پرش به محتوای اصلی

بچه پرنده در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: جوجه
واژه‌ای چهارحرفی برای نوزاد یا بچهٔ پرنده.

وقتی سرنخ جدول بدون اشاره به گونه‌ای خاص فقط «بچه پرنده» را می‌پرسد، طبیعی‌ترین و فراگیرترین پاسخ جوجه است. این واژه در فارسی هم برای بچهٔ مرغ و هم، به‌صورت عام، برای نوزاد پرندگان دیگر به کار می‌رود؛ بنابراین دقیقاً با دامنهٔ کلی سرنخ هماهنگ است.

املای پاسخ و تعداد خانه‌ها

«جوجه» با دو حرف ج نوشته می‌شود و چهار نویسه دارد. در جدولی که چهار خانه برای جواب در نظر گرفته شده باشد، ترتیب حروف چنین است:

جوجه
۴ حرف: ج ـ و ـ ج ـ ه

خوانش درست

کلمه به صورت «جو‌جه» خوانده می‌شود. «ه» پایانی جزئی از ساختمان واژه است و نباید آن را با شکل‌های گفتاری یا گویشی دیگری که املای متفاوت دارند عوض کرد.

در نوشتار معیار، صورت رایج و مناسب جدول همان «جوجه» است.

چرا «جوجه» دقیق‌ترین انتخاب است؟

در تعریف فرهنگ‌های فارسی، جوجه بچهٔ پرنده‌ای است که از تخم بیرون آمده؛ کاربرد آن دربارهٔ مرغ خانگی بسیار آشناست، اما معنای واژه به مرغ محدود نمی‌شود. ترکیب‌هایی مانند «جوجه گنجشک»، «جوجه کبوتر»، «جوجه عقاب» و «جوجه اردک» نشان می‌دهند که فارسی‌زبانان این نام را برای گونه‌های گوناگون به کار می‌برند. پس سه جزء سرنخ به‌خوبی کنار هم قرار می‌گیرند: «بچه» به مرحلهٔ آغاز زندگی اشاره می‌کند، «پرنده» گروه جانوری را مشخص می‌سازد و «جوجه» نام عمومی حاصل از این دو است.

این عمومیت در حل جدول اهمیت دارد. اگر طراح منظورش بچهٔ گونه‌ای معین بود، معمولاً نام همان پرنده را نیز در سرنخ می‌آورد؛ برای نمونه «بچه کبوتر» می‌تواند راه را برای واژه‌ای تخصصی‌تر باز کند. اما در عبارت حاضر هیچ محدودکننده‌ای وجود ندارد و پاسخ شناخته‌شده‌تر بر پاسخ‌های کم‌کاربرد برتری دارد.

رابطه معنایی پرنده، تخم و جوجهنموداری که خروج جوجه از تخم و کاربرد عمومی واژه برای گونه‌های مختلف پرندگان را نشان می‌دهد. تخمآغاز رشد جوجه کاربرد عمومیمرغ • کبوترگنجشک • عقاباردک و دیگران

معنای واژه در زبان روزمره

جوجه در معنای اصلی خود پرندهٔ کم‌سن‌وسالی است که دورهٔ نخست زندگی را می‌گذراند. ممکن است تازه از پوسته بیرون آمده باشد یا مدتی از تولدش گذشته باشد، اما هنوز در مرحلهٔ نابالغ قرار دارد. عبارت «پرنده جوجه دارد» نیز یعنی تخم‌ها باز شده‌اند و بچه‌ها در لانه یا کنار والدین دیده می‌شوند.

این واژه در ترکیب نام جانور، پیش از نام گونه می‌آید: «جوجهٔ کلاغ» یعنی بچهٔ کلاغ و «جوجهٔ قناری» یعنی بچهٔ قناری. دربارهٔ اردک، صورت پیوستهٔ «جوجه‌اردک» نیز بسیار رایج است. وجود این ترکیب‌های متنوع نشان می‌دهد چرا یک سرنخ عمومی به جواب «جوجه» می‌رسد و لازم نیست آن را فقط معادل بچهٔ مرغ بدانیم.

نکتهٔ معنایی: در گفت‌وگوی روزمره، «جوجه» گاهی به خوراک تهیه‌شده از مرغ جوان یا به‌صورت محبت‌آمیز برای خطاب قرار دادن کودک نیز گفته می‌شود. با این حال، در سرنخ «بچه پرنده»، همان معنای حقیقی و جانورشناختی واژه منظور است، نه معنای مجازی یا نام غذا.

تفاوت پاسخ اصلی با واژه‌های نزدیک

جدول‌های واژگانی گاهی از واژه‌های کهن، محلی یا گونه‌ویژه استفاده می‌کنند. نزدیک بودن معنی آن‌ها سبب نمی‌شود در هر سرنخی جای «جوجه» را بگیرند. انتخاب باید با خود عبارت و تعداد خانه‌ها هماهنگ باشد.

