاسخ «آبستنی» یا «بارداری» خواسته شود؛ ولی برای سرنخ کوتاه «آبستن»، جواب صفتیِ «حامله» یا «باردار» دقیق‌تر است. توجه به نقش دستوری، جلوی انتخاب واژه‌ای نزدیک اما نامتناسب را می‌گیرد.

همین تفاوت در جمله نیز آشکار است: «او باردار است» درباره شخص خبر می‌دهد، در حالی که «بارداری دوره‌ای همراه با تغییرات جسمی است» درباره خودِ وضعیت سخن می‌گوید. در جدول، طراحان گاهی با حذف توضیح دستوری کار را دشوار می‌کنند، اما صورت سرنخ معمولاً نشان می‌دهد اسم خواسته شده یا صفت.

انتخاب میان «حامله» و «باردار» با حروف تقاطعی

از آنجا که هر دو جواب اصلی شش‌حرفی‌اند، طول به‌تنهایی کافی نیست. حرف نخست بسیار راهگشاست: «حامله» با ح آغاز می‌شود و «باردار» با ب. حرف دوم نیز به‌ترتیب ا و ا است و کمکی به تمایز نمی‌کند، اما حرف سوم در «حامله» م و در «باردار» ر است. در انتهای واژه‌ها نیز «حامله» به ه و «باردار» به ر می‌رسد. حتی یک تقاطع مطمئن در جای اول، سوم یا آخر می‌تواند انتخاب را قطعی کند.

اگر پاسخ در جدول بدون فاصله و نشانه نوشته می‌شود، تنها حروف واژه وارد خانه‌ها می‌شوند. ویرگول میان دو جوابِ کادر سبز به معنای آن نیست که هر دو را پشت سر هم در جدول بنویسید؛ بلکه نشان می‌دهد دو مترادف معتبر در دسترس‌اند. خانه‌های خود جدول مشخص می‌کنند کدام یکی منظور طراح بوده است.

جمع‌بندی واژگانی: برای سرنخ «ابستن»، پاسخ مستقیم و مورد انتظار «حامله» یا «باردار» است. شکل املایی معیارِ سرنخ «آبستن» نوشته می‌شود. اگر جدول شش خانه دارد، حروف تقاطعی—به‌ویژه حرف اول، سوم یا پایانی—میان دو جواب اصلی داوری می‌کنند؛ گزینه‌های کهن تنها در جدول‌های خاص و با قرینه کافی مطرح‌اند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.