پرش به محتوای اصلی

بافته در جدول

۷ دقیقه مطالعه

پاسخ: تنیده

«تنیده» یعنی بافته یا بافته‌شده و پنج حرف دارد.

برای سرنخ کوتاه «بافته»، واژهٔ تنیده از نظر معنا و ساخت دستوری دقیق‌ترین انتخاب است. همان‌طور که «بافته» از فعل «بافتن» ساخته شده، «تنیده» نیز صفت مفعولیِ فعل «تنیدن» است؛ بنابراین هر دو بر چیزی دلالت می‌کنند که رشته‌ها یا اجزای آن در یکدیگر رفته و به هم پیوسته‌اند.

تعداد حروفت، ن، ی، د، ه؛ در مجموع پنج حرف
نقش واژهصفت مفعولی از مصدر «تنیدن»
معادل سرنخبافته، بافته‌شده یا درهم‌پیچیده

چرا «تنیده» درست می‌نشیند؟

«تنیدن» در معنای اصلی خود به درآوردن رشته‌ها در میان یکدیگر و پدید آوردن بافت اشاره دارد. صورت «تنیده» نتیجهٔ این عمل را نشان می‌دهد: چیزی که رشته‌هایش به هم پیوسته یا تارهایش بافته شده است. از همین رو فرهنگ‌های فارسی در توضیح این کلمه از «بافته»، «بافته‌شده» و «منسوج» یاد می‌کنند. رابطهٔ سرنخ و پاسخ صرفاً یک شباهت دور نیست؛ دو واژه از دو فعل هم‌معنا ساخته شده‌اند و قالب دستوری یکسانی دارند.

تنیدنحذف «ن» پایانی مصدر+هتنیده

در ساخت صفت مفعولی فارسی، بن ماضی فعل با «ه» همراه می‌شود. بن ماضی «تنیدن»، «تنید» است و با افزوده شدن «ه»، «تنیده» به دست می‌آید. همین الگو را در «بافتن ← بافت ← بافته» نیز می‌بینیم. این تقارن دستوری دلیل روشنی است که پاسخ را از واژه‌های نزدیک اما نه کاملاً هم‌ساخت جدا می‌کند.

املای پاسخ: واژه به صورت پیوسته، یعنی «تنیده»، نوشته می‌شود. «درهم‌تنیده» ترکیبی گسترده‌تر است و برای این سرنخ ساده هم طولانی‌تر از پاسخ مورد نظر خواهد بود.

از تار و پود واقعی تا پیوند معنایی

کاربرد نخست «تنیده» عینی و دیدنی است. تار عنکبوت، الیاف یک پارچه، حصیر یا شاخه‌هایی که دور یکدیگر پیچیده‌اند می‌توانند «تنیده» توصیف شوند. در این کاربرد، اجزای باریک واقعاً از کنار و میان هم گذشته‌اند. عبارت‌هایی مانند «رشته‌های تنیده»، «الیاف به‌هم‌تنیده» و «تارهای تنیده‌شده» همین تصویر را به ذهن می‌آورند.

فارسی این تصویر را به حوزهٔ اندیشه و زندگی اجتماعی نیز برده است. وقتی می‌گوییم «زبان و فرهنگ درهم‌تنیده‌اند»، مقصود پارچه یا نخ نیست؛ می‌خواهیم بگوییم دو پدیده چنان بر هم اثر دارند که جدا کردنشان آسان نیست. «روایت‌های تنیده در خاطره»، «سرنوشت‌های به‌هم‌تنیده» و «منافع درهم‌تنیده» نیز بر پیوند محکم و چندلایه تأکید می‌کنند. بنابراین هستهٔ معنایی واژه در هر دو کاربرد ثابت می‌ماند: اجزایی جدا که به شبکه‌ای پیوسته تبدیل شده‌اند.

نمایش مفهوم تنیدهرشته‌های جدا از هم در میانه به شکل تار و پود به هم می‌پیوندند و واژه تنیده را می‌سازند.رشته‌های جداتنیده: پیوند رشته‌ها در یک بافت

واژه‌های نزدیک، اما نه همیشه پاسخ یکسان

چند واژه در همسایگی معنایی «تنیده» قرار می‌گیرند. وجود این همسایه‌ها به معنای قابل‌جایگزین بودن همیشگی آن‌ها نیست؛ طول پاسخ، لحن سرنخ و این‌که طراح صفت می‌خواهد یا اسم، تعیین‌کننده است.

منسوج

«منسوج» واژه‌ای عربی و به معنی بافته‌شده است و از نظر معنایی بسیار نزدیک به «تنیده» محسوب می‌شود. این کلمه پنج حرف دارد، اما بیشتر در زبان رسمی و در ترکیب «محصول منسوج» یا جمع «منسوجات» دیده می‌شود. اگر سرنخ رنگ ادبیِ فارسی داشته باشد، «تنیده» طبیعی‌تر است؛ اگر قرینه‌ای به نساجی یا واژهٔ عربی اشاره کند، «منسوج» می‌تواند مطرح شود.

