پرش به محتوای اصلی

جاذبه در جدول

۱۰ دقیقه مطالعه
پاسخ جدول برای «جاذبه در جدول» کشش پاسخ سه‌حرفی: کشش؛ به معنی جذب، نیروی کشیدن یا تمایل

اگر در جدول کلمات متقاطع با سرنخ «جاذبه» روبه‌رو شده‌اید، پاسخ ثبت‌شدهٔ آن «کشش» است. «کشش» سه حرف دارد و از حروف ک، ش، ش تشکیل می‌شود. این واژه در زبان عمومی به معنی نیروی جذب یا تمایل است و در فیزیک نیز برای نیروها و پدیده‌هایی مانند کشش طناب و کشش سطحی به کار می‌رود.

جاذبه می‌تواند معنای علمی داشته باشد، مانند نیرویی که اجسام را به سوی یکدیگر می‌کشد، یا معنای مجازی، مانند جذابیت یک فرد یا مکان. «کشش» در هر دو فضا به مفهوم جذب شدن و به سوی چیزی رفتن نزدیک است. با این حال، کشش و گرانش همیشه مترادف کامل نیستند و در مقالهٔ حاضر تفاوت آن‌ها را هم توضیح می‌دهیم.

راهنمای سریع: جاذبه در جدول = «کشش»؛ سه حرف. واژه‌های نزدیک مانند «جذب»، «میل»، «رغبت» و «گرانش» ممکن است در سرنخ‌های دیگر بیایند، اما پاسخ این سرنخ «کشش» است.

معنی واژهٔ کشش

کشش از مصدر «کشیدن» ساخته شده و در اصل به عمل یا نیروی کشیدن اشاره دارد. از این معنای پایه، کاربردهای متنوعی پدید آمده است: طنابی که دو جسم را به خود می‌کشد، خاصیتی که فرد را به یک موضوع علاقه‌مند می‌کند، و جذابیتی که خواننده را تا پایان داستان همراه نگه می‌دارد.

در فرهنگ واژگان، کشش می‌تواند با جذب، جاذبه، میل، گرایش، رغبت، امتداد و کشیدگی ارتباط پیدا کند. هر یک از این هم‌معنی‌ها در جملهٔ خاصی طبیعی‌تر است. برای مثال «کشش عاطفی» به میل و جاذبهٔ روانی نزدیک است، «کشش سطحی» اصطلاح علمی است و «کشش داستان» به جذابیت روایت و ایجاد تعلیق اشاره دارد.

در جدول، طراح معمولاً از معنای کوتاه و عمومی استفاده می‌کند. بنابراین سرنخ «جاذبه» می‌تواند پاسخ کشش را بخواهد، حتی اگر خواننده ابتدا به «گرانش» یا «جذب» فکر کند. تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی این احتمال‌ها را جدا می‌کنند.

شمارش حروف و پاسخ جدول

«کشش» در شمارش معمول جدول سه حرف است: ک + ش + ش. دو شِ پشت سر هم در پایان، دو نویسه و دو جایگاه جدا محسوب می‌شوند، هرچند شکل نوشتاری واژه ممکن است برای چشم به صورت یک بخش پایانی دیده شود. اگر سه خانه در اختیار دارید و حروف تقاطعی ک، ش و ش را تأیید می‌کنند، پاسخ کامل شده است.

گاهی در توضیح‌های نادرست اینترنتی تعداد حروف کشش چهار ذکر می‌شود. در نوشتار فارسی معیار، کشش سه نویسه دارد. تفاوت میان «حرف» و «صدای واژه» نیز ممکن است باعث سردرگمی شود؛ برای حل جدول، معیار همان نویسه‌های نوشته‌شده در خانه‌هاست.

مثال تقاطعی: اگر الگوی پاسخ «ک _ _» باشد و دو خانهٔ بعدی از واژه‌های عمودی ش و ش به دست آید، «کشش» پاسخ درست است. «جاذبه» پنج حرف و «گرانش» پنج حرف دارد، بنابراین تعداد خانه‌ها راهنمای مهمی است.

کشش در معنای فیزیکی

در فیزیک و مهندسی، کشش می‌تواند نیرویی باشد که در یک طناب، سیم، کابل یا زنجیر کشیده‌شده ایجاد می‌شود. وقتی دو سر طناب تحت نیرو قرار می‌گیرند، طناب نیروی کششی را در امتداد خود منتقل می‌کند. این کاربرد با مفهوم «فشار» تفاوت دارد؛ فشار معمولاً جسم را می‌فشارد و کشش آن را می‌کشد یا دراز می‌کند.

«مقاومت کششی» نیز اصطلاحی در علم مواد است و به توان ماده برای تحمل نیروی کششی پیش از گسیختگی مربوط می‌شود. سیم فولادی، پارچه، پلاستیک و مواد ساختمانی ظرفیت‌های کششی متفاوتی دارند. این معنای تخصصی با جاذبهٔ انسانی یا جذابیت یک فیلم متفاوت است، اما همه از ایدهٔ اصلی کشیدن و جذب شدن به هم نزدیک‌اند.

