پرش به محتوای اصلی

ضد خوب در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ کوتاه جدولبد؛ متضاد مستقیم «خوب» است و برای سرنخ «ضد خوب» پاسخ قطعی و کوتاه جدول به شمار می‌آید.

برای سرنخ «ضد خوب» در جدول، پاسخ بد است. خوب و بد یکی از شناخته‌شده‌ترین جفت‌های متضاد در فارسی‌اند و برای توصیف کیفیت، رفتار، نتیجه، وضعیت یا احساس به کار می‌روند. چون پاسخ دو حرف دارد، در خانه‌های کوتاه جدول بسیار رایج است.

ضد خوب در جدول چیست؟

جواب مستقیم این سرنخ بد است. در فارسی، بد در برابر خوب، نیک، مناسب و مطلوب قرار می‌گیرد. اگر سرنخ با عبارتی مانند «مخالف خوب»، «نقیض نیکو» یا «ناپسند» آمده باشد و پاسخ کوتاه لازم باشد، بد انتخاب اصلی است.

کلمه بد بسته به جمله، سایه‌های معنایی مختلفی دارد. ممکن است از کیفیت نامطلوب یک کالا، رفتار ناپسند یک فرد، وضع ناخوشایند هوا یا نتیجه نامناسب یک کار سخن بگوید. هسته همه این کاربردها یکی است: چیزی با ارزیابی منفی یا کیفیت پایین‌تر از آنچه مطلوب است.

نکته حل جدول: بد دو حرف دارد. اگر خانه‌ها دو تا هستند و سرنخ ضد خوب یا مخالف نیکو است، پاسخ را با حروف ب و د بنویسید.

بد چه معنی‌هایی دارد؟

بد در معنای نخست به چیزی نامطلوب یا ناپسند اشاره می‌کند؛ مانند «خبر بد» یا «نتیجه بد». در معنای دوم می‌تواند اخلاق و رفتار را توصیف کند؛ مانند «رفتار بد». گاهی نیز به کیفیت مربوط است: «جنس بد» یعنی کالایی که کیفیت مطلوب ندارد. در هر مورد، معنی دقیق از واژه‌ای که بد را همراهی می‌کند روشن می‌شود.

این گستردگی کاربرد باعث می‌شود بد در جمله‌های ساده و پیچیده حضور داشته باشد. «هوای بد» به وضعیت نامساعد هوا اشاره دارد، «حال بد» وضعیت ناخوشایند جسمی یا روانی را نشان می‌دهد، و «انتخاب بد» از تصمیم نامناسب خبر می‌دهد. واژه کوتاه است، اما دامنه کاربرد وسیعی دارد.

بد در برابر خوبارزیابی منفی در برابر مثبت.
بد در برابر نیکناپسند در برابر پسندیده.
بدترنامناسب‌تر در مقایسه با چیز دیگر.
بدتریننامناسب‌ترین در میان چند مورد.

رابطه خوب و بد؛ یک جفت متضاد

متضادها واژه‌هایی هستند که معنای مقابل هم دارند. خوب و بد از پایه‌ای‌ترین نمونه‌های تضاد در فارسی‌اند. این دو واژه به ما کمک می‌کنند درباره کیفیت، ارزش و نتیجه داوری کنیم. وقتی می‌گوییم «این کار خوب است»، ارزیابی مثبت داریم؛ وقتی می‌گوییم «این کار بد است»، ارزیابی منفی نشان می‌دهیم.

در ادبیات و آموزش زبان، جفت‌های متضاد برای گسترش دایره واژگان مفیدند: روشن و تاریک، بلند و کوتاه، گرم و سرد، خوب و بد. جدول‌های متقاطع نیز از همین رابطه‌های روشن استفاده می‌کنند، زیرا با یک سرنخ کوتاه می‌توان پاسخ مشخصی ساخت.

بد، بدتر و بدترین

فارسی برای مقایسه صفت‌ها از پسوندهای «تر» و «ترین» استفاده می‌کند. بدتر یعنی چیزی که نسبت به مورد دیگر نامطلوب‌تر است. بدترین یعنی در میان چند چیز یا چند حالت، پایین‌ترین یا نامطلوب‌ترین وضعیت را دارد. این الگو در بسیاری از صفت‌ها دیده می‌شود: خوب، بهتر، بهترین؛ بد، بدتر، بدترین.

برای نمونه، «این راه بد است، اما آن راه بدتر است» یک مقایسه میان دو انتخاب می‌سازد. «بدترین انتخاب» به شدیدترین درجه نامطلوب بودن اشاره دارد. در جدول ممکن است سرنخ «مخالف بهتر» به بدتر نزدیک شود یا «نهایت بدی» پاسخ بلندتری بخواهد؛ پس به طول خانه‌ها دقت کنید.

