پرش به محتوای اصلی

ریزه اتش در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: جرقه
«جرقه» همان ریزهٔ درخشان و جهنده‌ای است که از آتش جدا می‌شود.

در این سرنخ، ترکیب «ریزه آتش» یک تعریف کوتاه و مستقیم است. چیزی که هنگام سوختن چوب، زغال یا ماده‌ای دیگر از تودهٔ آتش جدا می‌شود، لحظه‌ای می‌درخشد و به اطراف می‌پرد، در فارسی «جرقه» نام دارد. بنابراین پاسخ ذخیره‌شده نه فقط از نظر معنایی، بلکه از نظر ساخت رایج سرنخ‌های جدولی نیز کاملاً با پرسش جور است.

صورت پاسخ در خانه‌های جدول

جرقه

واژهٔ «جرقه» چهار حرف دارد: ج، ر، ق، ه. «ه» پایانی بخشی از خود واژه است و نباید آن را با «ۀ» اضافه اشتباه گرفت. در نوشتار عادی، پاسخ را ساده و پیوسته به شکل جرقه می‌نویسند.

چرا جرقه دقیقاً به معنی ریزهٔ آتش است؟

جرقه پاره‌ای بسیار کوچک، روشن و معمولاً کوتاه‌عمر از مادهٔ سوزان یا گداخته است. وقتی هیزم در حال سوختن ترک می‌خورد یا زغال زیر جریان هوا جابه‌جا می‌شود، ذرات نورانی از آن جدا می‌شوند و مسیر کوتاهی را در هوا می‌پیمایند. همین ذرهٔ جهنده مصداق روشن جرقه است. جزء «ریزه» در سرنخ بر کوچکی آن تأکید می‌کند و جزء «آتش» منشأ نور و گرمای آن را نشان می‌دهد.

در گفتار روزمره ممکن است هر روشن‌شدن ناگهانی و نقطه‌ای را جرقه بنامیم؛ برای نمونه، برخورد دو قطعهٔ فلز یا اتصال برق می‌تواند جرقه ایجاد کند. در این کاربردها الزاماً ریزه‌ای از آتشِ هیزم وجود ندارد، اما ویژگی مشترک پابرجاست: درخششی کوچک، ناگهانی و گذرا که از یک برخورد، تخلیه یا سوختن پدید می‌آید.

نقشه معنایی جرقهجرقه در مرکز و سه ویژگی کوچکی، درخشش و جهش در اطراف آن قرار دارند. جرقه کوچک و ذره‌ایروشن و ناگهانیجهنده و گذرا

این سه ویژگی، مرز معنایی واژه را روشن می‌کنند: جرقه معمولاً کوچک است، به چشم می‌آید و دوام زیادی ندارد. اگر آتش پیوسته زبانه بکشد، دیگر سخن از یک ذرهٔ منفرد نیست؛ اگر تکه‌ای گداخته در میان خاکستر بماند، مفهوم «اخگر» به آن نزدیک‌تر می‌شود.

جرقه با واژه‌های نزدیک چه تفاوتی دارد؟

شراره

شراره نزدیک‌ترین جایگزین است و گاهی خودِ جرقه یا پارهٔ فروزان آتش را می‌رساند. بااین‌حال در نثر ادبی ممکن است به زبانه یا فروغ آتش نیز اشاره کند. برای سرنخ چهارحرفی حاضر، «جرقه» صریح‌تر است.

اخگر

اخگر بیشتر تکهٔ سرخ و گداختهٔ زغال یا چوب را به ذهن می‌آورد؛ یعنی ممکن است در بستر آتش باقی مانده باشد و لزوماً در هوا نجهد. پس هر اخگر را نمی‌توان ریزهٔ جهندهٔ آتش دانست.

شرر

شرر واژه‌ای ادبی و فشرده برای پاره‌های آتش است و در شعر فراوان دیده می‌شود. تعداد حروفش با جرقه برابر است، اما صورت سرنخ حاضر با تعریف فرهنگ‌نامه‌ای و جواب ثبت‌شدهٔ «جرقه» انطباق مستقیم‌تری دارد.

شعله

شعله بخش زبانه‌کش و نسبتاً پیوستهٔ آتش است، نه ذره‌ای که از آن جدا شود. شعله می‌تواند چند لحظه یا بیشتر برقرار بماند، در حالی که جرقه معمولاً یک درخشش نقطه‌ای و گذراست.

نکتهٔ تعیین‌کننده: «پشنگ» نیز گاهی برای قطره یا ذرهٔ پراکنده به کار می‌رود، اما در فارسی امروز پاسخ بی‌واسطه و شناخته‌شدهٔ «ریزه آتش»، جرقه است. آوردن واژه‌های کم‌کاربرد به جای آن، بدون قرینهٔ ادبی یا تعداد حروف متفاوت، دقت پاسخ را کم می‌کند.