کشش سطحی

کشش سطحی خاصیتی در سطح مایعات است که باعث می‌شود سطح مایع رفتاری شبیه یک پوستهٔ کشیده داشته باشد. قطره‌های آب، حرکت برخی حشرات روی سطح آب و شکل گرد قطرات با این پدیده ارتباط دارند. در این ترکیب، «کشش» نام یک نیروی جاذبهٔ عمومی نیست؛ بلکه به رفتار نیروهای میان مولکول‌های سطح مایع مربوط می‌شود.

کشش آوندی و مویرگی

در گیاهان، حرکت آب در آوندها با پیوستگی مولکول‌ها و چسبندگی به دیواره‌ها ارتباط دارد و در توضیح‌های علمی از مفاهیمی مانند کشش آوندی و خاصیت مویرگی استفاده می‌شود. این کاربردها نشان می‌دهند که کشش واژه‌ای گسترده است و فقط برای نیروی جاذبهٔ زمین به کار نمی‌رود.

تفاوت کشش، جاذبه و گرانش

این سه واژه در زبان روزمره گاهی به جای هم می‌آیند، اما بهتر است نقش هرکدام را جدا کنیم:

کشش
۳ حرف؛ نیروی کشیدن، جذب یا تمایل به سوی چیزی
جاذبه
۵ حرف؛ خاصیت یا نیروی جذب‌کننده، علمی یا مجازی
گرانش
۵ حرف؛ جاذبهٔ ناشی از جرم اجسام در فیزیک
جذب
۳ حرف؛ پذیرفتن یا به سوی خود کشیدن

جاذبه واژه‌ای گسترده است. جاذبهٔ یک شهر می‌تواند گردشگران را جذب کند، جاذبهٔ یک سخنرانی می‌تواند توجه مخاطب را نگه دارد و جاذبهٔ زمین اجسام را به سوی زمین می‌کشد. گرانش در معنای علمی دقیق‌تر، بر برهم‌کنش ناشی از جرم تأکید دارد و نمونهٔ مشهور آن جاذبهٔ زمین است.

کشش الزاماً منشأ گرانشی ندارد. کشش طناب، کشش سطحی آب و کشش عاطفی میان دو انسان از جنس گرانش زمین نیستند. بنابراین در جدول، «کشش» به عنوان مترادف جاذبه پذیرفتنی است، اما در متن علمی باید موضوع و نوع نیرو را مشخص کنیم.

کشش در روابط انسانی و روان‌شناسی

در زبان روزمره، «کشش» به علاقه یا تمایل درونی نیز گفته می‌شود. ممکن است فردی به هنر، ورزش، مطالعه یا یک حرفه کشش داشته باشد؛ یعنی به آن علاقه‌مند باشد و به سمتش گرایش پیدا کند. «کشش عاطفی» نیز برای علاقه و جذابیت میان افراد به کار می‌رود.

در این کاربرد، کشش با «میل»، «رغبت»، «گرایش» و «جاذبه» نزدیک است، اما شدت و بافت جمله تفاوت دارد. «علاقه» می‌تواند آگاهانه و آرام باشد؛ «کشش» گاهی حس نیرومندتری از جذب شدن را القا می‌کند. در جدول‌های ادبی، سرنخ «جاذبهٔ دل» یا «میل و رغبت» می‌تواند به «کشش» نزدیک شود.

مثال‌های روزمره

  • او از کودکی کشش زیادی به موسیقی داشت.
  • میان دو شخصیت داستان، کشش عاطفی شکل گرفت.
  • کشش به یادگیری زبان، تمرین او را پایدار کرد.
  • این سخنرانی کشش کافی برای همراه کردن مخاطب نداشت.

کشش داستانی و هنری

در داستان‌نویسی، کشش داستانی یعنی توانایی روایت برای برانگیختن کنجکاوی و ترغیب مخاطب به ادامه دادن. پرسش بی‌پاسخ، تعارض شخصیت‌ها، خطر، راز و انتظار برای نتیجه می‌توانند کشش بسازند. وقتی می‌گوییم «این فیلم کشش دارد»، منظور نیروی فیزیکی نیست؛ یعنی روایت جذاب است و توجه را حفظ می‌کند.

در تبلیغات و هنر نیز «کشش» می‌تواند به جاذبهٔ بصری یا عاطفی اثر اشاره کند. رنگ، موسیقی، داستان، چهرهٔ بازیگر یا ایدهٔ تازه مخاطب را جذب می‌کند. این کاربرد به «جذابیت» و «گیرایی» نزدیک است و برای سرنخ‌های جدول ادبی می‌تواند پاسخ مناسبی باشد.

