پرش به محتوای اصلی

از بند رسته در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: رها
«از بند رسته» یعنی آزاد و خلاص‌شده.

در این سرنخ، «رسته» از فعل رَستن می‌آید؛ فعلی که معنای نجات یافتن، خلاص شدن و بیرون آمدن از گرفتاری دارد. وقتی کسی «از بند رسته» باشد، دیگر در قید یا اسارت نیست. کوتاه‌ترین و طبیعی‌ترین واژه‌ای که همین حالت را بیان می‌کند «رها» است؛ پاسخی سه‌حرفی که از نظر معنی و ساختار رایج جواب‌های جدول کاملاً با عبارت داده‌شده جور درمی‌آید.

رهار + ه + ا · سه حرف

چرا این جواب دقیق است؟

«رها» صفتی برای شخص یا چیزی است که از قید، مانع، گرفتاری یا کنترل بیرون آمده باشد. عبارت سرنخ حالتِ پس از رهایی را توصیف می‌کند، نه خودِ عمل آزاد کردن را؛ بنابراین «رها» از فعل‌هایی مانند «رهید» یا مصدرهایی مانند «رهایی» مناسب‌تر است.

آزادشدهخلاص‌شدهنجات‌یافتهبی‌قید

معنای «بند» در این ترکیب

واژهٔ «بند» فقط به طناب، زنجیر یا زندان اشاره نمی‌کند. در فارسی، این کلمه می‌تواند هر عاملی باشد که آزادی حرکت یا اختیار را محدود می‌کند. به همین دلیل «از بند رسته» هم در یک روایت واقعی دربارهٔ اسیر یا زندانی معنا دارد و هم در نوشته‌ای ادبی دربارهٔ انسانی که از ترس، وابستگی، اندوه یا وسوسه عبور کرده است.

کاربرد عینی

اگر بند به معنای زنجیر، حبس یا گرفتاری جسمانی باشد، فردِ از بند رسته کسی است که آزاد شده و دیگر در اسارت نیست. «رها» این نتیجه را بی‌واسطه بیان می‌کند.

کاربرد مجازی

در شعر و نثر، بند می‌تواند نماد دلبستگی یا مانع درونی باشد. انسانی که از بند آز، ترس یا غم رسته، از سلطهٔ آن حالت بیرون آمده و به معنای مجازی رهاست.

رابطه معنایی بند، رستن و رهانموداری که گذر از حالت در بند از راه رستن به حالت رها را نشان می‌دهددر بندرَستنخلاص شدنرهاوضعیت آغازین ← رخدادِ رهایی ← صفتِ حاصل

نکتهٔ زبانی: رَستن با رُستن یکی نیست

رَستن با آوای «رَ» به معنای خلاصی یافتن است و «رَسته از بند» از همین فعل ساخته می‌شود. در مقابل، رُستن با آوای «رُ» معنای روییدن و سبز شدن دارد؛ مانند دانه‌ای که از خاک رُسته است. ظاهر نوشتاری این دو مصدر یکسان است، اما آوا و معنایشان تفاوت دارد.

در سرنخ حاضر، همراهی واژهٔ «بند» هر ابهامی را از بین می‌برد: موضوع رویش گیاه نیست، بلکه رهایی از قید است. پس زنجیرهٔ معنایی درست چنین است: «در بند بودن»، «از بند رَستن» و در نهایت «رها بودن».

«رها» در جمله چگونه به کار می‌رود؟

این واژه می‌تواند هم پس از اسم و هم در جایگاه گزارهٔ جمله بیاید. چند نمونه، طیف معنایی آن را روشن می‌کند:

  • پرنده پس از باز شدن درِ قفس رها شد؛ در این جمله آزادی جسمانی منظور است.
  • مسافر پس از حل شدن مشکلش از نگرانی رها شد؛ اینجا بند، حالتی روانی و مجازی است.
  • ذهنِ رها از پیش‌داوری، مسئله را روشن‌تر می‌بیند؛ در این کاربرد، واژه وصف یک حالت فکری است.
  • او خود را از تعهد سنگین گذشته رها کرد؛ «رها کردن» متعدی است و آزاد کردنِ خود یا دیگری را می‌رساند.

عبارت «رها شد» بر رخ دادن آزادی تأکید دارد، اما خودِ «رها» نتیجه و وضعیت نهایی را نام می‌برد. سرنخ «از بند رسته» نیز دقیقاً همین وضعیت نهایی را وصف کرده است.