خوب ↔ بدبهتر ↔ بدتربهترین ↔ بدتریننیک ↔ بدمطلوب ↔ نامطلوب

بد با زشت و خراب چه فرقی دارد؟

بد واژه‌ای عمومی است، اما زشت و خراب معنی محدودتری دارند. زشت بیشتر به ظاهر یا ناپسند بودن شکل و جلوه اشاره دارد؛ مثلاً «منظره زشت». خراب بیشتر درباره آسیب‌دیدگی یا از کار افتادن یک چیز به کار می‌رود؛ مثلاً «دستگاه خراب». هر دو ممکن است در بعضی موقعیت‌ها بد ترجمه شوند، ولی جای بد را در همه جمله‌ها نمی‌گیرند.

همین تفاوت برای جدول مهم است. اگر سرنخ «ضد خوب» باشد، بد پاسخ دقیق است. اگر سرنخ «از کار افتاده» باشد، خراب محتمل‌تر است. اگر سرنخ «نازیبا» باشد، زشت یا کریه به ذهن می‌آید. معنی دقیق سرنخ، دامنه جواب را محدود می‌کند.

کاربرد بد در جمله‌های روزمره

«امروز حال بدی دارم» به وضعیت ناخوشایند اشاره می‌کند. «کیفیت این محصول بد است» درباره کیفیت قضاوت می‌کند. «حرف بدی زد» رفتار یا گفتار ناپسند را نشان می‌دهد. «هوا بد شد» نیز شرایط نامساعد جوی را بیان می‌کند. همه این جمله‌ها واژه یکسانی دارند، اما زمینه معنای آن را دقیق می‌کند.

در گفت‌وگوی روزمره، بد گاهی برای شدت دادن به یک وضعیت نیز می‌آید؛ مانند «خیلی بد شد». برای نوشتن دقیق‌تر، می‌توان از واژه‌های مشخص‌تر مانند نامناسب، زیان‌آور، ناخوشایند یا بی‌کیفیت استفاده کرد، اما در جدول پاسخ کوتاه و عمومی بد بسیار کاربردی‌تر است.

نکته معنایی: بد همیشه یک قضاوت اخلاقی نیست. گاهی فقط کیفیت، وضعیت یا نتیجه نامطلوب را توصیف می‌کند. باید از بافت جمله فهمید کدام معنی منظور است.

چگونه سرنخ‌های متضاد را حل کنیم؟

  1. کلمه پایه را پیدا کنید. در اینجا واژه پایه «خوب» است.
  2. متضاد مستقیم را به یاد بیاورید. خوب در برابر بد قرار می‌گیرد.
  3. تعداد خانه‌ها را ببینید. پاسخ دوحرفی با بد سازگار است.
  4. به صیغه مقایسه دقت کنید. اگر سرنخ بهتر یا بهترین دارد، شاید بدتر یا بدترین لازم باشد.
  5. حروف تقاطعی را وارد کنید. این مرحله پاسخ را قطعی می‌کند.

بد در زبان و ادبیات

در بسیاری از متن‌ها، خوب و بد برای ساختن تقابل و برجسته‌کردن یک انتخاب کنار هم می‌آیند. این تضاد می‌تواند درباره اخلاق، سرنوشت، زیبایی، کیفیت یا نتیجه باشد. نویسنده با قرار دادن دو قطب مقابل، معنا را روشن‌تر و اثرگذارتر می‌کند.

در شعر و نثر نیز جفت‌هایی مانند نیک و بد یا خیر و شر دیده می‌شوند. این واژه‌ها همیشه دقیقاً هم‌معنی نیستند، اما همه در بیان ارزیابی مثبت و منفی نقش دارند. در سرنخ ساده «ضد خوب»، نیازی به این گستردگی نیست؛ پاسخ همان بد است.

پرسش‌های رایج

ضد خوب در جدول چیست؟

پاسخ مستقیم «بد» است؛ متضاد رایج و دوحرفیِ خوب.

بدتر و بدترین چه معنی دارند؟

بدتر یعنی نامطلوب‌تر و بدترین یعنی نامطلوب‌ترین در میان چند مورد.

آیا بد همیشه به اخلاق مربوط است؟

خیر. بد می‌تواند کیفیت پایین، وضعیت نامساعد یا نتیجه نامطلوب را هم بیان کند.

مترادف بد چیست؟

ناپسند، نامطلوب، نامناسب، زشت یا خراب در بافت‌های متفاوت نزدیک‌اند، اما همیشه جای بد را نمی‌گیرند.

جمع‌بندی: جواب «ضد خوب در جدول» بد است. بد متضاد مستقیم خوب است و برای توصیف کیفیت، رفتار یا وضع نامطلوب به کار می‌رود. در پاسخ‌های دوحرفی، اگر سرنخ مخالف خوب باشد، بد انتخاب قطعی است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.