پرش به محتوای اصلی

ابزار جنگ در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: سلاح
واژه‌ای چهارحرفی به معنی ابزار نبرد، دفاع یا حمله.

سرنخ «ابزار جنگ» یک تعریف کوتاه و مستقیم می‌خواهد و «سلاح» دقیقاً همین معنا را می‌رساند. این واژه نام عمومی چیزی است که در درگیری برای دفاع یا حمله به کار می‌رود؛ بنابراین برخلاف نام‌هایی چون شمشیر، نیزه یا تفنگ، به یک نوع مشخص محدود نیست. کوتاهی، معنای فراگیر و صورت چهارحرفی آن نیز سبب می‌شود که در جدول کلمات متقاطع پاسخ بسیار طبیعی و رایجی باشد.

خواندن و نوشتن واژه

صورت درست پاسخ با «سین» آغاز می‌شود: سلاح. تلفظ معیار آن «سِلاح» است. در نوشتار معمول نیازی به حرکت‌گذاری نیست و همان چهار حرفِ سین، لام، الف و ح نوشته می‌شود.

نوع واژه: اسمتعداد حروف: ۴معنی محوری: ابزار نبرد

چیدمان خانه‌ها

سلاح

س + ل + ا + ح

چرا «سلاح» دقیق‌ترین تطبیق است؟

در ساخت این سرنخ، «ابزار» نقش واژهٔ عام و «جنگ» نقش مشخص‌کننده را دارد: ابزاری که به جنگ مربوط است. «سلاح» نیز یک اسم عام است و می‌تواند ابزارهای سرد، گرم یا گونه‌های دیگر را دربر بگیرد. برای نمونه، شمشیر و نیزه سلاح سردند و تفنگ یک سلاح گرم است؛ اما هر سه زیر مفهوم کلی سلاح قرار می‌گیرند. از این رو پاسخ نه بیش از حد محدود است و نه از معنای سرنخ فاصله می‌گیرد.

همین فراگیری نکتهٔ اصلی است. اگر سرنخ «سلاح سرد بلند» بود، احتمالاً باید به «نیزه» فکر کرد و اگر «سلاح گرم کمری» نوشته می‌شد، «تپانچه» یا «کلت» مطرح بود. در عبارت حاضر هیچ نشانه‌ای برای یک نمونهٔ خاص وجود ندارد، پس نامِ رده یعنی «سلاح» انتخاب سنجیده‌تری است.

نقشه معنایی واژه سلاحسلاح واژه‌ای عام است که نمونه‌هایی مانند شمشیر، نیزه و تفنگ را در بر می‌گیرد، اما مهمات مفهوم جداگانه‌ای دارد. سلاحنام عمومی ابزار نبرد شمشیرنیزهتفنگمهماتمرتبط، نه هم‌معنا

در این نقشه، سه نمونه زیر چتر معنایی «سلاح» قرار گرفته‌اند. «مهمات» کنار آن‌هاست، اما هم‌معنای سلاح نیست؛ مهمات معمولاً مواد و اقلام مصرفی یا پرتاب‌شونده‌ای است که سلاح برای کارکرد خود به آن نیاز دارد.

سلاح با اسلحه چه تفاوتی دارد؟

«اسلحه» نزدیک‌ترین واژه به پاسخ است. در ساخت عربی، اسلحه جمعِ سلاح است، ولی در فارسی امروز اسلحه گاهی مانند یک اسم مفرد و به معنای جنگ‌افزار نیز استفاده می‌شود؛ ترکیب‌هایی مانند «اسلحهٔ کمری» نمونهٔ همین کاربرد رایج‌اند. با وجود نزدیکی معنایی، صورت ذخیره‌شده و مناسب این سرنخ «سلاح» است.

نکتهٔ شمارش: سلاح چهار حرف دارد: س، ل، ا، ح. «اسلحه» پنج حرف دارد: ا، س، ل، ح، ه. بنابراین اگر پاسخ جدول چهار خانه باشد، اسلحه از نظر طول نیز جا نمی‌گیرد.