واژه‌های هم‌معنی و نزدیک

در سرنخ‌های مشابه، حروف تقاطعی میان واژه‌های نزدیک تصمیم نهایی را می‌گیرند. گزینه‌های زیر هرکدام در موقعیت خاصی به کشش نزدیک‌اند:

  • جذب: به سوی خود کشیدن یا پذیرفتن؛ سه حرف.
  • میل: خواستن و گرایش درونی؛ سه حرف.
  • رغبت: علاقه و تمایل؛ پنج حرف.
  • گرایش: تمایل به سمت یک موضوع یا گروه؛ شش حرف.
  • جاذبه: نیروی جذب یا جذابیت؛ پنج حرف.
  • گرانش: نیروی مربوط به جرم و جاذبهٔ فیزیکی؛ پنج حرف.
  • کشش: جذب، نیروی کشیدن یا تمایل؛ سه حرف.
  • جذابیت: گیرایی و توان جذب کردن؛ هفت حرف.

«دافعه» نقطهٔ مقابل جاذبه و کشش است و به دورکنندگی اشاره دارد. «فشار» نیز نیرویی متفاوت از کشش است، هرچند هر دو در مکانیک به نیرو و تغییر شکل مربوط می‌شوند. شناخت متضادها هم در حل جدول سودمند است، چون برخی طراحان سرنخ را به صورت «مخالف جاذبه» یا «نیروی دورکننده» می‌آورند.

جاذبه در چند حوزه

جاذبهٔ زمین

جاذبهٔ زمین باعث می‌شود اجسام نزدیک سطح زمین به سمت آن شتاب بگیرند. در زبان علمی، گرانش اصطلاح دقیق‌تری برای برهم‌کنش میان جرم‌هاست. در گفتار عمومی «قوهٔ جاذبه» همان مفهومی است که ما را روی زمین نگه می‌دارد و باعث سقوط اشیا می‌شود.

جاذبهٔ مغناطیسی و الکتریکی

آهن‌ربا می‌تواند برخی مواد را جذب کند و بارهای الکتریکی نیز بر یکدیگر نیرو وارد می‌کنند. این نیروها با گرانش یکسان نیستند، اما در زبان عمومی ممکن است با واژهٔ کلی جذب یا جاذبه توصیف شوند. کشش مغناطیسی نیز ترکیبی طبیعی در متن‌های فنی است.

جاذبهٔ انسانی و گردشگری

وقتی از جاذبهٔ یک شخص، شهر یا بنا صحبت می‌کنیم، منظور توانایی آن برای جذب نگاه، علاقه یا بازدید است. در این فضا، کشش با جذابیت و گیرایی هم‌معنی‌تر از نیروی فیزیکی است.

راهنمای حل سرنخ در جدول

  1. تعداد خانه‌ها را بشمارید؛ «کشش» سه حرف دارد.
  2. حرف اول را با تقاطع بررسی کنید: ک، نه گ یا ج.
  3. دو خانهٔ بعدی باید ش و ش باشند.
  4. اگر سرنخ به نیروی جذب اشاره دارد، جاذبه، جذب و گرانش را هم در ذهن داشته باشید، اما به طول واژه دقت کنید.
  5. اگر سرنخ ادبی یا عاطفی است، معنای تمایل و جذابیتِ کشش را بررسی کنید.

یک پاسخ سه‌حرفی به سرنخ «جاذبه» می‌تواند «جذب» یا «کشش» باشد. تفاوت حروف تقاطعی تعیین می‌کند کدام درست است: جذب با ج شروع می‌شود، اما کشش با ک. اگر پاسخ از حرف اول ک و پایان شش برخوردار باشد، «کشش» گزینهٔ روشن‌تری است.

پرسش‌های متداول

جاذبه در جدول سه حرفی چیست؟
پاسخ ثبت‌شده «کشش» است؛ «جذب» نیز در بعضی سرنخ‌های نزدیک ممکن است.
کشش چند حرف دارد؟
کشش سه حرف دارد: ک، ش، ش.
آیا کشش و گرانش یکی هستند؟
خیر. گرانش جاذبهٔ ناشی از جرم است، اما کشش کاربردهای گسترده‌تری مانند طناب، سطح مایع و تمایل انسانی دارد.
جاذبهٔ انسانی با کشش چه ارتباطی دارد؟
هر دو می‌توانند به علاقه، جذابیت و تمایل یک فرد به فرد یا موضوع دیگر اشاره کنند.
فرق جاذبه و جذب چیست؟
جاذبه بیشتر نام خاصیت یا نیروی جذب‌کننده است؛ جذب می‌تواند خودِ عمل کشیده شدن یا پذیرفته شدن را نشان دهد.

جمع‌بندی

پاسخ «جاذبه در جدول» واژهٔ سه‌حرفی «کشش» است. کشش می‌تواند نیروی کشیدن در طناب و مواد، پدیده‌ای مانند کشش سطحی، یا تمایل و جذابیت در روابط انسانی و داستان باشد. جاذبه مفهومی گسترده‌تر است و گرانش شکل تخصصی‌تری از جاذبهٔ مربوط به جرم‌هاست. برای حل سرنخ، حروف ک، ش، ش و تعداد سه خانه را بررسی کنید و «کشش» را با گزینه‌های نزدیک مانند جذب، جاذبه و گرانش اشتباه نگیرید.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.