تافته

«تافته» در برخی کاربردهای کهن می‌تواند معنایی نزدیک به بافته داشته باشد، ولی در فارسی امروز بیشتر نام نوعی پارچهٔ سبک و براق است. همچنین ممکن است با مفهوم «تابیدن» یا صورت‌های ادبی دیگر تداعی شود. پس بدون قرینه نباید آن را جای پاسخ اصلی نشاند.

تنیده: صفت، ۵ حرفمنسوج: رسمی و نساجیتافته: نام پارچه نیز هستنسج: اسم و ۳ حرف

«نسج» نیز به بافت و ساختار بافته‌شده مربوط است، اما اسم کوتاه سه‌حرفی است و از نظر نقش دستوری با «بافته» به عنوان صفت مفعولی تطابق کامل ندارد. «پارچه» نام محصول است، نه الزاماً صفتِ چیزی که بافته شده. «بافتار» بیشتر به ساختار و آرایش اجزا اشاره می‌کند و برای تعریف مستقیم «بافته» انتخاب اول نیست. صورت «درهم‌تنیده» معنای شدت و پیچیدگی بیشتری دارد و یازده حرف نوشتاری، با احتساب دو جزء، در اختیار می‌خواهد.

نمونه‌هایی که معنای پاسخ را روشن می‌کنند

در بافندگی: «الیاف تنیده، سطح پارچه را ساخته‌اند.» در اینجا تنیدن همان پیوند منظم تار و پود است.
در طبیعت: «عنکبوت شبکه‌ای از تارهای ظریف تنیده بود.» واژه بر ساخته شدن شبکه از رشته‌ها تأکید دارد.
در توصیف گیاه: «ساقه‌ها دور نرده به هم تنیده بودند.» معنای پیچیدن و درهم رفتن برجسته‌تر از بافت صنعتی است.
در کاربرد مجازی: «تاریخ شهر با زندگی رودخانه درهم‌تنیده است.» یعنی این دو رابطه‌ای عمیق و جدانشدنی دارند.

این مثال‌ها نشان می‌دهند که «تنیده» محدود به پارچه نیست. عنصر مشترک در همهٔ آن‌ها «پیوند یافتن» است: گاهی با نظم تار و پود، گاهی با پیچش شاخه و گاهی در قالب رابطه‌ای ذهنی میان دو مفهوم. همین گستره باعث شده است واژه هم در متن ادبی خوش بنشیند و هم تعریف سادهٔ «بافته» را بی‌واسطه برساند.

تفاوت «تنیده» با «تابیده» و «ریسیده»

سه عملِ تنیدن، تابیدن و ریسیدن ممکن است در گفت‌وگو دربارهٔ نخ کنار هم بیایند، اما یکی نیستند. «ریسیده» معمولاً به الیافی گفته می‌شود که به نخ تبدیل شده‌اند. «تابیده» بر چرخاندن نخ یا رشته به دور محور خود یا دور رشته‌ای دیگر تأکید دارد. «تنیده» مرحله یا حالتی را تصویر می‌کند که رشته‌ها در میان هم قرار گرفته و بافت یا شبکه ساخته‌اند. بنابراین یک نخ می‌تواند ریسیده و تابیده باشد، اما پارچه از درهم قرار گرفتن رشته‌ها «تنیده» یا «بافته» می‌شود.

نکتهٔ معنایی: در ترکیب «تار تنیده»، خود رشته یا شبکه مورد توجه است؛ در «مفهوم درهم‌تنیده»، نسبت میان چند موضوع برجسته می‌شود. پیشوند «درهم» شدت پیوند و دشواری جداسازی را بیشتر می‌کند.

خوانش و جایگاه ادبی واژه

«تنیده» را با تکیهٔ طبیعی بر بخش «نی» می‌خوانیم: تَنیده. این واژه در نثر امروز رسمی یا ادبی به نظر می‌رسد، اما نامأنوس نیست. صورت سادهٔ آن می‌تواند هم پس از اسم بیاید، مانند «تارِ تنیده»، و هم در جایگاه خبر قرار گیرد، مانند «رشته‌ها تنیده‌اند». صورت پرکاربردتر «درهم‌تنیده» نیز پیوندی چندسویه را بیان می‌کند.

از نظر تصویری، «بافتن» اغلب حضور بافنده و عمل هدفمند را به ذهن می‌آورد؛ «تنیدن» علاوه بر آن، حرکت طبیعی و پیوسته را نیز تداعی می‌کند، به‌ویژه در سخن از عنکبوت یا شاخه‌های رونده. با این حال در تعریف واژه‌نامه‌ای، «تنیده» مستقیماً «بافته‌شده» است و برای سرنخ حاضر نیازی به معنای دور یا تأویل خاصی وجود ندارد.

جمع‌بندی دقیق: اگر خانه‌های پاسخ پنج‌تاست، حروف را به ترتیب ت، ن، ی، د، ه قرار دهید. «تنیده» هم از نظر شمار حروف و هم از نظر ساخت صرفی و معنی، پاسخ مستقیم «بافته» است. «منسوج» تنها جایگزین جدیِ هم‌طول در بافت رسمی‌تر است، اما پاسخ مبنا برای این سرنخ همان «تنیده» باقی می‌ماند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.