در جمع‌بستنِ فارسی، «سلاح‌ها» صورتی روشن و بی‌ابهام است. «اسلحه» نیز در زبان جاری تثبیت شده، اما پاسخ دادن با آن زمانی توجیه دارد که تعداد خانه‌ها پنج باشد یا خودِ تقاطع‌ها حروف «ا» و «ه» را در ابتدا و انتها تحمیل کنند. این تفاوت طول، برای تشخیص دو پاسخ نزدیک بسیار کاربردی است.

مرز معنایی گزینه‌های نزدیک

سلاح پاسخ اصلی

نام عام ابزار حمله یا دفاع در نبرد است. چهار حرف دارد و بدون نیاز به توضیح اضافه با خود سرنخ برابر می‌شود.

اسلحه

در فارسی رایج معنایی بسیار نزدیک دارد، اما پنج‌حرفی است. از نظر تاریخی و صرفی صورت جمع سلاح به شمار می‌آید، هرچند در گفتار و نوشتار امروز کاربرد مفرد هم پیدا کرده است.

جنگ‌افزار

برابر فارسی و توضیحیِ سلاح است و معنای دقیقی دارد، ولی بسیار بلندتر از پاسخ مورد انتظار است. این واژه بیشتر برای تعریف یا در سرنخی با خانه‌های فراوان مناسب خواهد بود.

حربه

می‌تواند به وسیلهٔ جنگ یا وسیلهٔ غلبه اشاره کند و کاربرد مجازی پررنگی هم دارد؛ مثلاً «حربهٔ تبلیغاتی». پس همیشه جانشین مستقیم «سلاح» نیست و باید متن سرنخ و حروف تقاطعی آن را تأیید کنند.

تفنگ، تیغ یا نیزه

این‌ها نمونه‌های مشخص سلاح‌اند، نه نام عمومی آن. تنها هنگامی مناسب‌اند که سرنخ ویژگی ویژه‌ای مانند گرم، بُرنده، پرتابی یا تعداد حروف معین بدهد.

مهمات

به اقلام مورد نیاز عملیات رزمی، به‌ویژه فشنگ، گلوله و مواد انفجاری گفته می‌شود. مهمات ممکن است همراه سلاح باشد، اما خودِ واژه برابر «ابزار جنگ» در این پاسخ چهارحرفی نیست.

کاربرد حقیقی و مجازی «سلاح»

معنای نخست واژه کاملاً عینی است: چیزی که در نبرد به کار می‌رود. جملهٔ «شمشیر سلاحی سرد است» رابطهٔ نوع و رده را نشان می‌دهد؛ شمشیر یک مصداق و سلاح نام رده است. در «سلاح را بر زمین گذاشت» نیز واژه به ابزار درگیری اشاره دارد و عبارت کنایه از پایان دادن به مقاومت یا تسلیم شدن پیدا می‌کند.

این کلمه بیرون از میدان نبرد نیز مجازی می‌شود. وقتی می‌گوییم «دانش سلاح او در برابر ناآگاهی بود»، منظور ابزار فیزیکی نیست؛ توان یا وسیله‌ای مؤثر برای مقابله را سلاح نامیده‌ایم. عبارت‌هایی مانند «سلاح نقد»، «سلاح طنز» و «سلاح صبر» بر همین گسترش معنایی بنا شده‌اند. با این حال، در سرنخ کوتاه «ابزار جنگ»، معنای حقیقی و لغت‌نامه‌ای مقدم است.

کاربرد حقیقی: در نوشته‌های تاریخی، کمان و شمشیر از سلاح‌های رایج رزمندگان شمرده می‌شوند.
کاربرد مجازی: سخن سنجیده می‌تواند سلاحی در برابر شایعه باشد.

