پرش به محتوای اصلی

امیخته شده در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ‌های ثبت‌شده:
ممزوجاغشته

برای سرنخ «امیخته شده در جدول»، دو پاسخ ذخیره‌شده‌ی ممزوج و اغشته مناسب‌اند. شکل معیار این واژه‌ها در متن معمولاً «ممزوج» و «آغشته» است. هر دو به نوعی آمیختگی یا در تماس قرار گرفتن با ماده‌ای دیگر اشاره دارند، اما کاربردشان دقیقاً یکسان نیست.

هر دو پاسخ پنج حرف دارند. «ممزوج» از م، م، ز، و، ج ساخته شده و «آغشته» از آ، غ، ش، ت، ه. در پاسخ ذخیره‌شده شکل «اغشته» بدون الف مَددار آمده است؛ این شکل برای جدول قابل استفاده است، در حالی که در نوشتار معیار «آغشته» خواناتر و رایج‌تر است.

معنی ممزوج

ممزوج یعنی آمیخته، مخلوط یا ترکیب‌شده با چیز دیگر. این واژه بیشتر زمانی به کار می‌رود که دو یا چند ماده، مایع، رنگ، اندیشه یا ویژگی با هم ترکیب شده باشند. در حالت ممزوج، اجزا در هم می‌روند و یک ترکیب یا مجموعه‌ی آمیخته پدید می‌آورند.

برای مثال، آب و شربت پس از مخلوط شدن ممزوج‌اند؛ دو رنگ که در هم ترکیب شده‌اند رنگی ممزوج می‌سازند؛ و در زبان ادبی، شادی و اندوه ممکن است در یک احساس ممزوج شوند. این واژه رسمی‌تر و کتابی‌تر از «مخلوط» است و در متن‌های علمی، ادبی و نوشتار رسمی کاربرد دارد.

شمارش دقیق: «ممزوج» پنج حرف دارد: م، م، ز، و، ج. تکرار حرف م در دو جای نخست، هنگام تطبیق با حروف متقاطع اهمیت دارد.

معنی آغشته

آغشته یعنی آلوده، پوشیده، خیس یا در تماس قرارگرفته با ماده‌ای دیگر. این واژه معمولاً برای جسمی به کار می‌رود که ماده‌ای مانند رنگ، خون، روغن، آب، عطر یا خاک به آن رسیده و بخشی از سطح یا بافتش را دربرگرفته است.

«دست آغشته به رنگ»، «لباس آغشته به خون» و «پارچه آغشته به عطر» نمونه‌های شناخته‌شده‌اند. در این کاربردها، لازم نیست ماده‌ی تازه با جسم کاملاً و یکدست مخلوط شده باشد؛ ممکن است فقط روی سطح آن قرار گرفته یا در بافتش نفوذ کرده باشد.

آغشته در بعضی جمله‌ها معنای مجازی هم دارد. «آغشته به مهر» یعنی سرشار یا درآمیخته با محبت و «سخن آغشته به کنایه» یعنی سخنی که کنایه در آن وجود دارد. بنابراین این واژه هم برای تماس مادی و هم برای درآمیختگی معنوی و ادبی به کار می‌رود.

تفاوت ممزوج و آغشته

تفاوت اصلی این دو واژه در نوع رابطه‌ی ماده‌هاست. ممزوج بیشتر بر مخلوط و درهم‌آمیخته شدن دو چیز تأکید دارد؛ گویی اجزا در یک ترکیب با هم حضور دارند. آغشته بیشتر بر رسیدن، پوشاندن یا نفوذ یک ماده به جسم یا سطحی دیگر تأکید می‌کند.

ممزوجدو یا چند چیز با هم مخلوط و درهم‌آمیخته شده‌اند؛ مانند آب ممزوج با شربت.
آغشتهچیزی به ماده‌ای رسیده، به آن آلوده یا با آن پوشیده شده؛ مانند پارچه‌ی آغشته به رنگ.

با این حال، مرز این دو در همه‌ی جمله‌ها سخت و مطلق نیست. اگر ماده‌ای در جسم نفوذ کند، می‌توان آن را آمیخته یا آغشته توصیف کرد. در جدول‌های کلمات، هر دو معمولاً زیر تعریف کلی «آمیخته شده» می‌آیند و تعداد خانه و حروف تقاطعی انتخاب نهایی را مشخص می‌کند.

املای معیار و شکل پاسخ جدول

در پاسخ ذخیره‌شده، واژه‌ی دوم «اغشته» بدون نشانه‌ی الف مَددار آمده است. شکل معیار و رایج در نوشتار فارسی آغشته است؛ یعنی حرف نخست «آ» و حرف دوم «غ» دارد. در جدول‌ها گاهی نشانه‌های نوشتاری ساده می‌شوند و پاسخ‌نامه از «اغشته» استفاده می‌کند، اما معنی همان است.

واژه‌ی «ممزوج» نیز با دو م در آغاز نوشته می‌شود: م‌م‌زوج. حذف یکی از م‌ها آن را نادرست می‌کند. در خوانش، حرکت‌ها معمولاً نوشته نمی‌شوند و شکل نوشتاری پنج‌حرفی ملاک پر کردن خانه‌هاست.