از آتش واقعی تا برق و موتور

معنای نخستین جرقه با سوختن پیوند دارد، ولی دامنهٔ کاربرد آن گسترش یافته است. در مدار برق، عبور ناگهانی جریان از فاصله‌ای هوایی می‌تواند نور کوتاهی بسازد که «جرقهٔ الکتریکی» نامیده می‌شود. در موتورهای بنزینی نیز شمع، جرقه‌ای زمان‌بندی‌شده پدید می‌آورد تا مخلوط سوخت و هوا مشتعل شود. این نمونه‌ها کمک می‌کنند بفهمیم چرا «ناگهانی بودن» و «آغاز کردن» در معنای این واژه برجسته شده است.

جرقهٔ حاصل از سنگ‌زنی یا برخورد فلز نیز ذرات بسیار داغ و نورانی را به اطراف می‌پراکند. از نظر ظاهر، این صحنه به همان ریزه‌های آتش نزدیک است: نقطه‌های روشن از محل برخورد جدا می‌شوند، جهتی کوتاه را طی می‌کنند و زود خاموش می‌شوند. به همین سبب واژه در کارگاه، کنار آتش و در بحث برق، با وجود تفاوت علت فیزیکی، طبیعی و قابل فهم باقی می‌ماند.

جرقهٔ آتشجرقهٔ برقجرقه‌زدنجرقهٔ آغازجرقهٔ یک فکر

معنای مجازی: لحظه‌ای که چیزی آغاز می‌شود

جرقه در زبان مجازی از شباهت یک آغاز کوچک با روشن‌شدن آتش ساخته شده است. یک فکر کوتاه می‌تواند به طرحی بزرگ تبدیل شود؛ یک رویداد محدود ممکن است جریان اجتماعی گسترده‌ای را به راه اندازد؛ یک پرسش ساده نیز گاهی شروع پژوهشی طولانی است. در همهٔ این موارد، جرقه خودِ فرایند بزرگ نیست، بلکه لحظه یا عامل کوچک آغازکنندهٔ آن است.

عبارت «جرقهٔ امید» یعنی نشانه‌ای اندک اما روشن که امکان بهترشدن اوضاع را نشان می‌دهد. «جرقهٔ یک ایده» به لحظه‌ای اشاره می‌کند که فکر نخستین در ذهن شکل می‌گیرد. در جملهٔ «آن گفت‌وگو جرقهٔ همکاری را زد»، گفت‌وگو علت شروع همکاری بوده است. پیوند این کاربردها با ریزهٔ آتش روشن است: نقطه‌ای کوچک می‌تواند آغازی برای روشنایی یا حرکتی بسیار بزرگ‌تر باشد.

  • با کنارزدن هیزم، چند جرقه از آتش بیرون پرید.
  • برخورد ابزار با فلز، جرقه‌ای کوتاه و روشن ایجاد کرد.
  • پرسش دانش‌آموز، جرقهٔ یک آزمایش تازه را در ذهن گروه زد.
  • خبر خوب، جرقه‌ای از امید در دل خانواده روشن کرد.

نکته‌های زبانی و املایی پاسخ

صورت معیار و رایج این کلمه «جرقه» است. وقتی واژه با اضافه همراه شود، می‌توان نوشت «جرقهٔ آتش»؛ در متن‌هایی که نشان همزهٔ اضافه را حذف می‌کنند، شکل «جرقه آتش» نیز دیده می‌شود، اما خود پاسخ جدول تغییری نمی‌کند. جمع آن «جرقه‌ها» است و فعل رایج ساخته‌شده از آن «جرقه زدن» یا در کاربرد پیوسته‌تر «جرقه‌زدن» است.

در خواندن واژه، نباید آن را با «جرگه» اشتباه گرفت. «جرگه» با حرف «گ» به معنی گروه، جمع یا مجلس است، ولی «جرقه» با «ق» به ریزهٔ آتش یا درخشش ناگهانی اشاره دارد. این تمایز برای خانه‌های جدول مهم است، زیرا شکل دو کلمه بسیار نزدیک به نظر می‌رسد اما تنها یکی با تعریف سرنخ سازگار است.

همچنین «آذرخش» هم‌معنی این پاسخ نیست. آذرخش پدیده‌ای بزرگ در آسمان و معادل برق یا صاعقه است، در حالی که جرقه نقطه‌ای کوچک و کوتاه‌عمر است. شاید شباهت روشنایی ناگهانی باعث نزدیکی تصویری این دو شود، اما اندازه، بافت کاربرد و معنای دقیقشان یکسان نیست.

نتیجهٔ دقیق برای این سرنخ

ترکیب تعریف‌شده از یک «ریزه» و منشأ آن یعنی «آتش» تشکیل شده است. واژه‌ای که هم کوچکی، هم درخشش و هم جداشدن یا جهیدن از منبع را در خود جمع می‌کند، «جرقه» است. پاسخ چهارحرفی جدول به ترتیب ج ـ ر ـ ق ـ ه نوشته می‌شود. شراره و شرر در بعضی متن‌های ادبی نزدیک‌اند، اخگر بیشتر تکهٔ گداخته است و شعله زبانهٔ پایدارتر آتش؛ ازاین‌رو هیچ‌یک در این عبارت به اندازهٔ جواب اصلی بی‌ابهام نیست.

جمع‌بندی واژه: جرقه، ریزه‌ای روشن و گذرا از آتش است و به صورت مجازی نیز برای آغاز کوچک یک فکر، احساس یا رویداد به کار می‌رود.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.