جواب‌های نزدیک و تفاوت آن‌ها

مترادف بودن همیشه به معنای قابل‌جایگزین بودن در هر جدول نیست. شمار خانه‌ها و لحن سرنخ تعیین می‌کند کدام واژه بنشیند. برای این سرنخ، پاسخ ثبت‌شده و مستقیم «رها» است؛ واژه‌های زیر فقط در جدول‌هایی با تعداد خانه یا صورت سرنخ متفاوت ممکن است دیده شوند.

آزاد۴ حرف

نزدیک‌ترین مترادف عمومی «رها» است. اگر چهار خانه وجود داشته باشد، «آزاد» می‌تواند جواب باشد؛ با این حال در این مدخل سه‌حرفی، «رها» تطابق دقیق دارد.

خلاص۴ حرف

بیشتر بر بیرون آمدن از دردسر، خطر یا گرفتاری تأکید می‌کند. در گفتار روزمره «از دست چیزی خلاص شدن» رایج است، ولی از نظر آهنگ ادبی به اندازهٔ «رها» به سرنخ نزدیک نیست.

رهیده۵ حرف

از خانوادهٔ «رهیدن» و تقریباً هم‌ساخت با «رسته» است. این جواب برای سرنخی مانند «نجات‌یافته» یا خانه‌های بیشتر مناسب است و رنگی ادبی‌تر دارد.

وارسته۷ حرف

معمولاً دربارهٔ کسی به کار می‌رود که از دلبستگی‌های مادی و نفسانی گذشته است. معنای آن خاص‌تر از آزادی ساده یا فیزیکی است.

تمایز مهم: «ول» نیز گاهی در گفتار معنای آزاد و بی‌مهار می‌دهد، اما لحن محاوره‌ای دارد و ممکن است مفهومِ بی‌سامانی یا رهاشده‌بودن را القا کند. برای عبارت ادبی و خنثای «از بند رسته»، «رها» انتخاب سنجیده‌تری است.

از آزادی بیرونی تا رهایی درونی

قدرت این سرنخ از دوپهلو بودن سالمِ تصویر آن می‌آید. نخست تصویری روشن از گسستن زنجیر یا بیرون آمدن از زندان در ذهن شکل می‌گیرد. سپس زبان فارسی همین تصویر را به قلمرو اخلاق و ادبیات می‌برد: آدمی ممکن است در بند حرص، خشم، عادت یا اندیشه‌ای محدودکننده باشد، بی‌آنکه زنجیری واقعی بر دست داشته باشد. وقتی این وابستگی کنار می‌رود، او «از بند رسته» و «رها» توصیف می‌شود.

در زبان عرفانی، «وارسته» معمولاً مرحله‌ای فراتر و مشخص‌تر را نشان می‌دهد: کسی که دل‌بستگی‌های دنیوی بر او فرمان نمی‌رانند. «رها» چنین برداشتی را می‌پذیرد، اما به آن محدود نیست؛ یک زندانی آزادشده، حیوان نجات‌یافته، ذهن آرام یا شیئی که از گیره بیرون آمده نیز می‌تواند رها باشد. همین گستردگی سبب می‌شود این واژه پاسخ عمومی‌تر و بی‌نیاز از قرینهٔ عرفانی باشد.

ساخت‌های پرکاربرد خانوادهٔ معنایی

«رها» در چند ترکیب رایج ظاهر می‌شود که نقش دستوری آن را بهتر نشان می‌دهند. «رها بودن» یک وضعیت است؛ «رها شدن» گذار به آن وضعیت را بیان می‌کند؛ و «رها کردن» عملی است که فاعل بر خود یا چیز دیگری انجام می‌دهد. «رهایی» نیز نامِ همین مفهوم است. در سوی دیگر، «رسته» صفت مفعولیِ «رستن» است: کسی که رسته، اکنون رهاست.

رها بودن: حالترها شدن: تغییر حالترها کردن: عمل آزادسازیرهایی: نامِ مفهوم

بنابراین رابطهٔ سرنخ و پاسخ فقط مترادف‌سازی ساده نیست. «از بند رسته» رویدادی را که پیش‌تر اتفاق افتاده در خود دارد و «رها» نتیجهٔ پایدار آن رویداد را در یک واژه فشرده می‌کند. این فشردگی دقیقاً همان ویژگی مطلوب پاسخ‌های کوتاه جدول است.

پس اگر خانه‌های این مدخل سه‌تاست، حروف را به ترتیب ر، ه، ا قرار دهید. پاسخ قطعی «رها» است؛ واژه‌ای که هم آزادی از بند واقعی و هم خلاصی از قید و گرفتاری مجازی را می‌رساند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.