پرش به محتوای اصلی

چاره و علاج در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ جدول: گزیر (۴ حرف)

برای سرنخ «چاره و علاج در جدول»، پاسخ چهارحرفی گزیر مناسب است. گزیر یعنی چاره، راه حل، علاج یا راه مفر از یک مشکل. حروف آن به ترتیب «گ»، «ز»، «ی» و «ر» هستند و در جدول باید همین چهار حرف نوشته شوند.

این واژه بیشتر رنگ ادبی و کهن دارد و در ترکیب‌هایی مانند «ناگزیر» نیز بسیار شناخته‌شده است. وقتی طراح جدول از «چاره و علاج» به عنوان تعریف استفاده می‌کند، گزیر یکی از پاسخ‌های مستقیم و فرهنگ‌نامه‌ای به شمار می‌آید.

معنی گزیر

گزیر به معنی چاره، تدبیر، راه نجات یا راه فرار از دشواری است. اگر برای مشکلی گزیر وجود داشته باشد، یعنی می‌توان برای آن راه‌حلی یافت یا از وضعیت دشوار بیرون آمد. این واژه در نثر و شعر قدیمی بیشتر دیده می‌شود، اما در جدول‌های کلمات همچنان کاربرد فراوان دارد.

گزیر می‌تواند برای مشکل مادی، بیماری، گرفتاری، اختلاف یا هر موقعیتی که نیازمند راه‌حل است به کار رود. «برای این درد گزیر یافت» یعنی برای این درد چاره یا درمانی پیدا شد. «بی‌گزیر ماندن» نیز به معنای بی‌چاره شدن یا نداشتن راه نجات است.

شمارش پاسخ: گزیر چهار حرف دارد: گ + ز + ی + ر. آن را با «گزر» که شکل کوتاه یا گونه‌ای دیگر در برخی منابع است، اشتباه نکنید؛ پاسخ این مدخل «گزیر» ثبت شده است.

رابطه‌ی گزیر و ناگزیر

واژه‌ی ناگزیر از افزودن «نا» به گزیر ساخته شده است. در معنای اصلی، ناگزیر یعنی بدون چاره، بی‌راه مفر یا گرفتار در وضعیتی که راه دیگری برای رهایی از آن وجود ندارد. از همین مفهوم، معنی‌های «مجبور»، «اجتناب‌ناپذیر» و «حتمی» نیز شکل گرفته‌اند.

در جمله‌ی «برای حل مشکل باید چاره‌ای پیدا کرد»، وجود گزیر ممکن است. در جمله‌ی «او ناگزیر به ترک خانه شد»، شخص مجبور بوده و انتخاب دیگری نداشته است. بنابراین گزیر و ناگزیر در بسیاری از کاربردها رابطه‌ی مثبت و منفی یا وجود راه‌حل و نبود راه‌حل دارند.

نمونه‌های رایج با ناگزیر

  • ناگزیر شدن: مجبور شدن و راه دیگری نداشتن.
  • به ناگزیر: از روی اجبار و نبود انتخاب بهتر.
  • ناگزیر از کاری بودن: مجبور به انجام آن کار بودن.
  • سرنوشت ناگزیر: سرنوشتی که گریزی از آن تصور نمی‌شود.

پیشوند «نا» همیشه فقط نبودِ راه‌حل را نشان نمی‌دهد و در بعضی جمله‌ها بر اجبار یا قطعی بودن رویداد تأکید می‌کند. با این حال، پیوند معنایی آن با گزیر برای فهم واژه و حل جدول بسیار کمک‌کننده است.

تفاوت چاره، علاج و درمان

چاره عام‌ترین واژه در این مجموعه است. چاره می‌تواند تدبیری برای حل یک مسئله‌ی مالی، اجتماعی، خانوادگی، فنی یا پزشکی باشد. «چاره‌اندیشی» یعنی فکر کردن برای یافتن راه حل و «چاره‌ساز» به کسی یا چیزی گفته می‌شود که مشکل را برطرف می‌کند.

علاج در فارسی بیشتر به رفع یک مشکل یا بیماری اشاره دارد و در لحن رسمی و ادبی دیده می‌شود. «علاج واقعه قبل از وقوع» یعنی پیش از آنکه مشکل رخ دهد برای جلوگیری یا کنترل آن اقدام کنیم. علاج گاهی به خودِ راه‌حل و گاهی به فرایند برطرف کردن مشکل گفته می‌شود.

درمان بیشتر در حوزه‌ی پزشکی و سلامت کاربرد دارد، هرچند به صورت مجازی برای مشکلات دیگر نیز استفاده می‌شود. درمان بیماری، درد یا آسیب با روش و فرایندی برای بهبود انجام می‌شود. به همین دلیل، هر درمانی نوعی چاره است، اما هر چاره‌ای درمان پزشکی نیست.