  • ممزوج: م، م، ز، و، ج؛ پنج حرف.
  • آغشته: آ، غ، ش، ت، ه؛ پنج حرف.
  • آمیخته: آ، م، ی، خ، ت، ه؛ شش حرف و شکل مستقیم‌تر سرنخ.
  • مخلوط: م، خ، ل، و، ط؛ پنج حرف و معادل عمومی ممزوج.

نمونه‌های کاربرد ممزوج

  • آب و عصاره‌ی گیاه پس از هم‌زدن کاملاً ممزوج شدند.
  • این رنگ از دو ماده‌ی ممزوج با نسبت مشخص به دست آمد.
  • در داستان، واقعیت و خیال به شکلی ممزوج کنار هم قرار گرفته‌اند.
  • موسیقی او ترکیبی ممزوج از سازهای سنتی و مدرن بود.
  • شیرینی این نوشیدنی با عطر میوه ممزوج شده بود.

در بیشتر این مثال‌ها، توجه اصلی به ترکیب شدن اجزاست. ممکن است نتیجه همگن باشد یا دست‌کم اجزا در یک مجموعه‌ی مشترک با هم درآمیخته باشند. به همین دلیل، ممزوج در متن‌های توضیحی و رسمی واژه‌ای دقیق و مناسب است.

نمونه‌های کاربرد آغشته

  • دست‌های کارگر به رنگ آغشته شده بود.
  • پارچه‌ای آغشته به روغن روی میز قرار داشت.
  • هوای اتاق با بوی گل‌های تازه آغشته بود.
  • داستان با اندوهی عمیق و خاطراتی تلخ آغشته شده بود.
  • پزشک گاز استریل را به ماده‌ی ضدعفونی‌کننده آغشته کرد.

در این جمله‌ها، یک سطح، جسم، فضا یا متن با ماده یا کیفیتی در تماس قرار گرفته است. آغشته می‌تواند شدت کم یا زیاد داشته باشد؛ از تماس سطحی تا نفوذ کامل در بافت، همه به قرینه‌ی جمله وابسته‌اند.

واژه‌های نزدیک به آمیخته شده

«آمیخته»، «مخلوط»، «ترکیب‌شده»، «درهم‌رفته»، «امتزاج‌یافته»، «ممزوج» و «آغشته» در یک حوزه‌ی معنایی قرار می‌گیرند. آمیخته واژه‌ای عمومی و فارسی است؛ مخلوط برای ترکیب مواد در زبان روزمره رایج است؛ ممزوج رسمی‌تر است؛ و آغشته بر تماس یا پوشیده شدن با ماده‌ای دیگر تأکید دارد.

آمیختهمعنای عمومی و مستقیمِ درهم شدن یا ترکیب شدن.
مخلوطواژه‌ای رایج برای قاطی شدن چند ماده یا چیز.
ممزوجترکیب‌شده با لحنی رسمی‌تر و ادبی‌تر.
آغشتهرسیده، پوشیده یا نفوذکرده با ماده یا کیفیتی دیگر.

راهنمای حل جدول

اگر سرنخ «آمیخته شده» باشد و پنج خانه در اختیار داشته باشید، هر دو پاسخ «ممزوج» و «آغشته» از نظر طول ممکن‌اند. برای تشخیص، به حروف متقاطع نگاه کنید: ممزوج الگوی م، م، ز، و، ج دارد و آغشته الگوی آ، غ، ش، ت، ه.

اگر تعریف به مخلوط شدن مایعات، رنگ‌ها، اندیشه‌ها یا اجزای یک ترکیب اشاره کند، ممزوج مناسب‌تر است. اگر به سطحی اشاره کند که با رنگ، خون، روغن، عطر یا کیفیتی خاص پوشیده شده، آغشته احتمال بیشتری دارد. در این مدخل هر دو پاسخ ذخیره شده‌اند و باید بر اساس خانه‌ها انتخاب شوند.

نکته‌ی سریع: هر دو جواب پنج‌حرفی‌اند؛ بنابراین فقط شمارش حروف کافی نیست. حرف‌های متقاطع و قرینه‌ی معنایی سرنخ، تفاوت میان ممزوج و آغشته را مشخص می‌کند.

جمع‌بندی

سرنخ: امیخته شده در جدول

پاسخ‌ها: ممزوج، اغشته

شمارش: ممزوج ۵ حرف و آغشته/اغشته ۵ حرف.

معنی: ممزوج یعنی مخلوط و درهم‌آمیخته؛ آغشته یعنی رسیده، پوشیده یا آمیخته با ماده‌ای دیگر.

املای معیار: شکل رایج واژه‌ی دوم «آغشته» است.

پس برای سرنخ «امیخته شده در جدول»، پاسخ را با حروف تقاطعی انتخاب کنید: اگر مفهوم ترکیب کامل‌تر باشد «ممزوج» و اگر مفهوم پوشیده یا آلوده شدن به ماده‌ای دیگر باشد «آغشته» مناسب‌تر است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.