اگر در جدول کلمات متقاطع با سرنخ «بغل و اغوش» روبهرو شدهاید، پاسخ ثبتشدهٔ آن «کش» است. کش دو حرف دارد: ک و ش. این واژه در کاربرد امروز بیشتر با فعل کشیدن یا نوار لاستیکی شناخته میشود، اما در فرهنگهای فارسی یکی از معنیهای کهن و ادبی آن بغل، آغوش، بر و پهلو است.
املای معیار واژهٔ عنوان «بغل و آغوش» با آ در آغاز آغوش است؛ عنوان جدول به صورت «اغوش» ثبت شده و همان شکل را حفظ کردهایم. سرنخ با آوردن دو معنی نزدیک، یعنی بغل و آغوش، به مدخل لغتنامهای کش اشاره میکند. تعداد دو خانه پاسخ را از آغوش، بغل و کشیدن جدا میکند.
معنی کش بهعنوان آغوش
کَش در برخی کاربردهای قدیمی و لغتنامهای به معنی بغل، آغوش، کنار، بر یا پهلو آمده است. این معنی در زبان روزمرهٔ امروز کمکاربرد است، اما در شعر و نثر کلاسیک و جدولهای واژگانی دیده میشود. وقتی کسی یا چیزی را در کش گرفتن میخوانیم، مفهوم در بر گرفتن و به آغوش کشیدن مطرح است.
این معنی با ایدهٔ پهلو و فضای میان بازوان پیوند دارد. آغوش جایی است که فرد چیزی یا کسی را در بر میگیرد؛ کش نیز در کاربرد کهن میتواند همین جایگاه یا حالت دربرگیری را برساند. برای حل جدول کافی است این مدخل خاص را به خاطر بسپاریم.
شمارش حروف
کش از دو نویسه تشکیل میشود: ک + ش. اگر پاسخ جدول دو خانه داشته باشد و سرنخ بغل و آغوش باشد، کش پاسخ ثبتشده است. حرکت و اعراب کَش در جدول نوشته نمیشود و فقط حروف اصلی در خانهها قرار میگیرند.
معنی رایج کش در فارسی امروز
در فارسی امروز، کش بیشتر در چند معنی شناخته میشود. نخست، از ریشهٔ کشیدن میآید و در ترکیبهایی مانند کش دادن، کشیدن، کشدار و کشش دیده میشود. دوم، به نوار یا رشتهٔ انعطافپذیر گفته میشود که با کشیده شدن طولش تغییر میکند؛ مانند کش مو یا کش لباس. سوم، در ترکیبهایی مانند بادکش، بارکش و کشتیگیر بخشی از واژهٔ مرکب است.
این معنیهای رایج نباید پاسخ جدول را گمراه کنند. وقتی سرنخ «بغل و آغوش» است، کش اسمِ کهن و ادبیِ آغوش است. اگر سرنخ «نوار لاستیکی» باشد، کش همان وسیلهٔ انعطافپذیر است؛ اگر سرنخ «امتداد دادن» باشد، فعل کشیدن یا کش میتواند نقش دیگری داشته باشد.
۲ حرف؛ در این سرنخ بغل و آغوش
۳ حرف؛ پهلو یا در آغوش گرفتن
۵ حرف؛ میان بازوان و جای دربرگیری
۴ حرف؛ پهلو، نزدیکی یا بر
۲ حرف؛ پهلو یا سینه در برخی کاربردها
تفاوت کشِ آغوش با کشِ لاستیکی
کشِ آغوش یک اسم کهن و معنایی است؛ کشِ لاستیکی یک شیء فیزیکی و امروزی است. شکل نوشتاری هر دو یکی است و اعراب در نوشتهٔ معمول نشان داده نمیشود. تنها سرنخ، جمله و حروف تقاطعی مشخص میکنند کدام معنی منظور است.
برای نمونه، در «کش مو» کش یک نوار انعطافپذیر است؛ در «کودک را در کش گرفت» کش معنی آغوش و بغل دارد. در «کار را کش داد» ریشهٔ فعل کشیدن و طولانی کردن مطرح است. جدول از همین همشکلی واژه برای ساختن سرنخ دشوار استفاده میکند.
املای معیار آغوش
شکل درست و رایج امروزی «آغوش» است؛ با آ در آغاز و غ، و، ش در ادامه. آغوش پنج حرف دارد. عنوان job بدون کلاه آ یعنی «اغوش» نوشته شده، اما در متن آموزشی شکل معیار را به کار میبریم. این اصلاح املایی پاسخ ثبتشدهٔ دوحرفی کش را تغییر نمیدهد.
در متنهای کهن ممکن است شکلهایی مانند «آگوش» یا صورتهای آوایی دیگر دیده شود. در نگارش امروز بهتر است آغوش نوشته شود. برای جدول، عنوان ممکن است بدون نیمفاصله یا با املای ساده وارد شده باشد؛ حروف پاسخ کش همچنان ک و ش است.