پاسخ اصلی

جوجه

نام معیار و فراگیر برای بچهٔ پرنده است. چهار حرف دارد و بدون نیاز به اشاره به گونه‌ای خاص، پاسخ مستقیم همین سرنخ محسوب می‌شود.

کاربرد محدودتر

زغل / زغاله

در برخی فرهنگ‌ها و کاربردهای قدیمی برای بچهٔ بعضی پرندگان، به‌ویژه کبوتر یا پرندگان شکاری، آمده است. اگر سرنخ نام گونه، بافت کهن یا تعداد خانهٔ متفاوت بدهد، ممکن است مطرح شود؛ اما هم‌ارز عمومی و بی‌قید «جوجه» نیست.

لحن ادبی

فرخ

واژه‌ای قدیمی و ادبی برای جوجه یا بچهٔ پرنده است. در جدول‌های دشوار با نشانه‌هایی مانند «در ادب»، «کهن» یا پاسخ چهارحرفیِ متکی بر حروف تقاطعی می‌تواند دیده شود. در فارسی امروز، «جوجه» روشن‌تر و رایج‌تر است.

صورت‌هایی مانند «چوزک» نیز در گویش‌ها یا منابع واژگانی دیده می‌شوند، ولی برای یک پرسش ساده و امروزی انتخاب نخست نیستند. همچنین «نوزاد» به‌تنهایی نام بچهٔ هر جانداری است و ویژگی پرنده بودن را در خود ندارد؛ از این رو از نظر دقت واژگانی به اندازهٔ «جوجه» با سرنخ منطبق نیست.

جوجه‌ها همگی در یک وضعیت به دنیا نمی‌آیند

معنی عمومی واژه ثابت است، اما جوجهٔ گونه‌های مختلف از نظر توانایی هنگام خروج از تخم یکسان نیست. بعضی جوجه‌ها با چشم‌های باز و پوششی از کرک از تخم بیرون می‌آیند و خیلی زود می‌توانند راه بروند یا والد خود را دنبال کنند؛ جوجهٔ مرغ و جوجه‌اردک نمونه‌های آشنای این گروه‌اند. در برابر، جوجهٔ بسیاری از پرندگان آوازخوان هنگام تولد کم‌توان‌تر، کم‌پر یا نابینا است و برای گرما و غذا کاملاً به والدین وابسته می‌ماند.

این تفاوت علمی پاسخ جدول را تغییر نمی‌دهد: هر دو گروه «جوجه» هستند. دانستن آن فقط دامنهٔ معنای کلمه را روشن می‌کند و نشان می‌دهد جوجه نام یک شکل ظاهری واحد نیست، بلکه مرحله‌ای از زندگی پرنده پس از خروج از تخم است.

کاربرد «جوجه» در جمله و ترکیب

  • جوجه‌های گنجشک تا مدتی در لانه از والدین غذا می‌گیرند.
  • جوجه‌اردک‌ها کمی پس از بیرون آمدن از تخم، مادر را دنبال می‌کنند.
  • پرنده برای گرم نگه داشتن جوجه‌هایش روی لانه نشست.
  • «جوجه را آخر پاییز می‌شمارند» یعنی نتیجهٔ واقعی را باید در پایان کار سنجید، نه در آغاز آن.

سه جملهٔ نخست معنای حقیقی واژه را نشان می‌دهند؛ ضرب‌المثل پایانی از جوجه به‌صورت نمادین استفاده می‌کند. این تمایز کمک می‌کند پاسخ سرنخ با معنای مورد نظر طراح اشتباه نشود.

اگر حروف تقاطعی پاسخ دیگری نشان دهند

برای همین صورت دقیقِ سرنخ، «جوجه» پاسخ قطعی و معمول است. اگر جدول تعداد خانه‌هایی غیر از چهار دارد یا حرف‌های تقاطعی با ج، و، ج، ه سازگار نیستند، احتمال دارد سرنخ در چاپ اصلی قید دیگری داشته باشد، بخشی از عبارت افتاده باشد یا طراح واژه‌ای کهن و تخصصی خواسته باشد. در آن حالت باید سرنخ‌های مجاور و تعداد دقیق حروف را دوباره بررسی کرد؛ «زغل»، «زغاله» و «فرخ» تنها با قرینهٔ مناسب قابل دفاع‌اند.

در نبود چنین قرینه‌ای، پاسخ را پیچیده نکنید: «بچه پرنده» در فارسی معیار همان جوجه است؛ کلمه‌ای چهارحرفی، روشن و متناسب با کاربرد عمومی عبارت.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.