چارهراه‌حل و تدبیر عمومی برای مشکل‌های گوناگون.
علاجرفع مشکل یا بیماری، با لحنی رسمی‌تر و ادبی‌تر.
درمانفرایند مداوا و بهبود، به‌ویژه در پزشکی.

گزیر در زبان ادبی

گزیر از واژه‌هایی است که در شعر و نثر فارسی برای بیان رهایی، تدبیر و بیرون آمدن از گرفتاری به کار رفته است. در متن ادبی، «راه گزیر» یعنی راه فرار یا مسیر رهایی و «بی‌گزیر» یعنی بی‌چاره و گرفتار. کاربرد این واژه به جمله رنگی رسمی یا کهن می‌دهد.

برای نمونه، «از این اندوه گزیر نیست» یعنی از این اندوه راه گریزی وجود ندارد. «به گزیر کار خویش اندیشید» یعنی برای مشکل خود چاره و راه‌حلی پیدا کرد. این کاربردها نشان می‌دهند که گزیر هم می‌تواند خودِ چاره باشد و هم راهی برای گریز از دشواری.

ترکیب‌های نزدیک

  • راه گزیر: راه چاره یا راه مفر.
  • بی‌گزیر: بی‌چاره و بدون راه نجات.
  • ناگزیر: مجبور، حتمی یا بدون امکان اجتناب.
  • چاره و گزیر: دو واژه‌ی هم‌معنی برای راه حل و رهایی.

نمونه‌های کاربرد گزیر

  • برای این گرفتاری باید هرچه زودتر گزیر و چاره‌ای پیدا کرد.
  • پزشک گفت هنوز برای بیماری گزیر و درمان وجود دارد.
  • او راه گزیر از این بن‌بست را در گفت‌وگو و همکاری دید.
  • هیچ مشکلی بی‌گزیر نیست، اگر راه حل آن با دقت جست‌وجو شود.
  • در برابر آن تصمیم دشوار، او ناگزیر به انتخاب یکی از دو راه شد.

در این جمله‌ها، گزیر به معنی راه‌حل یا رهایی است و ناگزیر معنای اجبار یا نبود انتخاب را می‌رساند. ترکیب این دو در یک متن، تضاد معنایی روشنی ایجاد می‌کند.

واژه‌های نزدیک به گزیر

«چاره»، «علاج»، «درمان»، «راه‌حل»، «تدبیر»، «مداوا»، «راه مفر» و «رهایی» با گزیر ارتباط دارند. هر کدام دامنه‌ی خاصی دارند. راه‌حل بیشتر در زبان امروز و مسائل منطقی یا عملی رایج است؛ تدبیر بر اندیشه و برنامه تأکید می‌کند؛ مداوا به درمان پزشکی نزدیک‌تر است و راه مفر بر امکان فرار از گرفتاری دلالت دارد.

  • راه‌حل: پاسخ عملی برای حل مسئله.
  • تدبیر: اندیشه و برنامه برای رفع مشکل.
  • مداوا: درمان بیماری یا آسیب.
  • راه مفر: راه فرار یا نجات از وضعیت دشوار.

راهنمای حل جدول

اگر سرنخ «چاره و علاج» باشد و چهار خانه در اختیار داشته باشید، گزیر را بررسی کنید. الگوی حروف آن گ، ز، ی، ر است. «دوا» سه حرفی و «درمان» پنج حرفی‌اند و فقط در صورت هماهنگی با تعداد خانه‌ها می‌توانند گزینه‌های دیگری باشند.

به معنی سرنخ هم توجه کنید: اگر تعریف بر چاره، علاج یا راه مفر تأکید دارد، گزیر مناسب است؛ اگر تعریف «مجبور» یا «اجباری» باشد، «ناگزیر» پاسخ نزدیک‌تری است اما پنج حرف دارد. افزوده شدن «نا» به ابتدای گزیر، هم شکل واژه و هم معنی آن را تغییر می‌دهد.

نکته‌ی سریع: گزیر = چاره و علاج؛ ناگزیر = بی‌چاره، مجبور یا اجتناب‌ناپذیر. این رابطه یکی از سرنخ‌های خوب برای به خاطر سپردن پاسخ است.

جمع‌بندی

سرنخ: چاره و علاج در جدول

پاسخ: گزیر

شمارش: ۴ حرف؛ گ، ز، ی، ر

معنی: چاره، علاج، راه‌حل و راه مفر.

رابطه‌ی مهم: ناگزیر با افزودن «نا» به معنی بی‌چاره، مجبور یا اجتناب‌ناپذیر است.

پس پاسخ چهارحرفی سرنخ «چاره و علاج در جدول»، «گزیر» است. این واژه‌ی ادبی و کهن را با «ناگزیر» مقایسه کنید تا هم املای آن را درست بنویسید و هم تفاوت معنایی چاره داشتن و بی‌چاره بودن را به یاد بسپارید.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.