هر سه واژه نام یک سبک موسیقیاند و انتخاب نهایی به تعداد خانهها بستگی دارد.
شرح «از سبکهای موسیقی» یک پاسخ یگانه ندارد. پاسخ ثبتشده برای این سرنخ سه گزینه را کنار هم آورده است: رپ، بلوز و بوسانوا. این واژهها فقط از نظر طول متفاوت نیستند؛ هر کدام به جهان صوتی و پیشینهای جدا اشاره میکنند. رپ بر اجرای ریتمیک کلام تکیه دارد، بلوز با بیان آوازی و الگوهای ویژهاش شناخته میشود و بوسانوا صدای نرم برزیلی را با زبان هارمونیک جاز پیوند میدهد.
سه پاسخ، سه اندازه متفاوت
کوتاهترین گزینه است. در آن وزن، ضرب و شیوه بیان واژهها نقش مرکزی دارند و صدای خواننده اغلب میان گفتار و آواز حرکت میکند.
نام سبکی ریشهدار در موسیقی آفریقاییآمریکایی است. بیان شخصی، انعطاف ملودی و گفتوگوی آواز با ساز از نشانههای آشنای آن به شمار میآید.
گونهای برزیلی با ضربآهنگ آرام و سنکوپدار، آواز کمفشار، گیتار برجسته و هارمونیهای متأثر از جاز است.
شمارش بالا بر اساس حروف نوشتهشده در فارسی است: «رپ» از دو نویسه «ر، پ» تشکیل میشود، «بلوز» چهار نویسه و «بوسانوا» هفت نویسه دارد. معیار قطعی همیشه خانههای همان جدول و تقاطعهاست. بنابراین بهتر است تعداد خانهها را بر خودِ املای چاپشده منطبق کرد، نه بر تعداد هجاهای شنیداری.
رپ؛ وقتی کلام بخشی از ضرب میشود
واژه «رپ» از انگلیسی rap وارد فارسی شده است. ویژگی برجسته آن ادای موزون و قافیهمند کلام بر بستری ضربی است. در یک اجرای رپ، فقط معنای جمله مهم نیست؛ محل قرارگرفتن هجاها روی ضرب، مکث، تکیه، سرعت بیان و پیوند قافیهها نیز شخصیت قطعه را میسازند. به همین دلیل ممکن است ملودی آواز در آن محدودتر از بسیاری سبکهای خوانندگی باشد، ولی ریتم زبان بسیار پیچیده و فعال بماند.
رپ را گاهی به جای «هیپهاپ» به کار میبرند، اما این دو کاملاً هممعنا نیستند. هیپهاپ نام فرهنگی گستردهتر است که موسیقی، دیجیگری، رقص و هنر خیابانی را در بر میگیرد؛ رپ شیوه اجرای کلام و یکی از عناصر مهم موسیقایی آن است. برای سرنخ کوتاه و عمومی «سبک موسیقی»، خود واژه رپ پاسخ پذیرفته و روشن است.
بلوز؛ نام یک رنگ نیست، زبان یک تجربه است
بلوز در جنوب ایالات متحده و در بستر تجربه آفریقاییآمریکایی شکل گرفت و بر شاخههای فراوانی از موسیقی محبوب، از جاز و ریتماَندبلوز تا راک، اثر گذاشت. در بسیاری از نمونههای شناختهشده، یک جمله آوازی پاسخی سازی میگیرد؛ این رفتوبرگشت را میتوان گونهای «پرسش و پاسخ» شنیداری دانست. کشش انعطافپذیر بعضی نتها و رنگ خاص آنها نیز حس بیانی بلوز را پدید میآورد.
الگوی دوازدهمیزانی یکی از قالبهای مشهور بلوز است، ولی نباید آن را تعریف کامل یا شرط همیشگی این سبک دانست. بلوز شهری، بلوز دلتا، بلوز شیکاگو و شکلهای دیگر میتوانند از نظر سازبندی و شدت صدا تفاوت داشته باشند. گیتار و سازدهنی در تصویر عمومی بلوز جایگاه پررنگی دارند، در حالی که پیانو و سازهای بادی هم در تاریخ آن بسیار مهم بودهاند.