بغل، آغوش، کنار و پهلو
بغل در زبان روزمره هم به پهلو و هم به فضای میان بازو و بدن گفته میشود. «بغل کردن» یعنی در آغوش گرفتن یا نزدیک کردن کسی به خود. آغوش لحنی ادبیتر و عاطفیتر دارد و بیشتر بر دربرگیری با بازوان و سینه تأکید میکند.
کنار میتواند به پهلو یا نزدیکی اشاره کند و بر در بعضی متنها معنی پهلو، سینه یا دامنه دارد. کش در این شبکهٔ معنایی، واژهای کوتاه و قدیمی برای بغل و آغوش است. تفاوتهای دقیق را باید از بافت شعر یا جمله فهمید، اما در جدول سرنخ دوکلمهای معنی را روشن میکند.
نمونههای امروزی
- مادر کودک را در آغوش گرفت.
- کودک در بغل پدر آرام شد.
- او کنار دوستش نشست.
- در متن کهن، کش میتواند به بغل و آغوش اشاره کند.
کش در ادبیات کلاسیک
واژههای کوتاه مانند کش در شعر کلاسیک گاهی معنایی دارند که در گفتار امروز تقریباً فراموش شده است. شاعران برای رعایت وزن، قافیه و ظرافت معنایی از واژههایی مانند کش، بر، کنار و آغوش استفاده میکردند. در چنین متنی، کش را نباید بیدرنگ به معنی نوار لاستیکی یا طولانی کردن گرفت.
آغوش در ادبیات نشانهٔ مهر، پناه، نزدیکی و پذیرش است. «در آغوش گرفتن وطن»، «آغوش مادر» و «آغوش خاک» کاربردهای عاطفی و استعاریاند. کش نیز اگر در همین فضای ادبی بیاید، میتواند بر جایگاه دربرگیری و بغل دلالت کند.
کش در ترکیبهای امروزی
- کش مو: نوار انعطافپذیر برای بستن مو.
- کش لباس: رشتهٔ کشسان در کمر یا لبهٔ لباس.
- کش پول: نوار لاستیکی برای جمع کردن اسکناس.
- کش دادن: طولانی یا گسترده کردن چیزی.
- کش آمدن: دراز شدن یا ادامه پیدا کردن.
- کشدار: دارای قابلیت کش آمدن یا طولانی شدن.
- بارکش: حملکنندهٔ بار، ترکیبی با ریشهٔ کشیدن.
در همهٔ این ترکیبها معنی آغوش مطرح نیست. اگر سرنخ «بغل و آغوش» باشد، پاسخ کوتاه کش از مدخل کهن میآید؛ اگر سرنخ «نوار» یا «کشسان» باشد، کش لاستیکی منظور است.
راهنمای حل سرنخ در جدول
- تعداد خانهها را بشمارید؛ پاسخ کش دو حرف دارد.
- حروف ک و ش را با تقاطعها بررسی کنید.
- املای عنوان را اصلاح ذهنی کنید: اغوش = آغوش.
- سرنخ بغل و آغوش را به معنی کهن کش مرتبط کنید.
- کش لاستیکی، کشیدن و کِشدار را فقط برای سرنخهای مربوط به نوار یا امتداد در نظر بگیرید.
این سرنخ از نوع پاسخهای لغتنامهای و قدیمی است. اگر جدول دو خانه دارد و حرف نخست ک از تقاطع آمده، کش پاسخ بسیار محتملی است. آغوش پنجحرفی و بغل سهحرفیاند و با طول پاسخ فعلی سازگار نیستند.
پرسشهای متداول
پاسخ ثبتشده «کش» است؛ واژهای دوحرفی با معنی کهن بغل و آغوش.
کش دو حرف دارد: ک و ش.
آغوش پنج حرف دارد و املای معیار آن با آ آغاز میشود.
خیر. کش معنیهای دیگری مانند بغل و آغوش در کاربردهای کهن، و همچنین معنیهای مربوط به کشیدن دارد.
املای معیار «آغوش» است؛ عنوان جدول بدون کلاه آ ثبت شده است.
جمعبندی
پاسخ «بغل و اغوش در جدول» واژهٔ دوحرفی «کش» است. کش در این سرنخ معنی کهن و لغتنامهای بغل، آغوش، بر یا پهلو را دارد و نباید با کش لاستیکی یا فعل کشیدن اشتباه شود. املای درست «آغوش» با آ است؛ بغل سه حرف و آغوش پنج حرف دارد، اما کش پاسخ کوتاه جدول است. حروف ک و ش و فضای ادبی سرنخ، جواب را مشخص میکنند.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!