ترکیب‌هایی که معنای پاسخ را روشن‌تر می‌کنند

  • سلاح سرد: ابزاری که اثر اصلی آن معمولاً از نیروی مستقیم بدن و لبه یا نوک آن می‌آید؛ مانند شمشیر، خنجر و نیزه.
  • سلاح گرم: عنوانی برای جنگ‌افزارهایی که با سازوکار انفجاری یا پرتابه عمل می‌کنند؛ تفنگ نمونه‌ای آشناست.
  • سلاح دفاعی: وسیله‌ای که با هدف اصلی دفاع و بازداشتن حمله توصیف می‌شود.
  • خلع سلاح: گرفتن یا کنار گذاشتن سلاح؛ این ترکیب ممکن است دربارهٔ یک فرد، نیرو یا فرایندی گسترده‌تر به کار رود.
  • حمل سلاح: همراه داشتن آن؛ ترکیبی که نشان می‌دهد «سلاح» خودِ وسیله است، نه فشنگ و دیگر اقلام مصرفی آن.

این ترکیب‌ها یک ویژگی دستوری مهم را نیز آشکار می‌کنند: واژهٔ «سلاح» هستهٔ گروه اسمی است و صفت یا وابسته پس از آن می‌آید. بنابراین «سلاح سرد» یک نوع از سلاح را مشخص می‌کند، در حالی که «ابزار جنگ» تعریف فشردهٔ همان هسته است.

اگر حروف تقاطعی پاسخ دیگری نشان دادند

پاسخ اصلی این عنوان تغییر نمی‌کند و «سلاح» است، اما در جدول‌های گوناگون ممکن است طراح از تعریفی مشابه برای واژه‌ای با طول دیگر استفاده کند. پنج خانه و الگویی مانند «ا س ل ح ه» به اسلحه می‌رسد. سرنخی ادبی یا قدیمی ممکن است «حربه» را بخواهد. اگر تعریف به مواد مصرفی جنگ اشاره کند، «مهمات» مطرح می‌شود؛ و اگر نوع ابزار مشخص شده باشد، نامی مانند «تیر»، «تیغ»، «نیزه» یا «تفنگ» می‌تواند درست باشد.

وجه تمایز را باید در خودِ عبارت نگه داشت: «ابزار جنگ» مفرد، عام و بی‌قید است. «سلاح» نیز دقیقاً مفرد و عام است. «مهمات» مجموعه‌ای از ملزومات است، «تفنگ» فقط یک نوع خاص است و «حربه» بار مجازی بیشتری دارد. به همین دلیل هیچ‌یک بدون قرینه جای پاسخ اصلی را نمی‌گیرد.

خلاصهٔ واژه‌شناختی

«سلاح» در فارسی واژه‌ای جاافتاده برای ابزار نبرد است و از نظر دامنهٔ معنا، هم نمونه‌های قدیمی مانند کمان و شمشیر و هم نمونه‌های جدیدتر را پوشش می‌دهد. جمع فارسی آن «سلاح‌ها»ست و صورت «اسلحه» نیز در کاربرد عمومی بسیار شنیده می‌شود. برابر توضیحی «جنگ‌افزار» به فهم معنای آن کمک می‌کند، اما از نظر تعداد حروف پاسخ دیگری است.

املای «سلاح» را نباید با «صلاح» اشتباه گرفت. «صلاح» با صاد به معنی مصلحت، شایستگی یا نیکی است و هیچ ارتباطی با ابزار جنگ ندارد. این دو در تلفظ رایج ممکن است نزدیک شنیده شوند، اما حرف آغازین و معنای آن‌ها کاملاً متفاوت است. برای این سرنخ باید حتماً «سین» در خانهٔ نخست قرار گیرد.

نتیجه: برای سرنخ «ابزار جنگ» پاسخ مورد نظر سلاح است؛ واژه‌ای چهارحرفی با املای «س، ل، ا، ح». «اسلحه» نزدیک‌ترین گزینهٔ پنج‌حرفی است، اما با طول و صورت پاسخ اصلی این عنوان مطابقت ندارد.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.