در فارسی «بلوز» دو کاربرد مستقل دارد: نام سبک موسیقی و نام نوعی پوشاک. جمله سرنخ ابهام را برطرف میکند، زیرا عبارت «از سبکهای موسیقی» مستقیماً معنای موسیقایی را فعال میسازد. املای انگلیسی ژانر blues است؛ حرف پایانی آن نباید باعث شود در فارسی «بلوزز» نوشته شود.
بوسانوا؛ آرامش ظاهری، ظرافت ریتمیک
بوسانوا در اواخر دهه ۱۹۵۰ در برزیل، بهویژه در فضای موسیقایی ریو دو ژانیرو، پدیدار شد. این سبک ریتم و حس سامبا را با هارمونیهای غنی و رنگآمیزی متأثر از جاز درآمیخت. نتیجه معمولاً از سامبای پرکوبش خلوتتر و آرامتر شنیده میشود، اما این آرامش به معنی سادگی نیست: ضدضربها، جابهجایی تکیهها و آکوردهای رنگین در زیر سطح نرم موسیقی فعالاند.
گیتار در بوسانوا اغلب همزمان وظیفه هارمونی و ساختن الگوی ریتمیک را بر دوش میکشد. آواز میتواند صمیمی، کمحجم و نزدیک به گفتوگو باشد؛ انگار خواننده به جای نمایش قدرت صوتی، جمله را در فاصلهای نزدیک روایت میکند. نامهایی چون آنتونیو کارلوس ژوبیم و ژوائو ژیلبرتو با شکلگیری و شناختهشدن این صدا پیوند خوردهاند. قطعه «دختر ایپانما» نیز یکی از نمونههایی است که بوسانوا را در بیرون از برزیل مشهور کرد.
تفاوتها در یک نگاه متنی
چرا پاسخهای دیگری مثل جاز و راک اینجا اصلی نیستند؟
«جاز»، «راک»، «پاپ»، «کانتری» و «سامبا» نیز همگی میتوانند در یک جدول دیگر پاسخ کلیِ «سبک موسیقی» باشند. با این حال پاسخ ذخیرهشده این عنوان مشخصاً سه واژه رپ، بلوز و بوسانوا را تعیین کرده است. پس گزینههای دیگر را نباید جایگزین جواب مستقیم کرد. آنها فقط نشان میدهند چرا بدون تعداد خانه و حروف متقاطع، چنین سرنخی ذاتاً چندپاسخی است.
میان گزینههای نزدیک، جاز بیشترین پیوند را با بلوز و بوسانوا دارد، اما همسان آنها نیست. جاز فضای گستردهای برای بداههپردازی و زبان هارمونیک ویژه خود دارد؛ بلوز قالبها و بیان متمایزش را حفظ میکند؛ بوسانوا نیز ریشه ریتمیک برزیلی دارد. سامبا به بوسانوا نزدیک است، ولی معمولاً کوبهایتر و پرتحرکتر شنیده میشود. این تفاوت معنایی مانع از آن است که صرف نزدیکی تاریخی را برابر با پاسخ یکسان بدانیم.
املای «بوسانوا» و معنای نام آن
نام پرتغالی این سبک bossa nova دو واژه است و معنایی نزدیک به «موج نو» یا «گرایش تازه» میدهد. در فارسی سه صورت «بوسانوا»، «بوسا نوا» و «بوسانووا» رواج دارد. در پاسخ ثبتشده جدول، شکل پیوسته و کمحرفترِ «بوسانوا» معیار است. اگر جدول برای هر نویسه یک خانه در نظر گرفته باشد، فاصله اصلاً خانه نمیگیرد؛ با این حال وجود واو دوم در «بوسانووا» تفاوت واقعی ایجاد میکند.
تلفظ نامهای خارجی همیشه به یک رسمالخط کاملاً ثابت در فارسی نمیرسد. از همین رو تقاطعها اهمیت دارند: رشته حروف موجود روشن میکند طراح کدام نویسهگردانی را برگزیده است. این نکته درباره نام ژوائو ژیلبرتو یا ژوبیم نیز صدق میکند، اما نام اشخاص جزو پاسخ این سرنخ نیست و نباید به جای نام ژانر وارد خانهها شود.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!